گزارش «ایران» از نشست سالروز بزرگداشت آیت‌الله شهید بهشتی

متفکر امیدساز میراث امیدآفرین

آیت‌الله شهید سیدمحمد حسینی بهشتی را می‌توان «متفکر امیدساز» نامید؛ اندیشمندی که امید را در توانایی فهم واقعیت‌ها و حل مسائل جامعه از دل این فهم جست‌وجو می‌کرد. نام او با حوزه‌های متنوعی چون فقه و اجتهاد، فلسفه و الهیات، سیاست و حقوق اساسی، اقتصاد و توسعه گره خورده است، اما اهمیت آیت‌الله بهشتی بیش از آنکه در گستره موضوعات مورد توجه او باشد، در تلاشش برای پیوند دادن این حوزه‌ها و شکل دادن به یک منظومه فکری منسجم نهفته است. او از جمله متفکرانی بود که می‌کوشید میان وفاداری به سنت دینی و ضرورت‌های جهان جدید آشتی برقرار کند و از همین رو، اندیشه‌اش همچنان برای کسانی که دغدغه توسعه، عدالت، آزادی و آینده ایران را دارند، الهام‌بخش و امیدآفرین است. شاید یکی از مهم‌ترین ویژگی‌های شهید بهشتی آن باشد که اندیشه را ابزاری برای حل مسائل جامعه می‌دانست. از نگاه او، دین زمانی می‌تواند در عرصه عمومی حضور مؤثر داشته باشد که قادر به پاسخگویی به مسائل واقعی انسان معاصر باشد. همین نگاه مسأله‌محور سبب شد که او در حوزه‌های مختلف از اقتصاد و حقوق گرفته تا تعلیم و تربیت و حتی فعالیت‌های سیاسی، صاحب‌نظر باشد. به همین اعتبار، «امید» در اندیشه بهشتی محصول عقلانیت، عدالت، مشارکت اجتماعی و کارآمدی در حل مسائل عمومی بود. در آستانه سالروز شهادت ایشان، مؤسسه مطالعات دین و اقتصاد، نشستی را با حضور جمعی از استادان دانشگاه، پژوهشگران و فرزندان او که هریک جزو چهره‌های مطرح فکری و دانشگاهی کشور هستند برگزار کرد تا ابعاد مختلف اندیشه این متفکر برجسته مورد بازخوانی قرار گیرد. سخنرانان تلاش کردند شهید بهشتی را به مثابه صاحب یک «روش فکری» و یک «منظومه اندیشه‌ای» برای مواجهه با مسائل امروز ایران معرفی کنند. آنان در این نکته اشتراک نظر داشتند که شهید بهشتی بیش از آنکه مجموعه‌ای از پاسخ‌های آماده در اختیار بگذارد، روشی برای اندیشیدن و حل مسأله ارائه کرده است؛ روشی مبتنی بر عقلانیت، اجتهاد پویا، عدالت، گفت‌وگو و توجه به واقعیت‌های زمانه. از این منظر، بازخوانی اندیشه‌های او تلاشی برای بازیابی منابع فکری امید و ظرفیت‌های لازم برای مواجهه با چالش‌های امروز و فردای ایران است.

