جست وجوی خود واقعی در مجموعه داستان «بانو، مینا و دیگران» نوشته ناهید طباطبایی

راوی دنیای زنان

حدیث طالبی
گروه کتاب


گاهی فاجعه نه با صدای یک انفجار، که با صدای بسته‌ شدن آرام یک در چوبی یا خیره ماندن به یک استکان چای سرد شده در یک بعدازظهر کش‌دار آغاز می‌شود. زندگی در برخی از داستان‌ها، نه در خیابان‌های شلوغ می‌گذرد و نه با اتفاقات بزرگ دراماتیک پیش می‌رود، بلکه از حواشی کوچک و به‌ ظاهر بی‌اهمیت جریان پیدا می‌کند؛ در اتاق‌هایی که بوی کهنگی می‌دهند و در ذهن‌هایی که میان واقعیت سرد امروز و خاطرات گرم دیروز، سرگردانند.
ناهید طباطبایی، از نویسندگان شاخص زن چند دهه اخیر، با نثری روان و طنزی ظریف که مختص خودش است، خواننده را به درون داستان‌هایی به ظاهر ساده اما پر از پیچیدگی‌های عاطفی و اخلاقی می‌برد. «بانو، مینا و دیگران» با عنوان فرعی «همه داستان‌های کوتاه» که نشر چشمه به‌تازگی آن را منتشر کرده، مجموعه داستان‌های کوتاه طباطبایی در سه دهه اخیر است که با مقدمه‌ای از حورا یاوری، نویسنده و منتقد ادبی صاحبنام شروع می‌شود. داستان‌های این مجموعه  پیش‌تر در کتاب‌هایی چون «بانو و جوانی خویش»، «حضور آبی مینا»، «جامه‌دران»، «برف و نرگس»، «رکسانا نیستم اگر...»، «ستاره سینما» و «سور شبانه» منتشر شده بود و اکنون همه آنها در کنار هم قرار گرفته‌اند. نویسنده در شروع هر داستان، زندگی زنانی را بازگو می‌کند که زندگی‌شان میان خواسته‌های شخصی، انتظارهای جامعه و سایه‌های گذشته در نوسان است. آنها نه فقط برای رسیدن به رویاهای خود، بلکه برای حفظ هویت‌شان در جهانی پر از قضاوت می‌جنگند. هر صفحه از این داستان‌ها، بازتابی از تردید، امید، شکست و ایستادگی را برای مخاطب به همراه دارد. زنانی که گاه در سکوت، بار سنگین انتخاب‌هایشان را به دوش می‌کشند و گاه با جسارت، مسیر تازه‌ای می‌سازند. داستان‌های این کتاب تقابل میان چیزی است که باید باشند و آن چیزی است که می‌خواهند باشند. در دل این تقابل، گذشته‌ای حضور دارد که هنوز شخصیت‌های داستان را رها نکرده و مدام در تصمیم‌های امروزشان سایه می‌اندازد. نویسنده با نگاهی دقیق و انسانی، پیچیدگی‌های درونی این زنان را به‌خوبی به تصویر می‌کشد.
 
