نهاییسازی یادداشت تفاهم؛ خیلی دور خیلی نزدیک
حسین مرعشی، احمد حکیمیپور، سیدمحمد حسینی و محمدکاظم انبارلویی در گفتوگو با «ایران» بر حمایت از تصمیمسازان در مذاکرات تأکید کردند
تهران در پی بازگشت میانجی پاکستانی اعلام کرد که ایران و آمریکا در مرحله نهاییسازی یادداشت تفاهمی هستند که این بار با تمرکز بر پایان جنگ و مهار تنشهای رو به گسترش منطقهای طراحی شده است. ارتش پاکستان رایزنی های
«عاصم منیر» فرمانده ارتش پاکستان را کوتاه اما بسیار پربار توصیف کرد و افزود:مذاکراتی که در ۲۴ ساعت گذشته انجام شد، به پیشرفت امیدوارکنندهای به سوی تفاهم نهایی منجر شد.
همین موضع گیری، در امتداد تحرکاتی قرار گرفت که طی هفتههای اخیر اسلامآباد را به یکی از مسیرهای اصلی انتقال پیام و کاهش تنش میان تهران و واشنگتن تبدیل کرده است؛ فضایی که همزمان با گزارش الجزیره عربی و ادعای «مارکو روبیو» وزیر خارجه آمریکا ابعاد روشنتری پیدا کرد. وزیر خارجه آمریکا که در سفر چهارروزه خود به هند به سر میبرد، در واکنش به رایزنیهای انجام شده با تهران از مسیر میانجیگری پاکستان، مدعی پیشرفت در مذاکرات با ایران شد و در ادامه نیز با اشاره به احتمال اعلام مواضعی تازه از سوی واشنگتن درباره ایران در روزها یا ساعات آینده، بر حساسیت فضای جاری افزود. این رفت وآمدها بخشی از مجموعه رایزنیهای دیپلماتیک تلقی میشوند که طی هفتههای اخیر با هدف جلوگیری از گسترش بحران میان ایران و آمریکا در حال شکلگیری بوده است. آن هم در شرایطی که «محسن نقوی» وزیر کشور پاکستان نیز که از هفته گذشته در تهران حضور داشت، فرمانده ارتش اسلام آباد را در ترک پایتخت ایران همراهی میکرد.
«عاصم منیر» در طول حضور کوتاه خود در تهران با مسعود پزشکیان رئیسجمهوری، محمدباقر قالیباف رئیس هیأت مذاکره کننده و سید عباس عراقچی وزیر امور خارجه دیدار و گفتوگو کرد؛ دیدارهایی که دومین سفر او به تهران در فاصله چند هفته اخیر را به یک رخداد قابل توجه در معادلات دیپلماتیک منطقه تبدیل کرد. همزمان با این تحرکات، تماسهای تلفنی میان مقامهای بلندپایه عربی نیز شتاب گرفت و رایزنیهای فشرده منطقهای با هدف دستیابی به آتشبسی فراگیر و پایان کامل جنگ وارد مرحلهای تازه و تعیین کننده شد. تکرار این سفرها در شرایطی صورت میگیرد که آتش بس میان تهران و واشنگتن همچنان در وضعیت شکنندهای قرار دارد و هرگونه خطای محاسباتی از سوی دشمن میتواند منطقه را وارد مرحله تازهای از درگیری کند. با این حال رئیسجمهوری ایران در دیدار خود با فرستاده بلندپایه پاکستان با اشاره به بیاعتمادی مردم کشور به آمریکا به دلیل نقض عهد مکرر تأکید کرد که «با چنین شرایطی، جمهوری اسلامی ایران با اتکا به روابط برادرانه با کشورهای دوست از جمله پاکستان، در مسیر مذاکره قرار گرفته اما هدف اصلی ما صرفاً تأمین منافع ملت ایران با راهکارهای مقتضی و مناسب است.»
