گفت‌وگو با حسین علایی درباره جلد دوم خاطراتش با عنوان «راه رفته»

از خط مقدم تا پیچ‌های مدیریتی


کتاب «راه رفته: زندگی و رنج‌های پس از جنگ»؛ روایت خاطرات دکتر حسین علایی است؛ فرمانده‌ای که در دوران دفاع مقدس، مسئولیت‌های خطیری بر عهده داشته و اینک با نگاهی ژرف و دغدغه‌مند نسبت به امنیت ملی و امانتداری تاریخی، به بازخوانی تجربه‌های خود نشسته است. در این اثر، دقت و وسواس او در ثبت رویدادها، بر چالش‌های حافظه و گذر زمان غلبه کرده و روایتی مستند و منسجم پدید آورده است.
دو سال پس از انتشار جلد اول خاطرات حسین علایی با عنوان «پسر آشیخ محمود»، به تازگی جلد دوم آن با نام «راه رفته: زندگی و رنج‌های پس از جنگ»، توسط انتشارات ایران منتشر شده است. این اثر محصول تصمیمی آگاهانه برای بازنویسی کامل خاطرات اوست؛ تصمیمی که نویسنده را به اتکا بر یادداشت‌های روزانه‌اش واداشت تا روایتی منسجم‌تر و دقیق‌تر ارائه دهد و از تحریف ناشی از فاصله زمانی طولانی با رخدادها جلوگیری کند. علایی که افزون بر فرماندهی نظامی و استادی دانشگاه، در عرصه‌های مدیریتی گوناگون نیز مسئولیت‌های متعددی بر عهده داشته، هم‌اکنون نیز تدریس در دانشگاه تهران و برخی دانشگاه‌های دیگر را عهده‌دار است، در این کتاب کوشیده عصاره تجربه‌های خود را به سرمایه‌ای ماندگار برای نسل‌های آینده تبدیل سازد؛ سرمایه‌ای که می‌تواند بخشی از تاریخ معاصر ایران در حوزه‌های مختلف مدیریتی و راهبردی باشد.
دو سال پس از انتشار جلد اول خاطرات حسین علایی با عنوان «پسر آشیخ محمود»، به تازگی جلد دوم آن با نام «راه رفته: زندگی و رنج‌های پس از جنگ»، توسط انتشارات ایران منتشر شده است. تمرکز جلد دوم خاطرات علایی نه بر صحنه‌های نبرد، بلکه بر پیچیدگی‌های اداره کشور در دوران پس از آتش‌بس است؛ از کاستی‌های دیپلماسی گرفته تا دشواری‌های اقتصادی و چالش‌های ساختاری. حسین علایی در گفت‌وگو با ایران از روند شکل‌گیری این کتاب، دشواری‌های نگارش خاطرات شخصی و نگاه خود به اداره کشور در دوران پس از جنگ می‌گوید؛ دورانی که آن را حساس‌تر و پیچیده‌تر از سال‌های نبرد می‌داند و معتقد است ثبت تجربه‌های این مقطع، بخشی از حافظه مدیریتی ایران را شکل می‌دهد.
 
