مروری بر نمایشهایی که فوتبال را به صحنه آوردند
از ملبورن تا مارادونا روی صحنه تئاتر
حامد قریب
گروه فرهنگی
هر بار که جام جهانی از راه میرسد، جهان برای چند هفته زیر سلطه فوتبال قرار میگیرد. خیابانها، کافهها، شبکههای اجتماعی و گفتوگوهای روزمره رنگ و بوی دیگری پیدا میکنند و فوتبال به مهمترین موضوع مشترک میلیونها نفر تبدیل میشود. در این روزها فوتبال فقط یک مسابقه نیست؛ بخشی از حافظه جمعی ملتهاست، روایتی از شادی، حسرت، امید و هویت.
در ایران نیز فوتبال همواره فراتر از یک رویداد ورزشی بوده است. از صعود تاریخی تیم ملی به جام جهانی ۱۹۹۸ در ملبورن تا شبهای پرالتهاب جامهای جهانی بعدی، فوتبال بارها به بخشی از تجربه مشترک ایرانیان تبدیل شده است. با این حال، اگر رد این تجربه جمعی را در هنرهای نمایشی جستوجو کنیم، با پدیدهای متفاوت روبهرو میشویم. برخلاف سینما که بارها به سراغ فوتبال رفته، تئاتر ایران کمتر به این جهان پرشور نزدیک شده است.
تعداد نمایشهایی که فوتبال را موضوع اصلی خود قرار دادهاند، چندان زیاد نیست؛ اما همین آثار محدود تصویری جالب از نسبت تئاتر ایران با محبوبترین ورزش جهان ارائه میدهند. تصویری که نشان میدهد نمایشنامهنویسان و کارگردانان ایرانی بیش از آنکه مجذوب خود مسابقه باشند، به آدمها، خاطرهها، اسطورهها و مناسباتی علاقهمندند که در سایه فوتبال شکل میگیرند. به بهانه برگزاری جام جهانی ۲۰۲۶، نگاهی انداختهایم به مهمترین نمایشهایی که طی دو دهه گذشته فوتبال را به صحنه تئاتر ایران آوردهاند؛ آثاری که هر کدام از زاویهای متفاوت به این پدیده اجتماعی نگاه کردهاند.
«ایران ـ استرالیا»
بازسازی یک خاطره ملی
شاید هیچ مسابقهای در تاریخ فوتبال ایران به اندازه دیدار ایران و استرالیا در آبان ۱۳۷۶ وارد حافظه جمعی ایرانیان نشده باشد. مسابقهای که با صعود تیم ملی به جام جهانی ۱۹۹۸ فرانسه همراه شد و میلیونها نفر را به خیابانها کشاند. آن شب برای بسیاری از ایرانیان تنها یک موفقیت ورزشی نبود، بلکه تجربهای کمنظیر از شادی جمعی به شمار میرفت.
نمایش «ایران ـ استرالیا» به طراحی و کارگردانی سجاد افشاریان که تابستان ۱۳۹۳ در فرهنگسرای ارسباران روی صحنه رفت، از همین خاطره آغاز میشود. اما موضوع نمایش خود مسابقه نیست؛ بلکه تأثیر آن بر زندگی آدمها و خاطرات یک نسل است. افشاریان میکوشد آن شب تاریخی را به عنوان یک پدیده اجتماعی بازخوانی کند و نشان دهد چگونه یک مسابقه فوتبال میتواند به بخشی از هویت جمعی یک جامعه تبدیل شود.
اهمیت این اثر در آن است که فوتبال را نه در قالب رقابت ورزشی، بلکه در نسبت با حافظه و تجربه زیسته مردم روایت میکند. به همین دلیل «ایران ـ استرالیا» را میتوان یکی از مهمترین آثار فوتبالی تئاتر ایران دانست.
