در حافظه موقت ذخیره شد...
جلال چراغپور، سرمربی پیشین تیم ملی فوتبال در گفتوگو با «ایران»:
به مربی فرصت نمیدهند؛ از او معجزه میخواهند
مهری رنجبر/ اخراج چهار سرمربی تا پایان هفته نهم لیگ برتر فوتبال ایران، بار دیگر نگاهها را به تصمیمهای شتابزده مدیران باشگاهها و غلبه نتیجهگرایی بر برنامهریزی بلندمدت معطوف کرده است؛ تغییراتی که نهتنها موفقیت تیمها را تضمین نمیکند، بلکه گاهی با برهمزدن ساختار فنی و روابط درون تیمی، شرایط را دشوارتر میکند. در فوتبال ایران، نیمکت مربیان بیش از آنکه به ثبات و فرصتدادن به کادر فنی وابسته باشد، زیر سایه نتایج کوتاهمدت و فشار هواداران قرار دارد؛ روندی که حتی تیمهای بالای جدول نیز ممکن است از آن در امان نمانند. جلال چراغپور، کارشناس فوتبال، در گفتوگو با «ایران» معتقد است:« تغییرات زودهنگام مربیان ریشه در نگاه کوتاهمدت مدیران باشگاهها دارد و عوامل فنی، روابط رختکن و فشارهای بیرونی در این تصمیمها نقش دارند.»
وی در ادامه توضیح داد: «مشکل فوتبال ایران این است که بهندرت به مربی فرصت داده میشود یک یا دو سال در تیم بماند؛ در حالی که در فوتبال دنیا همکاریهای طولانیمدت نیز وجود دارد. حوصله مدیران باشگاههای ما از هفته پنجم سر میرود. مربی تیم را بسته و بازیکنان را انتخاب کرده، اما پس از پنج یا شش هفته کنار گذاشته میشود. مربی جدیدی میآید که بازیکنان را خودش انتخاب نکرده و باید روابط تخصصی و روانیاش را با تیم از ابتدا شکل دهد. درنتیجه، تیم ممکن است به قهقرا برود. متأسفانه در فوتبال ایران به مربی فرصت نمیدهند؛ از او معجزه میخواهند.»
این کارشناس فوتبال، اختلافات شخصیتی و مناسبات رختکن را از دیگر عوامل تغییر سرمربی دانست و گفت: «گاهی مربی با بازیکنان اختلافات شخصیتی، رفتاری یا روانی دارد و مدیران ترجیح میدهند بهجای کنار گذاشتن بازیکن شاخص، سرمربی را برکنار کنند. معمولاً بازیکنان باسابقه، کاپیتانها یا بزرگترهای تیم، گروههای سه یا چهارنفرهای دارند. اگر مربی جدید به یکی از اعضای این گروه بازی ندهد، ممکن است با مجموعهای روبهرو شود که بر تصمیم مدیران تأثیر میگذارد. اتفاقی شبیه آنچه درباره وحید هاشمیان در پرسپولیس مطرح شد. گاهی مدیر باشگاه با میل و رغبت تصمیم به تغییر مربی نمیگیرد و جریانهای درون تیم در این تصمیم مؤثرند. در فوتبال، مسائل فنی و انسانی بسیاری وجود دارد و برکناری مربی به معنای حل آنها نیست. به اعتقاد من، در ۷۵ درصد موارد، تیم پس از برکناری مربی نیز به نتیجه مطلوب نمیرسد.»
چراغپور درباره انتخاب مربیان جایگزین توضیح داد: «مربی بیکار زیاد است و طبیعتاً برای نتیجه نگرفتن دلایل زیادی دارد. میتواند بگوید وقتی تیم را تحویل گرفته که ترکیب بسته شده، چند شکست داشته و شرایط جدول مناسب نبوده است. حتی تیم سیزدهم را تحویل میگیرد و دهم تحویل میدهد و این را دستاورد خود میداند؛ در حالی که چنین ارزیابیای لزوماً تصویر درستی از عملکرد او نیست. موفقیت با تغییر مربی تضمین نمیشود. باید از مدیر باشگاه پرسید چگونه پنج هفته قبل، مربی برکنارشده را بهترین گزینه برای هدایت تیمی با هزینه ۴۰۰ میلیاردی دانسته، اما پس از چند هفته تصمیم به کنارگذاشتن او گرفته است؟ معمولاً مدیر زیر سؤال نمیرود و تمام تقصیرها متوجه سرمربی میشود. مربی دوم نیز ممکن است بگوید بازیکنان را انتخاب نکرده و تیم را در شرایط نامناسبی تحویل گرفته است. اگر بخواهد اصلاحات گسترده انجام دهد، شاید منافع گروههای درون تیم را به خطر بیندازد. در نتیجه، او هم عقبنشینی میکند و تیم بیشتر آسیب میبیند.»
چراغپور درباره شیوه انتخاب سرمربیان در فوتبال ایران میگوید:« درخواست برنامه از مربی بهتنهایی معیار مناسبی برای انتخاب نیست. برنامههای تمرینی بسیاری از مربیان شباهت زیادی به یکدیگر دارد؛ از تمرینات بدنسازی تا کارهای دفاعی و هجومی. تفاوت اصلی در تفکر، نگرش به بازی، مدیریت تیم و سابقه حرفهای مربی است. امروزه شکل بسیاری از تمرینات مشابه است؛ از پاسکاری و جابهجایی بازیکنان تا حملات عمودی و ارسال از کنارهها. بنابراین، آنچه مربیان را متمایز میکند، نگاه آنها به فوتبال است. یک مربی به بازی کوتاه و پاسکاری علاقه دارد و دیگری شیوه متفاوتی را ترجیح میدهد. در هیأت مدیره نیز گاهی فرد قدرتمندتر، گزینه موردنظر خود را تحمیل میکند. موفقیت مربی فقط به تفکر او وابسته نیست، ابزار در اختیارش نیز اهمیت دارد. اگر مهاجم گلزن، هافبک توانمند یا دروازهبان مطمئن نداشته باشد، کار دشوار میشود. باید بررسی کرد که موفقیت یک مربی حاصل دانش فنی بوده یا کیفیت بازیکنان و شرایط تیمی.»
این کارشناس فوتبال با اشاره به نقش عوامل بیرونی بویژه لیدرها در برکناری مربیان در فوتبال باشگاهی گفت: «گاهی لیدرها و گروههایی از هواداران با شعارهایی مانند «حیا کن، رها کن» مدیرعامل را برای تغییر مربی تحت فشار میگذارند. در چنین شرایطی ممکن است گزینهای روی کار بیاید که از ابتدا موردنظر هیأت مدیره بوده است. بنابراین پس از کنار گذاشتن مربی اول، گزینه دوم بهعنوان آخرین شانس باشگاه مطرح میشود. اگر نتیجه بگیرد، مدیران تصمیم خود را درست جلوه میدهند و اگر نتیجه نگیرد، محدودیتهای تیم را بهانه میکنند. در این میان، آنچه کمتر مورد توجه قرار میگیرد، برنامه بلندمدت باشگاه و هزینه تغییرات پیدرپی برای ساختار فنی تیم است.»