در رونمایی جلد اول خاطرات‌تان با عنوان «پسر آشیخ محمود» عنوان کردید ابتدا قرار بوده این خاطرات به سبک تاریخ شفاهی از سوی مرکز اسناد انقلاب اسلامی منتشر شود، اما از میانه راه تصمیم به تغییر مسیر گرفته‌اید و خودتان شروع به نوشتن خاطرات‌تان کردید. چرا به این تصمیم رسیدید و بر چه اساسی خاطرات‌تان را در قالب دو جلد و به فاصله دو سه سال منتشر کردید؟
پس از مطالعه و بررسی آنچه توسط مرکز ضبط و پیاده‌سازی شده بود، متوجه شدم متن آن نیازمند تکمیل و ارائه توضیحات بیشتر است. از طرفی دیگر، تبدیل عبارات گفتاری به نوشتاری مستلزم بازنویسی مجدد متن بود. در حین انجام این کار به این نتیجه رسیدم که آغاز مجدد نگارش متن و اینکه اگر شروع کنم آن را از اول بنویسم خیلی بهتر خواهد شد. زیرا هم برای خواننده مفهوم‌تر خواهد بود و هم فرآیند نگارش دوباره آن، باعث می‌شود تا بسیاری از مطالب فراموش شده مجدداً در ذهن متبادر شود. علاوه بر این، به دفترچه‌های یادداشتی که از قدیم برخی مطالب را در آنها ثبت کرده بودم، مراجعه می‌کردم. بر این اساس، به این جمع‌بندی رسیدم که بهتر است نگارش این اثر را به صورت کتابی مستقل، از نو آغاز کنم.
این کار را انجام دادم و با توجه به حجم بالای مطالب، قرار شد این کتاب به دو بخش تقسیم شود: بخش اول از تولد تا پایان دوره جنگ صدام علیه ایران، و بخش دوم از پایان جنگ تحمیلی تا زمان حال. بر این اساس، کتاب اول با عنوان «پسر آشیخ محمود» که تا پایان جنگ را پوشش می‌داد، تکمیل و به انتشارات روزنامه ایران سپرده شد و این انتشارات خوشبختانه جلد اول کتاب را با همت آقایان حسن روزی‌طلب و مرتضی میردار به چاپ رسانید. برای چاپ جلد دوم، لازم بود تا مطالب پیشین که به صورت یک‌پارچه نگاشته شده بود، مجدداً در قالب یک کتاب مستقل تدوین شود؛ لذا این کار انجام پذیرفت و این کتاب نیز تقدیم انتشارات روزنامه ایران شد. هرچند، به دلیل طی شدن مراحل اداری اخذ مجوز و همچنین اعمال اصلاحاتی که ملاحظاتی برای صدور مجوز ایجاب می‌کرد، این اقدامات مقداری زمان برد ولی به لطف خداوند، این کتاب با مقداری فاصله زمانی از جلد اول منتشر شد.

خاطرات‌تان را از چه زمانی می‌نوشتید و آیا در دوران جنگ هم وقایع را یادداشت می‌کردید؟
از دوران دبیرستان همواره دفتری برای یادداشت نکات و وقایع خاص داشتم و تقریباً همه روزهای مهم را می‌نوشتم. باید اذعان کنم جلدهای منتشر شده، در واقع خلاصه‌ای از مطالب و خاطرات روزانه‌ نگاشته شده‌ام هستند، زیرا حجم خاطرات و یادداشت‌های مکتوب من بسیار مفصل‌تر از حجم این دو کتاب‌ است.