پاسخ قالیباف به تهدید «روبیو»
در شرایطی که اسلامآباد تلاش میکند نقش میانجی میان ایران و آمریکا را ایفا کند، مواضع تهدیدآمیز واشنگتن همچنان ادامه دارد. چه، همزمان با حضور فرمانده ارتش پاکستان در تهران، وزیر خارجه آمریکا بار دیگر ادبیات تهدیدآمیز آمریکا علیه تهران را تکرار کرد و مدعی شد واشنگتن اجازه نخواهد داد ایران انرژی جهانی را گروگان بگیرد. در مقابل، مقامهای ایرانی نیز تلاش کردند از فرصت حضور هیأت پاکستانی برای ارسال پیامهای روشن به واشنگتن استفاده کنند. چه، قالیباف در دیدار با «عاصم منیر» تأکید کرد ایران بر سر حقوق ملت خود مصالحه نخواهد کرد و با اشاره به روند مذاکرات گذشته گفت: «ما در حال مذاکره بودیم که آمریکا جنگ به راه انداخت و حالا میگوید برای پایانش مذاکره کنیم.» او همچنین با یادآوری نقش پاکستان در شکلگیری آتشبس اخیر تصریح کرد آمریکا همان آتش بسی را که اسلامآباد برای تحقق آن میانجیگری کرده بود، با نقض تعهدات و اعمال محاصره دریایی زیر پا گذاشت.
رئیس هیأت مذاکره کننده ایران در ادامه اعلام کرد نیروهای مسلح ایران در دوران آتشبس، خود را به شکلی بازسازی کردهاند که در صورت آغاز دوباره جنگ از سوی آمریکا، پاسخ تهران «کوبندهتر و تلختر از روز نخست» خواهد بود.
قطر، عمان و ترکیه در مسیر مهار بحران
همزمان با فعال شدن کانال پاکستانی، تحرکات دیپلماتیک دیگر کشورهای منطقه نیز شدت گرفته است. وزارت خارجه قطر اعلام کرد «محمد بن عبدالرحمن آل ثانی»، نخستوزیر و وزیر خارجه قطر در تماس تلفنی با مقامهای عربستان سعودی درباره تلاشهای میانجیگرانه پاکستان گفتوگو کرده و دو طرف بر هماهنگی اقدامات برای کاهش تنشها تأکید کردهاند. پیشتر نیز همزمان با حضور «عاصم منیر» در ایران، هیأتی از دوحه به تهران سفر کرده بود تا به حل برخی از موضوعات در یادداشت تفاهم احتمالی کمک کند.
در همین چهارچوب، دیدار طولانی عراقچی با «عاصم منیر» که تا پاسی از جمعه شب ادامه یافت، به یکی از مهمترین محورهای رایزنیهای اخیر تبدیل شد. عراقچی روز بعد نیز برای دومین بار ظرف ۲۴ ساعت با فرمانده ارتش پاکستان دیدار کرد. وزیر امور خارجه ایران همچنین در ادامه رایزنیهای منطقهای خود با «سید بدر البوسعیدی»، همتای عمانیاش درباره آخرین تحولات منطقه و راههای جلوگیری از تشدید بحران گفتوگو کرد. همزمان تماسهای تلفنی جداگانه عراقچی با «هاکان فیدان»، «محمد بن عبدالرحمن آل ثانی» و «فؤاد حسین» نیز نشان داد محورهای دیپلماتیک منطقهای با سرعت در حال فعال شدن هستند. عراقچی در گفتوگو با «آنتونیو گوترش»، دبیر کل سازمان ملل نیز تأکید کرد که جمهوری اسلامی ایران با وجود سوءظن عمیق نسبت به آمریکا، همچنان با رویکردی مسئولانه در مسیر دیپلماسی حرکت میکند و برای رسیدن به توافقی عادلانه تلاش دارد.
تماس دوحه و واشنگتن؛ نگرانی از بحران انرژی
در ادامه این تحرکات، دیوان امیری قطر اعلام کرد «تمیم بن حمد آل ثانی»، امیر قطر در تماس تلفنی با «دونالد ترامپ»، رئیسجمهوری آمریکا آخرین تحولات منطقه و تلاشهای جاری برای کاهش تنش را بررسی کرده است. دو طرف در این تماس درباره ابتکارهای منطقهای و بینالمللی با هدف تثبیت آتشبس و جلوگیری از تشدید بحران گفتوگو کردند و حمایت از تلاشهای دیپلماتیک پاکستان نیز یکی از محورهای اصلی رایزنیها بود.
