رئیس سازمان امور اجتماعی کشور در گفتوگو با «ایران» از اهداف و چالشهای مهمترین طرح اجتماعی دولت میگوید
حکمرانی «مردمپایه » با محلهمحوری
هدا احمدی
گروه سیاسی
طرح «محلهمحوری» که این روزها به یکی از کلیدیترین محورهای سیاست اجتماعی دولت چهاردهم تبدیل شده، تلاشی است برای بازگرداندن مردم به بطن فرآیند تصمیمگیری و حل مسائل اجتماعی. سید محمد بطحایی، رئیس سازمان امور اجتماعی کشور، در گفتوگو با «ایران» از این طرح به عنوان پاسخ به یکی از مهمترین چالشهای حکمرانی در کشور یاد میکند. فاصلهای که طی سالهای گذشته میان محل شکلگیری مسائل و محل تصمیمگیری درباره آنها ایجاد شده است.
برای بررسی ابعاد مختلف این طرح، از چرایی شکلگیری و اهداف آن تا چالشها، دستاوردها و نقش دولت چهاردهم در پیشبرد این رویکرد، با او به گفتوگو نشستیم که در ادامه میخوانید.
منشأ شکلگیری « محله محوری» چیست و ایده اولیه آن از چه زمانی و با چه رویکردی مطرح شد؟ همچنین چه مسائل، چالشها یا خلأهای مدیریتی و اجتماعی باعث شد ضرورت طراحی و اجرای چنین طرحی احساس شود و در نهایت به دستور کار نهادهای تصمیمگیر تبدیل شود؟
قبل از ورود به موضوع محلهمحوری باید اشاره کنم موضوع مشارکت در تاریخ کهن و فرهنگ غنی و آموزههای دینی ما همیشه وجود داشته است. در سپهر سیاسی و حکمرانی هم موضوع شوراهای اسلامی شهر و روستا و این قبیل رویدادهای مردممحور وجود داشته و دارد اما ایده محلهمحوری از یک واقعیت مهم نشأت گرفت، زیرا بسیاری از مسائل اجتماعی، فرهنگی و حتی اقتصادی کشور در سطح محله شکل میگیرند اما تصمیمگیریها اغلب در سطوح بالاتر انجام میشود. بدین ترتیب، این فاصله میان محل شکلگیری مسأله و محل تصمیمگیری، باعث کاهش اثربخشی بسیاری از برنامهها شده بود. در سالهای اخیر مطالعات مختلف نشان داد که کاهش سرمایه اجتماعی، افت مشارکت عمومی، گسترش آسیبهای اجتماعی و کاهش اعتماد عمومی را نمیتوان صرفاً با رویکردهای متمرکز و اداری مدیریت کرد. بنابراین ایده بازگشت به محله به عنوان کوچکترین و در عین حال مؤثرترین واحد حکمرانی اجتماعی و همچنین پرهیز از موازیکاری مطرح شد تا مردم، نهادهای محلی و دستگاههای اجرایی بتوانند در یک بستر مشترک برای حل مسائل همکاری کنند.
پیشنهاد اولیه اجرای طرح محلهمحوری از سوی چه شخص، نهاد یا مجموعهای ارائه شد و نقش دستگاههای مختلف، نهادهای کارشناسی، دولت، مدیریت شهری یا سایر بازیگران در تدوین و پیشبرد این طرح چه بوده و فرآیند تصمیمگیری برای رسیدن به این مدل چگونه طی شده است؟
محلهمحوری حاصل کار یک فرد یا یک دستگاه خاص نیست بلکه محصول یک روند کارشناسی و بینبخشی است. البته آقای رئیسجمهور پزشکیان به دلیل باور قلبی که به نقش مردم در حل مسائل و مشکلات دارند از اولین روزهایی که سکانداری دولت را به عهده گرفتند به دنبال ایجاد یک ظرفیت واقعی و غیرشعاری برای مشارکت مردم و نقشآفرینیها بودند. ایشان تلاش زیادی دارند که این ایده را به صورت منسجم وارد ادبیات سیاستگذاری اجتماعی کشور کنند و به همین دلیل هم در دیدارهای متعدد با استانداران و فرمانداران به عنوان نمایندگان دولت بارها بر اهتمامشان به موضوع محلهمحوری تأکید کردهاند و مطالبه جدی ایشان تبدیل محلهمحوری به یک برنامه اجرایی مردممحور است. در تدوین این رویکرد واجرای این ایده، دستگاههای مختلف دولتی، وزارت کشور، نهادهای محلی، شهرداریها، گروههای مردمی، مراکز پژوهشی و دانشگاهی همه نقش داشتهاند. آقای رئیسجمهوری به عنوان مطالبهگر جدی اجرای این طرح، نگاهشان این است که محلهمحوری زمانی موفق خواهد بود که همه بازیگران محلی در آن سهم و نقش داشته باشند و صد البته بپذیرند که از موازیکاری و نگاه بخشی به مسائل محله و مداخلات مقطعی دست بردارند.