حمیدرضا حبیبی
گروه اندیشه

اندیشه‌هایی که ما را
بر ریل توسعه پایدار قرار می‌دهد
فرشاد مؤمنی، استاد اقتصاد دانشگاه علامه‌طباطبایی و مدیر مؤسسه مطالعات دین و اقتصاد، با تأکید بر ظرفیت‌های حل‌مسأله در اندیشه شهید بهشتی، بازگشت به منظومه فکری این متفکر برجسته انقلاب اسلامی را راهی برای عبور از چالش‌های کنونی کشور و تقویت اعتماد اجتماعی دانست. او با اشاره به جایگاه شهید بهشتی در فهم و حل مسائل اجتماعی و سیاسی، اظهار کرد: «بسیاری از چالش‌های امروز جامعه در پی فاصله گرفتن از الگوی فکری او شکل گرفته و بازگشت به اندیشه‌های او می‌تواند مبنایی برای اصلاح مسیر توسعه و بازسازی اعتماد اجتماعی باشد.»
او با اشاره به مباحث مطرح در جامعه‌شناسی توسعه، تأکید کرد که بخش مهمی از موضوعاتی که امروزه در ادبیات توسعه مورد توجه قرار دارند، پیش از انقلاب اسلامی در آثار شهید بهشتی صورت‌بندی شده‌اند. یکی از مهم‌ترین این مباحث، نقش نظام پاداش‌دهی در شکل‌گیری ارزش‌های اجتماعی است؛ به گونه‌ای که اگر پاداش‌های اقتصادی و اجتماعی بر پایه حق، عدالت و شایستگی تعریف نشوند، خود به عاملی برای دگرگونی و انحراف ارزش‌ها تبدیل خواهند شد.
این اقتصاددان با استناد به کتاب «محیط پیدایش اسلام» شهید بهشتی، یکی از عوامل اصلی گرایش مردم به پیامبر اسلام(ص) را ارائه راه‌حل‌های عملی برای مشکلات جامعه دانست و افزود: «شهید بهشتی مکرر در آثار خود این مسأله را مطرح می‌کنند که مادامی که اندیشه‌های راهنمای عمل، قابلیت حل مسأله داشته باشند، از سوی مردم گرامی داشته می‌شوند.»
مدیر مؤسسه مطالعات دین و اقتصاد در ادامه سخنرانی‌اش، توانایی شهید بهشتی در حل مسائل و طراحی راهکارهای مبتنی بر موازین اسلامی را یکی از دلایل اصلی دشمنی جریان‌های معارض با او عنوان کرد. وی با اشاره به اسناد منتشرشده درباره دیدگاه‌های سازمان مجاهدین خلق (منافقین) نسبت به شهید بهشتی گفت: «مجاهدین خلق، شهید بهشتی را «مسأله‌حل‌کن نظام» می‌دانستند و معتقد بودند تا زمانی که او حضور دارد، مسأله‌ای لاینحل باقی نخواهد ماند و همین امر، یکی از دلایل مهمی بود که او را به هدف ترور این سازمان (تروریستی) بدل کرد.»
بخش دیگری از سخنان مؤمنی به تحولات جهان معاصر و چالش‌های ناشی از گسترش رویکردهای بازارمحور اختصاص داشت. او با اشاره به آنچه «استعمار پساسکولاریستی» نامید، هشدار داد که روند بازاری‌سازی و کالایی‌سازی همه عرصه‌های زندگی،  به یکی از ویژگی‌های جهان امروز تبدیل شده است. با این حال، او معتقد است که منظومه فکری شهید بهشتی همچنان ظرفیت تولید دانش و توانایی لازم برای مواجهه با مسائل پیچیده و نوپدید را در اختیار جامعه قرار می‌دهد و می‌تواند ما را از بحران‌های استعمار پساسکولاریستی نجات دهد.
این استاد دانشگاه همچنین با اشاره به چالش‌های موجود در مسیر تحقق عدالت، آزادی و توسعه در ایران، تأکید کرد که بازخوانی اندیشه‌های شهید بهشتی می‌تواند زمینه ارتقای کارآمدی سیاست‌ها و تقویت سرمایه اجتماعی را فراهم سازد. او تصریح کرد: «آن قرائتی از دین خدا که به صورت روشمند از سوی شهید بهشتی ارائه شده، این قابلیت را دارد که سازوکاری برای تقویت اعتماد اجتماعی، اعتلای معیشت مردم و حفظ استقلال مسلمانان و بویژه ایرانی‌ها را فراهم کند.»