در نوشتن خاطرات‌تان در بین کتاب‌های خاطرات و روزنوشت‌های داخلی و خارجی بیشتر تحت‌تأثیر خاطره‌نویسی چه اشخاصی یا قالب و فرم روایی چه کتاب‌هایی بودید؟
تقریباً می‌توان گفت خیلی تحت‌تأثیر مستقیم آثار دیگران قرار نگرفته‌ام، اما کتاب‌های خاطرات بسیاری، بویژه آنهایی که در دوره معاصر منتشر شده‌اند را مطالعه کرده‌ام، به‌عنوان مثال، یکی از کتاب‌هایی که به طور کامل از ابتدا تا انتها خواندم، «یادداشت‌های اسدالله علم» بوده است که برخی حوادث مهم دوره محمدرضا پهلوی را به صورت کامل، به مثابه یک شاهد عینی و در قالب یادداشت‌های روزانه، به تصویر کشیده است. کتاب دیگر، خاطرات آقای هاشمی رفسنجانی است که ایشان در دوران معاصر، تقریباً به شکل روزنوشت، مطالب مهم و عملکرد خود را ثبت کرده‌اند که بسیار ارزشمند و خواندنی است.
با وجود این، من این کتاب را به صورت روزنوشت ننوشتم، بلکه آن را به صورت خاطرات و بر اساس موضوع‌بندی‌های رخدادهایی که در آنها نقش داشته و یا شاهد آنها بوده‌ام، سامان دادم. یعنی نگارش را با تمرکز بر هر موضوع آغاز کردم و سپس در هر بخش، به خاطرات روزانه و یادداشت‌های قدیمی خودم نیز مراجعه کردم تا دقت مطالب ذکر شده افزایش یابد.
در برخی بخش‌ها که ضروری تشخیص دادم، عین عبارات موجود در دفترچه‌های یادداشت را نقل کردم، بویژه آنجا که از افراد نقل قول کرده‌ام. برای نمونه، در جلساتی که پیرامون جنگ حضور داشتیم و فرماندهان اصلی یا آقای هاشمی رفسنجانی به‌عنوان فرمانده جنگ نکاتی را بیان می‌کردند، بنده همان زمان آنها را یادداشت کرده بودم. یا در آن دوره که مقام معظم رهبری، ریاست جمهوری آن زمان را بر عهده داشتند، در برخی جلسات مطالبی را بیان کرده‌اند که من تلاش کردم عین مطالب ثبت شده در یادداشت‌های آن زمان را بیاورم تا عین عبارات منتقل شده و از تحریف آنها جلوگیری شود. در حقیقت تلاش کردم مطالب با نگاه به وضعیت امروزی بازنویسی نشوند، بلکه با توجه به شرایط همان زمان و آنچه واقعاً اتفاق افتاده یا بیان شده بود، ثبت گردند.

 علاوه بر این دو جلد آیا خاطرات‌تان در قالب مجموعه‌های دیگر هم منتشر شده یا در آینده منتشر خواهد شد. اساساً به نظرتان انتشار خاطرات تحت عنوان تاریخ شفاهی با خاطره‌نویسی خود فرد چه تفاوتی دارد و هر کدام از این روش‌ها در بیان خاطرات چه محاسن و محدودیت‌هایی دارند؟
تفاوت میان «تاریخ شفاهی» و «خاطره‌نویسی» این است که در خاطره‌نویسی، فرد آنچه را در ذهن دارد، بر اساس برداشت‌ها و احساس ضرورت خود به نگارش درمی‌آورد؛ اما «تاریخ شفاهی» معمولاً در قالب مصاحبه انجام می‌شود، بدین معنا که مصاحبه‌گری وجود دارد که پرسش‌هایی را با توجه به اهداف و علاقه‌مندی‌های خود مطرح می‌کند و فرد مصاحبه‌شونده به آنها پاسخ می‌دهد.
من نیز اثری در زمینه تاریخ شفاهی دارم که جلد اول آن با عنوان «تاریخ شفاهی دفاع مقدس: روایت حسین علایی؛ فرمانده قرارگاه نوح(ع)» تاکنون توسط مرکز اسناد و تحقیقات جنگ سپاه منتشر شده است. جلد دوم آن نیز پیاده‌سازی شده و در اختیار من قرار گرفته تا پس از مطالعه و ویرایش نهایی برای چاپ آماده شود. بنابراین، آنچه را که خودم به ‌صورت مستقل نوشته‌ام، شامل دو جلد کتاب است که انتشارات «ایران» منتشر کرده است؛ در حالی که «تاریخ شفاهی» اثری مستقل و در قالب گفت‌وگو درباره‌ وقایع و زندگی افراد مرتبط با آن است. در نتیجه می‌توان گفت این دو نوع اثر، به نوعی مکمل یکدیگر به شمار می‌آیند.