این طرح بر پایه چه نوع نیازسنجیها، مطالعات میدانی، پژوهشهای کارشناسی یا ارزیابیهای تخصصی تدوین شده است. آیا پیش از آغاز اجرا، بررسی دقیقی از مسائل و اولویتهای محلات انجام شده و چه دادهها یا شواهدی ضرورت اجرای آن را تأیید میکند؟
پیش از طراحی این رویکرد، مجموعهای از مطالعات اجتماعی، بررسیهای میدانی و ارزیابی وضعیت محلات در نقاط مختلف کشور مورد توجه قرار گرفت. نتایج این مطالعات نشان میداد که بسیاری از مشکلات در سطح محله قابل شناسایی و حتی قابل حل هستند اما سازوکار مناسبی برای تجمیع ظرفیتهای محلی و ساماندهی مداخلات پراکنده وجود نداشت. همچنین تجربه سالهای گذشته در حوزه آسیبهای اجتماعی، محرومیتهای شهری، مسائل فرهنگی و حتی مدیریت بحرانها نشان داده بود که هر جا مشارکت مردم و نهادهای محلی بیشتر بوده، موفقیت برنامهها نیز افزایش یافته است. به همین خاطر این شواهد ضرورت حرکت به سمت الگوی محلهمحور را تقویت کرد و مسئولیت آن به وزارت کشور سپرده شد.
اهداف اصلی و بلندمدت طرح محلهمحوری چیست و این طرح دقیقاً برای حل یا کاهش چه مشکلاتی در حوزههای اجتماعی، فرهنگی، اقتصادی، مدیریتی یا خدمات شهری طراحی شده است. انتظار میرود چه تحول ملموسی در زندگی شهروندان و اداره محلات ایجاد کند؟
هدف اصلی طرح، تبدیل محله از یک محدوده جغرافیایی صرف به یک واحد فعال اجتماعی و مدیریتی است. در این چارچوب، اهداف کلانی مانند افزایش مشارکت مردم در اداره امور محلی، تقویت سرمایه اجتماعی و اعتماد عمومی، شناسایی سریعتر مسائل و نیازهای واقعی مردم، کاهش آسیبهای اجتماعی در لایههای مختلف جامعه، افزایش هماهنگی میان دستگاههای خدماترسان، ارتقای کیفیت زندگی شهروندان و همچنین افزایش کارآمدی نظام حکمرانی محلی مورد انتظار است و به صورت خلاصه خدمت شما عرض کنم در افق بلندمدت انتظار میرود محلات به کانونهای حل مسأله، همبستگی اجتماعی و مشارکت مردمی تبدیل شوند.
در طراحی و اجرای این طرح تا چه اندازه از الگوهای موفق داخلی یا نمونههای بینالمللی الهام گرفته شده است؟
تجربههای موفق دنیا نشان میدهد که بسیاری از کشورها برای ارتقای کیفیت حکمرانی از الگوهای محلی و اجتماعمحور استفاده کردهاند. در کنار این تجربهها، نمونههای موفق داخلی مانند فعالیتهای محلهمحور در حوزه سلامت، آموزش، مدیریت بحران و توسعه اجتماعی کم نبوده البته الگوی ایرانی محلهمحوری به دلیل سابقه و قدمت ایران و فرهنگ دینی وایرانی ما که قبلاً عرض کردم باعـث شده مشارکت محوری مدنظر ما کپیبرداری از نمونههای خارجی نباشد. ساختار فرهنگی، اجتماعی و مدیریتی کشور ما ویژگیهای خاص خود را دارد و به همین دلیل تلاش شده با بهرهگیری از تجربیات جهانی، مدلی متناسب با شرایط بومی طراحی شود.