شهید بهشتی اداره اجتماع را
امری «عقلایی» می‌دانست نه «عقلانی»
سیدعلیرضا بهشتی، استاد علوم‌سیاسی دانشگاه تربیت مدرس، در نشست سالروز بزرگداشت پدرش، با نقد برخی روایت‌های رایج درباره مبانی فکری و اقتصادی شهید بهشتی، تأکید کرد که بسیاری از داوری‌های چهار دهه گذشته درباره آرای برخی بنیانگذاران انقلاب، از جمله شهید بهشتی بر پایه مغالطه‌ها و برداشت‌های نادقیق شکل گرفته است. او با اشاره به انگیزه طرح موضوع «مبانی عقلایی آرای اقتصادی شهید بهشتی» گفت: «لازم است اظهارنظرهایی که درباره آرای اقتصادی شهید بهشتی در طول ۴۵ سال گذشته مطرح شده، با دقت بیشتری مورد واکاوی قرار گیرد تا بتوان میان آنچه به ایشان تعلق دارد و آنچه به ایشان تعلق ندارد، تفکیک قائل شد.»
او در سخنرانی‌اش سه شبهه رایج درباره دیدگاه‌های اقتصادی شهید بهشتی را مورد بررسی قرار داد. اولین شبهه، این ادعاست که مشکلات اقتصادی امروز کشور ریشه در طراحی اولیه نظام اقتصادی کشور ما دارد؛ دیدگاهی که مدعی است بنیانگذاران اقتصادی ما تحت تأثیر گفتمان‌های چپ سوسیالیستی و مارکسیستی قرار داشته‌اند و همین رویکرد در قانون اساسی بازتاب یافته است.
علیرضا بهشتی با رد این برداشت، استدلال کرد که منتقدان میان طرح اولیه نظام اقتصادی جمهوری اسلامی و سیاست‌های اقتصادی دهه‌های بعد خلط کرده‌اند. او تصریح کرد: «بعد از دهه اول انقلاب اساساً طراحی نظام اقتصادی دگرگون شد و از طرح بنیانگذاران فاصله گرفت؛ در واقع آنچه اجرا شد، گاه یک نسخه ایرانی نئولیبرالی بود و باعث و بانی برخی مشکلات اقتصادی امروز ما همین نسخه ایرانی نئولیبرال است.»
این استاد اندیشه‌سیاسی همچنین به نقد دومین شبهه پرداخت؛ شبهه‌ای که اندیشه اقتصادی بنیانگذاران اقتصادی را فاقد مبانی علمی و متأثر از ادبیات سوسیالیستی می‌داند. به گفته وی، هرچند در دهه‌های پیش از انقلاب گفتمان چپ در سطح جهانی و داخلی نفوذ گسترده‌ای داشت، اما نمی‌توان از این واقعیت نتیجه گرفت که اندیشه اقتصادی شهید بهشتی بازتاب آن گفتمان بوده است. او تأکید کرد که دیدگاه‌های شهید بهشتی، واجد چارچوب نظری مستقل و متمایزی بوده است.
بخش مهمی از سخنان فرزند شهید بهشتی به نقد تلقی رایج از «علم اقتصاد» و نسخه‌های سیاستی توسعه پس از فروپاشی بلوک شرق اختصاص داشت. وی با اشاره به اصول ده‌گانه اجلاس موسوم به «اجماع واشنگتن» که از اواخر دهه ۱۹۸۰ به عنوان نسخه غالب توسعه اقتصادی معرفی شد، یادآور شد که بسیاری از اقتصاددانان و نهادهای بین‌المللی در سال‌های اخیر نقدهای جدی و بنیادینی به آن اصول و اجماع وارد کرده‌اند. از این منظر، تلقی رایج مبنی بر اینکه مشکلات اقتصادی صرفاً