چرا حضور در مجمع عمومی سازمان ملل به نفع کشور است؟

فاطمه غریبی / گروه دیپلماسی- مسعود پزشکیان، رئیس‌جمهوری امروز برای شرکت در هشتاد و یکمین نشست مجمع عمومی سازمان ملل متحد عازم نیویورک می‌شود؛ سفری که در روزهای اخیر با انتقادهایی درباره ضرورت حضور رئیس‌جمهوری در شرایط کنونی همراه بوده است. با این حال، بررسی کارکردهای این سفر نشان می‌دهد که اتفاقاً در چنین شرایطی حضور ایران در یکی از مهم‌ترین عرصه‌های دیپلماسی چندجانبه اهمیت بیشتری پیدا می‌کند و غیبت از این تریبون نمی‌تواند به معنای کنار گذاشتن دیپلماسی باشد. چه مجمع عمومی سازمان ملل به‌عنوان مهم‌ترین گردهمایی دیپلماتیک جهان فرصتی کم ‌نظیر برای دیدار و رایزنی با سران و مقام‌های عالی‌رتبه کشورهای مختلف و تبیین مستقیم مواضع کشورها درباره تحولات بین‌المللی فراهم می‌کند. در شرایطی که تحولات پرشتاب منطقه‌ای و بین‌المللی فضای متفاوتی بر مناسبات خارجی کشور حاکم کرده است، حضور رئیس‌جمهوری می‌تواند امکان تبیین مواضع ایران، پیگیری منافع ملی، تشریح دیدگاه‌های کشور درباره تحولات منطقه و تقویت تعاملات دیپلماتیک با کشورهای مختلف را فراهم کند. از همین منظر، شماری از استادان دانشگاه و دیپلمات‌های پیشین در یادداشت‌هایی، با دفاع از حضور پزشکیان در مجمع عمومی جاری سازمان ملل به انتقادهای مطرح‌شده درباره این سفر پاسخ داده و ابعاد مختلف آن و ظرفیت‌های دیپلماتیک پیش‌روی هیأت بلندپایه ایران در نیویورک را مورد بررسی قرار داده‌اند.