همزمان، دوحه و واشنگتن نسبت به تبعات گسترش بحران بر امنیت کشتیرانی، گذرگاههای راهبردی و زنجیره جهانی انرژی ابراز نگرانی کردند که در هفتههای اخیر به یکی از مهمترین دغدغههای قدرتهای منطقهای و جهانی تبدیل شده است.
پاسخ ایران
در سازمان ملل و حمایت روسیه
در بحبوحه این فضای پرتنش، نمایندگی ایران در سازمان ملل نیز تحرکات تازهای را آغاز کرد. سفیر و نماینده دائم کشور در نامهای به دبیرکل سازمان ملل و شورای امنیت، اتهامات آمریکا درباره حمله پهپادی به نیروگاه باراکه امارات را رد کرد و همزمان در نامهای دیگر، برخی کشورهای عربی منطقه را مبنی بر مشارکت در تجاوز آمریکا و رژیم صهیونیستی علیه ایران مورد توجه قرار داد. در این نامه تأکید شده بود که قطر، بحرین، کویت، عربستان سعودی، امارات و اردن با فراهم کردن پایگاهها، همکاری اطلاعاتی و اعطای دسترسی هوایی به آمریکا در حملات نظامی علیه ایران نقش داشتهاند و از این جهت دارای مسئولیت بینالمللی هستند.
در ادامه واکنشهای بینالمللی نیز «میخائیل اولیانوف»، نماینده روسیه در سازمانهای بینالمللی وین نیز در واکنش به مواضع اخیر ایران و آمریکا درباره مذاکرات نوشت که پیامهای متناقضی از واشنگتن دریافت میشود و ارزیابیهای ایران به واقعیت موجود نزدیکتر است. او همچنین تأکید کرد که مواضع آمریکا در شرایط کنونی کمتر مسئولانه به نظر میرسد.
در هنگامههای حساس تاریخ، مهمترین پشتوانه کشور نه صرفاً قدرت نظامی و نه فقط توان دیپلماتیک است بلکه اعتماد عمومی به سازوکار تصمیمسازی و انسجام ملی است. امروز کشور در شرایطی قرار گرفته که تحولات میدانی، تحرکات سیاسی و مذاکرات فشرده، همگی درهمتنیده و بخشی از یک مسیر واحد هستند. در چنین وضعیتی بیش از هر زمان دیگری باید به تصمیمسازان کشور و تیم مذاکرهکننده اعتماد کرد و اجازه داد مسئولان در چهارچوب منافع ملی، مأموریت خود را پیش ببرند. واقعیت آن است که تجربه تحولات اخیر منطقه نشان داده میدان و مذاکره دو مسیر جداگانه و متضاد نیستند؛ همانگونه که خیابان و افکار عمومی نیز در نقطهای بیرون از این معادله قرار ندارند. امروز میدان، مذاکره و خیابان سه ضلع یک راهبرد واحدند که در نهایت باید در مسیر تأمین منافع ملی حرکت کنند. چرا که آنچه در عرصه میدانی رخ میدهد بر روند گفتوگوها اثر میگذارد و آنچه بر میز مذاکره دنبال میشود، بر فضای عمومی و شرایط کشور تأثیر مستقیم دارد. از همین رو مدیریت این سه حوزه نیازمند هماهنگی، تدبیر و نگاه کلان است؛ نگاهی که طبیعتاً در سطوح عالی تصمیمگیری کشور دنبال میشود. بنابراین در چنین شرایطی، دامن زدن به دعواهای سیاسی و رقابتهای جناحی نهتنها کمکی به حل مسائل نمیکند بلکه میتواند به انسجام ملی آسیب بزند و هزینه آن را نه یک جریان و جناح سیاسی بلکه کل کشور میپردازد. امروز زمان آن نیست که هر برنامه سیاسی و از جمله مذاکرات ایران و آمریکا برای پایان دادن به جنگ، دستمایه جدالهای فرسایشی شود یا منافع جریانی بر منافع ملی ترجیح داده شود. تیم مذاکرهکننده صرفاً یک مجموعه اجرایی محدود نیست؛ تصمیمات در فرآیندی چندلایه، با بررسیهای کارشناسی و در چهارچوب سیاستهای کلان اتخاذ میشود. ایران امروز بیش هر چیز به آرامش، اطمینان و همدلی نیاز دارد. چرا که کشور در یکی از حساسترین مقاطع خود قرار گرفته است. عبور از این پیچ تاریخی بیش از هر چیز به سرمایهای به نام اعتماد نیاز دارد؛ اعتماد به تصمیم سازان، اعتماد به مسیرهای رسمی و اعتماد به اینکه منافع ملی فراتر از هر ملاحظه سیاسی و جناحی قرار دارد. امروز بیش از همیشه باید اجازه داد مسئولان کار خود را انجام دهند چرا که موفقیت در میدان، مذاکره و حتی حفظ آرامش اجتماعی زمانی حاصل میشود که همه در یک مسیر حرکت کنند.
