۱۰ کارشناس روابط بین الملل دیدار رؤسای جمهوری چین و آمریکا را ارزیابی کردند
ترامپ مقهور قدرتنمایی شی
شی برای این لحظه آماده شده بود
جولیان گورتس
مدیر امور چین در شورای امنیت ملی در دولت بایدن
فرمولبندی جدید چین درباره روابط با آمریکا در واقع با هدف «قفل کردن این مرحله از بنبست راهبردی برای باقیمانده دوره ترامپ و در حالت ایدهآل فراتر از آن» است. شی جینپینگ سالها تلاش کرده تا برای این لحظه آماده شود؛ لحظهای که یک رئیسجمهوری آمریکا را بهعنوان همتراز به پکن بیاورد، بهگونهای که در سراسر جهان نیز چنین درکی از او وجود داشته باشد؛ و اکنون این اتفاق در حال رخ دادن است. در این چهارچوب، پکن به دنبال مدیریت یک رقابت بلندمدت و کنترلشده است؛ رقابتی که در آن تنشها قابل پیشبینی بمانند و از تبدیل شدن به بحرانهای ناگهانی جلوگیری شود. این رویکرد به چین اجازه میدهد همزمان با افزایش قدرت اقتصادی و فناوری خود، از درگیری مستقیم با آمریکا فاصله بگیرد و زمان بخرد تا موازنه قدرت بهتدریج تغییر کند.
تنگه هرمز فشار معکوس چین به آمریکا
تریتا پارسی
نایب رئیس اجرایی مؤسسه کوئینسی
درست پیش از دیدار ترامپ با شی جینپینگ، خبرگزاریهای ایرانی گزارش دادند که کشتیهای چینی عبور از تنگه هرمز را تحت مکانیزم تعیینشده توسط ایران آغاز کردهاند. در حالی که پکن پرداخت «عوارض» را رد میکند، اما برای پرداخت «هزینه اداری جهت نگهداری زیستمحیطی» تنگه اعلام آمادگی کرده است. (که در واقع صرفاً روش دیگری برای نامگذاری همان عوارض است) این توافق، فشار آمریکا بر چین برای همراهی با ایالات متحده جهت «باز کردن» تنگه را خنثی میکند؛ چرا که این آبراه اکنون به روی چین باز است. در واقع، این اتفاق فشار را معکوس میکند. اگر ایالات متحده به عنوان بخشی از محاصره خود، از عبور این کشتیها جلوگیری کند، ترامپ وارد نبردی با شی خواهد شد که بازنده آن است؛ آن هم در حالی که در پکن حضور دارد. به جای اینکه ترامپ به چین فشار بیاورد تا به بازگشایی تنگه کمک کند، این چین خواهد بود که به آمریکا فشار میآورد تا اطمینان حاصل کند تنگه برای کشتیهای چینی مسدود نمیشود. این یکی دیگر از مواردی است که نشان میدهد پذیرش پیشنهاد بنیاد دفاع از دموکراسیها (FDD) توسط ترامپ برای «محاصره محاصره»، نتیجه معکوس برای ایالات متحده داشته است.
دست بالای چین در تشدید تنش اقتصادی
تئودور بانزل
مدیرعامل و رئیس بخش مشاوره ژئوپلتیکی شرکت لازارد
به نظر میرسد ایالات متحده در مذاکرات تجاری با چین در وضعیت دشواری قرار گرفته است. پیش از سفر ترامپ به چین، واشنگتن در 14 می وارد مذاکرات تجاری با پکن شد و به دنبال تمدید مهلت محدودیتهای صادرات عناصر خاکی کمیاب چین و همچنین وعدههای کلی برای خرید بیشتر محصولات کشاورزی و انرژی آمریکا بود.
دولت آمریکا ممکن است مجبور شود در زمینه لغو برخی کنترلهای صادراتی بر فناوریهای پیشرفته یا حتی کاهش حمایت آمریکا از تایوان امتیازاتی بدهد. بهطور غیررسمی، برخی اعضای دولت آمریکا ممکن است اعتراف کنند که در حال حاضر، چین در تشدید اقتصادی تنشها دست بالا را دارد.
