گزارش «ایران» از نشست «جنگ و مذاکره در شاهنامه» با سخنرانی نسرین فقیه ملک مرزبان

بهار خسروی
گروه کتاب


در روزهایی که «جنگ» و «مذاکره» دو مفهوم محوری و کانونی فضای اجتماعی و سیاسی جامعه ایران‌ هستند، بازخوانی جنگ‌های شاهنامه اهمیتی دوچندانی پیدا می‌کند؛ چرا که شاهنامه صرفاً روایت نبردهای اسطوره‌ای و تاریخی نیست، بلکه چهارچوبی فکری برای درک چیستی قدرت، مقاومت، اخلاق و خرد سیاسی در سنت ایرانی فراهم می‌کند. در این جهان حماسی، جنگ تنها عرصه‌ نمایش زور بازو نیست، بلکه آزمونی برای سنجش فرّه ایزدی، تدبیر و منش پهلوانی به شمار می‌رود. نشست «جنگ و مذاکره در شاهنامه» یکی از این بازخوانی‌های مهم به حساب می‌آید. این نشست چهارشنبه ۲۴ اردیبهشت به مناسبت روز بزرگداشت فردوسی با سخنرانی نسرین فقیه ملک مرزبان، عضو هیأت علمی گروه زبان و ادبیات فارسی دانشگاه الزهرا در شهرکتاب مرکزی برگزار شد. نسرین فقیه ملک مرزبان دکترای زبان و ادبیات فارسی از دانشگاه تهران دارد و مقالات و سخنرانی‌های بسیاری در کارنامه او وجود دارد. از آثار او می‌توان به کتاب «اهلی شیرازی» و ترجمه کتاب «سبک شناسی» پل سیمپسون اشاره کرد.
در ابتدای نشست «جنگ و مذاکره در شاهنامه» که علاقه‌مندان، شاگردان و برخی از اهالی زبان و ادبیات فارسی حضور داشتند، گپ‌وگفت صمیمانه‌ای میان این استاد دانشگاه و شاگردان او شکل گرفت.

نسرین ملک مرزبان سخنرانی خود را با نسبت ادبیات و زندگی آغاز کرد و با اشاره به اهمیت ادبیات در شکل‌گیری ذهنیت تاریخی و فرهنگی جوامع، تأکید کرد ادبیات، اسطوره و تاریخ صرفاً روایت‌هایی متعلق به گذشته نیستند، بلکه همچنان بر شیوه تفکر، تصمیم‌گیری و مواجهه انسان معاصر با جهان اثر می‌گذارند: «ما با ادبیات زندگی می‌کنیم، تأثیر آن در دنیا و جهان امروز بی‌نهایت مهم است. از نظر من وقتی اسطوره‌ها، داستان‌ها و تاریخ به صورت قصه در می‌آیند، درناخوداگاه جمعی تأثیرگذار می‌شود، چنانکه ما در همین لحظه نیز به نوعی با اسطوره‌ها زندگی می‌کنیم. اثرگذاری این اسطوره‌ها در برخی مکاتب روانشناختی به عنوان یک نظریه مطرح شده است. نظریه‌هایی هستند که اعتقاد دارند ما یک «منِ نژادی» داریم و برآن اساس اسطوره‌ها در ذهن ما باقی می‌مانند. در این‌خصوص وقتی به هویت ایرانی و میزان مقابله‌ها، تعامل و شیوه‌های برخورد در دنیای امروز توجه می‌کنیم، این پرسش به وجود می‌آید که ما ایرانی‌ها کجای این جهانیم؟ این همه ماجرا چرا در حال اتفاق افتادن است و رخدادهایی که در طی تاریخ روی داده، آیا منشأیی با روحیات، شیوه‌های حکمرانی، بحث‌های تجاری و مالکیت ما دارند؟ یا باید براساس نظریات علوم انسانی با نگاه دیگری بدان پرداخت.
