نه مغرور شویم نه مأیوس؛

گفت‌وگوهایی با محمدجواد حق‌شناس، منصور حقیقت‌پور، ناصر ایمانی و مرتضی مبلغ

کارشناسان و فعالان سیاسی در همراهی با سخنان اخیر رئیس‌جمهوری که نوعی دعوت به «واقع‌بینی» نسبت به شرایط کشور بود، تأکید کردند برای عبور از بحران نباید در دام دوگانه ناامیدی محض یا غرور کاذب افتاد.
 رئیس‌جمهوری روز گذشته با بیان اینکه در برابر زیاده‌خواهی‌ها سر خم نمی‌کنیم و با عزت گفت‌و‌گو می‌کنیم، گفت:«باید صادقانه با جامعه صحبت کرد. پیام و اطلاعات غلط مبنی بر اینکه دشمن در حال نابودی و ما در حال شکوفایی هستیم، اشتباه است؛ هم ما و هم آنها مشکل داریم.
 مملکت را باید با تدبیر اداره کنیم.» پزشکیان همچنین با اشاره به سر دادن برخی شعارها مبنی بر عدم انجام گفت‌وگو و مذاکره، یادآور شد:«ما با عزت گفت‌وگو می‌کنیم و هیچ‌وقت کوتاه نمی‌آییم، اینکه شعار دهیم گفت‌وگو نمی‌کنیم، درست نیست. 
ما منطق داریم، دلیل داریم، قادریم از حقوق کشور با قدرت و پشتوانه مردم دفاع کنیم، باید منطقی حرف بزنیم و جواب بگیریم. منطقی حرف زدن و جواب گرفتن با شعار ممکن نیست، بلکه در میدان عمل ممکن است. بحثی است که باید ادامه داد و با تمام وجود در خدمت مردم و کشور هستیم و از حق مردم دفاع می‌کنیم.»
 