اگر رقابت میان ایالات متحده و چین مهمترین روایت ژئواکونومیک قرن بیستویکم باشد، این رویداد برای واشنگتن خبر خوبی نخواهد بود. همانطور که اقتصاددان نیل شیرینگ در کتاب The Fractured Age بهطور دقیق استدلال میکند، اقتصاد جهانی بهطور اجتنابناپذیر در حال تقسیم شدن به دو بلوک است: یکی با محوریت ایالات متحده و دیگری با محوریت چین.
نمایش ژئوپوپلتیک در پکن
آیزاک آرنسدورف
نویسنده ارشد واشنگتن پست
دونالد ترامپ برای نشست این هفته با همتای چینیاش، شی جینپینگ، نامی را پذیرفت و با اشارهای طنزآمیز به نشست «گروه هفت» (G7) متشکل از بزرگترین اقتصادهای جهان گفت: «این دو کشور بزرگ هستند. من اسمش را G2 میگذارم. این همان G2 است.» او این سخنان را در مصاحبهای با شان هنیتی از شبکه فاکسنیوز بیان کرد؛ مصاحبهای که جمعه پخش شد و پس از دیدار دوجانبه روز پنجشنبه با شی ضبط شده بود. ترامپ افزود: «فکر میکنم این اتفاق بهعنوان لحظهای بسیار مهم در تاریخ ثبت شود.»
تحلیلگران گفتند گرچه این عبارت را ترامپ به زبان آورد، اما تصویر دو ابرقدرت در جایگاهی برابر دقیقاً همان چیزی بود که شی میخواست از این سفر به نمایش بگذارد. طی دو روز دیدار در پکن، تشریفات حسابشده و نمایشهای نمادین، همراه با رفتارهای متقابلِ دوستانه و محترمانه میان دو مرد قدرتمند جهان، نوعی پویایی ژئوپوپلتیکی را به تصویر کشید که چینیها مدتها آرزویش را داشتند و آمریکاییها در برابر آن مقاومت کرده بودند.
تنهایی واشنگتن در بنبست جنگ با ایران
یو چن لی
ستوننویس روزنامه گاردین
دونالد ترامپ ادعا کرده است که ایالات متحده و چین درباره پایان جنگ در ایران «احساس بسیار مشابهی» دارند، اما هیچ جزئیاتی درباره یک پیشرفت احتمالی ارائه نکرده است. با اینکه حدود نیمی از نفت خام چین از تنگه هرمز عبور میکند و حتی اگر درگیری در خاورمیانه ادامه پیدا کند ممکن است باعث رکود جهانی شود و تقاضا برای صادرات این کشور را کاهش دهد. با این حال، بسیاری در پکن معتقدند که بحران ایران مسئولیت چین نیست. ژو بو، سرهنگ بازنشسته ارتش و پژوهشگر ارشد مرکز امنیت و راهبرد بینالمللی در دانشگاه تسینگهوا، گفت: «در مورد ایران، چین قطعاً میخواهد کمک کند، اما من حرفهای روبیو را خواندم: او عملاً سعی دارد بار مسئولیت را بر دوش چین بیندازد. در چین یک ضربالمثل داریم: مثل این است که بگویی: چرا باید من کثافت تو را تمیز کنم؟»
موازنه جدید میان پکن- واشنگتن
وو شینبو
استاد مطالعات بینالملل در دانشگاه فودان و مشاور دولت چین
توازن قدرت میان آمریکا و چین در حال «حرکت به سمت برابری بیشتر» است. در گذشته همیشه به نظر میرسید ایالات متحده دست بالا را دارد و پیوسته بر چین فشار وارد میکند و در موضع تهاجمی است. اما اکنون میتوان گفت دو کشور به نقطهای از تعادل جدید رسیدهاند.
