پاکستان و یمن
سید عطاءالله مهاجرانی
پیشروی پیروزمندانه و محاسبهشده و بهتانگیز مجاهدان یمنی در منطقه غربی یمن و ساحل بابالمندب، شکست و گریز ارتش دولتی دستنشانده را به دنبال داشت که با عنوان «شورای رهبری ریاست جمهوری» از سوی عربستان و امارات سازماندهی و تجهیز شده بود. گرچه، سال گذشته، اختلافات امارات و عربستان آشکار شد و این دولت کاملاً در اختیار عربستان قرار گرفت. البته به لحاظ نظری و سیاسی چنان بود. در میدان عملیات، امارات وارد کشمکش با عربستان شده بود. مقر این دولت در ریاض بود، به ریاست «عبد ربه منصور هادی» (۱۹۴۵-۲۰۲۶) که در کنفرانس شرمالشیخ زیر سایه عربستان به عنوان رئیس شورای ریاست جمهوری معرفی شد. دولتی به تمام معنا پوشالی بود. منصور هادی چند ماه پیش درگذشت. دولت او دولت غبار پراکنده و سایهای بود محو در ریاض. وزرایش همین حال و هوا را داشتند.
برای شرکت در کنفرانس فرهنگی «جنادریه» به ریاض رفته بودم. در ساختمان «قصر الضیافه» با وزیر فرهنگ این دولت یمن آشنا شدم. تنها و غمگین و در خود فرو رفته بود. گفت از وزارت خسته شدهام. نه کاری نه برنامهای نه سری نه صدایی نه دفتری! به او توصیه کردم رمانهای هزار صفحهای قرن نوزدهم بخواند!
امارات وارد میدان عملیات در یمن شده بود؛ در جنوب، با انگیزه اجرای طرح صهیونیستی تجزیه یمن؛ مانند تجزیه سودان که اتفاق افتاد و تجزیه عراق که همچنان نیمبند در دستور کار است و تجزیه ایران که پس از جنگ ۱۲روزه و چهل روزه و جنگ تنگه هرمز، از بنیاد شکست خورده است.
امارات «شورای انتقالی جنوب» را تأسیس کرد. از عناصر مزدور «بلکاند واتر» که بنیانگذار بلک واتر، «اریک پرینس» افسر سابق نیروی دریایی آمریکا که سازمان امنیتیتروریستی جدیدی را تأسیس کرده بود، استفاده میکرد. امارات در یمن در نزدیکی بابالمندب به ساخت فرودگاه و پادگان و حتی شهرکهای مسکونی پرداخت. رقابت با عربستان و تقابلی که پیش آمد، موجب شد امارات از یمن دست بردارد. یا لقمه گلوگیر یمن را به عربستان واگذار کند. پیشروی انصارالله، امر واقع سیاسی و امنیتی و نظامی منطقه را دگرگون کرد، با تسلط و سیطره بر منطقه غربی یمن و منطقه راهبردی بابالمندب و شهر استراتژیک «الموخاء.»
موخاء، همان شهری است که نام قهوه موکا از آن گرفته شده است. قهوه از طریق یمن به استانبول و دربار عثمانی راه یافت. در اروپا قهوه از سوی روحانیون مسیحی سنتی تحریم شد. گفتند این «نوشابه شیطانی» جوانان فرنگی را شنگول منگول میکند و دین و ایمانشان آسیب میبیند. برای پاپ، فنجانی قهوه بردند. پاپ «کلمنت هشتم» در سال ۱۶۰۰میلادی به توصیه مشاورانش قهوه را که علمای مسیحیت «نوشیدنی شیطانی» خوانده بودند، نوشید. نوشیدن قهوه را تأیید کرد و به روایتی، قهوه را غسل تعمید داد. گفت حیف است چنین نوشیدنی گوارایی را فقط کافران بخورند. قهوه مسیحی شد!
مجاهدان یمنی افزون بر «موخاء»، شهر ساحلی «ذوباب» و شهر «الخوخه» و جزیره «میون» را آزاد کردند. امارات در جزیره میون شهری با عنوان «مدینة سکنیة متکاملة لابناء جزیرة میون» ساخته بود؛ «شهرک مسکونی متکامل برای اهالی جزیره میون.» فرودگاه بینالمللی الموخا و تأسیسات خدمات زیربنایی، با نگاه به مسلط شدن امارات بر آینده بابالمندب ساخته شده بود. اکنون تمام آن امکانات در اختیار یمنیها قرار گرفته است. رهبران انصارالله اعلام کردهاند که خانهها را به خانواده شهدای منطقه اختصاص خواهند داد. غنیمتهای جنگی و تجهیزات نظامی هم داستان دیگری دارد. این نگرانی مطرح شده بود که ممکن است برخی از این تجهیزات بسیار پیشرفته آمریکایی راه منطقی خود را پیدا کند و به دست جایی در شمال خلیجفارس برسد؛ دچار مهندسی معکوس خواهد شد!