دیپلماسی در شرایط منازعه

عابد اکبری
استاد روابط بین‌الملل

سفر رئیس‌جمهوری ایران به نیویورک را نمی‌توان صرفاً یک سفر سیاسی یا تشریفاتی تلقی کرد. در شرایطی که مناسبات ایران با ایالات متحده و برخی کشورهای غربی در یکی از پرتنش‌ترین مقاطع خود قرار دارد، حضور در مجمع عمومی سازمان ملل را باید در چارچوب گسترده‌ترِ راهبرد سیاست خارجی و مدیریت منازعه تحلیل کرد. مخالفت با این سفر زمانی از پشتوانه منطقی برخوردار است که بتوان نشان داد هزینه‌های حضور بیش از منافع آن است؛ صرف نامطلوب‌بودن محیط سیاسی آمریکا برای ایران، به‌تنهایی چنین نتیجه‌ای را اثبات نمی‌کند.
مجمع عمومی سازمان ملل یکی از معدود عرصه‌هایی است که در آن ایران می‌تواند بدون واسطه و در برابر طیف گسترده‌ای از دولت‌ها، مواضع خود را تبیین کند. در شرایطی که بخش مهمی از منازعات امروز، علاوه بر عرصه میدانی، در سطح روایت‌ها، مشروعیت بین‌المللی و شکل‌دهی به ادراک دولت‌ها جریان دارد، کناره‌گیری از چنین عرصه‌ای می‌تواند هزینه فرصت قابل‌توجهی ایجاد کند. از منظر نظریات روابط بین‌الملل، قدرت صرفاً به قابلیت اعمال فشار یا مقاومت در برابر فشار محدود نمی‌شود، قدرت، تا اندازه زیادی، به توانایی یک دولت برای شکل‌دادن به محیط پیرامونی و افزایش گزینه‌های پیش‌روی خود نیز وابسته است. دیپلماسی چندجانبه یکی از ابزارهای چنین سیاستی است. دولت‌ها حتی در شرایط منازعه، از تماس و حضور دیپلماتیک برای انتقال پیام، کسب اطلاعات، ایجاد ائتلاف، کاهش سوءبرداشت‌ها و تأثیرگذاری بر محاسبات سایر بازیگران استفاده می‌کنند. از این منظر، نباید میان حضور دیپلماتیک و عقب‌نشینی سیاسی خلط کرد. حضور در یک نهاد بین‌المللی به معنای پذیرش مواضع سایر اعضا نیست؛ همان‌گونه که استفاده از سازوکارهای دیپلماتیک به معنای چشم‌پوشی از منافع یا اصول ملی نیست. برعکس، دیپلماسی زمانی بیشترین اهمیت را پیدا می‌کند که اختلافات جدی وجود داشته باشد. در شرایط عادی، بسیاری از مسائل از طریق رویه‌های معمول مدیریت می‌شوند؛ اما در بحران، حفظ کانال‌های ارتباطی و امکان اثرگذاری بر محیط بین‌المللی اهمیت مضاعف پیدا می‌کند. 
البته حضور در نیویورک به خودی خود دستاورد ایجاد نمی‌کند. ارزش این سفر به کیفیت طراحی آن وابسته است: اینکه چه پیامی منتقل شود، با چه دولت‌هایی رایزنی صورت گیرد، چه ائتلاف‌هایی فعال شوند و چگونه ظرفیت سازمان ملل برای تبیین مواضع ایران مورد استفاده قرار گیرد. اگر سفر صرفاً به یک سخنرانی رسمی محدود شود، بخش مهمی از ظرفیت آن از دست خواهد رفت.
بنابراین، مسأله اصلی «رفتن یا نرفتن» نیست؛ مسأله، چگونگی تبدیل حضور به دستاورد است. ایران در شرایط فشار به مجموعه‌ای از ابزارها نیاز دارد و دیپلماسی یکی از آنهاست. کنار گذاشتن یک ابزار، زمانی قابل دفاع است که ابزار مؤثرتری جایگزین آن شده باشد. در غیر این صورت، خروج از میدان دیپلماسی نه لزوماً نشانه اقتدار، بلکه می‌تواند به معنای کاهش دامنه انتخاب راهبردی کشور باشد. سفر پزشکیان به نیویورک را باید با همین منطق سنجید: نه با معیار موافقت یا مخالفت با آمریکا، بلکه با معیار اینکه آیا این حضور می‌تواند به افزایش قدرت چانه‌زنی، ارتقای موقعیت بین‌المللی و تأمین بهتر منافع ایران کمک کند یا خیر.

 