«فنز»؛ فوتبال از روی سکوها
در میان آثار نمایشی مرتبط با فوتبال، «فنز» نوشته و کارگردانی محمد رحمانیان همچنان جایگاهی ویژه دارد. این نمایش تیرماه ۱۳۸۴ در سالن چهارسوی مجموعه تئاتر شهر و با حضور بازیگرانی چون مهتاب نصیرپور، ترانه علیدوستی، پرویز پرستویی و حبیب دهقاننسب روی صحنه رفت.
رحمانیان در این اثر به جای بازیکنان و مربیان، هواداران را در مرکز روایت قرار میدهد. داستان درباره خانوادهای است که زندگیشان با فوتبال گره خورده و نتایج مسابقات بر روابط و احساساتشان تأثیر میگذارد. در اینجا فوتبال تنها یک سرگرمی نیست؛ عاملی است که بر مناسبات خانوادگی و عاطفی اثر میگذارد.
«فنز» بیش از آنکه درباره خود فوتبال باشد، درباره هواداری است؛ درباره شور، تعصب، خاطره و امیدهایی که گاه در نود دقیقه یک مسابقه خلاصه میشوند. همین نگاه انسانی باعث شده است این نمایش همچنان یکی از مهمترین نمونههای پیوند فوتبال و تئاتر در ایران محسوب شود. نکته جالب آن است که رحمانیان به جای ستارههای فوتبال، تماشاگران را قهرمان نمایش خود قرار میدهد؛ انتخابی که بعدها در برخی آثار دیگر نیز تکرار شد. گویی تئاتر ایران بیش از آنکه مجذوب ستارهها باشد، به کسانی علاقه دارد که فوتبال را زندگی میکنند.
«ضیافت پنالتیها»
درام یک لحظه سرنوشتساز
در میان آثار فوتبالی تئاتر ایران، «ضیافت پنالتیها» از معدود نمایشهایی است که خود فوتبال را در مرکز روایت قرار میدهد. این نمایش به کارگردانی پوریا کاکاوند و با بازی امیر جعفری در سال ۱۳۹۶ در تماشاخانه پالیز اجرا شد. داستان بر زندگی فابیو گروسو، زننده پنالتی قهرمانی ایتالیا در جام جهانی ۲۰۰۶، متمرکز است. روایت از لحظهای آغاز میشود که او پشت توپ ایستاده و قرار است سرنوشت جام جهانی را رقم بزند. سپس نمایش به گذشته بازمیگردد و زندگی او را مرور میکند.
در این اثر، مسابقه و قهرمانی صرفاً بهانهای برای روایت نیستند، بلکه بخش اصلی درام را شکل میدهند. «ضیافت پنالتیها» تلاشی است برای نمایش فشار روانی و مسئولیتی که بر دوش یک فوتبالیست در لحظهای تاریخی قرار میگیرد؛ لحظهای که میتواند مسیر یک زندگی و حتی تاریخ فوتبال یک کشور را تغییر دهد.
«مارادونا»؛ اسطورهای روی صحنه
اگر قرار باشد تنها یک فوتبالیست خارجی به شخصیت اصلی یک نمایش ایرانی تبدیل شود، انتخاب دیهگو مارادونا چندان دور از انتظار نیست. اسطوره آرژانتینی سالهاست که فراتر از یک ورزشکار، به شخصیتی فرهنگی و جهانی تبدیل شده است. نمایش «مارادونا» به نویسندگی و کارگردانی مهران رنجبر که زمستان ۱۴۰۰ در عمارت نوفللوشاتو روی صحنه رفت، نگاهی به زندگی یکی از تأثیرگذارترین چهرههای تاریخ فوتبال دارد. این اثر تنها به افتخارات ورزشی مارادونا نمیپردازد، بلکه فراز و فرودهای زندگی، تناقضهای شخصیتی و جایگاه اسطورهای او را نیز بررسی میکند. «مارادونا» را میتوان از اولین تلاشهای جدی تئاتر ایران برای روایت زندگی یک فوتبالیست جهانی دانست. نمایشی که فوتبال را به عنوان بخشی از یک زندگی پرحادثه و دراماتیک بازخوانی میکند و نشان میدهد چرا مارادونا همچنان برای هنرمندان سراسر جهان جذاب است.