پرسش مهمی که مطرح میشود این است: در چنین شرایط و موقعیت بسیار حساسی، با توجه به پیمان مکه، پاکستان چه تصمیمی خواهد گرفت؟ حمایت از عربستان را چگونه تفسیر میکند و بر اساس تفسیر یا تأویل خود چه اقداماتی انجام خواهد داد؟!
روزنامه «دان» به زبان انگلیسی در کراچی منتشر میشود و مهمترین روزنامه انگلیسیزبان پاکستان به شمار میرود. مفسر سیاسی-امنیتی روزنامه، «محمد امیر رعنا» در شماره یکشنبه ۲۰ سپتامبر (۲۹ شهریور ۱۴۰۵) مقالهای بسیار دقیق نوشته است. نکته قابل تأمل در مقاله ایشان، توجه به ناآرامیهای اخیر سراوان و نفوذ گروه مسلح وابسته به «جیشالظلم» است. این گروهک از سوی «جنبش آزادیبخش بلوچستان پاکستان» حمایت میشود. تفسیر «رعنا» این است که پس از حملات مبارزان یمنی و پیروزیهای آنان، این گروهکها در بلوچستان ایران و پاکستان فعال شدهاند. طرح آمریکا و عربستان میتواند ایجاد ناآرامی در استان سیستان و بلوچستان ایران باشد. ترور مولوی گرگیج هم در همین چارچوب قابل تفسیر است.
به نظرم پاکستان میتواند مانند رویهای که سال۲۰۱۵ درباره ائتلاف ضدیمنی اتخاذ کرد و مصوبه مجلس پاکستان در دهم آوریل سال۲۰۱۵ بر بیطرفی تأکید کرد، امروز هم حمایت از عربستان را به مثابه تهاجم به یمن تفسیر نکند. هر گونه همکاری دیگری غیر از لشکرکشی به یمن، میتواند «تفسیر» پاکستان از پیمان مکه باشد.
این نکته بسیار مهم از دید دولت و ارتش پاکستان حتماً دور نمانده است. آمریکا و اسرائیل نمیخواهند کشور بزرگ پاکستان با جمعیت عظیم مسلمانان، حدود ۲۵۰ میلیون نفر و با داشتن سلاح اتمی، در تعادل و آرامش پایدار بماند. از سوی دیگر پاکستان 3 هزار و 323 کیلومتر مرز مشترک با هند، 2 هزار و 670 کیلومتر مرز مشترک با افغانستان و بیش از ۹۰۰ کیلومتر مرز مشترک با ایران دارد. پاکستان بایستی در رابطه با کشورهای همسایه و هم مرز خود تعادل لازم را برقرار کند.
از آمریکا هم قطع امید کند! مگر به روایتی، «ضیاءالحق» از سوی سازمان سیا کشته نشد؟! مگر آمریکاییها به خاطر منافعشان در منطقه که مبادا رابطه هند و پاکستان سامان پیدا کند، ابتدا ضیاءالحق را به همراه سفیر آمریکا در پاکستان، «آرنولد رافل» و نیز سرتیپ «هربرت واسوم» نماینده ارشد آمریکا در پاکستان و ریاست هیأت نظامی در اسلامآباد، در حادثه هواپیما قربانی نکردند؟
پس از آن «راجیو گاندی» در هند ترور شد. ژنرال پرویز مشرف در کتاب خاطرات خود ماجرای ورود جعبه انبه به هواپیمای ضیاءالحق را در آخرین دقایق پیش از پرواز از لاهور به اسلام آباد نوشته است.
