بازخوانی اولین نمایش فیلم جدید اصغر فرهادی در جشنواره کن
تولد خلاقیت از دل آشفتگی
از «گاو» تا «داستانهای موازی»؛ شش دهه روی فرش کن
نام اصغر فرهادی حالا یک برند معتبر سینمایی است که هر اثرش میتواند توجه مخاطبان جهانی سینما را جلب کند و این یک سرمایه فرهنگی بزرگ برای فرهنگ و هنر ایرانی است.
گروه فرهنگی/حضور دهمین فیلم اصغر فرهادی به نام «داستانهای موازی» در هفتاد و نهمین دوره جشنواره کن، بار دیگر نام ایران و سینمای ایران را در کانون توجه جهانی قرار داد. نام اصغر فرهادی حالا یک برند معتبر سینمایی است که هر اثرش میتواند توجه مخاطبان جهانی سینما را جلب کند و این یک سرمایه فرهنگی بزرگ برای فرهنگ و هنر ایرانی است. فرش قرمز «داستانهای موازی» پیش از اولین نمایش جهانی فیلم با حضور ستارههای سینمای فرانسه برگزار شد.ایزابل هوپر و کاترین دنگ در کنار دیگر ستارههای سینمای فرانسه از جمله ونسان کسل، ویرژینی افیرا، آدام بسا در این مراسم حضور داشتند. فیلم جدید اصغر فرهادی در اولین نمایش جهانی خود از ساعت ۲۰:۳۰ در سالن لومیر کاخ جشنواره به نمایش گذاشته شد که با مدت زمان ۲ ساعت و ۲۰ دقیقه همزمان با رونمایی در جشنواره کن در تاریخ ۱۴ مه، اکران خود را در سینماهای فرانسه نیز آغاز کرد. این فیلم یکی از آثار بخش مسابقه اصلی جشنواره کن است و بر اساس قوانین این جشنواره همه آثار بخش مسابقه اصلی باید در سینماهای فرانسه اکران تجاری شوند.
واکنشهای متفاوت
به فیلم فرهادی
دهمین فیلم فرهادی که سومین فیلم او بعد از «گذشته» و «همه میدانند» است، خارج از جغرافیای ایران ساخته شده و همچون آثار قبلی او با واکنشهای متفاوتی از سوی مخاطبان و منتقدان همراه شد. برخی آن را نوعی ساختار شکنی و تجربه تازه در درون جهان سینمایی فرهادی دانستند و جسارت او در خلاقیت نو را تحسین کردند و برخی هم این تجربه را به آشفتگی درام تعبیر کردهاند. در ادامه به برخی از مهمترین این واکنشها میپردازیم.
داستانی درباره خلاقیت و تخیل
دیوید هاموند از نشریه ددلاین درباره فیلم جدید فرهادی در جشنواره کن نوشت:« اصغر فرهادی کارگردان بزرگ ایرانی، برای پنجمینبار با فیلمی که در اولین نمایش خود در پنج سال اخیر ساخته شد و بدون شک جزو بهترین کارهایش به شمار میرود، به رقابت کن بازمیگردد. این یک سطح بالا و دشوار است؛ زیرا دو تا از فیلمهای او «جدایی نادر از سیمین» (۲۰۱۱) و «فروشنده» (۲۰۱۶)، هر دو برنده جایزه اسکار بهترین فیلم بینالمللی شدهاند. آخرین فیلم او «قهرمان» (۲۰۲۱) نیز جایزه بزرگ هیأت داوران کن را از آن خود کرد.»
به گفته هاموند: «فرهادی با بازگشت با فیلم گیرا و بازآفرینی شده و هوشمندانه «داستانهای موازی» و دوباره کار کردن در خارج از کشورش، یک فیلم فرانسوی ساخته است که به طرز ماهرانهای سرگرمکننده است؛ داستانی پیچدرپیچ و هوشمندانه که به شکلی آزادانه از مجموعه ۱۰ قسمتی «دکالوگ» (ده فرمان) ساخته «کریستوف کیشلوفسکی» کارگردان فقید لهستانی الهام گرفته شده است. او که نمیخواست به هر ۱۰ قسمت بپردازد، قسمت ششم (که بعدها به فیلم کوتاهی درباره عشق شناخته شد) را برای الهام گرفتن به منظور ساخت یک فیلم سینمایی بلند انتخاب کرد و ایده اصلی آن را از یک مرد عاشقپیشه که زن همسایه را در آپارتمان روبهروی خیابان جاسوسی میکند، گرفت.