مستندنگاری از زخم‌های کوچک
«بانو، مینا و دیگران» قصه افرادی است که یاد گرفته‌اند چگونه با ناگفته‌های زندگی کنار بیایند و در مقابل اتفاقات غیرمنتظره آن، چه خوب و چه بد منعطف باشند. این کتاب، نه راوی اتفاقات عجیب، بلکه مستندنگار زخم‌های کوچک است؛ زخم‌هایی که نه از درگیری‌های بزرگ، بلکه از تکرار ملال‌آور روزها، از دست‌ دادن‌های تدریجی و از آن فاصله‌ نامرئی که میان آدم‌ها و عزیزان‌شان می‌افتد، به وجود آمده است. شخصیت‌های این داستان‌ها، نه در پی تغییر جهان، که در پی درک جایگاه خود در جهانی هستند که انگار هر روز بیش از پیش، آنها را به حاشیه می‌کشاند. محور اصلی کتاب، تنهایی در جمع است، اینکه کنار کسی وقت بگذرانی و با او چای بخوری، حرف بزنی و حتی بخندی، اما در عمق وجودت، کیلومترها با او فاصله داشته باشی. این اثر شکافی را بررسی می‌کند که بین نسل‌ها و حتی میان دو فردی که زمانی نزدیک‌ترین افراد به هم بوده‌اند، ایجاد می‌شود. این مجموعه داستان یک بررسی‌ دقیق درباره فرسایش عاطفی است؛ اینکه چطور خاطرات مشترک به جای آنکه پناهگاه امنی باشند، گاهی به اندازه یک بار اضافی روی دوش‌مان سنگینی می‌کنند. در این میان، اشیا و فضاها هم نقش مهمی دارند؛ خانه‌ها، پنجره‌ها و حتی نور نفوذ کرده به اتاق، خود به شخصیت‌هایی بدل می‌شوند که شاهد خاموش و بی‌صدای این تنهایی‌ها هستند. در صفحه به صفحه این داستان‌ها، خبری از پاسخ‌های قانع‌کننده نیست. متن، ما را در میان‌ تردید شخصیت‌ها رها می‌کند؛ وقتی «بانو» به گذشته‌اش می‌نگرد یا «مینا» با تنهایی ناخواسته‌اش دست‌وپنجه نرم می‌کند، ما شاهد فروپاشی آن تصویر کلیشه‌ای از یک خانواده‌ آرام هستیم. این کتاب تصویری است از شکنندگی روابط و یادآور این حقیقت تلخ است که گاهی پیوندهای خونی یا عاطفی، بندهایی هستند که ما را به جای آزادی، به سکوت و تحمل وامی‌دارند و اسیرمان می‌‎کنند. این مجموعه داستانی بر خلاف آثار دیگر، قهرمانانی را به تصویر نمی‌کشد که بر مشکلات غلبه می‌کنند، بلکه در این داستان‌ها نه پیروزی‌ در کار است و نه شکست مطلق؛ آنچه هست، ادامه دادن است؛ ادامه دادن در وضعیتی که دیگر هیچ چیز شبیه به گذشته نیست. «بانو، مینا و دیگران»، دعوتی است برای نگاه کردن به آدم‌های اطراف‌مان، با این پرسش پنهان که «زیر نقاب این روزمرگی‌ها، چه قصه‌ ناگفته‌ای دارند که در حال فرسایش آنهاست؟» این کتاب به ما یادآوری می‌کند گاهی بزرگ‌ترین درگیری‌ها، نه در میدان جنگ، که در سکوت سنگین یک خانه‌ خالی و بی‌روح رخ می‌دهد.
 
در جست‌وجوی خویشتن
نویسنده در این کتاب رابطه‌های ناتمام و احساسات فروخورده، سکوت‌های پرمعنا در تنهایی‌ها، نابرابری‌های پنهان و آشکار میان زنان و مردان، فقدان و ترس از پروراندن آرزوها می‌گوید. طباطبایی یادآور می‌شود گاهی بزرگ‌ترین نبرد، مبارزه‌ای است که در درون خود انسان رخ می‌دهد؛ اینکه آدم‌ها گاهی حتی در جمع خانواده خود تا چه حد می‌توانند تنها باشند و این تنهایی نه از نبود همراهی در کنار خود، بلکه از درک نشدن ریشه می‌گیرد. اکثر شخصیت‌های این کتاب، بازمانده‌‌ای از آرزوهای جوانی‌شان هستند که هنوز هم در ساختار روزمره زندگی گم شده‌اند. کتاب «بانو، مینا و دیگران» تنها مجموعه‌ای از زندگی زنان داستان نیست، بلکه سبک زندگی آرام زنانی است که آن را با تمام تضادها، تلخی‌ها و زیبایی‌هایش گذرانده‌اند. نویسنده می‌گوید زندگی صرفاً مجموعه‌ای از اتفاقات بزرگ یا پرهیاهو نیست، بلکه همانند رودی است که روزمرگی‌ها در آن جریان پیدا می‌کنند. «بانو، مینا و دیگران» روایتی است از سکوت و مشاهده جزئیات به ظاهر ناچیز، عمیق و اندیشیدن به خود واقعی‌مان؛ همان خودی که اغلب در هیاهوی نقش‌های اجتماعی‌مان گاهی فراموشش می‌کنیم.
یکی از شخصیت‌های این کتاب، «بانو» نام دارد. داستان زنی که در میانه زندگی با بحران‌های هویت و جایگاه خود در زندگی روبه‌رو می‌شود. او میان نقش‌هایش در حال تلوتلو خوردن است و با تمام نادیده گرفته شدن‌ها و تنها ماندن‌ها می‌گذراند. او پس از مدت‌ها به دنبال زندگی در میان لباس‌های رنگی خود می‌گردد:«وقتی بانو برای آخرین‌بار در آینه نگاه کرد، دیگر خود را نمی‌شناخت... صورتش همان صورت هجده سالگی بود که حالا کمی پهن‌تر و زیباتر شده بود. لایه‌ای از پودر تمام چین‌های ریز کنار دهان و چشم‌ها را می‌پوشاند و اگر چشم‌هایش هنوز همان برق را داشت، هیچ کس بانوی حالا را نمی‌شناخت.» آدم‌ها زمانی متوجه خستگی‌ها و رنج‌های خود می‌شوند که در آینه به خودشان نگاه می‌کنند و دیگر خود قبلی‌شان را به یاد نمی‌آورند.
در داستان دیگری از این کتاب با «مینا» آشنا می‌شویم، کسی که فصل‌های زیادی از زندگی‌اش را به تنهایی گذرانده و تمامی لحظه‌های آن مطابق میل و آرزویش گذشته است. حال در 47 سالگی تصمیم به عوض کردن زندگی‌اش دارد:«اسمم طاهره شهابی، 47 ساله، مجرد، نِرس باسابقه و بهترین سوپروایزر بیمارستان‌های تهران. حالا هم اسمم طاهره است. اما خودم دیگر طاهره نیستم. عوض شده‌ام. شده‌ام مینا صبوری، پنجاه ساله، متأهل و دارای دو پسر، یک عروس و دو نوه. این اتفاق همین تازگی‌ها افتاد، یعنی نزدیک یک سال و نه ماه بعد از ازدواجم با کمال صبوری و من اصلاً از این موضوع ناراحت نیستم.» تغییر همیشه هم همراه با چالش یا فراز و نشیب‌های عجیب و غریب نیست.