این برابری صرفاً یک برداشت سیاسی نیست، بلکه بازتاب تغییرات واقعی در ظرفیتهای اقتصادی، صنعتی و فناورانه دو طرف است؛ جایی که چین در برخی حوزهها از تقلید صرف عبور کرده و به رقابت مستقیم با آمریکا رسیده است. نتیجه این وضعیت، شکلگیری یک رقابت پیچیدهتر است که هر دو طرف در حال تنظیم رفتار خود بر اساس محاسبه هزینه و ریسک متقابل هستند.
هشدار توسیدیدی رهبر چین به ترامپ
شورای سردبیری روزنامه وال استریت ژورنال
چه کسی فکر میکرد شی جین پینگ یک دانشآموز تاریخ یونان باستان باشد؟ رئیسجمهوری چین در نشست روز پنجشنبه با دونالد ترامپ درباره «تله توسیدید» هشدار داد، اما نباید فریب این ارجاع تاریخی را خورد. پیام واقعی او هشدار به آقای ترامپ بود که با دخالت در طرحهای چین برای بازپسگیری تایوان خطر جنگ را افزایش ندهد.
توسیدید، تاریخنگار بزرگ یونان باستان در جنگ پلوپونزی بود و استدلال میکرد که صعود آتن باعث ترس اسپارت شد و در نهایت به جنگ انجامید. گراهام آلیسون، دانشمند علوم سیاسی دانشگاه هاروارد، این مفهوم را با عنوان «تله توسیدید» رایج کرد و نشان داد در تاریخ دستکم دوازده بار، زمانی که یک قدرت در حال صعود، قدرتی تثبیتشده را به چالش کشیده، نتیجه جنگ بوده است.
اما نکتهای که در این قیاس برای شی جینپینگ جذاب است چیست؟ در نگاه او، چین قدرتی در حال صعود و آمریکا هژمونی است که از پیشی گرفتهشدن بیم دارد. او در واقع بهطور صریح به ترامپ هشدار میدهد که در مسیر اهداف چین دخالت نکند، وگرنه نتیجه میتواند یک جنگ ویرانگر باشد.
چابلوسی ترامپ در مقابل قاطعیت شی
دیوید سنگر
ستون نویس ارشد نیویورک تایمز
برخلاف لحن تندی که دونالد ترامپ در داخل آمریکا درباره چین به کار میبرد، او در دیدار با شی جینپینگ، رهبر چین، با لحنی آشتیجویانه صحبت کرد. ترامپ خطاب به شی گفت: «شما رهبر بزرگی هستید»؛ اما شی ابتدا وارد بحث تعیین حدود و خطوط روابط دو کشور شد. او گفت خط قرمز، تایوان است و کاملاً روشن کرد که تلاش ترامپ برای نزدیک شدن به چین ممکن است از همان ابتدا شکست بخورد، اگر در تلاش بلندمدت چین برای بهدست گرفتن کنترل این جزیره خودگردان دخالت کند.این تفاوتِ لحن، مستقیماً نشاندهنده سطح تازهای از اعتمادبهنفس و اقتداری بود که شی، با وجود چالشهای اقتصادی داخلی، در سخنرانیهای عمومی خود پیدا کرده است؛ آن هم در شرایطی که ایالات متحده را درگیر تنگه هرمز و یک رویارویی دیگر در خاورمیانه میبیند؛ بحرانی که خروج آسانی از آن وجود ندارد.این لحن همچنین بازتابدهنده توازن جدید میان این دو رقیب بود. شی کاملاً حسابشده و طبق برنامه ظاهر شد و هیچ تردیدی باقی نگذاشت که با وجود تمام مشکلات چین، از کاهش قیمتها و افت جمعیت گرفته تا ترکیدن حباب بازار مسکن زمان آن رسیده که چین بهعنوان یک ابرقدرت همتراز عمل کند.
