در گفتوگو با محمد حقانی عضو پیشین شورای شهر تهران تشریح شد
سیاستزدایی از سیاستگذاری مدیریت شهری
سیاستزدایی به معنای حذف سیاست از شهر نیست، بلکه به معنای کاستن از «سیاستزدگی» است؛ یعنی جلوگیری از آنکه تصمیمهای فنی و اجرایی به میدان رقابتهای جناحی بدل شوند و منافع کوتاهمدت سیاسی بر مصالح بلندمدت شهر چیره شود.
در آستانه برگزاری انتخابات شوراهای شهر، مسأله کیفیت حکمرانی محلی بیش از هر زمان دیگری اهمیت یافته است. شهرها نیازمند تصمیمهای مبتنی بر داده، مدیران شایسته و برنامههای پایدارند؛ اما سیاستزدگی جناحی میتواند این مسیر را با بیثباتی و گسست روبهرو کند. درواقع غلبه رقابتهای جناحی بر تصمیمهای فنی، مسیر توسعه پایدار شهرها را ناهموار کرده است. حال پرسش این است که چگونه میتوان میان سیاستگذاری عمومی و سیاستزدگی جناحی مرزی روشن ترسیم کرد و مدیریت شهری را به ریل شایستهسالاری و پاسخگویی بازگرداند؟ محمد حقانی، عضو شورای شهر چهارم تهران که سابقه معاون شهرداری تهران را نیز در کارنامه خود دارد، در گفتوگو با روزنامه «ایران»، سیاستزدایی را راهبردی برای ارتقای کیفیت حکمرانی محلی دانسته و بر ضرورت اصلاح سازوکارهای انتصاب، ارزیابی عملکرد و تقویت بدنه حرفهای شهرداریها تأکید میکند. مشروح این گفتوگو را در ادامه بخوانید.
برای سیاستزدایی از مدیریت شهری چه باید کرد و از نگاه شما «سیاستزدایی» در مدیریت شهری دقیقاً به چه معناست؟
در روزگاری که شهرها به کانون اصلی زیست اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی بدل شدهاند، مدیریت شهری بیش از هر زمان دیگر نیازمند ثبات، تخصص و اعتماد عمومی است. با این حال، آنچه گاه این مسیر را ناهموار میکند، غلبه نگاههای جناحی و رقابتهای سیاسی بر سازوکارهای حرفهای اداره شهر است. از این رو، «سیاستزدایی» در مدیریت شهری بهعنوان یک مطالبه جدی و یک ضرورت راهبردی مطرح میشود. سیاستزدایی به معنای حذف سیاست از شهر نیست، بلکه به معنای کاستن از «سیاستزدگی» است؛ یعنی جلوگیری از آنکه تصمیمهای فنی و اجرایی به میدان رقابتهای جناحی بدل شوند و منافع کوتاهمدت سیاسی بر مصالح بلندمدت شهر چیره شود.
سیاستزدایی، در معنای دقیق خود، یعنی حاکمیت عقلانیت بر اداره شهر؛ یعنی پروژههای عمرانی، حملونقل، محیط زیست و خدمات شهری، بر اساس مطالعات کارشناسی و نیازهای واقعی شهروندان تعریف شوند، نه برای کسب امتیاز در رقابتهای سیاسی. برای تحقق این رویکرد، گامهایی بنیادین ضروری است: اول، استقرار نظام شایستهسالاری در انتصابات و مدیریتها. مدیریت شهری باید برآمده از تجربه، دانش و کارنامه حرفهای باشد. سازوکارهای شفاف برای انتخاب و ارزیابی عملکرد مدیران، میتواند از غلبه ملاحظات سیاسی بر انتصابها جلوگیری کند. دوم، تصمیمگیری مبتنی بر داده و پژوهش باشد. شهری که با آمار دقیق، بانکهای اطلاعاتی منسجم و ارزیابیهای پیش و پس از اجرا اداره شود، کمتر در معرض تصمیمهای سلیقهای و سیاسی قرار میگیرد. سوم، شفافیت مالی و پاسخگویی مستمر. انتشار عمومی بودجهها، قراردادها و فرآیندهای مناقصه، زمینه را برای نظارت شهروندان، رسانهها و نهادهای مدنی فراهم میآورد و امکان استفاده ابزاری از منابع شهری را کاهش میدهد. چهارم، تثبیت برنامههای بلندمدت توسعه شهری.