بنابراین یکسری فرض را برای خود قرار می‌دهیم، اینکه اسطوره‌ها در ذهن ما تأثیر می‌گذارند. تاریخ اسطوره‌ها و ذهنیت قصه‌های دیرینه ما همچنان روی تصمیم‌گیری امروزمان مؤثر هستند. یک ماجراهایی انگار از درون ما بیرون نمی‌روند و همواره با ما هستند، حتی اگر تصمیم بگیریم مهاجرت کنیم و ارتباط خود را با کشور و مردم ایران قطع کنیم اما همچنان حس‌هایی با ما می‌ماند. اینجا یک مسأله‌ای به وجود می‌آید که سال‌ها درباره‌اش پرس‌وجو کرده‌ام، اینکه بعضی از شخصیت‌های اسطوره‌ای مثل یک کهن الگو یا صورت ازلی در من و شما وجود دارند. به اعتقاد من، بسیاری از عناصر هویتی ایرانیان همچنان تحت‌تأثیر شخصیت‌ها و روایت‌های اسطوره‌ای شاهنامه قرار دارد، و برآن اساس ایرانیان ساکن دیگر کشورها در برخی مناسبت‌ها و آیین‌ها، همچون عید نوروز، پیوند عاطفی خود را با این میراث فرهنگی حفظ می‌کنند. به کسانی که این اعتقاد را نپذیرند حق می‌دهم اما با توجه به تحقیقاتی که انجام داده‌ام، انگار چند شخصیت در همه ما وجود دارد، شخصیت‌هایی چون جمشید و فریدون. همه به نوعی با رستم و هرآنچه در برهه‌های مختلف زندگی این قهرمانان رخ داده است ارتباط داریم. حتی آنهایی که خود را به غریبگی می‌زنند هم در عید نوروز حس خاصی دارند و در لحظه تحویل سال، حال عجیبی را تجربه می‌کنند. لحظه‌ای در شاهنامه آمده است که دیوها تختی را برای جمشید ساخته و آن را بالا می‌برند تا سایه خورشید بر سر تخت جمشید بیفتد، مردم با دیدن این صحنه غریو شادی و نشاط سر می‌دهند، شادی‌کنان نوشیدنی و رامشگر می‌خواهند و آن لحظه را ستایش می‌کنند. بعدها اسم این اتفاق و آن لحظه شاد را نوروز می‌گذارند. معتقدم چه بخواهیم و چه نخواهیم، این لحظه در ذهن من و شما ثبت شده است، انگار آن لحظه را در ناخوادگاه‌مان داریم. و من در درون خود فریدون، رستم و جمشید و... را دارم. برخی نظریه‌های روان‌شناختی، بویژه دیدگاه‌های مرتبط با کارل گوستاو یونگ وجود دارد که باید آن را بیان کنم. این نظریه‌ها می‌گویند که اسطوره‌ها و روایت‌های کهن در ناخودآگاه جمعی ملت‌ها باقی می‌مانند و در رفتارها و الگوهای فرهنگی آنها بازتاب پیدا می‌کنند. شخصیت‌هایی چون جمشید، فریدون و رستم به‌نوعی در ناخودآگاه فرهنگی همه ما ایرانیان حضور دارند، این کهن‌الگوها در شیوه تعامل، تصمیم‌گیری و حتی واکنش‌های اجتماعی ایرانی‌ها اثرگذار می‌شوند.