صراحت بیسابقه چینیها برای تایوان
پاملا کندی
معاون مدیر برنامه چین در مرکز استیمسون
در حالیکه دونالد ترامپ خواستههای گستردهای برای افزایش هزینههای دفاعی مطرح کرده و همزمان رویکردی غیرقابلپیشبینی در قبال چین در پیش گرفته است، روابط واشنگتن با تایوان با فشار و فرسایش روبهرو شده است. در همین چهارچوب، هشدار صریح شی جین پینگ به ترامپ در جریان نشست اخیر آمریکا–چین، بر حساسیت این لحظه تأکید دارد؛ جایی که او تصریح کرد: «مسأله تایوان مهمترین موضوع در روابط آمریکا و چین است» و هشدار داد که در صورت مدیریت نادرست، دو کشور میتوانند به «درگیری یا حتی جنگ» کشیده شوند. این اظهارات، بازتابدهنده فضای بیاعتمادی فزایندهای است که همزمان روابط آمریکا و تایوان را نیز تحت تأثیر قرار داده است.
اگرچه در ظاهر منافع اقتصادی، امنیتی و فناورانه آمریکا و تایوان بویژه در حوزه زنجیره تأمین تراشههای پیشرفته و هوش مصنوعی به هم گره خوردهاند، اما رویکرد معاملهمحور دولت ترامپ این پیوند را دچار تنش کرده است. این در حالی است که سیاست سنتی آمریکا در قبال تایوان بر «ابهام راهبردی» استوار است؛ یعنی واشنگتن عمداً مشخص نمیکند در صورت بحران در تنگه تایوان چه واکنشی نشان خواهد داد، اما همزمان با هرگونه تغییر یکجانبه در وضعیت موجود مخالفت میکند. این رویکرد برای بازدارندگی چین و تایوان طراحی شده، اما کارآمدی آن وابسته به اعتماد تایوان به تعهد آمریکا است؛ اعتمادی که در سالهای اخیر کاهش یافته و میتواند محاسبات امنیتی در منطقه را تغییر دهد.
در همین حال، فشارهای نظامی، اقتصادی و سایبری چین علیه تایوان در حال افزایش است و شی جین پینگ مسأله تایوان را بخشی از میراث سیاسی خود میداند. این فشارها، همراه با تردید درباره حمایت آمریکا و تغییرات احتمالی در سیاست داخلی تایوان (از جمله امکان چرخش سیاسی در انتخابات ۲۰۲۸) میتواند توازن شکننده فعلی را بر هم بزند و تنشهای جدیدی میان واشنگتن و تایپه ایجاد کند، بویژه در شرایطی که آمریکا بر زنجیره تأمین، نیمهرساناها و بازدارندگی منطقهای تمرکز فزاینده دارد.
پیامدهای ژئوپلتیک سفر ترامپ به چین برای ایران و نظم منطقهای
حامد وفایی
استاد مطالعات چین دانشگاه تهران
سفر رسمی دونالد ترامپ به پکن در روزهای ۱۳ تا ۱۵ مه ۲۰۲۶ (۲۳ تا ۲۵ اردیبهشت ۱۴۰۵)، اولین بازدید یک رئیسجمهوری آمریکایی از چین پس از سال ۲۰۱۷ بود. این سفر در بستری از تنشهای جهانی، بویژه جنگ و تجاوز نظامی آمریکا و اسرائیل به ایران در فوریه ۲۰۲۶، اختلال شدید در ناوبری تنگه هرمز و بحران انرژی جهانی انجام شد و از این جهت توجهات جهانی را به خود جلب کرد. از منظر ژئوپلتیک، این سفر را باید تلاش دو قدرت مهم جهانی برای مدیریت رقابت استراتژیک خود در شرایطی دانست که حداقل به باور پکن «تله توسیدید» همچنان تهدیدکننده مناسبات آنهاست، اما آنگونه که از شواهد برمیآید ضرورتهای اقتصادی و امنیتی، دوطرف را به سمت تعریف فضایی از «ثبات در رقابت سازنده» سوق داده است.