در حال حاضر اجرای طرح محلهمحوری در چه مرحلهای قرار دارد؟ چه میزان از برنامههای پیشبینیشده عملیاتی شده، چه بخشهایی هنوز در دست اجرا یا برنامهریزی است و مهمترین چالشها و موانع پیشروی اجرای کامل آن چیست؟
در حال حاضر بخش مهمی از زیرساختهای اجرایی و هماهنگیهای بیندستگاهی شکل گرفته و اجرای برنامه در سطوح مختلف در حال توسعه است. برخی مناطق وارد مرحله عملیاتی شدهاند و برخی دیگر در حال تکمیل سازوکارهای اجرایی هستند. البته که اجرای کامل چنین طرحی زمانبر است و نباید توقع داشت این فرهنگ و سیاست در خصوص مداخلات دستگاهها و نهادهای حمایتی و سمنها در محلات در مدت کوتاهی تغییر کند و با این طرح هماهنگ شود. به هر حال واقعیت این است که این طرح به دلیل گستردگی سازمانهای مداخلهگر تلاش ندارد که این مداخلات در یک فرمت یا نظم واحد شکل بگیرد بلکه ما در محله محوری میخواهیم خدمات و مداخلات بدون موازیکاری، هدفمند و ذیل پتر مدیریت منسجم باشد تا اقدامات به صورت ملموس منجر به حل مسألهای از مسائل محله شود.
اگر به چالشهای اجرایی بخواهید اشاره کنید مهمترین چالشها کدامند؟
بدون تعارف تغییر فرهنگ دستگاهها و نهادهای مداخلهگر از تکمحوری و مداخلات پراکنده بسیار سخت است. اینکه بخش عمدهای از وقت و زمان ما مصروف این است که نباید نگاه به محله با عینک و نگاه سازمانی باشد از چالشهای اجرایی این طرح است. چالشهایی مانند این و تن ندادن برخی دستگاهها به قواعد بازی جمعی و همافزا تا حدی سرعت کار را در برخی موارد کم کرده است. چالش دیگری که باید اشاره کنم چگونگی تأمین منابع پایدار و مبتنی بر جلب مشارکت مستمر مردم است. بالاخره سخن اصلی رئیسجمهوری محترم این است که نباید هر اقدام توسعهای در محله را وابسته به بودجه دولتی و این قبیل بهانهها کرد. ایشان به درستی معتقد است بسیاری از مسائل محلات با مشارکت مردم و توسط مردم قابل حل است.
تاکنون این طرح چه دستاوردها و نتایج قابل سنجشی داشته است. اگر نمونههای موفق یا تجربههای مشخصی از اجرای آن در برخی مناطق وجود دارد، مهمترین آنها کداماند و بر اساس چه شاخصهایی میتوان این موارد را به عنوان موفقیت ارزیابی کرد؟
ببینید دستاورد اصلی به نظر من تغییر نگاه حکمرانی به محله است. یکی از مهمترین دستاوردها به باور من، ایجاد ادبیات مشترک درباره حکمرانی محلی و نقش مردم در حل مسائل است. البته در برخی مناطق شاهد افزایش مشارکت اجتماعی، شناسایی دقیقتر مسائل محله، فعال شدن ظرفیتهای مردمی و بهبود هماهنگی میان نهادهای محلی بودهایم. یا این که میتوانم به تشکیل بیش از7 هزار شورای پیشرفت محله شهری و بیش از 10 هزار شورای پیشرفت محله روستایی در سطح کشور اشاره کنم. بالاخره اینکه بیش از هزار جلسه با حضور استاندار یا معاون ایشان یا بیش از 4 هزار جلسه با حضور فرمانداران در سطح شهرهای کشور یا بیش از 17 هزار شورای راهبری محلات با حضور بخشدارها و دهیارهای کشور تشکیل شده، بدون شک در تغییر نگاهی که گفتم و ایجاد ادبیات مشترکی که گفتم مؤثر است. این را هم اشاره کنم من مبنای توفیق طرح و دستاورد اصلی محلهمحوری را نهایتاً بر شاخصهایی مانند افزایش مشارکت شهروندان، کاهش برخی آسیبهای محلی، ارتقای کیفیت خدمات و افزایش رضایت عمومی مورد قضاوت و ارزیابی قرار میدهم.