با اجرای سیاست‌های نئولیبرالی حل خواهد شد، از پشتوانه نظری و تجربی محکمی برخوردار نیست. او دراین رابطه گفت: «سند اجماع واشنگتن در سال 1989 تدوین و منتشر شد. اندیشمندان مختلف از جمله اقتصاددان‌های برجسته به این سند پیوستند. این سند به مبنای تغییر و تحولی تبدیل شد که قرار بود بعد از فروپاشی شوروی اجرایی شده و نظام‌های اقتصادی بر مبنای آن شکل بگیرند. پژواک این سند بارها تحت عنوان دستاوردهای علم اقتصاد و در تمایز با ایدئولوژی اقتصادی مطرح شده است. برقراری نظم مادی، بازآرایی اولویت‌های مخارج عمومی، اصلاح نظام مالیات، برقراری نرخ ارز رقابتی، آزاد‌سازی تجاری، آزادسازی سرمایه‌گذاری مستقیم خارجی، خصوصی‌سازی، مقررات‌زدایی و احترام به حقوق مالکیت به عنوان اهداف این سند مطرح شده است. حتی انتقاداتی از سوی افراد دارای دغدغه دینی مطرح می‌شود که باید این سند را اجرایی کرد، زیرا در این صورت مشکلات اقتصادی کشور حل شده و زندگی معیشتی مردم سامان گرفته و می‌توان در جاده توسعه اقتصادی قدم گذاشت. اما در همه این ادعاها یک مغالطه‌ای وجود دارد که باید آن را شناخت.»
علیرضا بهشتی در بخش دیگری از سخنانش، به مبانی معرفت‌شناختی اندیشه شهید بهشتی پرداخت و توضیح داد که نقطه عزیمت او در فهم مسائل اجتماعی و اقتصادی، مفهوم «فطرت» است. وی با اشاره به تفاوت میان «عقلانی» و «عقلایی» گفت: «اصولاً اداره اجتماع امری عقلایی است نه عقلانی؛ در امر عقلایی باید گزاره‌هایی انتخاب شود که برای دیگران قابل پذیرش بوده و آنها را مجاب کند.»
او با استناد به مباحث شهید بهشتی در دهه ۱۳۴۰ و ۱۳۵۰، تأکید کرد که این متفکر، تصویری واقع‌بینانه از انسان ارائه می‌کرد؛ انسانی که در عین برخورداری از انگیزه‌های فردی، دارای ابعاد عاطفی، اخلاقی و اجتماعی نیز هست. به زعم این استاد دانشگاه، شهید بهشتی بر این باور بود که نظام اقتصادی باید همزمان آزادی انسان و نفی استثمار را تضمین کند و تحقق این اهداف علاوه بر ارجاع به متون دینی، نیازمند طراحی نهادی و سیاستی مناسب است.
این استاد علوم سیاسی در ادامه با انتقاد از برچسب‌زنی‌های سیاسی درباره اندیشه اقتصادی شهید بهشتی اظهار کرد: «مرحوم دکتر بهشتی در مقایسه با اندیشه‌های زمان خودش بسیار پیشرو بود؛ بنابراین به جای آن‌که او را با برچسب‌هایی مانند چپ‌زدگی توصیف کنیم، باید به آثار و مکتوباتش مراجعه کنیم.»
او در پایان، بازگشت به روش فکری شهید بهشتی را ضرورتی برای آینده ایران دانست و گفت: «اگر این شیوه عقلایی را در جامعه نهادینه کنیم، بزرگ‌ترین تضمین خواهد بود تا جامعه در آینده به سوی توسعه همه‌جانبه و پایدار برمبنای عدالت پیش برود.»