ما ایرانیان ‌‌اکنون در سال ۱۴۰۵ درگیر جنگ هستیم ولی همچنان به زیست خود ادامه می‌دهیم. و دراین بین به شیوه‌های مختلف در مواجهه با مراودات داخل جامعه‌ و لایه‌های مختلف اجتماعی هستیم. با مردم خارج از ایران نیز برخورد داریم. شاید برخی کارهای ما برای مردم جهان و کشورهای دیگر ناآشنا باشد. امروز قصد دارم درباره جنگ در دنیای اساطیر که انگار در بطن ما تأثیرگذار بوده است، صحبت کنم. روی شاهنامه، کتابی اسطوره‌ای تمرکز می‌کنیم که خوشبختانه همچنان در جامعه‌ ما خواننده دارد، اگر کتاب مهجور و ناشناسی بود، داستان فرق می‌کرد اما اینگونه نیست، حتی دانش‌آموزان دبستانی هم با خواندن شاهنامه، ماجراهای آن را می‌پذیرند، این کتاب یک داستان بسیار قدیمی و برای نسل‌های گذشته است، اما وقتی پسر و دختر 8 یا 9 ساله هم از این کتاب خوششان می‌آید، یعنی هنوز جزو کتاب‌های اثرگذار است.»
 
«آز» عامل شکل‌گیری جنگ‌ها در شاهنامه
او سخنرانی خود را با بررسی علل شکل‌گیری جنگ در شاهنامه ادامه داد و گفت: «پرسش‌هایی برای همه ما وجود دارد درباره اینکه جنگ‌های شاهنامه چگونه اتفاق افتاده است؟ در چه انواعی و با چه ابعادی بوده‌اند! آیا در آن زمان مراوده و مذاکره با نفر مخاطبِ متخاصم وجود داشته است؟ ما باید خودمان و گذشته‌مان را مرور و مطالعه کنیم. تعریف ما از جنگ در آنچه که امروز رخ می‌دهد با مفهومی که در شاهنامه، کتاب‌های تاریخی و اسطوره‌ای وجود دارد، متفاوت است. هر اسم یا هر مفهومی در گذر زمان مفاهیم گفتمان مربوط به دوره خود را کسب می‌کند. از آن سخت‌تر ماجرای مذاکره است، معنی امروزی دیپلماسی، قوانین بین‌المللی، حقوق بشر و بحث‌های نظامی، غیرنظامی با آن دوران تفاوت دارد. آن چیزی که از مذاکره در شاهنامه آمده، با زمان حال خیلی تغییر داشته است.
جنگ در شاهنامه صرفاً نبردی فیزیکی و نظامی نیست، بلکه دارای ابعاد فرهنگی، ذهنی، روانی و سیاسی هم هست. ما امروز درباره حیطه قدرت میان‌ انسان‌‎‌ها سخن می‌گوییم، جنگ‌های شاهنامه میان انسان‌ها به انواع مختلفی همچون جنگ‌های داخلی، جنگ با بیگانگان، نبردهای تن‌به‌تن و لشکرکشی‌های گسترده، حکمرانی‌ها و... تقسیم می‌شوند. در بسیاری از موارد دو قسمت قابل مشاهده است، جنگ‌های سخت و نرم. جنگ سخت که با سخت‌افزارهایی همچون نیزه، کمان، کمند و ابزار و اداوات جنگی اتفاق می‌افتد. اما در کنار جنگ سخت، نوعی جنگ نرم نیز در شاهنامه قابل مشاهده و خواندن است؛ جنگی که از طریق نمایش قدرت، اقناع، فریب یا اثرگذاری روانی بر دشمن شکل می‌گیرد. در جنگ نرم، چه قبل جنگ سخت، چه در میانه و چه بعد از آن، افراد متوجه یکسری از سیاست‌های جنگی می‌شوند. جنگ نرم یعنی یکسری اقداماتی که ذهنیت و رفتار جبهه مخالف را تغییر دهد و حتی در برداشت هم‌جبهه‌های خود، علیه مخالفان اثرگذار باشد. نمونه‌هایی از این جنگ نرم در روایت‌های مربوط به رستم و اسفندیار، سیاوش و افراسیاب و دیگر داستان‌های شاهنامه وجود دارد.