تهران نباید صحنه نیویورک را خالی کند

علی‌اکبر فرازی
دیپلمات پیشین ایران در اروپا

امسال مجمع عمومی سازمان ملل در شرایطی برگزار می‌شود که حضور رئیس‌جمهوری ایران، همانند بسیاری از دوره‌های گذشته می‌تواند کارکردی دیپلماتیک و راهبردی داشته باشد. 
در شرایط حساس کنونی، سفر مسعود پزشکیان به نیویورک و سخنرانی او در مجمع عمومی در کنار دیدارهای دوجانبه و چندجانبه، فرصتی برای بیان مستقیم مواضع جمهوری اسلامی ایران در عالی‌ترین سطح است. 
در چنین شرایطی، توصیه به عدم حضور، اهمیت این تریبون و کارکرد آن در عرصه بین‌المللی را نادیده می‌گیرد. ایران اکنون با موج گسترده‌ای از روایت‌سازی‌های غربی واسرائیلی مواجه است که تلاش می‌کند مسئولیت تحولات اخیر و تبعات ناشی از وضعیت تنگه هرمز را متوجه ایران کند. 
در چنین فضایی، غیبت ایران به معنای واگذاری میدان روایت‌سازی‌ها به طرف مقابل است. حضور در مجمع عمومی فرصتی برای تبیین این موضع است که ایران، آغازگر بحران نبوده، بلکه مورد حمله و تجاوز قرار گرفته و در شرایطی که جامعه بین‌الملل در برابر تجاوز سکوت کرده، از تمامیت ارضی و منافع ملی خود دفاع می‌کند. 
درباره تنگه هرمز نیز ایران می‌تواند تصریح کند که اگر کشورهایی از پیامدهای این وضعیت متضرر شده‌اند، منشأ این زیان را باید در اقدامات کشورهای مهاجم جست‌وجو کرد، نه در کشوری که خود قربانی تجاوز است. 
اهمیت سفر پزشکیان را باید در این واقعیت دید که در شرایطی که رقابت بر سر تبیین تحولات به اندازه خود تحولات اهمیت یافته است، حضور ایران در نیویورک امکان استفاده از تریبون‌ رسمی جهانی برای بیان مستقیم مواضع کشور و جلوگیری از فضاسازی طرف مقابل را فراهم می‌کند. 
در چنین فضایی لازم است که رئیس‌جمهوری با یک مأموریت روشن از تهران عازم نیویورک شود؛ به این معنا که نقطه آغاز گفت‌وگو، اهداف و نقطه مطلوب پایان مسیر از پیش در داخل تعیین شده باشد. 
همچنین لازم است همه جریان‌های سیاسی داخل در طول حضور رئیس‌جمهوری در نیویورک از این مأموریت حمایت کنند تا اختلاف‌نظرهای داخلی به کارشکنی در روند دیپلماسی تبدیل نشود و رئیس‌جمهوری بتواند با پشتوانه سیاسی کافی مواضع ایران را تشریح کند. 
در نهایت، مدیریت محرمانگی در دیپلماسی نیز اهمیت ویژه‌ای دارد. باید در نظر داشت که برخی کشورها ممکن است از کاهش تنش ایران و آمریکا یا پایان جنگ استقبال نکنند و منافع خود را در استمرار خصومت ببینند. ازاین رو، حتی در روابط با کشورهای دوست، لازم است همه جزئیات مذاکرات و مواضع کشورمان به‌صورت عمومی مطرح نشود. حفظ سطحی از محرمانگی می‌تواند آسیب‌پذیری دیپلماسی ایران را کاهش دهد و امکان مانور بیشتری برای پیشبرد اهداف مذاکراتی فراهم کند. در کنار ملاحظات سیاسی سفر، مدیریت دقیق جزئیات رفتاری و اجرایی هیأت ایرانی نیز اهمیت ویژه‌ای دارد. 
حضور فعال تشریفات وزارت‌ امور خارجه برای توجیه اعضای هیأت درباره ظرایف مواجهه با هیأت‌ها ضروری است. همچنین با توجه به حساسیت و رصد شدیدتر هیأت ایرانی لازم است رفت‌وآمد اعضا کاملاً مدیریت‌ شده و به مسیرهای رسمی محدود باشد تا از هرگونه حاشیه‌سازی و بهره‌برداری رسانه‌ای از تصاویر یا رفتارهای اعضای هیأت همراه جلوگیری شود.

 

مجمع عمومی ؛ صحنه‌ای برای روایت ایران

حسین قریبی
 سفیر پیشین ایران در برزیل

مجمع عمومی سازمان ملل متحد هر سال در هفته پایانی ماه سپتامبر آغاز به کار می‌کند و به‌عنوان گسترده‌ترین و به‌نوعی بلندپایه‌ترین رویداد بین‌المللی، میزبان شمار زیادی از سران کشورها و دولت‌هاست. هر سال بیش از ۱۵۰ رئیس دولت و رئیس کشور، از جمله پادشاهان، رؤسای‌جمهوری و نخست‌وزیران در این رویداد شرکت می‌کنند. هر هیأت نیز بر اساس دستور کار و اولویت‌های خود در جلسات مختلف سطح بالا مشارکت می‌کند. همچنین دیدارهای دوجانبه و چندجانبه با کشورهایی که در چارچوب اولویت‌های سیاست خارجی خود مدنظر دارند، برنامه‌ریزی و پیگیری می‌شود. اهمیت حضور در نیویورک از این جهت است که در هیچ زمان دیگری از سال و در هیچ نقطه‌ای از جهان، چنین تنوعی از مقامات عالی‌رتبه کشورها در یک مکان گرد هم نمی‌آیند. از این رو، مجمع عمومی سازمان ملل فرصت بسیار مناسبی برای پیشبرد منافع ملی و اهداف مورد نظر هر کشور و دولت فراهم می‌کند. 
در چنین شرایطی، غیبت از این رویداد می‌تواند در برخی موارد این برداشت را ایجاد کند که کشور مربوطه از اعتمادبه‌نفس لازم برای حضور در این عرصه برخوردار نیست. برای نمونه، حتی شاهد بوده‌ایم که نخست‌وزیر رژیم صهیونیستی با وجود صدور حکم بازداشت بین‌المللی و سنگینی پرونده این رژیم به دلیل جنایات فجیع علیه مردم فلسطین و غزه، همچنان بر حضور در رویدادهای بین‌المللی تأکید دارد تا عدم حضورش به‌عنوان نشانه‌ای از ضعف این رژیم تلقی نشود. 
حتی در مواردی که سخنرانی رئیس این رژیم با تحریم برخی دولت‌ها مواجه می‌شود، آنها همچنان تلاش می‌کنند صحنه را خالی نکنند. این مثال را از این جهت مطرح می‌کنم که تأکید کنم در مجمع عمومی سازمان ملل، ملت ایران نیز باید نماینده داشته باشد و حضور خود را به‌طور مؤثر به نمایش بگذارد. 
جمهوری اسلامی ایران باید در این عرصه حضور داشته باشد و مواضع خود را با صراحت، شفافیت و در عین حال با زبان دیپلماتیک و قابل فهم برای سایر دولت‌ها بیان کند. از یک سو، ملت و دولت ایران به دلیل دفاع از کشور در برابر تجاوز، مورد تمجید و توجه برخی کشورها قرار گرفته‌اند و از سوی دیگر، تبلیغات منفی گسترده‌ای علیه ایران شکل گرفته که تلاش می‌کند تصویری از تضعیف ایران، وجود مشکلات داخلی و خارجی، محاصره دریایی و مسائل دیگر ارائه دهد. 
در چنین شرایطی، حضور بالاترین مقام اجرایی کشور در سازمان ملل، همانند سال‌های گذشته، برقراری تماس‌های دیپلماتیک، سخنرانی در مجمع عمومی و حضور در محافل مورد نظر، در صورت برنامه‌ریزی دقیق و مناسب، می‌تواند پاسخی به این تبلیغات رسانه‌ای باشد و تصویر واقعی‌تر، مقتدرانه و شایسته‌ای از جمهوری اسلامی ایران به نمایش بگذارد.