پرهیز از پیش‌داوری منش شهید بهشتی
سیدمحمدرضا بهشتی، فرزند شهید بهشتی و استاد فلسفه دانشگاه تهران، با تمرکز بر مفهوم «پیش‌داوری» و تأثیر آن بر فهم شخصیت‌ها و اندیشه‌ها، تأکید کرد که بسیاری از قضاوت‌های رایج درباره شهید بهشتی حاصل داوری‌های شتابزده‌ای است که مانع شناخت دقیق میراث فکری او شده است. او با تأملی فلسفی درباره ماهیت فهم و داوری آغاز کرد و گفت انسان هیچ‌گاه از نقطه صفر به جهان نمی‌نگرد و هر فهمی بر بستری از پیش‌فرض‌ها شکل می‌گیرد. با این حال، مسأله اصلی آن است که این پیش‌فرض‌ها تا چه اندازه آگاهانه و نقادانه مورد توجه قرار گیرند. او این بحث را چنین تبیین کرد: «پیش‌داوری هم معنای مثبت و ایجابی دارد و هم معنای منفی. در معنای مثبت، پیش‌فهم لازمه هر فهمی است. هیچ‌گاه نمی‌توان خود را به نقطه صفر اندیشه رساند. کسانی که می‌خواهند خود را به نقطه صفر اندیشه برسانند، معمولاً متوجه نیستند که چه پیش‌فهم‌هایی را به صورت ناشفاف با خود حمل می‌کنند.»
این استاد فلسفه غرب، سپس این بحث نظری را به زندگی و منش فکری و عملی شهید بهشتی پیوند زد و تأکید کرد که در زندگی شهید بهشتی پرهیز از پیش‌داوری صرفاً یک توصیه اخلاقی یا موضع نظری نبود، بلکه در شیوه زیست فردی و اجتماعی او تجلی یافته بود؛ شخصیتی که خود قربانی پیش‌داوری‌ها شد، بیش از هر چیز بر ضرورت گفت‌وگو، همکاری و قضاوت منصفانه تأکید داشت. او تصریح کرد: «آیت‌الله بهشتی در زندگی ۵۳ ساله خود نشان داد که پرهیز از پیش‌داوری فقط یک باور نظری نیست، بلکه یک مشی عملی است. جالب اینجاست که خود او بیش از بسیاری دیگر در معرض پیش‌داوری قرار گرفت. برای کسی که تمام عمر تلاش کرد افراد را به سمت کار دسته‌جمعی دعوت کند و زمینه آن را فراهم آورد، عجیب است که برچسب انحصارطلبی زده شود. من در ۲۳ سالی که در کنار ایشان بودم، هرگز نشانی از انحصارطلبی در ایشان ندیدم.»
او در ادامه به برخی قضاوت‌های متناقض درباره شهید بهشتی اشاره کرد و یادآور شد که او در مقاطع مختلف هم به راست‌گرایی و دفاع از سرمایه‌داری متهم شد و هم به چپ‌گرایی و گرایش به سوسیالیسم؛ تناقضی که بیش از هر چیز از سطحی‌نگری در مواجهه با اندیشه‌های این متفکر برجسته ناشی می‌شود.
دکتر محمدرضا بهشتی با اشاره به مباحث اقتصادی شهید بهشتی اظهار کرد: «یکی از برچسب‌هایی که در سال‌های اخیر بارها تکرار شده این است که مرحوم بهشتی دارای گرایش‌های چپ بوده است. در حالی که پرسش اینجاست؛ اگر کسی به مسأله مالکیت، عنصر کار، عنصر اجتماعی کار یا روابط اجتماعی ناشی از کار توجه کند، آیا الزاماً به معنای گرایش چپ است؟ مرحوم بهشتی نسبت به جایگاه صاحبان کار و کسانی که در فرآیند تولید نقش دارند حساس بود و نسبت به مسأله عدالت نیز حساسیت ویژه‌ای داشت اما اینها به معنای این نیست که او متفکری چپ‌گرا بوده باشد.»
او در تحلیل مواضع اقتصادی شهید بهشتی، بر این نکته تأکید کرد که نگاه او نه با قرائت‌های کلاسیک سوسیالیستی قابل توضیح است و نه با الگوهای مسلط سرمایه‌داری معاصر. از نگاه شهید بهشتی، هر دو سنت فکری دارای نقاط قوت و ضعف‌اند و باید با رویکردی انتقادی به آنها نگریست. او تأکید کرد: «شهید بهشتی معتقد بود در اندیشه سوسیالیستی عناصر حق‌طلبانه‌ای وجود دارد که همچنان معتبر است؛ فارغ از اینکه نظام‌های برآمده از آن اندیشه تا چه اندازه موفق یا ناموفق بوده‌اند.» در عین حال، او معتقد بود که «نظام سرمایه‌داری هم‌ که تمام همّ و غمش مصرف است و همه ارزش‌ها، حتی جایگاه انسان را در جهت مصرف‌گرایی تعریف می‌کند، نمی‌تواند جایگزین مناسبی برای آن باشد.»

