تاریخ زنده بسکتبال ایران
امیر ایلیاوی
پیشکسوت بسکتبال
درگذشت عنایتالله آتشی تنها فقدان یک چهره ورزشی نیست؛ بلکه پایان یافتن بخشی از روایت زنده بسکتبال ایران است؛ روایتی که او، هم در آن بازی کرد، هم آن را ساخت و هم سالها آن را برای دیگران بازگو کرد.
آشنایی من با زندهیاد عنایتالله آتشی به سال ۱۳۴۳ بازمیگردد؛ زمانی که برای مسابقات آموزشگاههای کشور، هر دو از استان فارس در یک تیم قرار گرفتیم. همان آشنایی، سرآغاز دوستیای شد که بیش از شصت سال ادامه یافت. در همان سال، هر دو برای اردوی ملی بلندقامتان نیز انتخاب شدیم و در تورنمنت تهران، در کنار تیم ملی، برابر دو تیم خارجی به میدان رفتیم.
آتشی از اولین افرادی بود که به باشگاه استقلال انسجام و ساختار بخشید. او در سالهای ۶۰ تا ۷۰ شمسی، هدایت تیمهای ملی را بر عهده داشت و در بیش از ده تیم باشگاهی نیز مربیگری کرد. از نظر شخصیت حرفهای و دانش فنی، در سطحی مثالزدنی قرار داشت و با گذراندن دورههای تخصصی در آمریکا، بالاترین استانداردهای فنی بسکتبال را به ایران آورد. از او بهحق میتوان بهعنوان یکی از بنیانگذاران لیگ بسکتبال ایران یاد کرد.
در دوران هدایت او در تیم پرسپولیس، بارها طعم قهرمانی را چشیدیم. او با مدیریتی توانمند، همواره در ساختار فدراسیون بسکتبال نیز حضوری مؤثر داشت و در دورههای مختلف بهعنوان عضو هیأترئیسه فعالیت میکرد. به باور من، کمتر کسی را در ورزش میتوان یافت که هم در زمین بازی، هم در مربیگری و هم در مدیریت، تا این اندازه جامع و توانمند باشد.
از ویژگیهای شخصیتی او که شاید در ظاهر با حرفهاش در تناقض مینمود، صدای بلندش در تایمهای فنی بود؛ اما همین که سوت پایان به صدا درمیآمد، آرامشی عمیق و رفتاری مهربان جای آن هیجان را میگرفت. در تمام این شصت سال رفاقت، چه در دوران همبازی بودن و چه در زمانی که مربیام بود، هرگز عصبانیت یا بیادبی از او ندیدم. انسانی بود بسیار مؤدب، متین و فروتن؛ هرگز از حد و جایگاه خود فراتر نمیرفت و از غرور و فخرفروشی دوری میکرد.
آتشی تمام عمر خود را وقف بسکتبال کرد؛ چنانکه تصور تکرار انسانی با این گستره از تعهد و اثرگذاری در ورزش دشوار است. به باور من، در تاریخ بسکتبال ایران دو چهره بیش از دیگران اثرگذار بودند: زندهیاد محمود مشحون و عنایتالله آتشی؛ که هر دو را، با اندوهی عمیق، از دست دادهایم.
آتشی خود تاریخ زنده بسکتبال ایران بود؛ انسانی کامل به معنای واقعی کلمه. دوستی با او برای من همواره مایه افتخار بوده و خواهد ماند.