دیپلماسی تحریم‌پذیر نیست
دیپلماسی، بویژه دیپلماسی چندجانبه که سازمان ملل متحد مظهر آن است، تحریم‌پذیر نیست. تحریم چنین رویدادهایی در واقع می‌تواند به معنای نوعی انزوای خودخواسته از سوی دولت یا کشور مربوطه تلقی شود. این یک برداشت عمومی است که نسبت به این مسأله وجود دارد.
بنابراین، امیدواریم حضور ایران در این رویداد بتواند نمایش مناسبی از اقتدار، اعتمادبه‌نفس و توانمندی مردم و دولت ایران باشد. 
همان‌طور که اشاره کردم، بهره‌برداری بهینه از چنین رویدادی در درجه اول به ابتکار عمل و پرهیز از برنامه‌های کلیشه‌ای و تکراری بستگی دارد؛ برنامه‌هایی که گاهی مشخص نیست تا چه اندازه می‌توانند منافع مورد نظر کشور را تأمین کنند. 
ضروری است در کنار برنامه‌های معمول، مجموعه‌ای از برنامه‌های ابتکاری و رسانه‌ای نیز در نظر گرفته شود؛ از جمله گفت‌وگوی مستقیم و زنده با مردم و رسانه‌های بین‌المللی و همچنین برنامه‌ریزی هدفمند برای تعامل با دولت‌هایی که در اولویت سیاست خارجی کشور قرار دارند. امیدواریم مجموعه این اقدامات در نهایت بتواند تصویر واقعی و شایسته‌ای از ایران و اقتدار ملت ایران را به جامعه بین‌المللی ارائه کند.

 