اما آنچه فرهادی، که فیلمنامه را با برادرش سعید نوشته، به دست آورده است، استفاده از ایده جاسوسی و قراردادن آن در بستری کاملاً جدید و نسبتاً پیچیده است؛ یک رماننویس به نام سیلوی (با بازی ایزابل هوپر)، از تلسکوپ خود برای نگاه کردن به آپارتمانی با سه نفر در آن سوی خیابان پاریس استفاده میکند، در حالی که خانه خودش به هم ریخته و پر از موش است و انبوهی از کتاب و نوشته در هر گوشه آن انباشته شده است.برخلاف نسخه کیشلوفسکی، اما این یک داستان عاشقانه نیست، بلکه داستانی درباره خلاقیت و تخیل است. اگرچه همه اینها به وضوح از داستانی که کیشلوفسکی و همکارش کریستوف پیسویچ برای «ده فرمان» خلق کردند الهام گرفته شده است، اما اگر کسی به من بگوید اینطور نیست، کاملاً باور میکردم. همهچیز در این فیلم، به خصوص بخش جاسوسی، کاملاً هیچکاکی به نظر میرسد. هر کسی که «پنجره عقبی» هیچکاک را دیده باشد، احتمالاً موافق است که ساختار آن فیلم اینجا نیز دیده میشود و شاید چون این فیلم بسیار فرانسوی است، کمی هم کلود شابرول به آن اضافه شده است. با آن بخشهای تخیلی، حتی کمی از فیلم، حس و حال فیلم «پاریس در تب و تاب» (۱۹۶۴) هم دارد؛ جایی که آدری هپبورن به فیلمنامهنویسی با بازی ویلیام هولدن کمک میکند تا صحنهها را همانطور که مینویسد، اجرا کند. با این حال، آنچه فرهادی به طرز درخشانی پخته، در نهایت کاملاً بدیع و در هر سطحی لذیذ ساخته شده است. این یکی از آن داستانهای استثنایی با شخصیتهای عالی است که شما را از همان ابتدا میگیرد و یک لحظه رهایتان نمیکند. حتی در موقعیت دشواری مثل این فیلم، یک قدم اشتباه وجود ندارد، چیزی که در مورد بیشتر فیلمهایی که تا قبل از کن و در اینجا دیدهام، صدق نمیکند. این فیلم احتمالاً از نظر سبک و مهارتِ محض فیلمسازی، بهترین کار فرهادی باشد و برای من مسلماً بهترین کار او پس از «جدایی نادر از سیمین» است.«داستانهای موازی» فیلمی ماندگار است، داستانهایی که به خوبی روایت شدهاند.»
درام سرگرمکننده و نسبتاً معمولی
پیتر بردشاو، منتقد ارشد گاردین هم با اعطای ۳ ستاره از ۵ ستاره درباره فیلم «داستانهای موازی» نوشت: «اصغر فرهادی، کارگردان و نویسنده ایرانی، با یک درام متوسط و جذاب درباره فراداستان که در آن کاترین دنو نقشی کوتاه دارد، به فرانسه بازگشته است.فرهادی کارگردان روشنفکر ایرانی است که سبک فیلمسازیاش همواره تأثیرات بالای اروپایی آنتونیونی و هانکه را نشان داده است. او در واقع دو فیلم در اروپا ساخته است؛ «گذشته» در فرانسه و «همه میدانند» در اسپانیا.»
به گفته بردشاو: «حالا او با این درام سرگرمکننده و نسبتاً معمولی درباره فراداستان، خیانت و پیوند ادعایی بین تماشاگری پنهانی و خلاقیت، به فرانسه و زبان فرانسوی بازمیگردد. آیا نویسندگان، شخصیتهایی را که خلق کردهاند، جاسوسی میکنند؟
این فیلم، یک برداشت آزاد بر مضمون فیلم «درباره عشق» ساخته کیشلوفسکی است، با پیچ و تابهایی از «پنجره عقبی» هیچکاک و نتیجه، فیلمی پیچیده و مفصل، هرچند تا حدی مبهم است.»
منتقد گاردین در ادامه مینویسد: «این فیلم زمان میبرد تا به نقطه دراماتیک پرتنش خود برسد و این پرسش برایم پیش میآید که آیا طولانی بودن فیلم به این دلیل است که فرهادی به دنبال چیزی بیش از هیجانهای ژرژ سیمنونی (نویسنده بلژیکی) و مفهومی صرف بوده است. اما فیلم جذاب است و بازیها با باورپذیری انجام شدهاند و آن افکتهای صوتی جای تأمل دارند؛ دوبلههای ساختگی که برای خلق واقعیت ضروری هستند.»
