نگاه جامعه‌شناسی به نسلی که همیشه به‌دنبال راه‌حل‌های سریع برای رسیدن به اهدافشان هستند

پارادوکس آگاهی و بی‌تابی در نسل زد

مرجان قندی
گروه گزارش

نسل زد؛ نسلی است که در میان بی‌کرانگی گزینه‌های دیجیتال، با ترس از انتخاب اشتباه و بحران هویت دست‌وپنجه نرم می‌کند. در حالی که این نسل پتانسیل تبدیل شدن به خلاق‌ترین نیروی کارآفرین را دارد، وابستگی به راه‌حل‌های سریع و کاهش توان تحمل در مسیرهای طولانی، آنها را در برابر ناکامی‌ها آسیب‌پذیر کرده است. متخصصان معتقدند که اگر جامعه به‌جای برچسب زدن، روی آموزش مهارت‌های روانی و ایجاد فرصت‌های معنادار برای آنها تمرکز کند، این نسل می‌تواند به قدرتمندترین نیروی تغییرات اجتماعی تبدیل شود. باتوجه به حساسیت بالای این نسل نسبت به نابرابری و عدم تبعیت از مسیرهای تکراری، می‌توان گفت؛ اگر این نسل حمایت شود، نیروهایی خلاق و کارآفرین خواهند بود؛ اما اولویت اصلی باید بر آموزش مهارت‌هایی مثل تنظیم هیجان، سواد رسانه‌ای و تاب‌آوری قرار گیرد تا از فروپاشی روانی آنها در برابر ناکامی‌ها جلوگیری شود.
برای شناخت دقیق این نسل نباید نگاهی تک‌بعدی داشت. باید آنها را محصول‌گذار از ثبات به سیالیت دانست. الهه موذنی، جامعه‌شناس با بیان این موضوع و با اشاره به اینکه تغییر اولویت‌های زیستی در سه حوزه کلیدی کار، روابط و استقلال تفاوت بنیادین این نسل با نسل‌های پیشین است، می‌گوید: «برخلاف نسل‌های گذشته که کار را راهی برای بقا و تأمین امنیت می‌دیدند، نسل زد کار را ابزاری برای کسب معنا و حفظ سلامت روان می‌داند. این نسل تا حدی بر این اصول پایبندند که ترجیح می‌دهند بیکار بمانند تا اینکه در محیط‌های کاری صلب و فرسایشی، هویت فردی‌شان را قربانی کنند. در حوزه روابط انسانی هم، نسل Z از تعهدات سنتی و ساختارهای اجباری عبورکرده است. این نسل به دنبال ارتباط اصیل است و برای آن‌ها، تنهایی به مراتب محترم‌تر از باقی ماندن در روابط نادرست و بی‌هویت است.»
 از نظر این جامعه‌شناس، گره اصلی زندگی نسل Z در مفهوم استقلال نهفته است؛ جایی که آنها با یک پارادوکس بزرگ دست‌به‌گریبان‌اند. موذنی دراین باره می‌گوید: «این نسل به واسطه دسترسی به اینترنت و جریان آزاد اطلاعات، از نظر فکری و آگاهی بسیار زودتر از نسل‌های قبل بالغ شده‌اند، اما به دلیل فشارهای اقتصادی، دیرتر از نسل‌های قبل از خود به استقلال مادی دست می‌یابند. این فاصله میان آگاهی بالا و توان مادی پایین، باعث شده تا نسل Z به جای تمرکز بر مالکیت، به سمت تجربه زیسته متمایل شوند.»
او می‌گوید: «نسل زد یاد گرفته است در دنیای بی‌ثبات امروز، به جای ریشه‌دواندن در زمین‌های سفت، شنا کردن در جریان‌های متغیر را بیاموزد؛ رفتاری که اگرچه از دید نسل‌های قبل ممکن است بی‌نظمی تلقی شود، اما یک مکانیسم دفاعی هوشمندانه برای بقا در دنیای مدرن است.»
موذنی نسل Z را نسل فردگرایی آگاهانه تعریف می‌کند و می‌گوید: «متولدین میانه دهه ۷۰ تا اوایل دهه ۹۰ شمسی با ویژگی‌های منحصربه‌فردی شناخته می‌شوند. مغز این نسل برای پردازش سریع اطلاعات تکامل یافته است؛ هرچند این موضوع باعث شده تا بازه تمرکز آنها کوتاه‌تر شود. از طرفی این نسل در تشخیص اطلاعات نادرست و غیرواقعی توانایی بسیار بالایی دارد. همچنین برخلاف نسل‌های قبل که ایدئالیست و خوش‌بین بودند، نسل Z به دلیل بزرگ شدن در دوران بحران‌های اقتصادی و محیط ‌زیستی، به وعده‌های بزرگ باور ندارند و فقط به دنبال نتایج ملموس هستند.»
او با اشاره به سیالیت هویتی این نسل، می‌گوید: «برای این نسل، هویت یک قالب ثابت نیست. آنها در پذیرش تفاوت‌های نژادی، جنسیتی و عقیدتی بسیار منعطف هستند چون آنها هویت را قالب‌هایی ثابت نمی‌بینند. روان‌شناسی این نسل نشان می‌دهد که آنها از برچسب خوردن فراری‌اند و ترجیح می‌دهند هر روز جنبه جدیدی از خودشان را کشف کنند. همچنین به دلیل حضور همیشگی در شبکه‌های اجتماعی و مقایسه مداوم خود با بهترین لحظات دیگران، این نسل با سطح بالاتری از اضطراب و استرس دست و پنجه نرم می‌کند.»
او با نگاهی مثبت به نقاط قوت ویژگی‌های این نسل، می‌گوید: «نسل زد با شکستن تابوهای روانی، سواد سلامت روان بالایی پیدا کرده است. آنها اولین نسلی هستند که به راحتی درباره اضطراب، افسردگی و نیاز به تراپیست صحبت می‌کنند. این موضوع می‌تواند منجر به جامعه‌ای با خودآگاهی روانی بیشتر شود. همچنین صداقت و اصالت در این نسل اهمیت بالایی دارد به طوری که آنها از هرگونه تصنعی بودن بیزارند و سازمان‌ها و برندها را به شفافیت بیشتر وادار می‌کنند.»
موذنی به توانایی خودآموزی این نسل اشاره می‌کند و توضیح می‌دهد: «آن‌ها دیگر صرفاً به سیستم آموزشی سنتی اتکا نمی‌کنند و از طریق پلتفرم‌های آنلاین هر مهارتی از کدنویسی تا هنر و... را می‌آموزند، این استقلال در یادگیری، آنها را به نیروی کار بسیار منعطفی تبدیل کرده است.»
او هوش اجتماعی و قدرت مطالبه‌گری آنها را نیز به دلیل حساسیت نسبت به بی‌عدالتی‌ها و توانایی سازمان‌دهی دیجیتال، یکی از مهم‌ترین ویژگی‌های آنها برمی‌شمارد و می‌گوید: «نسل زد به‌شدت نسبت به بی‌عدالتی‌های اجتماعی، حقوق حیوانات و محیط زیست حساس هستند. قدرت آنها در سازمان‌دهی دیجیتال برای تغییرات اجتماعی، بی‌نظیر است. آنها یاد گرفته‌اند که چطور صدای خود را به گوش جهانیان برسانند.‌»

