«جرئت تغییر» روایت تغییر ریل اداره جنگ توسط شهید حسن باقری و نقش او در آزادسازی خرمشهر است

محمد علیان
نویسنده و پژوهشگر دفاع مقدس

 چیزی که دشمنان و آمریکایی‌ها را به تنگ می‌آورد، این است که ما در فکر کردن به بن‌بست نمی‌رسیم و این باعث می‌شود در عمل نیز به بن‌بست نرسیم.

این جمله شهید حسن باقری نشان‌دهنده تفاوتی اساسی بین رزمندگان جبهه حق و جبهه باطل است که آن نبود بن‌بست در ساحت‌های اندیشه و عمل است، هرچند امکان دارد در مواقعی دچار انسداد شده و موفقیت حاصل نشود، اما این به معنای توقف و ایستادن در بن‌بست  نخواهد بود.

  عقلانیت بر پایه ایمان
حسن باقری پس از ترسیم افق و جهت حرکت در اداره جنگ، دومین محور تحول جنگ را با خلق مفهومی متعالی با عنوان «عقلانیت بر پایه ایمان» رونمایی می‌کند. او تمرکز خود را روی تبیین جایگاه تفکر و احیای عقلانیت در اداره جنگ قرار می‌دهد. باقری با هوشمندی کامل و مبتنی بر نگاه برآمده از اسلام ناب به این نکته اساسی توجه دارد که احیای عقلانیت برای اداره جنگ باید بر یک مبنای مشخص صورت بگیرد و آن مبنای مشخص «ایمان الهی» است و خودش را مقید به رعایت این موضوع می‌داند که نباید توجه به موضوع عقلانیت ناشی از عقلانیت آمریکایی و مستشاران جنگی آنها که روزگاری در ایران مدرسان دانشگاه‌های جنگ بودند باشد: «در عوض روحیه، ایمان و توکل به خدا، جایگزین آن آیین‌نامه‌ها شد. چرا که نیروهای مسلح و مومن ما هنگامی که تصمیم می‌گیرند بر دشمن کافر یورش ببرند، توکل به خدا می‌کنند و با عشق به شهادت به استقبال مرگ می‌روند؛ فاذا عزمت فتوکل و مطمئن هستند که یکی از دو پیروزی احدی الحسنین نصیب آنها خواهد شد.»
حال که جایگاه مفهوم عقلانیت بر پایه ایمان توسط حسن باقری به عنوان دومین محور تحول اداره جنگ تبیین می‌شود، نیازمند طرح موضوع «نواندیشی و جرأت‌ورزی» در ساحت‌های مختلف اداره جنگ هستیم. چرا که اگر در مقام تفکر و اندیشه‌ورزی دچار روزمرگی شویم و نتوانیم با جسارت، معادلات جدید ایجاد کنیم، در حقیقت تحقق آنچه بیان شد صورت نخواهد گرفت لذا حسن باقری در جایی دیگر اینگونه می‌گوید: ««باید به خود جرأت داد. این نوع جنگیدن به درد نمی‌خورد، باید استراتژی جنگ عوض شود.»
به راستی باید نوآوری در حوزه اندیشه و عمل را یکی از بزرگترین کارهای تحولی حسن باقری در نظر گرفت و از همه مهم‌تر به این نکته توجه داشت که اگر به اندیشه‌ای جدید، متقن و مشخص با مبنای صحیح دست پیدا شد، باید آن را به میدان عمل آورد و در میدان واقعیت مورد بررسی و آزمایش قرار داد تا بتوان الگویی جدید؛ عملیاتی و واقعی ارائه کرد.