شهر نیازمند افقهای پایدار است؛ اسناد راهبردی که با تغییر مدیران و گرایشهای سیاسی دستخوش دگرگونیهای شتابزده نشود.
پنجم، تقویت مشارکت واقعی شهروندان. هرچه تصمیمها با حضور و مشارکت عمومی باشد، شهر از انحصار حلقههای محدود سیاسی خارج و به عرصه هماندیشی جمعی بدل میشود. در نهایت، سیاستزدایی راهبردی برای ارتقای کیفیت حکمرانی محلی است. بازگرداندن مدیریت شهری به مدار عقلانیت، تخصص و پاسخگویی است. ضرورتی برای آینده شهر و کیفیت بهتر زندگی
شهروندان است.
مرز میان «سیاستگذاری عمومی» و «سیاستزدگی جناحی» در اداره شهر کجاست؟
آیا اساساً مدیریت شهری میتواند کاملاً غیرسیاسی باشد؟
شهر، صرفاً مجموعهای از خیابانها، ساختمانها و زیرساختها نیست؛ شهر، صحنه زیست مشترک و تبلور اراده جمعی است. هر تصمیم درباره توسعه یک بزرگراه، احیای یک بافت فرسوده، تعیین عوارض شهری یا گسترش حملونقل عمومی، در حقیقت تصمیمی درباره کیفیت زندگی شهروندان و توزیع فرصتهاست. از همین رو، مدیریت شهری ناگزیر با «امر سیاسی» پیوند دارد. اما میان «سیاستگذاری عمومی» بهعنوان ضرورتی برای اداره عقلانی شهر و «سیاستزدگی جناحی» بهمثابه آفتی برای کارآمدی و اعتماد عمومی مرز روشنی وجود دارد. سیاستگذاری عمومی در مدیریت شهری، ناظر به فرآیندی است که در آن مسائل عمومی شناسایی، اولویتبندی و برای حل آنها تصمیمگیری میشود. در چنین دیدگاهی، اختلاف نظر و رقابت دیدگاهها طبیعی و حتی مطلوب است. ویژگیهای سیاستگذاری عمومی سالم عبارتند از اتکای تصمیم به شواهد و ارزیابی، شفافیت در بیان هزینهها و پیامدها، و پاسخگویی در برابر افکار عمومی.
در برابر این رویکرد، سیاستزدگی جناحی قرار دارد؛ وضعیتی که در آن مدیریت شهر از مدار منافع عمومی خارج و به عرصه تسویهحسابها و رقابتهای کوتاهمدت سیاسی بدل میشود. در این وضعیت، پروژهها نه از دل نیازهای واقعی شهر، بلکه از دل ضرورتهای تبلیغاتی و انتخاباتی زاده میشوند؛ و برنامههای بلندمدت با هر تغییر سیاسی دستخوش گسست و بیثباتی میگردند. مرز دقیق میان سیاستگذاری عمومی و سیاستزدگی جناحی، در «جهتگیری و معیار تصمیمگیری» نهفته است. اگر تصمیمات شهری بر پایه منافع قابل دفاع عمومی اتخاذ شود، با سیاستگذاری درست روبهرو هستیم؛ اما اگر معیار اصلی، کسب امتیاز جناحی، یا تأمین منافع کوتاهمدت سیاسی باشد، وارد قلمرو سیاستزدگی شدهایم. شهر، خانه مشترک شهروندان است و مدیریت آن، امانتی در دست کارگزاران عمومی. نه میتوان آن را از سیاست تهی کرد و نه رواست که آن را به سیاستزدگی آلوده ساخت. هنر حکمرانی شهری در برقراری توازن میان این دو است.