 تقابل ساختار و روان در نسل زد
این جامعه‌شناس با اشاره به اینکه چه سهمی از چالش‌های این نسل ناشی از ویژگی‌های درونی خودشان است و چه سهمی از ساختار اقتصادی، آموزشی و خانوادگی توضیح می‌‎دهد: «نمی‌توان به صورت تک‌بعدی و با انگشت نشان دادن یک عامل خاص، مقصر اصلی را تعیین کرد. زندگی نسل Z مثل یک حلقه است که در آن دنیای بیرون یعنی ساختارها و دنیای درون یعنی روان، به‌طور مدام روی یکدیگر اثر می‌گذارند.»
موذنی ابتدا با تحلیل دنیای بیرون از منظر جامعه‌شناسی می‌گوید: «نسل Z در محیطی رشد کرده است که قانون بازی در آن تغییر کرده است. برخلاف والدین‌شان که در دنیایی با وعده امنیت از طریق تحصیل و کار سخت زندگی می‌کردند، نسل Z با واقعیتی متفاوت روبه‌رو شده است. این نسل با مشاهده تورم و کم اثر بودن مدارک تحصیلی در تأمین نیازهای اساسی مانند خرید خانه، با یک شکاف عمیق روبه‌رو شده است. آنها در میان ساختارهای اقتصادی و آموزشی قدیمی گرفتار شده‌اند که آنها را به مطیع بودن دعوت می‌کنند، در حالی که در دنیای واقعی می‌بینند که برای موفقیت باید شجاع و منعطف باشند.»
او با اشاره به دنیای درون و از منظر روان‌شناسی، به اثرات دنیای دیجیتال به شخصیت آنها می‌پردازد و می‌گوید: «این نسل با مفهوم بی‌نهایت بودن، روبه‌روست و هر فرصتی فقط یک کلیک با آنها فاصله دارد. اگرچه این موضوع در ظاهر یک قدرت به نظر می‌رسد، اما در لایه‌های زیرین، نوعی چالش ایجاد کرده است.»
 او این وضعیت را پارادوکس انتخاب می‌نامد و توضیح می‌دهد: «مواجهه با گزینه‌های بی‌شمار، باعث ترس از انتخاب و در نتیجه تردید در مسیرهای شغلی و روابط عاطفی شده است. از طرف دیگر، آنها درگیر مقایسه‌ همیشگی هستند. نسل Z خود را نه فقط با اطرافیان که با بهترین لحظات گلچین‌شده‌ جهان در فضای مجازی مقایسه می‌کند. این امر باعث می‌شود روان آنها مدام با یک کمال ساختگی در جنگ باشد که نتیجه آن، اضطراب بالا و حس پوچی است.»
موذنی با رد دیدگاه‌هایی که این نسل را شکننده یا دارای تحمل پایین می‌دانند، می‌گوید: «آن‌ها لزوماً شکننده‌تر نیستند، اما شاید حساس‌تر شده‌اند. نسل Z برخلاف نسل‌های گذشته، دیگر حاضر نیست رنج‌های روانی خود را پنهان کند یا تظاهر به خوشحالی کند، او یاد گرفته است که به جای تحمل کردن، مسیر درمان کردن را انتخاب کند.»