  عجیب‌ترین جلسه عملیات خرمشهر
 حسن باقری در محور دوم تحول جنگ نسبت به یک موضوع دیگر نیز حساسیت بالایی از خود نشان داد و آن «مراقبت از انحراف و التقاط نسبت به مفاهیمی چون توسل، توکل و اعتقاد به غیب» بود. او به خوبی می‌دانست که اگر این موضوعات به شیوه‌ای ناصحیح بیان شوند و ترویج پیدا کنند، اداره جنگ را با توهمات و مشکلاتی مواجه می‌کند که حل آنها مصیبت‌های ناتمامی را در پیش خواهد داشت و این موضوع آنجایی خودش را نشان می‌دهد که بعد از عملیات «فتح المبین» و در جلسه طراحی عملیات «الی بیت المقدس» زمانی که شهید علی صیاد شیرازی در حال ارائه آسیب‌شناسی از عملکرد رده‌های مختلف در عملیات فتح‌المبین است، عده‌ای از فرماندهان وارد بحث او شده و اعتراض می‌کنند که خیلی روی این مباحث تمرکز لازم نیست و مشکلات را با توکل و توسل حل می‌کنیم، ناگهان حسن باقری وارد بحث شده و با آرامش کامل جمله‌ای کلیدی را بیان می‌کند: «ما به نیروی غیب معتقدیم، ولی خداوند هر احمقی را هدایت نخواهد کرد»، برخورد این‌چنینی حسن باقری را که در مقام مراقبت از مفاهیمی چون توکل و توسل است باید در کنار نحوه رفتار او در جلسه قرارگاه مرکزی کربلا مورد بررسی قرار داد؛ زمانی که مرحله دوم عملیات الی بیت المقدس به پایان رسیده، آغاز مرحله سوم عملیات دچار توقف شده و فرماندهان در ادامه عملیات دچار تردید شده‌اند. در کتاب سه جلدی «روایت زندگی شهید باقری» درباره این جلسه از قول سردار فتح‌الله جعفری آمده: «در این جلسه شهید صیاد شیرازی گفت چرا اعتراض می‌کنند؟ حسن گفت حق دارند، شهید و زخمی داده‌اند. حسن خیلی صبور بود. صیاد شیرازی نشست، جلسه طول کشید، بحث شد که اگر از اینجا برویم گردان کم می‌آوریم و تیپ‌های‌مان کمبود دارند، خیلی بحث کردند. دشمن یک خاکریز اوریبی داشت، حسن گفت از پشت این خاکریز به خین می‌رویم. نگران نباشید خدا کمک‌مان می‌کند بعد چراغ‌ها را خاموش کردند و در تاریکی روضه امام حسین(ع) و دعای توسل خواندند. حسن ایستاد و بلند بلند گفت: «خدایا مردم و امام منتظرند چطور جواب شهدا را بدهیم؟ هر کاری بلد بودیم انجام دادیم هر چه در چنته‌مان بود رو کردیم، هرچه راهکار بود بررسی کردیم، دیگر کاری از ما بر نمی‌آید، هیچ کدام ادعایی نداریم پیروزی دست خداست. خدایا به اراده تو از فردا شناسایی می‌رویم تا حالا هم به اراده تو بوده، شاید در گوشه‌ای از ذهن‌مان بود که این پیروزی مال ماست این را هم امشب دور می‌اندازیم، خدایا به آبروی این همه بسیجی که اینجا شهید شده‌اند خودت کمک‌مان کن.» گریه و زاری فضای قرارگاه را عوض کرد از آن راز و نیازهایی بود که خدا دوست دارد بنده‌اش به او التماس کند. عجیب‌ترین جلسه‌ای بود که تا آن روز در عملیات خرمشهر داشتیم. حرف‌های حسن باقری آن شب روی جمع، از جمله فرماندهان ارتش تأثیر زیادی گذاشت، همه گریه می‌کردند.»
آری آنگاه که حسن باقری صحبت از «عقلانیت بر پایه ایمان» می‌کند، در عین توجه به عقلانیت، معنویت و ایمان را هم در نظر دارد و از التقاط و انحراف پرهیز کرده و مانع ایجاد آن در جبهه‌ها شده تا دومین محور تحول جنگ به درستی ایجاد و محقق شود. سومین محور تحول در اداره جنگ توسط حسن باقری را باید با موضوعاتی چون «شناسایی، جمع‌آوری اطلاعات، داده‌پردازی و ترسیم وضعیت‌های مختلف از خود و دشمن» مورد بررسی قرار داد. حسن باقری در بیانی وضعیت بهم ریخته اطلاعات و اخبار جنگ را این‌گونه بیان می‌کند: «صبح می‌گویند فلان نقطه را عراق گرفته است، ظهر می‌گویند همان نقطه را پس گرفته‌ایم، دوباره عصر می‌گویند همان نقطه را عراق گرفت و مجدداً شب می‌گویند همان نقطه را پس گرفته‌ایم. با این اطلاعات نمی‌شود جنگید. با این استراتژی نمی‌شود جنگید.» این جملات حسن باقری نشان از فقدان داده‌های مشخص، اخبار صحیح و قابل اعتماد برای اداره جنگ دارد و حال نوبت آن است تا برای حل این مسأله چاره‌ای اندیشیده شود و با سازماندهی و راه‌اندازی واحد اطلاعات عملیات در قرارگاه مرکزی و قرارگاه‌های تابعه، بر اساس اصولی که حسن باقری تدوین و پیاده‌سازی می‌کند، این مهم صورت گیرد. یکی از اصلی‌ترین اصولی که حسن باقری روی آن اصرار دارد این‌گونه بیان می‌کند: «این فرم که ۲۰ درصد اطلاعات + ۸۰ درصد عملیات مساوی با پیروزی است، غلط است. اطلاعات و عملیات هر کدام مقوله جداگانه‌ای هستند، من می‌گویم اطلاعات صددرصد.» او معتقد است اطلاعات ۱۰۰ درصدی و دقیق منجر به عملیات صحیح و موفق می‌شود و این اصرار او در ماجرای شناسایی عملیات «الی بیت المقدس» برای آزاد‌سازی خرمشهر از زبان شهید حسین همدانی شنیدنی است: «حسن باقری به ما مأموریت شناسایی کارون تا جاده خرمشهر را داد. گفت:  هر صبح به اینجا می‌آیم و از شما گزارش می‌خواهم. می‌گفت: همدانی باید دستت به جاده آسفالت خرمشهر بخورد. نیایید بگویید یک کیلومتر دو کیلومتر رفتیم. هر وقت دستتان را به جاده آسفالت زدید آن وقت می‌توانم بگویم این بخش از مأموریت تمام شده است.
آنقدر رفتیم و آمدیم تا اینکه به جاده خرمشهر دست زدیم. خاطرم هست تردد ماشین‌ها در جاده زیاد بود. اگر کسی روی جاده می‌رفت نور ماشین روی او می‌افتاد. برای همین در چند متری جاده تأمین گذاشتیم یک نفر رفت به جاده دست زد و بوسید. برگشتیم و گفتیم فلانی به جاده دست زد و حتی جاده را بوسید و دیدم چهره‌اش (حسن باقری) باز شد و تک تک بچه‌ها را بوسید و گفت: «ان‌شاءالله تصرف جاده آسفالت خرمشهر    اهواز قطعی شد.»
 
