پیام مهر و میهن
تأکید فردوسی برای پرهیز از تفرقه و ضرورت همدلی
قدمعلی سرامی
شاهنامه پژوه
شاهنامه با جمله «به نام خداوند جان و خرد کزین برتر اندیشه بر نگذرد» آغاز میشود. من معتقدم «خداوند جان و خرد» که فردوسی در مقدمه شاهنامه آورده است، فقط منظور خدای عالم نیست، او میگوید سخنم را هم با نام خدای جهانآفرین آغاز میکنم و هم با نام انسان که تنها موجود دارای جان و خرد و بر اساس تأکیدات قرآن کریم «خلیفه﮴ الله» است:
تو را از دو گیتی بر آوردهاند
به چندین میانجی بِپروردهاند
نخستین فطرت پسین شمار
تویی خویشتَن را به بازی مدار
انسان از مراحل مختلفی از جمله جمادات، نباتات و حیوانات گذر کرده تا به انسانیت برسد. همه کارکرد جهان دگرگون شده تا انسان پیدا شده است، پس باید قدر خود را بداند. پیام بزرگ فردوسی در همه ابیات شاهنامه این است که اول و آخر این کیهان تو هستیای انسان، پس باید خودت را جدی بگیری، چرا که از تو بالاتر و والاتر نیست.
دیگر آنکه تأکید بر هویت ایرانی و توصیه به مهر در همه جای شاهنامه وجود دارد. اساس اینکه انسانها بهم دلبسته میشوند، خویشاوندی است، کینه و عدوات وقتی شروع میشود که به مهر و خون تعدی میشود. فریدون که در شاهنامه پادشاه جهان معرفی میشود، دنیا را بین سه پسر خود تقسیم میکند. ایران را به ایرج، توران را به تور و غرب دنیای آن زمان را به سلم میدهد. برادران با هم درگیر میشوند، چون بخش بهتر به پسر کوچکتر (ایرج) رسیده است. در آخر هم این داستان تا جایی ادامه پیدا میکند که ایرج به دست تور کشته میشود. این برادرکشی که در ادبیات فارسی آغاز بسیاری از مشکلات است، در ادبیات سامی - که عربی هم جزو آن محسوب میشود- به داستان هابیل و قابیل میرسد.
یکی از بدترین موضوعات در عالم به تعبیر حماسه، عرفان و اساطیر، برادرکشی است، چون همه انسانها به خصوص در آیین ایرانی با هم برادر هستند. ایرانیان در روزگار مهرپرستی -میترائیسم- قبل از آنکه زرتشتیگری شروع شود، همدیگر را برادر خود میدانستند. این اندیشه برادری در ادبیات اسلامی نیز جایگاه مهمی دارد، البته آنجا میگویند مؤمنون: «انما المؤمنون اخوه».
برادری همه انسانها با یکدیگر در آیین پارسی جلوهگر است و در اصل مکتب پارسایی از ایران به همه جهان میرود. خداوند در قرآن میگوید: «ای مردم، ما همه شما را اول از مرد و زنی آفریدیم و آن گاه شعبههای بسیار و فرق مختلف گردانیدیم تا یکدیگر را بشناسید، همانا بزرگوار و با افتخارترین شما نزد خدا با تقواترین شمایند، همانا خدا کاملاً دانا و آگاه است.» حافظ نیز در یکی از غزلهای خود میگوید: «خوبان پارسیگو بخشندگانِ عمرند/ ساقی بده بشارت رندانِ پارسا را» فارسی و پارسا یک بن و ریشه دارند. در شرایط فعلی که روزگار جنگ و مذاکرات را میگذرانیم، به تعبیر شاهنامه باید خودمان را جدی بگیریم، با هم برادر باشیم، از تفرقه دوری کنیم و بر ضد هم نباشیم:
بنیآدم اعضای یک پیکرند
که در آفرینش ز یک گوهرند
چو عضوی بهدرد آورد روزگار
دگر عضوها را نماند قرار
تو کز محنت دیگران بیغمی
نشاید که نامت نهند آدمی
وقتی شایستگی انسانی پیدا کردیم باید بکوشیم تا جای ممکن ستیز را در بین خود نابود کنیم. اگر با دیگران هم ستیزی پیش آمد، آن را حل و فصل کنیم. در اندیشه ایرانی هر انسانی دو مادر دارد؛ مادر خون و مادر خاک. خاک منظور میهن ما است، همانطور که احترام مادر خود را حفظ میکنیم، باید هزاران برابر مادر خاکی خود را دوست داشته باشیم. این است که فردوسی میگوید: «چو ایران نباشد تن من مباد.» تمام پیام شاهنامه این است که بگوید سرزمین خود را دوست بدارید و از آن حفاظت کنید.
پیشنهاد من آن است که کتابی برای همه ساکنان کره زمین نوشته شود، یک اثر فشرده از اندیشههای شاهنامه که به همه زبانهای بزرگ جهان ترجمه شود. همچنین بایستی در مدارس ایران در همه دورهها و پایهها شاهنامه تدریس شود.