 بزرگ‌ترین تهدید نسل Z
بحران کافی نبودن
موذنی، ادعای شکننده بودن نسل Z را رد می‌کند. او تأکید می‌کند که این نسل بیدارتر از نسل‌های قبل خود است؛ چرا که آنها در دنیایی رشد کرده‌اند که قراردادهای قدیمی یعنی وعده‌ تلاش طولانی در برابر امنیت تضمین‌شده کاملاً فرو ریخته است. دلسردی سریع این نسل باز هم یک نوع بهینه‌سازی زمان است؛ به این معنا که آنها مسیرهای ناکارآمد را به‌سرعت رها می‌کنند تا انرژی خود را برای یافتن معنا و اصالت ذخیره کنند.
او بزرگ‌ترین تهدید روانی این نسل را بحران کافی نبودن دائمی می‌داند و توضیح می‌دهد: «نسل Z در تله‌ مقایسه‌ جهانی گرفتار شده است؛ به این معنا که آنها خود واقعی‌شان را با نسخه‌های فیلترشده و بی‌نقص تمام دنیا در فضای مجازی می‌سنجند.»
او با این هشدار که این فرآیند، شکاف عمیقی میان هویت مجازی ایده‌آل و واقعیت انسانی ناقص ایجاد کرده است، می‌گوید: «نتیجه‌ این شکاف پدیده‌ای تکان‌دهنده است، با وجود هزاران ارتباط دیجیتال، این نسل در لحظات بحرانی خود، چنین احساس می‌کند که هیچ‌کس واقعاً آنها را نمی‌بیند و درک نمی‌کند. بنابراین این نسل در تلاش است تا میان آگاهی بی‌‌پایان ناشی از تکنولوژی و واقعیت‌های محدود زندگی ناشی از ساختارهای مادی، پلی از معنا و اصالت بنا کند.»
موذنی درباره اینکه چگونه می‌توان تاب‌آوری نسل Z را تقویت کرد بدون آن‌که آنها احساس نادیده گرفته شدن کنند، توضیح می‌دهد: «کلید اصلی در تغییر رویکرد اطرافیان است؛ یعنی‌گذار از قضاوت و اصلاح به سمت اعتبارسنجی و درک. بزرگ‌ترین اشتباه در مواجهه با این نسل، استفاده از مقایسه‌های نسلی مانند روزهای ما سخت‌تر بود یا بی‌ارزش شمردن حساسیت‌های آن‌هاست. چنین جملاتی پیام غیرمستقیم درد تو واقعی نیست را منتقل می‌کنند و این فقط باعث می‌شود نسل Z برای محافظت از خود، به پوسته سخت‌تر دلسردی یا انزوا پناه ببرد.»
او برای تقویت تاب‌آوری این نسل، چهار استراتژی کلیدی را پیشنهاد می‌کند و می‌گوید: «اولین آن اصل اعتبارسنجی پیش از اصلاح است یعنی اول بشنوید، بعد اصلاح کنید. بزرگ‌ترین نیاز این نسل، دیده شدن است. پیشنهاد می‌شود که به جای رد کردن رنج آن‌ها، ابتدا آن را به رسمیت بشناسیم؛ به جای مقایسه بگوییم: «می‌دانم که این شرایط واقعاً برایت فشارآور است.» چون تنها زمانی که رنج آنها تأیید شود، آنها آمادگی روانی برای شنیدن راهکارها را پیدا می‌کنند. دومین بازتعریف تاب‌آوری تبدیل تحمل به مهارت است؛ مفهوم تاب‌آوری نباید با تحمل کورکورانه اشتباه گرفته شود، در واقع باید تاب‌آوری را به‌عنوان مهارت بازیابی پس از ضربه به آنها آموزش داد. باید به آنها یاد داد که احساس درد نشانه ضعف نیست بلکه قدرت واقعی در توانایی بلند شدن پس از آن درد نهفته است.»
این جامعه‌شناس می‌گوید: «نسل Z در تلاقی فناوری، اضطراب اقتصادی و تغییرات سریع ارزش‌ها قرار دارد. اما راه‌حل، سرزنش یا برچسب زدن نیست. ما نیاز به گفت‌وگو، حمایت و ایجاد فرصت‌های واقعی برای رشد داریم. اگر به جای قضاوت، به آنها ابزارهای روانی و فضایی برای خلاقیت بدهیم، این نسل می‌تواند قدرتمندترین موتور محرک تغییرات اجتماعی باشد.»