افراد نظامی طبیعتاً به خاطر ماهیت شغل‌شان در بیان خاطرات و گذشته خود ملزم به رعایت برخی مصالح و ملاحظات محرمانه و امنیتی هستند. شما در نوشتن و انتشار خاطرات‌تان چه مسائلی از این دست را رعایت کردید و آیا قبل از انتشار خاطرات خود در این زمینه هماهنگی خاصی انجام دادید یا نه؟
در تنظیم و نگارش این آثار، هر مسأله‌ای که بیان آن به ضرر امنیت ملی کشور به ‌نظر می‌رسید و ممکن بود به امنیت ملی کشور لطمه بزند، بیان نکردم و در نوشته‌هایم آن را مطرح نکردم. تنها خاطراتی را در کتابم آورده‌ام که اکنون به تجربه‌ای تاریخی و مفید تبدیل شده و ذکر آن می‌تواند برای پژوهشگران و مدیران آینده سودمند باشد. به نظرم مطالعه این موارد برای اشخاصی که از این به بعد قرار است وارد چنین حوزه‌هایی شوند ضروری است. باور دارم می‌توان مباحث این حوزه را بدون آنکه خدشه‌ای به امنیت کشور وارد شود، به‌ صورت مستند و علمی مطرح کرد، مشروط بر آنکه تحریفی در واقعیت صورت نگیرد و امکان سوءاستفاده‌ دشمن فراهم نشود.

نکته دیگر اینکه در انتشار خاطرات‌تان غیر از ملاحظات امنیتی و محرمانگی برخی امور با چه موانع و مشکلاتی روبه‌رو بودید و چگونه این مشکلات را پشت سر گذاشتید؟
یکی از مهم‌ترین مشکلات خاطره‌نویسی آن است که با گذشت زمان، انسان بسیاری از مسائل و جزئیات را فراموش می‌کند یا ممکن است در یادآوری و بیان آنها دچار اشتباه شود؛ برای مثال، ممکن است نام افراد یا زمان وقوع رویدادها در ذهن نویسنده مخدوش شود. از آنجا که گاهی وقت‌ها یادداشت‌ها را پس از وقوع اتفاقات می‌نویسیم، ممکن است زمان دقیق یک رویداد فراموش شود. از همین‌رو خاطراتی که با فاصله زمانی زیاد نوشته می‌شوند، گاه با خطا و ابهام همراه‌ هستند. این مشکلات در خاطره‌نویسی وجود دارند. ولی چون از دوران دبیرستان، وقایع مهم را در دفتری یادداشت می‌کردم، هنگام نگارش خاطراتم به آنها مراجعه کرده‌ام. در نتیجه، تاریخ رویدادها را با دقت درج کرده‌ام و در برخی موارد که تردید داشته‌ام، از دوستان و دیگر افرادی که در وقایع حضور داشتند پرس‌وجو کرده‌ام. همچنین پیش از انتشار، نسخه‌ای از کتاب را در اختیار اشخاصی که نامشان در کتاب خاطرات آمده و در جریان رویدادها بوده‌اند، قرار دادم تا مطالعه کرده و نظرات خود را اعلام کنند. از این‌رو می‌توان گفت تمامی تاریخ‌ها و اطلاعات ذکر شده در این کتاب تا حد زیادی دقیق و صحیح است، هرچند تحلیل و برداشت افراد از یک رویداد ممکن است متفاوت باشد؛ من نیز دیدگاه شخصی خود را نوشته‌ام. چرا که ممکن است، راجع به یک موضوع هر شخصی با زبان خودش آن را بیان کند و با ادبیاتی متفاوت بنویسد.
در مجموع، بزرگ‌ترین آسیب در نگارش خاطرات، گذشت زمان و ایام است؛ زیرا هر چه فاصله زمانی از یک واقعه بیشتر بشود، وضوح آن در ذهن انسان کمرنگ‌تر می‌شود. خطر دیگر این است که نویسنده با نگاه امروز به تحلیل و بازنویسی خاطرات دیروز بپردازد، در حالی که خاطرات باید با همان نگاه و ذهنیت موجود در زمانِ وقوع رویدادها ثبت و ضبط شوند تا کمترین میزان تحریف در آنها راه یابد.