از سوی دیگر فردوسی در شاهنامه بارها و بارها از واژه «آز» برای اشاره به زیاده‌خواهی، قدرت‌طلبی و سیری‌ناپذیری انسان‌ها استفاده می‌کند و این مفهوم در بسیاری از نبردها و بحران‌های شاهنامه حضور دارد. «آز» مهم‌ترین عامل شکل‌گیری جنگ‌ها در شاهنامه است. به متون کهنی چون «دینکرد» و «بندهش» استناد می‌کنم که «آز» را مفهومی ریشه‌دار در اندیشه ایرانی می‌دانند که حتی در برخی متون به‌صورت «دیوی» با ویژگی‌های ویرانگر معرفی شده ‌است. بسیاری از جنگ‌های شاهنامه از میل به قدرت، کشورگشایی، انتقام یا برتری‌طلبی ناشی می‌شوند؛ با این حال، در برابر این انگیزه‌ها، مفاهیمی چون دادگری، اخلاق، وطن‌دوستی و دفاع از عدالت نیز قرار دارند. شاهنامه صرفاً ستایش جنگ نیست، بلکه بارها بر ضرورت عدالت و پرهیز از بیداد در هنگام نبرد هم تأکید می‌کند.»
 
نمونه‌ای از مذاکره در میان جنگ
ملک مرزبان در ادامه صحبت‌های خود به علل دیگری از وقوع جنگ‌ها اشاره کرد و افزود: «علل دیگر جنگ‌ها، بحث انتقام و کینه‌جویی است. انتقام یکی از انگیزه‌های مهم جنگی در شاهنامه محسوب می‌شود. امروز لفظ کینه‌خواهی، شاید بد یا منفی تلقی شود اما در شاهنامه چنین نیست. آن چیزی که انتقام را بد جلوه می‌دهد، انتقام خواهی ناحق است. هرجایی از شاهنامه که ایرانی‌ها انتقام خواهی می‌کنند، انتقام آنها بحق است. بنابراین انتقام در این اثر، گاه به‌عنوان حقی مشروع تلقی می‌شود؛ البته در صورتی که بر پایه عدالت و حق‌خواهی باشد. نمونه‌هایی از داستان فریدون، ایرج، سیاوش و گرسیوز وجود دارند که در این زمینه مطرح هستند.
انواع و اقسام مقوله‌های مربوط به «آز» در شاهنامه دیده می‌شود که می‌تواند انتقام، شر یا آیین‌های متفاوت به وجود آورد. نکته مهم دیگر آن است که فردی، بنا بر «آز» و شیوه زیاده‌خواهی خود می‌خواهد ایران را تصرف کند، زمین بگیرد، یا قهرمانی ایرانی را اسیر کند، چون به نظر خودش باید قدرت برتر باشد. ایران در مقابل این آز باید مقابله کند، و چه بسا که در این مقابله از زمین طرف هم به خودش اضافه می‌کند؛ اتفاقی که بسیار زیاد در شاهنامه روی می‌دهد. جالب است شاهان، پهلوانان و حتی کسانی که عکس‌العملی علیه «آز» نشان می‌دهند، تلاش می‌کنند دادگر باشند. از سوی دیگر با آنکه فردوسی و شاهنامه به تبار، منش و ‌نژاد ایرانی خیلی اهمیت می‌دهند اما به شخصیت‌های مثبت غیرایرانی بی‌احترامی نمی‌کنند، نمونه بارز آن رودابه (کابلی) است. پیران هم همینطور که البته این شخصیت در شاهنامه عاقبت بخیر نمی‌شود.
مذاکره در جهان اسطوره‌ای فردوسی، گرچه با دیپلماسی مدرن تفاوت دارد، اما ساختار و قواعد خاص خود را دارد. انواع مذاکره در شاهنامه شامل گفت‌وگوهای مستقیم میان پهلوانان، پیام‌رسانی از طریق فرستادگان، نامه‌نگاری‌های سیاسی و استفاده از واسطه‌ها و موبدان است. در بسیاری از این مذاکرات، صحنه‌آرایی و نمایش قدرت نقش مهمی ایفا می‌کند؛ به‌گونه‌ای که فرستادگان پیش از شنیدن پیام، تحت تأثیر شکوه دربار، جایگاه شاه یا عظمت سپاه قرار می‌گیرند. این شیوه‌ها نشان‌دهنده نوعی درک سیاسی و روان‌شناختی در روایت‌های شاهنامه است.