 

واکاوی روانشناختی شخصیت‌ها
ناهید طباطبایی دانش‌آموخته رشته ادبیات دراماتیک و نمایشنامه‌نویسی است. او اغلب با نگاهی طنزگونه به زندگی، دنیای زنان را بیان می‌کند. رمان «چهل‌ سالگی» او توسط مصطفی رستگارپور به یک فیلمنامه سینمایی تبدیل شد و فیلم چهل سالگی توسط علیرضا رئیسیان ساخته شده است. آثار او اغلب آیینه‌ای از دغدغه‌های طبقه متوسط شهری، پیچیدگی‌های روابط خانوادگی و به‌ویژه واکاوی روانشناختی شخصیت‌های زن در مواجهه با گذار از سنت به مدرنیته است. او در کتاب «چهل سالگی» به عشق، جوانی، خانواده و موسیقی اشاره کرده و داستانی جذاب راجع به حسرت‌ها و تراژدی‌های زندگی یک زنی (آلاله) را روایت می‌کند که در آستانه 40 سالگی است و تحت‌تأثیر تغییرات زندگی قرار می‌گیرد. او با همسری منطقی و دخترشان زندگی می‌کند و شغل مورد علاقه‌اش را هم دارد. آلاله در تالاری بزرگ به‌عنوان یک کنسرت‌گذار فعالیت می‌کند و در یکی از کنسرت‌ها با عشق دوران جوانی خود مواجه می‌شود. او دچار شک و تردید شده و خاطرات عاشقانه گذشته در ذهنش مرور می‌شود. او در مورد نحوه برخورد با این عشق قدیمی خود در بزرگسالی به گیجی می‌رسد. همچنین، آلاله دیگر جوان نیست و نزدیک شدن به سن پیری او را نگران می‌کند.
ناهید طباطبایی که در آستانه ۴۰ سالگی رمان «چهل سالگی» را منتشر کرده بود، در شصت‌وچند سالگی‌اش رمان «شصت سالگی» را منتشر کرد. «شصت سالگی» داستان زنی به نام آهو است که در آستانه ۶۰ سالگی و پس از ۴۰ سال دوری از وطن به ایران برمی‌گردد. «شصت سالگی» قصه آدم‌هایی است که در جوانی در متن اتفاقات مهمی بوده‌اند و حالا مجبورند برای ادامه دادن بنشینند و به آنچه کرده‌اند، بیندیشند و تصمیماتی را که گرفته‌اند و اقداماتی را که انجام داده‌اند در بوته آزمایش تاریخ بگذارند. باید هیجانات جوانی و آرمان‌خواهی‌ها و شجاعت‌ها و ترس‌ها و پشیمانی‌ها و عشق‌ها و نفرت‌های گذشته را با محک عمر رفته بسنجند و تصمیم بگیرند آیا می‌توانند دیگری را و مهم‌تر از آن، خودشان را ببخشند یا نه.
ناهید طباطبایی علاوه بر نوشتن رمان و داستان کوتاه در حوزه ترجمه هم فعالیت دارد و کتاب‌هایی چون «دختر ذرت»، «دختری ایرانی روی مرز» (جلد دوم خاطرات شمسی عصار)، «5 کتاب نیکولا کوچولو (بنفش)»، «گزین‌گویه‌هایی از ویرجینیا وولف» و «داستان‌هایی از نویسندگان زن انگلستان» را ترجمه کرده است.