جلد دوم خاطرات شما با عنوان «راه رفته» از پایان جنگ تحمیلی عراق آغاز می‌شود و تا پایان جنگ دوازده‌ روزه رژیم صهیونیستی علیه کشورمان ادامه پیدا می‌کند. چرا این بازه زمانی را برای روایت جلد دوم خاطرات خود انتخاب کردید؟
کل این مجموعه خاطرات را من به‌ صورت یکپارچه نگاشتم، اما به دلیل حجم زیاد، امکان انتشار آن در یک جلد وجود نداشت. بنابراین تصمیم گرفتیم آن را در دو جلد منتشر کنیم. از آنجا که دوره جنگ یکی از مقاطع مهم زندگی من بود، دوره اول کتاب تا پایان جنگ را در جلد اول و دوران پس از جنگ تا زمان حال را در جلد دوم گنجاندم.
البته جلد دوم را نسبت به جلد اول کوتاه‌تر و خلاصه‌تر نوشته‌ام، زیرا احساس کردم ذکر همه اتفاقات لازم نیست و مسائلی باید بیان شوند که برای خواننده جذاب باشد. مطرح کردن همه جزئیات زندگی شخصی یا فعالیت‌های روزمره و مسائل بی‌اهمیت شاید برای مخاطبان اهمیتی نداشته باشد، بنابراین تنها نکات مهم‌تر و اساسی‌تر را آورده‌ام. به همین دلیل، جلد دوم با وجود آنکه دوره زمانی طولانی‌تر و سال‌های بیشتری را دربرمی‌گیرد، ولی کم‌حجم‌تر است.

در مقدمه جلد دوم نوشته‌اید «راه رفته» روایت زندگی و رنج‌های پس از جنگ است، نه خود جنگ. درک دوران پس از جنگ برای فهم تاریخ معاصر ایران چه ضرورتی دارد؟
جنگ، رویدادی بود که هشت سال ملت ایران را درگیر کرد و آثار عمیق و ماندگاری در عرصه‌های مختلف و برای آینده کشور به‌جا گذاشت. مسأله مهم برای دوران پس از جنگ این بود که مسئولان و مدیرانی که در مصدر امور قرار گرفتند، کشور را با توجه به شرایط جدید چگونه اداره کردند و چگونه کوشیدند تا از فضای ملتهب ناشی از جنگ، خارج شوند و به سمت مرحله‌ای تازه، یعنی توسعه کشور، حرکت کنند.
به همین دلیل احساس کردم پرداختن به مسائل پس از جنگ اهمیت فراوانی دارد. بویژه باور دارم افرادی که در آن دوران تجربه‌هایی دارند، باید آنها را بنویسند و یادآور شوند تا نسل‌های بعدی که مسئولیت اداره کشور را بر عهده می‌گیرند، از آنها بهره‌مند شوند و به این مسائل مهم توجه کنند. برای نمونه، در دوران جنگ هنگام نگارش خاطرات به نکته‌ای توجه کردم: ما در حوزه جنگ برای دفاع نظامی از کشور تلاش فراوانی می‌کردیم، اما در عرصه دیپلماسی چندان فعال نبودیم و خیلی اقدام جدی‌ای نکردیم. به بیان دیگر، از دیپلماسی به‌عنوان یک ابزار قدرت برای پیروزی در جنگ به اندازه ظرفیت موجود در جهان بهره نگرفتیم. به همین دلیل احساس می‌کنم این کاستی در دوران پس از جنگ نیز تا حدی در اداره کشور ادامه یافته است.
از دیگر مسائل و مشکلات مهم، موضوع اقتصاد کشور بود. گرچه پس از جنگ توجه زیادی به این موضوع شده است، اما در نهایت، اقتصاد ایران به مرحله‌ای نرسیده که بتواند بنیه کشور را چنان تقویت کند ‌که اداره امور کشور با سهولت و قدرت اقتصادی بیشتری انجام بپذیرد. تمام این موارد از جمله موضوعاتی هستند که در قالب خاطرات به آنها پرداخته‌ام و خواننده می‌تواند به عمق این مسائل توجه داشته باشد. یکی از مسائل اساسی دیگر نوع دیدگاه‌های مسئولان کشور است؛ اینکه ما در حوزه‌های مختلف چه نوع نگرشی داریم. برای مثال، دیدگاه ما در زمینه سیاست خارجی چیست؟ سیاست اقتصادی ما بر چه مبنایی استوار است؟ در عرصه‌های سیاست داخلی، فرهنگی و اجتماعی چه طرز فکری بر کشور حاکم است؟ تمام این نگرش‌ها نقشی تعیین‌کننده در اداره درست و منطقی کشور و زندگی مردم دارند.