دیپلماسی جزئی از فرآیند مقاومت ملی است
حسین مرعشی
دبیرکل حزب کارگزاران سازندگی
آنچه مسلم است، هیچ جنگی بدون رسیدن به نقطه مذاکره خاتمه پیدا نمیکند. حتی خونینترین و ویرانگرترین جنگهای تاریخ نیز سرانجام با گفتوگو، توافق و مصالحه پایان یافتهاند. در سالهای اخیر نیز جنگ غزه با وجود خسارتهای سنگین انسانی و ویرانی گسترده، در نهایت رژیم اسرائیل را ناچار کرد که به سمت مذاکره و گفتوگو حرکت کند. مذاکره بخشی از مبارزه و جزئی از فرآیند مقاومت ملی است لذا نباید اصل گفتوگو را زیر سؤال برد. گفتوگو، چه با حضور میانجی و چه بدون میانجی، بخشی از روند دفاع از منافع ملی محسوب میشود. مسأله اصلی، چگونگی مذاکره و دستیابی به نتیجهای است که حقوق کشور را تأمین کند.
ایران امروز در موقعیتی قرار دارد که با وجود برتری طبیعی و نظامی آمریکا در مقاطع مختلف تاریخی، توانسته است شرایطی ایجاد کند که آمریکا و اسرائیل ناچار به پذیرش آتشبس شوند. اکنون بیش از آنکه ایران به توافق و مصالحه نیاز داشته باشد، طرف مقابل نیازمند کاهش تنش و رسیدن به تفاهم است. نمونه روشن این مسأله، شرایط تنگه هرمز است. جایی که به گفته برخی تحلیلگران، جهان در برابر قدرت ایران ناچار به عقبنشینی شده است. آمریکاییها با وجود تلاشهای فراوان، نتوانستند اجماع بینالمللی لازم را برای باز کردن تنگه هرمز ایجاد کنند. نه کشورهای اروپایی و نه کشورهای آسیایی حاضر نشدند در این مسیر با واشنگتن همراه شوند.
حتی فرماندهان ارتش آمریکا نیز در جلسات کنگره به صراحت اعلام کردند که منطقه خلیج فارس بهشدت ناامن و پرتنش است و امکان اقدام نظامی مؤثر برای باز کردن تنگه وجود ندارد. این مسأله نشاندهنده قدرت بازدارندگی ایران و توان کشور در دفاع از منافع، حیثیت و شرافت ملی است. همین قدرت میتواند در مذاکرات نیز به پشتوانهای مهم برای دستیابی به حقوق ایران تبدیل شود. در چنین شرایطی، انتظار میرود مذاکرهکنندگان بتوانند از ظرفیتهای ایجادشده بهره بگیرند و حقوق کشور را تثبیت کنند. پس از آن نیز باید مسیر جبران خسارتهای ناشی از جنگ و بازسازی توان اقتصادی و زیرساختی کشور دنبال شود.