به نظر شما باتوجه به مباحثی که در بالا اشاره کردید، چه اصلاحات نهادی میتواند به تقویت شایستهسالاری در مدیریت شهری کمک کند؟
تجربه بسیاری از شهرها نشان میدهد ضعف شایستهسالاری و غلبه ملاحظات غیرحرفهای در انتصابات و تصمیمگیریها، یکی از مهمترین موانع کارآمدی و اعتماد عمومی است. حال چه کنیم شایستهسالاری به قاعدهای پایدار در مدیریت شهری بدل شود. اولین گام، طراحی سازوکاری روشن، رقابتی و شفاف برای انتخاب مدیران شهری است. تعریف معیارهای تخصصــــی، تجربه حرفهای، سوابق اجرایی و توانمندیهای مدیریتی، باید پیشاپیش اعلام و مبنای ارزیابی قرار گیرد. انتشار عمومی رزومه نامزدها و ارائه برنامههای عملیاتی از سوی آنان، میتواند فرآیند انتخاب را از دایره سلیقههای فردی و ملاحظات جناحی خارج کند. شایستهسالاری در استمرار مسئولیت و ارزیابی عملکردها نیز باید جاری باشد. از پیشرفت پروژهها تا رضایت شهروندان و انضباط مالی امکان قضاوت منصفانه و مستند را فراهم میکند. یکی از آسیبهای رایج در مدیریت شهری، وابستگی بیش از حد ساختار اداری به تغییرات سیاسی است. برای تقویت شایستهسالاری، باید بدنه کارشناسی شهرداریها و سازمانهای وابسته، از امنیت شغلی نسبی، مسیر ارتقای مبتنی بر شایستگی و نظام آموزش مستمر برخوردار باشند. شفافیت، زیربنای شایستهسالاری است. هرچه اطلاعات مربوط به بودجه، قراردادها، مناقصهها و پروژههای شهری در دسترس عموم باشد، امکان ترجیح روابط بر ضوابط کاهش مییابد. در فضایی شفاف، مدیر کارآمد مجال بروز مییابد و مدیر ناکارآمد نمیتواند در سایه ابهام پنهان بماند. نهادهای نظارتی کارآمد، ستون فقرات شایستهسالاریاند. حسابرسیهای منظم، بازرسیهای مستقل و امکان رسیدگی بیطرفانه به تخلفات، پیام روشن سلامت و کارآمدی به ساختار مدیریت شهری است. تغییرات شتابزده و مکرر در سیاستها و مدیران، یکی از عوامل تضعیف شایستهسالاری است. شایستهسالاری در مدیریت شهری، حاصل توصیههای اخلاقی یا ارادههای مقطعی نیست؛ نیازمند معماری نهادی سنجیده و پایدار است. از شفافیت در انتصابها و ارزیابی عملکرد گرفته تا تقویت بدنه حرفهای و نهادهای نظارتی، همه اجزای یک منظومهاند که باید همزمان و هماهنگ عمل کنند. شهر، عرصه زندگی مشترک و سرمایه نسلهای آینده است. بامدیریتی شایسته، کارآمدی افزایش مییابد.
آیا بیثباتی مدیریتی در شهرها بیشتر ناشی از تغییرات سیاسی است یا ضعف نظام ارزیابی عملکرد؟
شهر، آیینه نظم و بینظمی در حکمرانی است. در بسیاری از شهرها، تغییرات پیدرپی مدیران و دگرگونیهای ناگهانی در رویکردها، به پدیدهای نگرانکننده بدل شده است. هنگامی که تغییرات با هدف ناموجه سیاسی به برکناری گسترده مدیران میانی و کارشناسان حرفهای بینجامد، شهر در چرخهای از آغازهای مکرر و ناتمامماندنها گرفتار میشود. هر مدیر تازه، با تیمی تازه و اولویتهایی تازه میآید و پیش از آنکه ثمرهای از برنامههایش نمایان شود، جای خود را به دیگری میدهد. در چنین وضعی، سرمایه انسانی دچار ناامنی میشود. از سوی دیگر، نبود یا ناکارآمدی نظامهای ارزیابی عملکرد، زمینهساز بیثباتی است. در غیاب معیارهای شفاف، مدیر کارآمد نمیتواند با اتکا به عملکرد خود از جایگاهش دفاع کند، و مدیر ناکارآمد نیز ممکن است به پشتوانه روابط غیرحرفهای در سمت خود باقی بماند. مدیران اجرایی باید بر اساس شاخصهای قابل اندازهگیری سنجیده شوند. در چنین مدلی، تغییر قدرت لزوماً به برهمریختن سازمان و کنارگذاشتن سرمایه انسانی نمیانجامد.
شهر نیازمند برنامههای بلندمدت در حوزههایی چون حملونقل، محیط زیست، بازآفرینی شهری و تابآوری است. این برنامهها با افقهای کوتاهمدت و مدیریتهای گذرا سازگار نیست. برای کاهش بیثباتی، باید بهجای تمرکز بر اشخاص، به اصلاح ساختارها اندیشید. شهری که بتواند میان پویایی سیاسی و ثبات اجرایی تعادل برقرار کند، از چرخه آغازهای بیفرجام رهایی مییابد و به سوی حکمرانی پایدار و اعتماد عمومی گام برمیدارد.