بسیاری از سوءتفاهم‌ها و تنش‌های امروز جهان ناشی از ناآگاهی فرهنگی و ناتوانی در شناخت متقابل است. شناخت ادبیات و اسطوره‌های یک ملت می‌تواند به درک عمیق‌تر رفتارها و ذهنیت‌های اجتماعی آن جامعه کمک کند. نمونه‌ای برجسته از مذاکره در شاهنامه، ماجرای مکاتبات میان «پیران ویسه» و «گودرز» در داستان «دوازده رخ» است که نمونه‌ای مهم از راهبردهای سیاسی، اخلاقی و روانی در فضای جنگی به شمار می‌آید.»
این استاد دانشگاه در ادامه به بررسی نامه نگاری و مذاکرات در شاهنامه پرداخت و گفت: «پس از وارد آمدن خسارت‌های سنگین به سپاه توران و کشته شدن بسیاری از نزدیکان و فرماندهان پیران، او که وزیری خردمند و سیاستمدار معرفی می‌شود، تصمیم می‌گیرد از طریق نامه‌نگاری وارد مذاکره شود. پیران در نامه خود خطاب به گودرز، با یادآوری احترام و امان‌نامه‌ای که پیش‌تر از سوی ایرانیان دریافت کرده بود، تلاش می‌کند موضعی اخلاقی و انسانی به خود بگیرد و ایرانیان را به اتمام جنگ دعوت کند. پیران در این نامه می‌پرسد هدف واقعی از جنگ چیست؛ آیا هدف کشتار انسان‌ها بوده است یا تصرف سرزمین و به دست آوردن مال. او در ادامه پیشنهاد می‌‌دهد اگر مسأله بر سر قلمرو یا ثروت است، بخش‌هایی از سرزمین و اموال را واگذار خواهند کرد، اما جنگ و خونریزی متوقف شود. این نامه از نظر ساختار، زبان و شیوه اقناع، نمونه‌ای مهم از مذاکره سیاسی در شاهنامه به شمار می‌آید. اغلب این نامه‌ها با ستایش خداوند یا اشاره به فرّه ایزدی پادشاه آغاز می‌شوند و سپس وارد بیان حکمت، پند، تمثیل و طرح مسأله می‌شوند. در این متون، گذشته و پیشینه روابط طرفین نقش مهمی در استدلال و اقناع دارد و مذاکره صرفاً به معنای تبادل امتیازهای سیاسی یا نظامی نیست، بلکه نوعی تبیین هویت، اخلاق و جهان‌بینی نیز محسوب می‌شود. در بسیاری از موارد، پیش از آنکه پیام یا نامه‌ای خوانده شود، شکوه دربار، آرایش سپاه، لباس‌ها، هدایا و تشریفات، بر فرستاده یا مخاطب اثر روانی می‌گذارد. نمونه‌هایی از توصیف دربار فریدون و منوچهر در شاهنامه آمده که در آنها، تخت شاهی، زیورآلات، سپاه، فیل‌ها و شکوه کاخ‌ها به‌گونه‌ای تصویر می‌شوند که پیام قدرت و اقتدار را پیش از آغاز گفت‌وگو منتقل کنند. این پاسخ نیز ساختاری کاملاً منظم و مفهومی دارد. گودرز در جواب خود، بند به ‌بند و موضوع به موضوع به سخنان پیران پاسخ می‌دهد و هیچ نکته‌ای را بی‌جواب نمی‌گذارد. این شیوه نوعی شماره‌گذاری مفهومی در مذاکرات شاهنامه توصیف می‌شود؛ بدین معنا که هر ادعا، اتهام یا پیشنهاد، پاسخ مستقلی دریافت می‌کند. گودرز در پاسخ خود تأکید می‌کند که آغازگر جنگ، تورانیان بوده‌اند و ایرانیان پیش‌تر حتی به پیران و خاندان او امان داده بودند. او همچنین پیران را به پیمان‌شکنی متهم می‌کند و یادآور می‌شود که تورانیان پیش‌تر نیز عهد خود را شکسته‌اند و نمونه بارز آن، سرنوشت سیاوش است. در این پاسخ، مفاهیمی چون وفاداری، عدالت، پیمان، خرد و مسئولیت اخلاقی، محور اصلی استدلال‌ها را تشکیل می‌دهند. در شاهنامه، مذاکرات و نامه‌نگاری‌ها تنها ابزار توقف جنگ نیستند، بلکه بخشی از فرآیند مشروعیت‌بخشی، تبیین مواضع و تعریف هویت طرفین به شمار می‌روند. به همین دلیل، حتی در شرایط جنگی نیز پاسخگویی به مفاهیم و ارزش‌ها اهمیت دارد و صرفاً مسائل مادی یا سرزمینی تعیین‌کننده نیستند.»