به نظر میرسد آقای پزشکیان تأکید ویژهای بر اجرای طرح محلهمحوری دارد. دلیل این تمرکز چیست. ایشان چه نگاه یا تحلیلی نسبت به ظرفیتهای این طرح در حل مسائل کشور دارند و چرا آن را به عنوان یکی از محورهای مهم سیاستگذاری و حکمرانی مورد توجه قرار دادهاند؟
همانطور که عرض کردم نگاه آقای پزشکیان مبتنی بر مردممحوری و مشارکت اجتماعی است. ایشان بارها اعلام کردهاند که بسیاری از مسائل کشور بدون حضور و همراهی مردم قابل حل نیست. شما به تأکیدات آقای پزشکیان در واگذاری اختیارات به استانداران نگاه کنید. در هیچ دورهای استانداران تا این حد به معنای واقعی استاندار نبودهاند و رئیسجمهوری بر تفویض اختیارات به استاندارها اهتمام نداشته است. محلهمحوری و تأکید ایشان به این موضوع به نظر من استمرار نگاه ایشان به واگذاری امور به مردم است. از این منظر، محلهمحوری بستری برای تحقق همین رویکرد و نگاه است؛ زیرا دولت را به مردم نزدیکتر میکند، ظرفیتهای محلی را فعال میسازد و امکان تصمیمگیری مبتنی بر واقعیتهای میدانی را افزایش میدهد. خلاصه اینکه نگاه ایشان این است که توسعه پایدار از دل جامعه و از پایین به بالا شکل میگیرد و محله میتواند نقطه آغاز این تحول باشد.
همچنین دولت چهاردهم در ادامه رویکرد مردممحور خود، همزمان با تصویب سازوکاری برای سنجش مستمر رضایت و افکار عمومی درباره سیاستها و عملکرد دستگاههای اجرایی، بر تقویت ارتباط نهادمند میان مردم و دولت تأکید دارد. بر اساس مصوبه جدید هیأت وزیران هم پیمایشها و نظرسنجیهای تخصصی درباره طرحهای کلان و عملکرد دولت بهصورت مستمر انجام خواهد شد و نتایج آن در اختیار اعضای دولت قرار میگیرد. نظرتان درباره دو برنامه مکمل دولت برای حکمرانی مردممحور، از سنجش رضایت عمومی تا پیگیری مطالبات مردمی چیست؟
به اعتقاد من، محلهمحوری و سنجش مستمر رضایت عمومی دو ضلع یک الگوی نوین حکمرانی مردممحور هستند. محلهمحوری به دولت کمک میکند مسائل و مطالبات مردم را در نزدیکترین سطح به زندگی روزمره آنان شناسایی کند و از ظرفیتهای مردمی برای حل آنها بهره بگیرد. در مقابل، نظام سنجش رضایت عمومی به دولت این امکان را میدهد که به صورت مستمر اثر سیاستها و برنامههای خود را ارزیابی کند. در گذشته یکی از مشکلات نظام حکمرانی، فاصله میان سیاستگذاری و تجربه واقعی مردم بود. اما اگر این دو برنامه به صورت همزمان اجرا شوند، حلقه ارتباط میان مردم، دولت و نظام تصمیمگیری کاملتر خواهد شد. دولت از طریق پیمایشها و نظرسنجیها میتواند صدای جامعه را بشنود و از طریق ساختارهای محلهمحور میتواند برای پاسخ به مطالبات و حل مسائل اقدام کند که نتیجه چنین فرآیندی نیز افزایش اعتماد عمومی، ارتقای سرمایه اجتماعی، بهبود کیفیت خدمات و افزایش کارآمدی حکمرانی خواهد بود. شاید تعبیر کوتاه و کامل این باشد که بگوییم محلهمحوری ابزار «شنیدن و مشارکت دادن مردم» است و نظام سنجش رضایت عمومی ابزار «ارزیابی و اصلاح سیاستها». ترکیب این دو، یکی از مهمترین پیشنیازهای حکمرانی مردمپایه در شرایط امروز کشور به شمار میرود و سخن پایانی اینکه باید از اهتمام استانداران محترم، فرمانداران و بخشداران به موضوع محلهمحوری و تلاشهای همکارانشان در استانها و شهرستانها تشکر کنم. تحقق این امر بدون اراده و عزم آنان میسر نیست.

