در حافظه موقت ذخیره شد...
«ایران» برکناری زودهنگام سرمربیان فوتبال باشگاهی را بررسی میکند
نیمکتهای ناامن
تغییر سرمربی در فوتبال حرفهای اتفاقی عادی به شمار میرود و اغلب شرایط فنی، نتایج ضعیف، اختلاف دیدگاه یا حتی ضرورت ایجاد انگیزه در تیم، مدیران باشگاه را وادار به امضای حکم برکناری سرمربی تیم خود میکند. مسأله کلیدی، اصل تغییر در رأس هرم فنی یک تیم فوتبال نیست، بلکه شتابزدگی در تصمیمگیری، نبود برنامه بلندمدت و ارزیابی عملکرد سرمربیان تنها بر مبنای نتایج کوتاهمدت است. زمانی که چند نتیجه نامطلوب میتواند آینده یک مربی را تحتتأثیر قرار دهد، این پرسش مهم برای افکارعمومی مطرح میشود که باشگاهها تا چه اندازه به برنامههای فنی خود پایبند هستند و اساساً با چه معیاری سرمربیان را انتخاب میکنند. نبود ثبات روی نیمکتهای لیگ برتر، آثار منفی بسیاری برای فوتبال باشگاهی دارد. هر سرمربی با فلسفه بازی، شیوه تمرین، الگوی تاکتیکی و معیارهای خاص خود وارد یک تیم میشود. تغییر ناگهانی کادر فنی، بازیکنان را با شرایط غیرمنتظرهای مواجه میکند؛ بهگونهای که برخی از آنها بهواسطه سلیقه مربی جدید، از پازل فنی تیم خارج میشوند، زیرا قادر نیستند خود را با خواستههای جدید تطبیق دهند و برخی هم ممکن است با وجود بی تجربگی، به ترکیب اصلی راه پیدا کنند. این مسائل میتواند مصداق بارز بخشی از پیامدهای منفی تغییر ناگهانی و برکناری زودهنگام باشد که در نهایت به ضرر آن تیم تمام خواهد شد. در چنین شرایطی، بازیکنان جوان بیش از سایرین آسیب میبینند؛ زیرا برای تثبیت جایگاه خود به فرصت، اعتماد و برنامهای مشخص نیاز دارند، نه تغییرات مکرر در شیوه بازی و معیارهای انتخاب ترکیب اصلی.
از طرفی، تزلزل نیمکتها میتواند فرصت رشد را از مربیان جوان و مستعد بگیرد. مربیگری، مانند هر حرفه دیگری، نیازمند تجربهاندوزی، آزمونوخطا و فرصت اصلاح اشتباهات است. اگر مدیران باشگاهها انتظار داشته باشند یک سرمربی از همان هفتههای نخست به نتایج مطلوب برسد، عملاً امکان شکلگیری پروژههای فنی میانمدت و بلندمدت را از بین میبرند. این استراتژی نهتنها به پرورش نسل جدید مربیان کمک نمیکند، بلکه ممکن است مدیران را به استفاده مکرر از چهرههای شناختهشده و امتحانپسداده سوق دهد؛ مربیانی که تنها به دلیل شهرت و سابقه انتخاب میشوند، نه تناسب برنامههایشان با نیازهای واقعی باشگاه.
نکته قابلتأمل آن است که تا چندی پیش، کارشناسان فوتبال ایران، نگاه نتیجهمحور مدیران باشگاههای کشورهای حاشیه خلیج فارس را از نقاط ضعف ساختار فوتبال این کشورها میدانستند؛ رویکردی که به ضعف فنی برخی باشگاهها در سطح کلان منجر شد، تا حدی که تعدادی از آنها از دایره مدعیان آسیایی خارج شدند و همچنان با چالشهای بزرگی مواجه هستند. بر این اساس، تکرار سیاست غلط نتیجهگرایی در فوتبال باشگاهی ایران میتواند تبعات جبرانناپذیری برای فوتبال باشگاهی ما داشته باشد و باید در این روند، تجدیدنظر جدی صورت گیرد.
در اینکه مدیران باشگاهها با فشار هواداران، انتظارات مالکان و ضرورت کسب نتیجه مواجه هستند، هیچ تردیدی نیست، اما پیش از تصمیم به برکناری یا اخراج سرمربی، باید تمامی الزامات فنی بهدرستی طی شود، نه اینکه گزینه اول و آخر، اخراج سرمربی باشد. فوتبال ایران برای عبور از این چرخه تکراری، به تغییر نگاه مدیریتی نیاز دارد. تدوین برنامه فنی مشخص، تعیین انتظارات واقعبینانه، ارزیابی مستمر عملکرد مربیان و حمایت از پروژههای سازنده میتواند زمینه ثبات بیشتر را فراهم کند. همچنین باشگاهها باید در انتخاب سرمربی، تناسب اندیشههای فنی او با امکانات، ترکیب بازیکنان و اهداف مجموعه را در اولویت قرار دهند. زمانی که تغییرات بدون برنامه روشن و در واکنش به نتایج کوتاهمدت صورت میگیرد، یعنی مدیران باشگاهها برای حفظ جایگاه خود به سراغ این راهحل رفتهاند؛ درحالیکه پیش از این اقدام، باید مسیر موفقیت فراهم شود تا یک تیم به موفقیت دست یابد. فوتبال باشگاهی ایران زمانی میتواند به رشد فنی پایدار دست یابد که موفقیت را تنها در نتیجه یک مسابقه یا چند هفته جستوجو نکند و برای ساختن تیم، پرورش مربی و توسعه استعدادها نیز به همان اندازه اهمیت قائل شود.