در این میان، اختلاف دیدگاهها درباره روند مذاکرات میتواند بر فضای تصمیمگیری اثر بگذارد. البته اغلب جریانها و افرادی که در عرصه سیاسی حضور دارند، با وجود تفاوتنظرها، از سر دلسوزی برای ایران و جمهوری اسلامی سخن میگویند. با این حال، تفاوت در میزان تجربه، واقعبینی و تحلیل شرایط میتواند به برداشتهای متفاوتی منجر شود.
آنچه امروز اهمیت دارد، این است که نیروهای نظامی و رزمندگان توانستهاند یک پیروزی میدان و سیاسی مهم رقم بزنند و اکنون وظیفه مذاکرهکنندگان است که این دستاورد سیاسی را در عرصه دیپلماسی تثبیت کنند.
آهنگ واحد میدان، خیابان و دیپلماسی
سیدمحمد حسینی
وزیر پیشین فرهنگ و ارشاد اسلامی
این روزها در کنار تهدیدهایی که از سوی آمریکا و رژیم صهیونیستی مطرح میشود، همزمان بحث مذاکره و احتمال توافق نیز بهطور جدی در محافل سیاسی و رسانهای جریان دارد. آمریکاییها از احتمال رسیدن به توافق سخن میگویند و طبیعی است که تیم مذاکرهکننده جمهوری اسلامی ایران نیز با آمادگی کامل روند تحولات را دنبال کند. اما آنچه برای افکارعمومی جهان روشن است، این واقعیت است که آغازگر این جنگ، آمریکا و رژیم صهیونیستی بودهاند؛ جنگی که حتی در داخل آمریکا نیز منتقدان فراوانی داشت و بسیاری این پرسش را مطرح کردند که ایران تهدید فوری برای واشنگتن نبوده، پس چرا باید مردم آمریکا هزینه جنگی را بپردازند که بیش از هر چیز به سود رژیم صهیونیستی تمام میشود؟ در چنین شرایطی بحث مذاکره از همان روزهای ابتدایی مطرح شد اما تجربههای گذشته و بیاعتمادی ناشی از بدعهدیهای مکرر آمریکا باعث شد جمهوری اسلامی ایران با احتیاط بیشتری وارد این مسیر شود. نگرانی اصلی این بود که کشور دوباره در چرخهای تکراری از فشار، مذاکره، آتشبس و بازگشت دوباره به تنش گرفتار شود؛ وضعیتی که نهتنها امنیت پایدار ایجاد نمیکند بلکه میتواند فضای بلاتکلیفی را بر کشور حاکم سازد. در ادامه، پیشنهادها و شروط مختلفی مطرح شد اما آنچه اهمیت داشت حفظ منافع ملی و جلوگیری از تکرار تجربههای گذشته بود. با این حال در جریان مذاکرات نیز مشخص شد که برخی رویکردهای گذشته همچنان ادامه دارد و تلاش میشود در میز مذاکره، اهدافی دنبال شود که در میدان تقابل محقق نشده بود. همین مسأله موجب شد تیم مذاکرهکننده با قاطعیت از مواضع خود دفاع کند. اما نکتهای که نباید از آن غفلت کرد، مسأله اعتماد به تیم مذاکرهکننده و سازوکار تصمیمگیری در کشور است. تیم مذاکرهکننده صرفاً یک مجموعه محدود اجرایی نیست، بلکه تصمیمات در سطوح عالی و با بررسیهای دقیق اتخاذ میشود و مسئولان ارشد کشور نیز در این روند حضور و نقش دارند. از همین رو مردم انتظار دارند همانگونه که تاکنون از منافع ملی دفاع شده، در ادامه نیز همین مسیر با دقت و حساسیت دنبال شود. از سوی دیگر، مردم طی ماههای اخیر هزینههای سنگینی را تحمل کردهاند و مطالبه جدی آنها این است که سرنوشت این روند بهصورت روشن مشخص شود. جامعه نمیخواهد دوباره در فضای فرسایشی مذاکرههای بینتیجه و تنشهای تکرارشونده گرفتار شود. همین مطالبه عمومی، مسئولیت تیم مذاکرهکننده را سنگینتر میکند. در این میان، نقش هدایت و نظارت عالی کشور نیز اهمیت ویژهای دارد. تجربه نشان داده در بزنگاههای حساس، مسیرها با دقت رصد شده و هرجا لازم بوده تذکرات و جهتگیریهای لازم ارائه شده است. این مسأله برای بخش مهمی از جامعه، نوعی اطمینان خاطر ایجاد میکند که روند مذاکرات خارج از چهارچوب منافع ملی حرکت نخواهد کرد. در نهایت، مسأله اصلی صرفاً انجام مذاکره یا عدم مذاکره نیست؛ آنچه اهمیت دارد این است که هر گفتوگویی باید در چهارچوب عزت، منافع و حقوق ملت ایران صورت گیرد.