 نگاه شبکه‌ای حسن باقری
تبیین موضوع شناسایی، تمرکزها و دقت‌های حسن باقری پیرامون این موضوع دارای مصادیق بسیاری است که در حوصله این متن نبوده و در زمان دیگر می‌توان به آن پرداخت، اما نکته مهم این است که جمع‌آوری اطلاعات و اشراف در این حوزه باید منجر به تعیین نظام ارتباط بین داده‌ها برای کشف نقاط گلوگاهی به جهت تشخیص نقطه اصلی درگیری باشد و این مهم صورت نمی‌گیرد مگر آنکه از یک نگاه شبکه‌ای و وسیع برخوردار باشیم: «در جنگ باید وسیع فکر کنی و همه ابعاد را در نظر بگیری، وقتی می‌خواهی در این نقطه عملیات کنی، به نقاط دیگر نیز باید توجه داشته باشی.»
حسن باقری با اتخاذ همین نگاه شبکه‌ای و ارائه یک منطق قوی برای جمع‌آوری و تحلیل داده‌ها در نهایت توانست در مدار تحول جنگ نقطه اصلی درگیری را مشخص کرده و توجه همه را در روزگاری که اولویت‌بندی مشخص برای جنگیدن وجود نداشت به اصلی‌ترین نقطه درگیری یعنی «خرمشهر» جلب کند: «خرمشهر حیات صدام است و ما باید حیات دشمن را از او بگیریم.» آری، حسن باقری در سومین محور تحول اداره جنگ، کانون توجهات را در «خرمشهر» مشخص می‌کند و این موضوع نقطه عطفی در تاریخ دفاع مقدس می‌شود چرا که باید برای آزادسازی خرمشهر یک سازماندهی و آرایش جدید و مشخص در سطوح مختلف اداره جنگ صورت بگیرد.
بر اساس پژوهش‌های صورت‌گرفته، برای استخراج الگوی شخصیتی و عملکردی شهید حسن باقری، اصلی‌ترین مسأله‌ای که او برای تحقق «جرئت تغییر» در جنگ با آن مواجه است، مؤلفه‌ای با عنوان «تغییر افق و خلق نگاه جدید در اداره جنگ» است. در حقیقت، شهید حسن باقری برای آنکه بتواند الگوها و روش‌های رایج یا منسوخ را از زیست‌بوم اداره جنگ حذف کند، لازم است تا افق نگاه رزمندگان، فرماندهان و مسئولان اداره جنگ را تغییر داده و نگاهی جدید را برای آنها، با همراهی خودشان، خلق کند. پس او به خود جرأت می‌دهد و حرکت می‌کند. حرکت شهید حسن باقری برای تغییر افق و خلق نگاه جدید در اداره جنگ، مبتنی بر کشف و تبیین فکری-عملی شش گفتمان مرکزی جنگ است.
کتاب «جرئت تغییر» در ابتدا به چرایی اهمیت موضوع «تغییر افق و خلق نگاه جدید در اداره جنگ» می‌پردازد و سپس شش گفتمان مرکزی جنگ را که براساس الگوی شخصیتی و عملکردی شهید حسن باقری استخراج شده است، براساس روایت‌ها و خاطرات مستند تبیین و تفصیل می‌کند تا با توضیح هرکدام، روابط منطقی میان آنها نیز مشخص شود.
در کتاب «جرئت تغییر» که امروز، همزمان با سالروز آزادسازی خرمشهر رونمایی می‌شود، تلاش شده تا با ارائه روایت‌های مستند از این بخش، از الگوی شخصیتی شهید حسن باقری، امکان الگوبرداری برای افرادی فراهم شود که خود را مأمور حرکت در جامعه براساس مسیری متفاوت از مکاتب شرقی و غربی می‌دانند، و براین اساس آنان نیز نسبت به ایجاد تغییر در الگوهای رایج یا منسوخ زمانه خود، برای ساخت آینده‌ای متفاوت، جرئت پیدا کنند.

صفحات
آرشیو تاریخی
شماره نه هزار و سی و سه
 - شماره نه هزار و سی و سه - ۰۳ خرداد ۱۴۰۵