یک آشفتگی بیهدف و نسبتاً مبهم
اُون گلیبرمن، منتقد ورایتی که ظاهراً چندان طرفدار فیلم «داستانهای موازی» نبوده است نیر نوشت: «فرهادی در دومین ساخته خود در فرانسه به تأمل در مورد واقعیت و داستان میپردازد اما هرگز ما را به درام نیرنگ و فریب خود جذب نمیکند. «داستانهای موازی» فیلمی بسیار متفاوت از فیلمهای معمول فرهادی است. این اولین پروژه این کارگردان نامدار ایرانی در فرانسه نیست. او فیلم «گذشته» (۲۰۱۳) را بلافاصله پس از موفقیت جهانیاش با «جدایی نادر از سیمین» ساخت اما «گذشته» یک فیلم صد درصد فرهادی بود. آن فیلم، قدرت درام روانشناختی خانگی و نبوغ سیال او را داشت.»
به اعتقاد گلیبرمن: «فیلم جدید فرهادی، در مقابل، تأملی اغراقآمیز درباره داستان و واقعیت است. این فیلم درباره این است که افراد از یکدیگر جاسوسی میکنند، که میتواند نقطه شروع خوبی برای یک فیلم باشد. هیچکس نمیگوید که فرهادی باید به سبک آشکار همیشگی خود در درام نئورئالیستی پایبند بماند. اما «داستانهای موازی»، به عقیده من، یک آشفتگی بیهدف و نسبتاً مبهم است. در «داستانهای موازی»، فرهادی بیش از آنکه با تماشاگر بازی کند، او را با غیرمستقیمبودن شیوه روایتش سردرگم میکند. فیلم با وجود آنکه چندان هم پیچیده نیست، موفق میشود به شکلی سختگیرانه آشفته و مغشوش به نظر برسد. شاید دلیلش این باشد که داستانهایی که روایت میکند واقعاً «موازی» هستند.»
برش
نیاز مبرمی به بازگشت به خانه و بودن با خانوادهام دارم
اصغر فرهادی، در حاشیه جشنواره فیلم کن و در گفتوگو با یک خبرنگار فرانسوی از احساس نیاز مبرم برای بازگشت به ایران صحبت کرد.او درباره اینکه چگونه میتوانید وقتی کشور مادریتان، ایران، درگیر جنگ است کار کنید و چطور میتوانید آرامش لازم و کافی برای خلق کردن را پیدا کنید، گفت: «من برای کار به خارج میروم، اما به محض اینکه کارم تمام میشود، احساس میکنم که نیاز مبرمی به بازگشت به خانه و بودن با خانوادهام در کشورم دارم.»
فرهادی در مورد نیاز به آرامش برای ساخت فیلم هایش گفت: «فکر نمیکنم آرامش، لازم یا پیشنیاز خلق کردن باشد. برعکس، احساس میکنم که خلاقیت از یک حالت آشفتگی، یک حالت اضطراب، یک آشفتگی سرچشمه میگیرد.»
او با توضیح اینکه از این احساس اضطراب خوشحال نیست، گفت: «این لزوماً چیز خوبی نیست، من از آن خوشحال نیستم، اما این احساس نیاز به نوشتن در مورد تمام آشفتگیهایی است که شما را احاطه کرده است، تمام رنجهایی که شما را به سمت خلق کردن، تلاش برای مشارکت در تلاش برای بهبود جهان سوق میدهد.»
اصغر فرهادی همچنین افزود: «خیلی خوشحالم که در کنار این تیم دوست داشتنی این فیلم را دیدیم. کار کردن با این تیم مثل یک هدیه کامل بود. یک اتفاقی امروز افتاد. اولین کسی که این پروژه را پیشنهاد داد و من درباره آن فکر کردم یک نویسنده لهستانی یه نام کریستوف پیسویچ بود که خیلی از فیلمهای کیشلوفسکی را با او کار کرده بود. او در اولین صحبت که سعی کرد من را برای ساخت این فیلم تشویق کند به من گفت: «من دوست دارم که تو این فیلم را بسازی و من آن را ببینم. اما درست پیش از فرش قرمز، خبر رسید که کریستوف فوت کرده و فکر میکنم باید اکران امشب را تقدیم کنیم به این نویسنده بزرگ تاریخ سینما.»