وحدت ملی؛ خط قرمز روزهای دشوار
احمد حکیمیپور
دبیرکل حزب اراده ملت
اعتماد به تصمیمسازان و مدیران کشور در شرایط حساس و بحرانی یک ضرورت انکارناپذیر است. تجربههای تاریخی نشان داده زمانی که کشوری درگیر فشارهای بیرونی، تهدیدها و شرایط جنگی میشود، مهمترین سرمایه آن نه تجهیزات و امکانات، بلکه انسجام ملی و اعتماد عمومی است. خوشبختانه امروز نشانههای ارزشمندی از این همبستگی و وحدت را در میان مردم شاهد هستیم؛ سرمایهای اجتماعی که میتواند پشتوانهای بزرگ برای عبور از بحرانها باشد. با این حال در چنین شرایطی برخی رفتارهای سیاسی نگرانیهایی را ایجاد میکند. ممکن است عدهای بخواهند از هر فرصت و رخداد برای تسویهحسابهای سیاسی و رقابتهای جناحی استفاده کنند؛ رویکردی که نهتنها کمکی به حل مسائل نمیکند بلکه وحدت فرماندهی، هماهنگی در تصمیمگیری، انسجام میدان و دیپلماسی را نیز تحت تأثیر قرار میدهد. در حالی که موفقیت کشور در چنین شرایطی نیازمند همگرایی و حرکت هماهنگ همه ارکان است بنابراین ایجاد حاشیه و اختلاف میتواند مسیر را با چالشهای جدی روبهرو کند. هر چند در این زمینه بارها هشدار و تذکر داده شده است. از دلسوزان کشور گرفته تا مسئولان و حتی عالیترین سطوح مدیریتی، بارها بر ضرورت حفظ انسجام و پرهیز از رفتارهای تفرقهآمیز تأکید کردهاند. با وجود این، گاهاً شاهد برخی مواضع و اقدامات هستیم که فضای عمومی را از مسائل اصلی منحرف کرده و آرامش و اطمینانی را که لازمه استمرار مسیر و موفقیت کشور است، خدشهدار میکند. واقعیت این است که در شرایط کنونی، میدان و دیپلماسی دو مسیر جدا از هم نیستند؛ بلکه مکمل یکدیگرند و در چهارچوب راهبردهای کلان نظام و منافع ملی حرکت میکنند. دستیابی به اهداف ملی نیازمند هماهنگی میان همه بخشها و اجتناب از ایجاد دوگانههای غیرضروری است. نقد و دلسوزی البته امری ارزشمند و ضروری است، اما اگر از سر خیرخواهی و دغدغه ملی مطرح میشود، باید در چهارچوب منافع عمومی و با پرهیز از التهابآفرینی صورت گیرد. از سوی دیگر، اگر برخی رفتارها فراتر از نقد دلسوزانه باشد و عملاً در مسیر برهم زدن آرامش عمومی یا ایجاد شکاف حرکت کند، طبیعی است که نهادهای مسئول و دستگاههای مرتبط وظیفه دارند در چهارچوب قانون به مسئولیتهای خود عمل کنند. چرا که منافع ملی و وحدت اجتماعی موضوعی نیست که بتوان با آن مماشات کرد. در روزهای حساس، حفظ انسجام ملی یک انتخاب نیست؛ ضرورتی برای عبور موفق از بحرانهاست.