شهید بهشتی معتقد به «اجتهاد پویا» بود
حجت‌الاسلام محمدسروش محلاتی، استاد حوزه و دانشگاه، در این همایش با تأکید بر جایگاه اجتهاد در منظومه فکری سید شهید آیت‌الله بهشتی، او را از مدافعان جدی «اجتهاد پویا» دانست؛ رویکردی که به باور وی، می‌تواند میان وفاداری به منابع دینی و پاسخگویی به نیازهای متحول جوامع معاصر پیوند برقرار کند. او در سخنان خود کوشید تصویری از شهید بهشتی به عنوان یک فقیه نواندیش ارائه کند؛ فقیهی که اجتهاد را علاوه بر استخراج احکام از متون دینی، روشی زنده و مستمر برای فهم مسائل نوپدید جامعه تلقی می‌کرد.
حجت‌الاسلام محلاتی با اشاره به برخی آرای فقهی شهید بهشتی گفت: «آیت‌الله بهشتی یک فقیه و مجتهد است که دارای آرای فکری و فتاوای مخصوص به خود است. برای مثال معتقد بود هر مسلمانی که موظف به اقامه نماز است، باید معنا و مفهوم جملاتی را که در نماز می‌خواند بداند و این آگاهی را از وظایف نمازگزار می‌شمرد.»
این استاد حوزه‌ علمیه در ادامه، به تعریف شهید بهشتی از اجتهاد پرداخت و تأکید کرد که از نگاه او، آشنایی با منابع دینی به تنهایی برای اجتهاد کافی نیست. وی اظهار کرد: «از نظر شهید بهشتی، مجتهد کسی است که با مراجعه به منابع اصلی یعنی کتاب و سنت و با توجه به شرایط مختلف اجتماعی، احکام اسلامی را استنباط  کند. همان‌گونه که برای مجتهد، اطلاع عمیق از کتاب و سنت لازم است، آگاهی کامل از رخدادها و حوادث نیز ضرورت دارد. اجتهاد، شیوه سیال فهم احکام دینی است و همراه با پیدایش نیازمندی‌ها و روابط روز پیش می‌رود.»
او با اشاره به مبانی نظری جمهوری اسلامی در قانون اساسی، یادآور شد که شهید بهشتی نقش مهمی در تثبیت جایگاه اجتهاد در ساختار نظام سیاسی داشت. به گفته او، تأکید قانون اساسی بر «اجتهاد مستمر فقهای جامع‌الشرایط» و بهره‌گیری از علوم و تجارب بشری، بازتاب مستقیم همین نگرش بود. حجت‌الاسلام سروش محلاتی در این زمینه بر این نکته تأکید گذاشت که «آنچه شهید بهشتی مایل بود در قانون اساسی بیاید، دو پسوند برای اجتهاد بود؛ اجتهاد انقلابی و اجتهاد پویا. ایشان معتقد بود اگر اجتهاد به این معنا وجود داشته باشد، جمهوری اسلامی پایدار خواهد بود.»
وی در ادامه با اشاره به سه نهاد مهم در قانون اساسی ــ رهبری، فقهای شورای نگهبان و قوه قضائیه ــ تأکید کرد که شرط اجتهاد در این نهادها نشان‌دهنده اهمیت نقش فقاهت در اداره نظام اسلامی است. با این حال، از منظر شهید بهشتی، فقاهت زمانی می‌تواند کارآمد باشد که نسبت خود را با تحولات اجتماعی و نیازهای جدید حفظ کند و از ایستایی فاصله بگیرد.
بخش دیگری از سخنان این استاد حوزه به نمونه‌هایی از اجتهاد در عمل اختصاص داشت. وی با اشاره به برخی تصمیمات و دیدگاه‌های حضرت امام خمینی(ره) که در شرایط جدید اجتماعی و سیاسی مطرح شد، بر ضرورت انعطاف و پویایی در فهم احکام تأکید کرد. در همین چارچوب، او به روایتی از نقش شهید بهشتی در یکی از تصمیمات مهم فرهنگی سال‌های اول انقلاب اشاره کرد و آن را نمونه‌ای از تأثیرگذاری نگاه اجتهادی وی در عرصه عمومی دانست. او گفت: « یکی از آن موارد که مرحوم هاشمی رفسنجانی در خاطراتش نوشت این بود که حضرت امام(ره) می‌خواست موسیقی را در صدا و سیما ممنوع کند. مرحوم بهشتی اطلاع پیدا کرد و نزد امام(ره) رفت و نظر ایشان تغییر کرد.» حجت‌الاسلام سروش محلاتی، این نکته را نمونه‌ای از تلاش شهید بهشتی برای پیوند میان اصالت دینی و اقتضائات زمانه تعبیر کرد و گفت که شهید بهشتی اجتهاد را امری خلاقانه برای مواجهه با مسائل جدید می‌دانست و با همین رویکرد، سعی در فهم مسائل روز اجتماعی، سیاسی و اقتصادی داشت.