«جیمی جامپ»
وقتی حاشیه به متن تبدیل میشود
پدیده جیمی جامپ سالهاست بخشی از فرهنگ فوتبال جهان محسوب میشود؛ افرادی که ناگهان وارد زمین مسابقه میشوند و نظم بازی را برهم میزنند. نمایش «جیمی جامپ» نیز از همین ایده الهام گرفته است.
این اثر به نویسندگی صالح علویزاده و کارگردانی سیما تیرانداز در پاییز ۱۴۰۳ در تماشاخانه ایرانشهر روی صحنه رفت. نمایش از دل یک اتفاق فوتبالی به سراغ مفاهیمی چون شهرت، دیده شدن و نسبت فرد با جامعه میرود.
در خلاصه داستان اثر آمده است: «تا چند سال پیش، اینکه یه دختری رو تو استادیوم ببینی رویا بود اما الان قراره به عنوان جیمی جامپ ببینیش...»
«جیمی جامپ» نشان میدهد که حتی حاشیههای فوتبال نیز میتوانند به ماده خام درام تبدیل شوند. در اینجا فوتبال بیش از آنکه موضوع اصلی باشد، بستری برای طرح مسائل اجتماعی و فرهنگی است.
فوتبال، رسانه و پدیده عادل فردوسیپور
فوتبال در تئاتر ایران فقط از مسیر بازیکنان و مربیان وارد صحنه نشده است. عادل فردوسیپور نیز به عنوان یکی از تأثیرگذارترین چهرههای رسانهای فوتبال ایران، الهامبخش چند نمایش بوده است.
نمایش «چه میکنه این عادل فردوسیپور» به نویسندگی ساغر خواجهامیری و کارگردانی حسین حیدریپور در سال ۱۳۹۴ و نمایش «علیه من شهادت نده ۹۰» به نویسندگی آرمان طیران و کارگردانی همین کارگردان در سال ۱۳۹۸، هر دو از محبوبیت برنامه «نود» و جایگاه فردوسیپور در فرهنگ فوتبالی ایران الهام گرفتهاند. در این آثار، فوتبال از دریچه رسانه روایت میشود. رسانهای که طی دو دهه گذشته به یکی از مهمترین بازیگران فوتبال ایران تبدیل شده است. این نمایشها یادآوری میکنند که فوتبال فقط در زمین مسابقه جریان ندارد؛ بلکه در برنامههای تلویزیونی، اتاقهای خبر و فضای رسانهای نیز بازتولید میشود.
فوتبالی که هنوز روی صحنه
جا نیفتاده است
مجموعه نمایشهای فوتبالی ایران، در مقایسه با جایگاه فوتبال در جامعه، چندان پرشمار نیست. بیشتر این آثار نیز به جای پرداختن به خود مسابقه، سراغ پیامدهای اجتماعی و انسانی آن رفتهاند. با این حال همین نمونههای محدود نشان میدهند که فوتبال ظرفیتهای فراوانی برای تبدیل شدن به درام دارد؛ از یک مسابقه تاریخی در ملبورن گرفته تا زندگی فابیو گروسو، از اسطورهای جهانی مانند مارادونا تا پدیدهای رسانهای چون عادل فردوسیپور.
شاید مهمترین نکته این باشد که تئاتر ایران هنوز در آغاز راه روایت فوتبال قرار دارد. ورزشی که دهههاست بخشی از زندگی ایرانیان شده، هنوز همه ظرفیتهای نمایشی خود را آشکار نکرده است و شاید جام جهانی، مثل هر چهار سال یکبار، بهترین بهانه باشد برای یادآوری این پرسش قدیمی: چرا فوتبال با این همه داستان ناگفته، هنوز سهمی چنین اندک از صحنه تئاتر ایران دارد؟