بازسازی ابتکار سیاسی ایران

فردین قریشی
 استاد روابط بین‌الملل دانشگاه تهران

سفر رئیس‌جمهوری ایران به نیویورک را نباید صرفاً سفری تشریفاتی برای سخنرانی در مجمع عمومی سازمان ملل دانست. این سفر در یکی از حساس‌ترین مقاطع سیاست خارجی جمهوری اسلامی انجام می‌شود؛ زمانی که جنگ، تحریم، بحران هسته‌ای، ناامنی منطقه‌ای و انسداد روابط تهران-واشنگتن، همزمان فضای تصمیم‌گیری را پرریسک کرده‌اند. از این منظر، نیویورک بیش از آنکه مقصد یک سفر باشد، آزمونی برای توانایی ایران در تبدیل یک بحران چندلایه به یک فرصت دیپلماتیک است.
نخستین فرصت، بازسازی ابتکار سیاسی ایران است. مجمع عمومی سازمان ملل تنها محلی برای بیان مواضع کشور نیست؛ فرصتی است برای گفت‌وگو با طیف گسترده‌ای از دولت‌ها و جلوگیری از آنکه مسأله ایران صرفاً در چارچوب تقابل تهران و واشنگتن تعریف شود. پیام رئیس‌جمهوری باید روشن، منسجم و آینده‌نگر باشد: ایران خواهان جنگ و تشدید تنش نیست، اما از حقوق و منافع اساسی خود نیز صرف‌نظر نمی‌کند و برای یک راه‌حل سیاسی متوازن آمادگی دارد.
فرصت دوم، فعال‌ کردن دیپلماسی چندلایه است. گفت‌وگو با کشورهای اروپایی، چین، روسیه، کشورهای خلیج فارس و سایر بازیگران مؤثر باید از سطح دیدارهای تشریفاتی فراتر رود و بر چند موضوع مشخص متمرکز شود: کاهش تنش، جلوگیری از سوءمحاسبه، امنیت کشتیرانی و انرژی، مسائل بشردوستانه و ایجاد مقدمات یک روند سیاسی. در این میان، برخی کشورها می‌توانند در صورت وجود اراده سیاسی، نقش تسهیل‌کننده ارتباط میان طرف‌های درگیر را ایفا کنند. در شرایط فعلی، کانال‌های غیرمستقیم، واسطه‌های معتبر و ارتباطات دیپلماتیک پشت‌ صحنه می‌توانند کارکرد مهم‌تری از مذاکرات مستقیم داشته باشند: انتقال پیام، سنجش مواضع طرف مقابل و شناسایی موضوعاتی که امکان گفت‌وگو درباره آنها وجود دارد. هدف، ساختن «فرآیند» است، نه تولید یک تصویر رسانه‌ای. از منظر اقتصادی نیز حتی کاهش محدود تنش می‌تواند بر انتظارات اقتصادی، تجارت خارجی، صادرات انرژی و ریسک سرمایه‌گذاری اثر بگذارد. بنابراین دیپلماسی نیویورک، اگر هوشمندانه مدیریت شود، می‌تواند بخشی از هزینه‌های اقتصادی ناشی از عدم اطمینان را کاهش دهد؛ هرچند نباید انتظار داشت دستاورد اقتصادی پایدار بدون تغییرات واقعی در محیط سیاسی و تحریمی حاصل شود. با این حال در نقطه مقابل، تهدید اصلی آن است که این سفر به صحنه تشدید منازعه تبدیل شود. محدودیت‌های سیاسی و امنیتی، فضای رسانه‌ای قطبی و حساسیت فوق‌العاده روابط ایران و آمریکا موجب می‌شود هر اظهارنظر حساب‌ناشده بتواند پیامدهایی فراتر از یک مصاحبه داشته باشد. از این‌ رو، وحدت پیام، انضباط رسانه‌ای و هماهنگی کامل اعضای هیأت اهمیت اساسی دارد.
پیشنهاد عملی آن است که سفر بر مبنای یک «بسته دیپلماتیک سه‌ مرحله‌ای» طراحی شود: اول، ارائه یک پیام واحد و ابتکاری در نیویورک؛ دوم، فعال ‌کردن همزمان کانال‌های مختلف برای مدیریت بحران و سوم، تعیین سازوکار مشخص برای پیگیری تماس‌ها پس از بازگشت رئیس‌جمهوری است. همچنین بهتر است برای هر سناریو ـ‌ از گشایش محدود دیپلماتیک تا شکست مذاکرات ـ از پیش نقشه عملیاتی تدوین شود. در نهایت، موفقیت سفر را نباید با تعداد ملاقات‌ها، تیترهای رسانه‌ای یا حتی یک توافق فوری سنجید. معیار واقعی موفقیت آن است که آیا پس از نیویورک، امکان سوءمحاسبه و تشدید بحران کمتر و امکان گفت‌وگو و مدیریت اختلاف بیشتر می‌شود یا خیر. در شرایط کنونی، شاید بزرگ‌ترین دستاورد ممکن، نه دستیابی فوری به توافق، بلکه جلوگیری از بسته‌ شدن آخرین پنجره دیپلماسی باشد. گزینه مطلوب آن است که سفر نیویورک یک رویداد سیاسی صرف نباشد؛ بلکه آغاز یک ابتکار دیپلماتیک برای عبور تدریجی از منطق تقابل به منطق مدیریت بحران باشد.