 

فرشاد مؤمنی:  منافقین، شهید بهشتی را «مسأله‌حل‌کن نظام» می‌دانستند و معتقد بودند تا زمانی که او حضور دارد، مسأله‌ای لاینحل باقی نخواهد ماند و همین امر، یکی از دلایل مهمی بود که او را به هدف ترور این سازمان (تروریستی) بدل کرد. شهید بهشتی تأکید داشت مادامی که اندیشه‌ها، قابلیت حل مسأله داشته باشند، از سوی مردم گرامی داشته می‌شوند.

 

حجت‌الاسلام محمدسروش محلاتی:  شهید بهشتی معتقد بود فقه باید پویا باشد. او اجتهاد را شیوه‌ای برای پاسخگویی به نیازهای جدید می‌دانست که می‌تواند هم اصالت دینی را حفظ کند و هم کارآمدی اجتماعی ایجاد نماید. به همین دلیل، او بر «اجتهاد انقلابی و پویا» تأکید داشت و آن را شرط استمرار نظام اسلامی در جهان معاصر می‌دانست.

 

سید محمدرضا بهشتی:  شهید بهشتی در تمام زندگی خود نشان داد که پرهیز از پیش‌داوری فقط یک باور نظری نیست، بلکه یک مشی عملی است. او در عرصه عمل به گفت‌وگو، کار جمعی و پذیرش رأی جمع پایبند بود. در عین حال، خود بیش از بسیاری دیگر در معرض پیش‌داوری قرار گرفت و با برچسب‌هایی مواجه شد که با واقعیت زندگی و منش او فاصله داشت.

 

سید علیرضا بهشتی: در تحلیل آرای شهید بهشتی باید میان آنچه واقعاً به او تعلق دارد و آنچه بعدها به او نسبت داده شده تفکیک کرد. بسیاری از قضاوت‌ها درباره او بر پایه مغالطه‌هایی شکل گرفته‌اند که از عدم مراجعه مستقیم به آثارش ناشی می‌شود. راه درست، بازگشت به متون و آثار او و بررسی روش معرفت‌شناختی او در فهم اسلام است.

صفحات
  • صفحه اول
  • سیاسی
  • دیپلماسی
  • جهان
  • اجتماعی
  • اقتصادی
  • انرژی
  • اندیشه
  • خودرو
  • حوادث
  • ورزشی
  • زیست بوم
  • ایران زمین
  • کتاب
  • صفحه آخر
آرشیو تاریخی
شماره نه هزار و پنجاه و چهار
 - شماره نه هزار و پنجاه و چهار - ۳۱ خرداد ۱۴۰۵