در حافظه موقت ذخیره شد...
کیوان صادقی، سرمربی پیشین جوانان هندبال در گفتوگو با «ایران»:
مربی خارجی معجزه نمیکند؛ باید از پایه شروع کنیم
پریسا غفاری/ هندبال ایران در چهار دوره اخیر بازیهای آسیایی روندی نزولی را تجربه کرده است؛ روندی که ضرورت بازنگری در شیوه برنامهریزی، پشتوانهسازی و مدیریت این رشته را بیش از گذشته برجسته میکند. حضور در رقابتهای قارهای، زمانی ارزشمند خواهد بود که حاصل سالها سرمایهگذاری و آمادهسازی باشد، نه فرصتی برای آزمونوخطا و محک زدن نسلهای جوان. کیوان صادقی، مربی پیشین تیم ملی هندبال، در گفتوگو با «ایران» با ارزیابی عملکرد تیم در بازیهای آسیایی ناگویا، از ضرورت اصلاح ساختارها، توجه به ردههای پایه و پرهیز از تصمیمات فردمحور میگوید.
این مربی درباره حذف تیم ملی در مرحله یکچهارم نهایی بازیهای آسیایی ناگویا میگوید: «جوانی تیم و بازیهای پایاپایی که مقابل بهترینهای آسیا انجام شد، نتیجه بدی نبود، ولی انتظار میرفت تیم در جایگاه مناسبتری از گروه خود صعود کند تا در مرحله بعد به دیوار محکمی برخورد نکند. با وجود این، میتوان گفت جوانگرایی آینده خوبی را برای ما رقم میزند، اما آیا سرمایهگذاری کافی روی همین رده سنی انجام شده و چه برنامهای برای آینده بهتر آنها داریم؟ در ردههای پایه، مربی تراز اولی برایشان استخدام نشده و حالا که به تیم ملی بزرگسالان رسیدهاند، مربی خارجی باید پاس دادن را به آنها آموزش دهد.»
او در ادامه با انتقاد از زمانبندی این تغییر نسل تأکید میکند: «هندبال در ناگویا دست به یک جراحی آگاهانه زد تا با بهرهگیری از نسلی جوان، تصویری متفاوت از خود نشان دهد. اما این قمار آگاهانه در واقع همان جراحی دردناکی بود که برای درمان بیماری مزمن وابستگی به لژیونرها و نسل گذشته هندبال، باید زودتر از اینها انجام میشد، نه در رویدادی که رئیس فدراسیون قول مدال داده بود. به هر حال، این تیم برای ادامه مسیر و رسیدن به موفقیتهای بزرگتر، نیازمند توجه جدیتر به تیمهای پایه و حمایت مستمر از تیم بزرگسالان است.»
صادقی که تجربه کار با نسل طلایی و جوانان هندبال را دارد، معتقد است ارزیابی عملکرد تیم ملی باید با در نظر گرفتن شرایط موجود انجام شود: «ترکیب جوان تیم ملی و حضور سرمربی جدیــــــــــد، عواملی هستند که باید در ارزیابــــــی عملکرد ایران مورد توجه قرار بگیرند. در چنین شرایطی، حفظ ثبات در کادر فنی و دادن فرصت کافی به سرمربی میتواند زمینه را برای شکلگیری نسل جدید فراهم کند. اما این جوانها، نوجوانان و حتی بزرگسالان در شرایط فعلی با کدامیک از کشورهای صاحبنام اروپایی در هندبال مراوده دارند؟ کدام کمپ، اردو و رویارویی با غولهای جهان را تجربه میکنند؟ در چه لیگی بازی میکنند که هر روز برای قدرتمندتر شدن انگیزه بگیرند؟ چراکه لیگ ضعیفی داریم. باور کنید در ایران حتی مربیان هم بهدلیل سطح درآمد پایین نسبت به برخی رشته های ورزشی تمایلی به کار در این رشته ندارند!»
وی در ادامه، کمبود حمایت مالی از هندبال را یکی از موانع پیشرفت این رشته میداند و میگوید: «باشگاهها و اسپانسرها بهدلیل توجه بیش از حد به فوتبال و سرمایهای که روی این رشته صرف میشود، تمایلی به حمایت از سایر ورزشها ندارند. شاید فقط دو یا سه باشگاه، همانند سپاهان، کازرون و مس کرمان، به هندبال توجه میکنند و روی پایه کار انجام میدهند. پس نمیتوان برداشت خوبی هم از محصولاتمان داشته باشیم.»
کیوان صادقی درباره عملکرد بانوان هندبالیست نیز با وجود درخشش آنها در سالهای اخیر، به نبود امکانات و فرصتهای رقابتی کافی اشاره میکند: «بانوان هم شرایطی مثل مردان دارند. نه مسابقهای میبینند و نه لیگ منظم و خوبی دارند. مطرح کردن این صحبتها من را به یاد روزی انداخت که در اولین سال حضور در بازیهای آسیایی سئول، برای اولین بار با تیمهای مطرح روبهرو شدیم. در مقابل بازی آنها، انگار ما دسترشته بازی میکردیم. تازه آنجا بود که فهمیدیم هندبال خلاف آن چیزی است که ما بازی میکنیم.»
این مربی با تأکید بر اهمیت آموزش اصولی در ردههای پایه، رویکرد استفاده از مربیان خارجی را نیز نیازمند بازنگری میداند: «آوردن مربی درجهیک برای بزرگسالان اصلاً فایده ندارد. باید کار از پایه درست بنا شود؛ چراکه اساساً تکنیک فنی بازیکن از پایه ساخته میشود و وقتی به بزرگسالان میرسد، تنها به مدیریت نیاز دارد. ورزشکار از همان شروع باید ورزش و زندگی حرفهای را آموزش ببیند و تجربه کند.» سرمربی پیشین جوانان هندبال، پاسخگویی مدیران و نظارت بر عملکرد کادرهای فنی را از الزامات اصلاح ساختار هندبال میداند و میگوید: «متولی هندبال ایران علیرضا پاکدل است. او باید هر تیمی را که نتیجه نمیگیرد، با حضور گروهی از کارشناسان زبده وادار به پاسخگویی کند. همین بازخواست باید از طرف کمیته ملی المپیک و وزارت ورزش انجام شود؛ نه اینکه فقط به مسابقه برویم و فدراسیون خودی نشان دهد. مربی هم در نهایت با این مسأله که فوقش نتیجه نمیگیرد و برکنار میشود، خود را مبرا میبیند. در واقع، همه پازلها باید کنار هم موفق عمل کنند تا یک تیم ملی به نتیجه ایدهآل و رشد واقعی برسد. ضابطه و رابطهها نباید سرمربی یک تیم ملی را مشخص کند. اینکه مربی خارجی واقعاً معجزه نمیکند، آوردنش اصلاً درست نیست؛ آنها کار خود را میکنند، پول میگیرند و میروند، مگر اینکه فدراسیون از همان ابتدا مسیر را برای او کاملاً مشخص کند.»