 
چگونگی جنگ روانی در شاهنامه
ملک مرزبان دو مفهوم «جنگ روانی» و «روان‌شناسی اجتماعی جنگ» را در شاهنامه مورد بررسی قرار داد و گفت: «بسیاری از رفتارها و آیین‌های جنگی، ریشه در سنت‌ها و ساختارهای اجتماعی دارند. نمونه‌هایی همچون نمک‌گیر کردن، استفاده از نمادهایی چون انگشتر و مهر حکومتی و بهره‌گیری از سنت‌های فرهنگی برای تأثیرگذاری بر دشمن از جمله عناصر جنگ روانی در شاهنامه هستند. جنگ در شاهنامه پدیده‌ای پیچیده و چندلایه است و عوامل متعددی همچون قدرت‌طلبی، ایدئولوژی، سنت، جغرافیا، ‌نژاد، سیاست، ادبیات و باورهای فرهنگی در شکل‌گیری آن نقش دارند. در همین زمینه بار دیگر به مفهوم «آز» بازمی‌گردیم و آن را مهم‌ترین عامل شکل‌گیری بسیاری از جنگ‌ها نام می‌بریم. پژوهش‌هایی درباره مفهوم «آز» در متون کهن ایرانی داشته‌ام که در برخی منابع اسطوره‌ای، «آز» نه‌فقط یک صفت اخلاقی، بلکه دیوی ویرانگر و سیری‌ناپذیر معرفی شده است. فردوسی نیز آگاهانه از همین واژه در شاهنامه استفاده کرده و بارها آن را عامل اصلی خونریزی‌ها، جنگ‌ها و فروپاشی‌های اخلاقی دانسته است. شناخت ادبیات، اسطوره‌ها و روایت‌های تاریخی برای فهم بهتر جامعه ایرانی ضروری است. چراکه جوامع امروز همچنان تحت تأثیر روایت‌ها و الگوهای فرهنگی دیرینه خود قرار دارند، بدون شناخت این ریشه‌ها، فهم رفتارهای اجتماعی و سیاسی امکان‌پذیر نخواهد بود.»
این نشست با پرسش و پاسخ حاضران درباره مفاهیم جنگ، مذاکره، روان‌شناسی اجتماعی و نقش اسطوره‌ها در فرهنگ ایرانی به پایان رسید.

صفحات
  • صفحه اول
  • سیاسی
  • دیپلماسی
  • بین الملل
  • اجتماعی
  • اقتصادی
  • گزارش
  • اندیشه
  • حوادث
  • ورزشی
  • علم و فناوری
  • ایران زمین
  • کتاب
  • صفحه آخر
آرشیو تاریخی
شماره نه هزار و بیست و شش
 - شماره نه هزار و بیست و شش - ۲۶ اردیبهشت ۱۴۰۵