در رمان «روزگار سخت» «ماریو بارگاس یوسا» به این نکته غریب اشاره شده است. آمریکا کودتا علیه دولت قانونی و مردمدار «ژاکوبو آربنز» در گواتمالا را در ژوئن سال ۱۹۵۴ (یک سال پس از کودتای مرداد ۱۳۳۲ علیه دولت مصدق در ایران) سازمان داد. «جان امیل پیوریفوی» سفیر آمریکا که قبلاً در مأموریت یونان، کودتای سرهنگان را سازمان داده بود، برای طراحی کودتای جدید به گواتمالا آمده بود. مأموریت را انجام داد. بلافاصله به او مأموریت دادند به عنوان سفیر به تایلند برود. مدتی بعد در تایلند با پسرش زیر کامیون ماند و تمام شد. آمریکا نگران درز اخبار کودتای گواتمالا بود. سوژه، یعنی طراح کودتا و جعبه سیاه کودتا، به خاک سپرده شد! آمریکا فقط به منافع خود میاندیشد. اگر لازم شد هر کسی را قربانی میکند!
با توجه به تمامی این نکتهها و نکتههای بین سطور:
یکم: شرایط اقتصادی پاکستان تحمل شرایط جنگی را نخواهد داشت.
دوم: یمنیها دست روی دست نمیگذارند.
سوم: پاکستان به همکاری با ایران نیازمند است. به تعبیر مشهور در پاکستان، ایران عمق استراتژیک پاکستان است. ایران نیز نیازمند همکاری با همسایه خویش است. بویژه موقعیت بلوچستان و حضور و نفوذ گروهکهای مسلح تجزیهطلب ضرورت این همکاری را بیشتر نمایان ساخته است.
چهارم: درست است که برخی روحانیون گرایش «دیو بندی» در پاکستان که معمولاً از سوی عربستان حمایت مالی میشوند، ممکن است دولت و ارتش پاکستان را به جنگ علیه یمن تشجیع کنند. چنانکه صداهایی در پاکستان به گوش میرسد و حمله برساخته ادعایی به مکه را به انصارالله نسبت میدهند. بهانهتراشی میکنند که بر اساس پیمان مکه بایست به دفاع از مکه پرداخت. خوشبختانه مبارزان یمنی، بهنگام، این پرچم دروغین و توطئه خطرناک را افشا کردند.
پنجم: حتی اگر پاکستان در جنگ علیه یمن دخالت کند؛ قدرت پاکستان که بیشتر از آمریکا نخواهد بود. آمریکا در جنگ علیه یمن به کدام دستاورد رسید؟ آمریکا در ۲۵ اسفند سال ۱۴۰۳ از دریا و هوا به یمن حمله کرد. ۵۱ روز حملات آمریکا ادامه یافت. بیش از ۶۰۰ نفر از مجاهدان یمنی شهید و هزاران نفر زخمی شدند. حتی انگلستان و اسرائیل نیز به آمریکا پیوستند. ترامپ یمنیها را هر روز تهدید میکرد که «پایان کارشان رسیده است و جهنم بر پا میکند و….» اما تب تندش فرو نشست و در ۱۶ اردیبهشت ۱۴۰۴ مرکز فرماندهی سنتکام، ناگهان دستوری از کاخ سفید دریافت کرد که حملات علیه یمن متوقف شود.
پاکستان بایست به سرانجام حمله مصر در زمان جمال عبدالناصر و حمله «عملیات طوفان قاطعیت» که بعداً به عملیات «عملیة اعادة الامل» (عملیات بازیابی امید!) تغییر نام یافت، و به دستاورد و سرنوشت حمله آمریکا بیندیشد. پاکستان باید ارزیابی دقیقی از کارنامه مصر و عربستان و امارات در یمن داشته باشد.
ششم: پاکستان کشوری است که بر بنیاد گرایش دینی اسلامی شکل گرفته است. بر اساس بند یک ماده یکم قانون اساسی پاکستان، نام کشور «جمهوری اسلامی پاکستان» است. مردم پاکستان متدین و نسبت به سرنوشت مسلمانان حساسیت دارند. شیعیان پاکستان نسبت به یمن حساسیتشان مضاعف است.
هفتم: در انتهای تونل اعمال سیطره آمریکا در منطقه، نوری نیست! ترامپ تمام میشود. سلطه آمریکا در منطقه بنیانش آسیب جدی دیده است. در چنین شرایطی میبایست چند بار اندیشید!
هشتم: علامه اقبال لاهوری در «دیوان اردوی» خود بیتی دارد:
تهران هوگر عالم مشرق کا جنوا
شاید کره ارض کا تقدیر بدل جای:
تهران اگر ژنو مشرق زمین شود، سرنوشت جهان تغییر میکند!