پارادایم شیفتی تعیین کننده برای ایران
نخستین نکته این سفر به تعویق آن به دلیل تجاوز مشترک آمریکا و اسرائیل به ایران و پاسخهای تلافیجویانه تهران و مسدودسازی عملی تنگه هرمز مربوط است که نشاندهنده افزایش وزن منطقه غرب آسیا در محاسبات واشنگتن-پکن است. در اینجا پارادایم شیفت مهمی رخ داده که مستقیماً با منافع ملی ایران مرتبط میشود. در حالی که بر مبنای اسناد امنیت ملی واشنگتن و پیشبینیهای صورت گرفته جنوب و شرق آسیا باید امروز مورد تمرکز شی و ترامپ قرار میگرفت اما سهم مهمی از مباحث غیردوجانبه دو قدرت جهانی به غرب آسیا و تحولات آن اختصاص یافت.
در این میان چین که به عنوان بزرگترین خریدار نفت ایران، بیش از ۸۰ درصد صادرات نفتی تهران را جذب میکند و برای تأمین انرژی خود بیش از هر زمان به ثبات در خلیج فارس وابسته است باید به هماهنگی در مواضع خود با قدرت مهاجم به این منطقه که از قضا اولین تهدید امنیتی او نیز به حساب میآید بپردازد.
در این میان جمهوری اسلامی ایران در پاسخ به تجاوز غیرقانونی آمریکا و اسرائیل که به باور بسیاری از کشورهای جهان از جمله چین نقض آشکار حاکمیت ملی ایران، منشور سازمان ملل و حقوق بینالملل بود، اقدام به عملیاتهای دفاعی، از جمله اعمال محدودیت تردد در تنگه هرمز کرد و تأکید نمود که تنگه برای کشتیهای تجاری غیرمرتبط با متجاوزان باز است، اما محاصره و حضور نظامی آمریکا مانع اصلی جریان آزاد انرژی است. این موضع، «اهرمی ژئوپلتیک» را برای ایران در امر مقابله با تجاوز غیرقانونی آمریکا و رژیم اسرائیل ایجاد کرد و به موضوعی در جریان رایزنیهای ترامپ در پکن تبدیل شد که در مواضع او در منطقه حفاظت شده جونگ ننهای در پکن نیز مورد اشاره مستقیم قرار گرفت. یکی از نکات مهم مرتبط با تحولات غرب آسیا و تنگه هرمز که در جریان سفر ترامپ به پکن رخ نمود، توافقهای اولیه طرفین برای افزایش دسترسی شرکتهای آمریکایی و سرمایهگذاریهای متقابل آنها با چین بود که در همین راستا پکن نیز علاقهمندی خود به خرید بیشتر انرژی از منابع متنوع (از جمله آمریکا) را به ترامپ ابراز کرد تا با متعادلسازی وزن بازیگران این حوزه، گامی عملیاتی نیز در راستای کاهش وابستگی انرژیک خود به خاورمیانه برداشته باشد. در مذاکره با ترامپ هر چند که موضوع تایوان به عنوان مسأله اول روابط چین و آمریکا مورد تأکید شی جین پینگ قرار گرفت اما نمیتوان منکر این واقعیت شد که بحران تنگه هرمز که چین پیش از این برای حل آن پیشنهاداتی را روی میز گذاشته و از دغدغههای مهم ایالات متحده نیز به حساب میآید، از موضوعات مهم مورد تبادل نظر چین و آمریکا در روزهای اخیر بوده است.
از دیدگاه ژئوپلتیک، تجاوز آمریکا و اسرائیل به ایران، تنگه هرمز را به میدان اصلی تقابلهای منطقهای و جهانی تبدیل کرده و طبعاً اختلالات جاری در ناوبری قیمت انرژی را افزایش داده و فشارهای جهانی را بر همه طرفها وارد آورده است. اکنون چین، که میلیاردها دلار در ابتکار کمربند و جاده سرمایهگذاری کرده، نمیتواند اجازه دهد این بحران طولانی شود و بر همین اساس همزمان با تداوم خرید انرژی از ایران در پی اجرای نوعی از میانجیگری که میتوان آنرا «ریسکپذیری کنترلشده» نامید برآمده است.