جلد دوم خاطرات‌تان از جبهه جنگ آغاز می‌شود و تا رسیدن شما به مسئولیت‌های عالی مختلف ادامه دارد. این تنوع فضا و نقش‌ها چه تأثیری در نوع روایت و سبک خاطرات‌تان داشته. آیا همه خاطرات‌تان را از مقاطع مختلف با یک معیار مشخص و یکسان بیان کردید یا برحسب مقاطع و نقش‌های مختلف، نقل خاطرات هر دوره تفاوت می‌کند؟
طبیعی است که انسان وقتی در عرصه‌های گوناگون مسئولیت‌هایی را بر عهده می‌گیرد، هر یک از آنها با دیگری تفاوت دارد. من نیز به دلایل مختلف در حوزه‌های متنوعی فعالیت داشته‌ام. برای نمونه، در زمینه علمی به تدریس پرداختم و به مرتبه استاد تمام دانشگاه نائل شدم. افزون بر تدریس در دانشگاه‌های تخصصی مانند دانشگاه دفاع ملی یا دوره‌های آموزشی جنگ، بیش از ۲۰ سال در دانشگاه تهران تدریس کرده‌ام.
در کنار این فعالیت‌ها، در اداره صنایع مختلف کشور فعالیت داشته‌ام؛ از جمله در صنعت هوایی، هم در بخش صنعتی و هم در حوزه هواپیمایی و اداره شرکت‌های هوایی. همچنین در حوزه حمل‌ونقل دریایی نیز تجربه اندوخته‌ام. هرچند فرمانده نیروی دریایی بودم، اما در زمینه حمل‌ونقل کشتی‌های بزرگ، مانند نفتکش‌ها، کار کرده‌ام. هر یک از این حوزه‌های متنوع، دنیای متفاوت و چالش‌های خاص خودشان را داشته‌اند و برای من تجربه‌های با ارزشی به ارمغان آورده‌اند. بدیهی است که مدیران از تجربه‌های پیشین خود برای موفقیت در حوزه‌های جدید بهره می‌گیرند. با این حال، هر حوزه کاری تازه، ماهیتی مستقل دارد و تجربه‌های جدیدی به همراه می‌آورد. از این‌رو شاید برای خواننده هم جالب باشد بداند یک فرد در موقعیت‌های مختلف چگونه عمل کرده، چگونه به مسائل نگریسته و چه رویکردی در مدیریت داشته است.
 