هدایت میدان و دیپلماسی تحت مدیریت عالی نظام
محمدکاظم انبارلویی
عضو شورای مرکزی مؤتلفه اسلامی
تحولات منطقه در هفتههای اخیر نشان داده است که نبرد نظامی و مذاکرات سیاسی، دو عرصه جدا از هم نیستند، بلکه هر یک ادامه دیگری به شمار میآیند. در این چهارچوب، مذاکره بخشی از میدان نبرد و نبرد نظامی نیز بخشی از روند مذاکرات تلقی میشود. تجربه سال گذشته و دو رویارویی نظامی با ایران نیز از نگاه برخی تحلیلگران، نشانهای از بیاعتمادی عمیق جمهوری اسلامی به آمریکاست. چراکه واشنگتن هر زمان در عرصه میدانی با بنبست روبهرو شده، تلاش کرده از مسیر گفتوگو و مذاکره شرایط را به سود خود تغییر دهد.در این میان، ارزیابیها حاکی از آن است که جمهوری اسلامی ایران با دستاوردهایی که در دو نبرد گذشته به دست آورده، توانسته طرف مقابل را در موقعیتی قرار دهد که ناچار به درخواست آتشبس و بازگشت به میز مذاکره شود. بر همین اساس، تحلیلگران معتقدند میدان و دیپلماسی بهصورت همزمان در مدیریت عالی نظام هدایت میشود و ایران در یکی از حساسترین مقاطع تاریخی خود، تلاش میکند توازن میان قدرت نظامی و تحرکات سیاسی را حفظ کند.به باور ناظران، آمریکا و متحدانش در مذاکرات اخیر کوشیدهاند آنچه را در عرصه نظامی به دست نیاوردهاند، از طریق فشار سیاسی و دیپلماتیک دنبال کنند اما هوشمندی تیم مذاکرهکننده ایرانی مانع تحقق این اهداف شده است. در همین حال، طی بیش از دو هفته گذشته، منطقه در شرایطی نزدیک به یک رویارویی گسترده قرار داشته و تحرکات نظامی و سیاسی دو طرف نیز این وضعیت را تشدید کرده است.برخی معتقدند آمریکاییها به دلیل نرسیدن به اهداف مورد نظر خود، با طرح درخواست برخی کشورهای حوزه خلیج فارس برای تعویق درگیریها، در پی خرید زمان هستند تا بتوانند شرایط جدیدی را طراحی کنند. از این منظر، واشنگتن پس از ضرباتی که دریافت کرده، اکنون در موضع ضعف قرار دارد و به دلیل دور از دسترس بودن اهدافش در هرگونه درگیری احتمالی آینده، تلاش میکند فرصت لازم برای بازسازی و تکمیل برنامههای خود را به دست آورد.در تحلیل سناریوهای پیش رو نیز گفته میشود که در صورت وقوع درگیری جدید، احتمال افزایش عملیات تروریستی و حمله به زیرساختها وجود دارد، هرچند به اعتقاد برخی کارشناسان، تدابیر امنیتی و آمادگیهای داخلی ایران، دستیابی به این اهداف را دشوار کرده است. همچنین از نگاه این تحلیلها، ایران در نبرد احتمالی آینده از ظرفیتها و ابزارهای تازهای بهره خواهد گرفت و همین مسأله میتواند ابعاد درگیری را فراتر از منطقه گسترش دهد.همزمان، پیامها و رایزنیهای دیپلماتیک میان طرفین ادامه دارد و برخی نشانهها از عقبنشینی آمریکا نسبت به بخشی از خواستههای پیشین حکایت میکند. با این حال، به دلیل بیاعتمادی موجود، این تغییر مواضع هنوز برای جمهوری اسلامی قابل اتکا تلقی نمیشود و مذاکرات همچنان در چهارچوب شروط اعلامشده از سوی ایران دنبال میشود.بر اساس این دیدگاه، تا زمانی که مطالبات و شروط ایران محقق نشود، توافقی در کار نخواهد بود. در عین حال، اگر طرف مقابل این شروط را بپذیرد، میتوان چشماندازی برای پایان تنشها و حرکت به سوی توافق نهایی متصور شد.