در این میان و در حالی که برخی منابع از احتمال بدهبستان چین و آمریکا بر سر ایران در برابر امتیازاتی در تایوان یا حوزه فناوری سخن گفتهاند که میتواند تهران و مسائلش را به «کارتی برای معامله قدرتها» تبدیل کند این امر گویا از سوی تهران مورد توجه و تدقیق قرار گرفته و سید عباس عراقچی به عنوان مسئول دیپلماسی جمهوری اسلامی را پیش از سفر ترامپ به پکن به دیدار حضوری با وانگ یی و پس از آن سفر به هند و دیدار مقامات هندی و روسی در دهلی نو ترغیب و به نوعی تلاش مهم برای شکل دهی به یک دیپلماسی جندجانبه خنثی ساز این معضل واداشت.
اما نکته دیگر اینکه این سفر در بحبوحه بحران هرمز و غرب آسیا میتواند به عنوان اقدامی از سوی پکن و واشنگتن برای ایجاد تعادل قدرت در خلیج فارس به نفع صادرکنندگان انرژی در این حوزه نیز تعبیر شود و البته با فراهم کردن فرصت کشورهای منطقه جهت کسب امتیاز از رقابت آمریکا و چین فضایی را نیز برای «چندقطبیگرایی منطقهای» ایجاد کند که در این فضا برای ایران، تقویت و گسترش روابط با بریکس، شانگهای و همسایگان ضروریتر مینماید.
لزوم واقعگرایی راهبردی
در بازتنظیم مناسبات منطقهای و بینالمللی
هر چند که برای روشن شدن ابعاد سفر ترامپ به چین باید کمی صبر اختیار کرد اما این رویداد مهم نمونهای از «مدیریت رقابت در نظام نوظهور چندقطبی» است که در عین فرصتهایی که برای بازی هوشمندانه احتمالی تهران فراهم میآورد، حاوی هشدارهایی هم هست.
در این میان دستگاه دیپلماسی جمهوری اسلامی ایران باید با حفظ اصول دفاعی و حقوقی خود در برابر متجاوزان، با بهرهگیری از ظرفیت بیبدیلی که دلاورمردی سربازان میهن و میدان و همچنین پایداری و وفاداری مردمان مظلوم و قدرتمند این سرزمین در اختیارش گذارده، با قرار دادن بستهای جامع، راهبردی و چندجانبه روی میز، با تضمین تعاملات آتی انرژیک خود با قدرتهایی چون چین و تحقق مشارکت عمیقتر در ابتکارات جهانی این کشور با مذاکرات هدفمند، دقیق و راهبردی، از پنجره فرصت طلایی ایجاد شده بهره جسته و تعاملی عزتمندانه و حساب شده با چین را در دستور کار خویش قرار دهد.
نباید از یاد برد که هر چند روابط ایران و چین مناسباتی ریشهدار است، اما در ژئوپلتیک امروز نظام بینالملل، منافع پایدار در سایه زنجیرههای تولید و ارزش حکمفرماست. تهران، امروز میتواند با درک دقیق از تحولات جاری در مناسبات پکن-واشنگتن که رگههایی از آن در فضای بین خطوط مذاکرات شی و ترامپ قابل رصد است، جایگاه خود را به عنوان یک بازیگر تأثیرگذار منطقهای و نه مهرهای در معاملات قدرتهای بزرگ تثبیت کند. سفر ترامپ به پکن و دیدارش با شی جین پینگ به ناظران تحولات جاری یادآوری میکند که دیپلماسی هوشمندانه، هدفمند و بلندمدت در صورت همراهی با اهرمهای واقعی همچون تنگه هرمز میتواند به مثابه کلید بقا در قرن آسیایی عمل کند.