شما در قالب خاطره‌گویی، تحلیلی از سیاست‌های کلان نظام را در پیوند با اقتصاد، تاریخ و حتی ژئوپلتیک ارائه می‌کنید. آیا نگران نبودید که این چندلایگی، خواننده غیرمتخصص را خسته یا سردرگم کند؟
خوانندگان این‌ گونه کتاب‌ها را می‌توان به چند گروه تقسیم کرد. دسته اول، خوانندگان عام هستند؛ کسانی که علاقه‌مند به مطالعه زندگینامه‌ها هستند و دوست دارند بدانند دیگران چگونه زندگی کرده و چه مسیری را در زندگی طی کرده‌اند. دسته دوم، علاقه‌مندان به تاریخ‌ هستند؛ کسانی که می‌خواهند تاریخ یک دوره را بررسی و تحلیل کنند و به تجزیه دقیق وقایع و تجربه‌های تاریخی بپردازند. برای این گروه، چنین کتابی می‌تواند یک تجربه عینی و مستند باشد. دسته سوم، مدیران در حوزه‌های گوناگون هستند؛ زیرا آنان نیاز دارند با چالش‌هایی که یک مدیر در برهه‌ای خاص با آنها روبه‌رو بوده، آشنا شوند و بدانند چگونه او از پس مشکلات سازمان خود برآمده، یا در چه مواردی نتوانسته مشکلات را حل کند. یا این مدیر چرا با شکست مواجه شده و با چه موانعی بر سر راه موفقیت روبه‌رو بوده است. چنین تجربه‌هایی، چه موفقیت‌آمیز و چه ناکام، برای مدیران آینده می‌تواند آموزنده و الهام‌بخش باشد.

در نقل برخی وقایع، رویکردی صریح و بی‌پرده دارید؛ از ماجرای سفر به پاکستان تا گفت‌وگوی شما با خانم بی‌نظیر بوتو. این صراحت با چه منظور و هدفی بوده و آیا آن را تلاشی برای جلب اعتماد خواننده می‌دانید؟
من رخدادها و همان واقعیت‌هایی را نوشته‌ام که در عمل رخ داده است. هدفم اصلاً این نبوده که متن را صریح یا غیرصریح بنویسم؛ تنها قصد داشتم خاطرات واقعی و تجربیاتم را ثبت کنم؛ تقریباً هر آنچه اتفاق افتاده بود، همان را نگاشته‌ام. حالا اینکه خواننده از این مطالب چه برداشتی داشته باشد یا چه قضاوتی بکند، برعهده اوست. بنابراین هدفم صرفاً روایت آن چیزی بوده که واقعاً رخ داده است.

 

درباره کتاب «راهبردهای ایران و عراق در جنگ هشت ساله» بگویید؟ این اثر چه نیازی را در حوزه مطالعات دفاع مقدس برطرف می‌کند و چه تمایزی با آثار قبلی شما دارد؟
حدود ۱۵ سال پیش کتابی با عنوان «تاریخ تحلیلی جنگ ایران و عراق» را در دو جلد نگاشته‌ام. هر دو جلد این اثر حدود ۱۴۰۰ صفحه دارد و تاکنون پنج نوبت تجدید چاپ شده است. این کتاب مورد توجه پژوهشگران، محققان و علاقه‌مندان به تاریخ دفاع مقدس و علاقه‌مندان به تحقیق در حوزه مسائل جنگ، بویژه جنگ عراق با ایران قرار گرفته است. از آنجا که در دانشگاه‌ها درسی تحت عنوان دفاع مقدس به‌عنوان واحد اختیاری ارائه می‌شود و اساتید صاحب‌نظر و برخی از فرماندهان دوره جنگ این درس را تدریس می‌کنند، این اثر مورد استفاده‌ بسیاری از استادان و دانشجویان قرار گرفته است. برای بسیاری از اساتید دیگر هم کلاس‌هایی برگزار شد و این کتاب را چندین نوبت تدریس کردم.
پس از انتشار این کتاب و در پی بازخوردهایی که از اساتید و پژوهشگران دریافت کردم، همچنین طی بحث‌هایی که با بسیاری از اساتید و محققان داشتم، احساس کردم جای یک پژوهش تحلیلی در زمینه سازوکار تصمیم‌گیری‌های ایران و عراق در دوران جنگ، واقعاً خالی است. از همین رو به بررسی چگونگی فرآیند تصمیم‌گیری‌ها در هر دو کشور پرداختم؛ اینکه ایران و عراق در دوران پیش از جنگ، در حین درگیری‌های نظامی و پس از آن، بر اساس چه راهبردهایی تصمیم می‌گرفتند و هر یک در برابر دیگری چه اقداماتی انجام می‌دادند و در حوزه جنگ هر کشور چگونه و بر چه اساسی تصمیم‌گیری می‌کردند، از جمله مباحث این کتاب است. بر مبنای همین بررسی، کتاب «راهبردهای ایران و عراق در جنگ هشت‌ ساله» را تدوین کردم. این اثر برای فرماندهان نظامی، سیاستمداران، تصمیم‌گیران، استراتژیست‌ها، اعضای شورای عالی امنیت ملی و شورای دفاع ملی اهمیت ویژه‌ای دارد؛ زیرا نشان می‌دهد در جنگ‌ها چه نوع مسائلی مطرح است و هر کشور پیش از پرداختن به هر موضوعی باید استراتژی درستی برگزیند و سپس بتواند آن را به‌درستی اجرا کند.
از آنجا که تصمیم‌های هر کشور و مسئولان آن مبتنی بر استراتژی ملی اتخاذ می‌شود، بر آن شدم تا بررسی کنم راهبردهایی که ایران و عراق از پیش از آغاز جنگ تا پایان آن، در مراحل مختلف در پیش گرفته‌اند چه بوده است، هر یک در برابر دیگری چه اقداماتی انجام داده‌اند و چه سیاست‌ها و استراتژی‌هایی را دنبال کرده‌اند. در این کتاب، راهبردهای ایران و عراق را بر پایه‌ روش‌های علمی استخراج و تحلیل کرده‌ام و دلایل موفقیت یا ناکامی هر یک از آنها را مورد بررسی قرار داده‌ام. در پایان نیز هر دو مجموعه استراتژی را در کنار هم قرار داده و تطبیق داده‌ام تا روشن شود کدام تصمیم‌ها به موفقیت و کدام به شکست انجامیده است.
به باور من، کسانی که در سطوح عالی تصمیم‌گیری و استراتژیک کشور فعالیت می‌کنند باید هم با مبانی نظری و هم با مسائل اساسی و به نحوی استراتژیک آشنایی داشته باشند و هم بدانند چگونه می‌توان استراتژی مناسبی را طراحی و اجرا کرد و چه اتفاقاتی رخ می‌دهد که بدانند چرا برخی از آن‌ استراتژی‌ها شکست می‌خورند. به تجربه دریافته‌ام اگر تصمیم‌گیرندگان کشور، پیش از وقوع بحران‌های نظامی - نظیر جنگ ۱۲روزه‌ - به محتوای این کتاب توجه می‌کردند، می‌توانستند پیش‌بینی دقیق‌تری از برنامه آمریکا و رژیم اسرائیل علیه ایران و تحولات رخ داده و حتی زمان آغاز درگیری‌ها داشته باشند. از طرفی هم در زمان وقوع جنگ می‌توانستند بهترین استراتژی دفاعی و تهاجمی را برگزینند و به اجرا بگذارند. در کل این اثر بیش از آنکه یک اثر صرفاً تاریخی باشد، یک منبع استراتژیک- تحلیلی است. مخاطبان اصلی آن شامل فرماندهان نظامی، سیاستگذاران، اعضای شوراهای عالی امنیت ملی و دفاع ملی و استراتژیست‌ها هستند. این کتاب نشان می‌دهد اهمیت انتخاب استراتژی، طراحی راهبرد و اجرای صحیح استراتژی ملی بر هر ملاحظه دیگری ارجحیت دارد و می‌تواند پیش‌بینی دقیق‌تری از تحولات بحران‌های نظامی ارائه دهد. در واقع، درک این تحلیل‌های تطبیقی می‌تواند برای سطوح عالی تصمیم‌گیری کشور جهت طراحی استراتژی‌های آینده بسیار روشنگر باشد.

 

 راه رفته

زندگی و رنج‌های پس از جنگ
 خاطرات دکتر حسین علایی، جلد دوم

 نویسنده: حسین علایی
 انتشارات: ایران
 تعداد صفحات: 278 صفحه
 قیمت: 650000 تومان