واقع‌گرایی؛ 
شرط تداوم منافع ملی
یک استاد علوم سیاسی دانشگاه در همین‌باره گفت:یکی از مهم‌ترین چهارچوب‌های حاکم بر سیاست خارجی و روابط بین‌الملل، رویکرد «واقع‌گرایی» است؛ رویکردی که برخلاف ایده‌آلیسم، نه بر آرمان‌ها و ایده‌های انتزاعی، بلکه بر واقعیت‌های موجود، امکانات، توانایی‌ها و توازن قدرت استوار است. در این نگاه، کشورها پیش از هر چیز باید شناخت دقیقی از ظرفیت‌های خود، توان طرف مقابل و شرایط واقعی محیط بین‌المللی داشته باشند. 
نادیده گرفتن این اصول می‌تواند حتی ارزشمندترین اهداف و آرمان‌ها را نیز به مسیری پرهزینه تبدیل کند؛ مسیری که گاه به اتلاف منابع و حتی تهدید منافع ملی منجر می‌شود. سیاست خارجی زمانی موفق خواهد بود که میان آرمان‌خواهی و واقع‌بینی توازن برقرار کند.
محمد‌جواد حق‌شناس در گفت‌و‌گو با «ایران» افزود: امروز به نظر می‌رسد ادامه وضعیت موجود یعنی نه صلح، نه جنگ، نه به سود ایران است، نه به سود منطقه و نه حتی به نفع آمریکا و هم‌پیمانانش. در چنین شرایطی، عقلانیت سیاسی ایجاب می‌کند همه طرف‌ها برای رسیدن به وضعیتی باثبات‌تر و تأمین حداکثری منافع ملی تلاش کنند. در همین راستا، تأکید اخیر مسعود پزشکیان بر راهبرد گفت‌وگو و مذاکره را می‌توان نشانه‌ای از توجه به همین واقع‌گرایی دانست.
به گفته این عضو شورای مرکزی حزب اعتماد ملی، مذاکره، ادامه همان مقاومتی است که در میدان و در صحنه اجتماعی شکل گرفته است. شجاعت مردم، ایستادگی نیروهای نظامی و انسجام داخلی، زمانی می‌تواند به دستاورد پایدار تبدیل شود که در میز مذاکره نیز به سرمایه‌ای برای تأمین منافع ملی بدل گردد. 
تصور اینکه در مذاکره تنها یک طرف باید بر تمام خواسته‌های خود پافشاری کند، با منطق دیپلماسی سازگار نیست. در همه مذاکرات، طرفین با حداکثر مطالبات وارد می‌شوند، اما در نهایت برای رسیدن به توافق، هر دو ناچارند بخشی از خواسته‌های خود را تعدیل کنند.
حق‌شناس ادامه داد: در این میان، مهارت مذاکره‌کنندگان اهمیت تعیین‌کننده‌ای دارد؛ از تسلط و اشراف آنان بر موضوعات گرفته تا قدرت چانه‌زنی و درک صحیح از موازنه قدرت. 
اما مهم‌تر از همه، پشتوانه داخلی است. مذاکره‌کننده زمانی موفق خواهد بود که از حمایت افکارعمومی و نهادهای قدرت برخوردار باشد. بر همین اساس، هر اقدامی که روند دیپلماتیک کشور را تضعیف کند، در عمل در جهت منافع دشمن عمل می‌کند. 
توهین به مسئولان مذاکره‌کننده، طرح شعارهای افراطی یا دعوت از چهره‌هایی که سخنانشان نسبتی با مطالبات اکثریت جامعه ندارد، نه‌تنها کمکی به منافع ملی نمی‌کند، بلکه می‌تواند روند دیپلماسی را با اختلال مواجه سازد. 
امروز بیش از هر زمان دیگری، کشور نیازمند واقع‌بینی، انسجام داخلی و حمایت از مسیر عقلانی برای عبور از بحران‌هاست.  
نه ناامیدی و یأس، نه غرور
یک تحلیلگر سیاسی با گرایش اصول‌گرایی هم معتقد است: آقای رئیس‌جمهوری در سخنان خود به دو نکته اساسی اشاره کردند که در طول تاریخ، در همه جنگ‌ها و بحران‌های بزرگ، تعیین‌کننده سرنوشت ملت‌ها بوده است؛ دو عاملی که اگر هر کشوری نتواند آنها را مدیریت کند، احتمال شکستش به شکل چشمگیری افزایش پیدا می‌کند؛ یعنی غرور و یأس. 
هیچ ملت، ارتش یا جامعه‌ای که درگیر نبرد و مقابله با تهدید است، نباید دچار غرور شود و تصور کند دشمن را به‌طور کامل شکست داده یا قطعاً پیروز میدان خواهد بود. همان‌قدر که غرور می‌تواند خطرناک باشد، یأس نیز ویرانگر است. اگر جامعه‌ای به این باور برسد که توان پیروزی ندارد و راهی برای عبور از مشکلات پیش رویش نیست، در عمل قدرت مقاومت خود را از دست خواهد داد. این دو مسأله از مهم‌ترین اصول در مدیریت بحران‌ها و جنگ‌ها هستند که البته رئیس‌جمهوری نیز به‌صورت غیرمستقیم به همین واقعیت اشاره کردند.
 ناصر ایمانی به خبرنگار «ایران» گفت: در موضوع مذاکرات نیز مسأله اصلی صرف مذاکره کردن یا نکردن نیست، بلکه اهمیت در چگونگی و زمان مذاکره است. مذاکره مانند جنگ، یک ابزار محسوب می‌شود؛ ابزاری برای رسیدن به اهداف. 
همان‌طور که در برخی شرایط، تنها از مسیر جنگ می‌توان به هدف رسید، در برخی مواقع نیز مذاکره راهگشا خواهد بود و گاهی هم ترکیبی از هر دو ضرورت پیدا می‌کند. بنابراین نه می‌توان اصل مذاکره را نفی کرد و نه می‌توان آمادگی برای دفاع را به‌طور مطلق کنار گذاشت.
 آنچه اهمیت دارد این است که بر اساس تجربه‌های گذشته، بدانیم چه زمانی باید مذاکره کرد، چگونه مذاکره کرد و در چه شرایطی نباید وارد مذاکره شد. همچنین باید مشخص باشد بر سر چه موضوعاتی امکان توافق وجود دارد و چه مسائلی نباید محل معامله قرار بگیرند. این مسأله شباهت زیادی به میدان جنگ دارد. در جنگ نیز همه تصمیم‌ها براساس محاسبه و ملاحظه انجام می‌شود؛ اینکه کدام نقطه هدف قرار بگیرد، کدام نقطه نباید مورد حمله قرار گیرد و نقاط آسیب‌پذیر دشمن یا خودی چگونه مدیریت شوند.
وی ادامه داد: در کنار این مباحث، باید به یک واقعیت مهم اجتماعی نیز توجه داشت و آن بدبینی بخش قابل‌توجهی از مردم نسبت به مذاکرات است؛ این ذهنیت منفی را نمی‌توان نادیده گرفت. 
جامعه ما بیش از دو دهه است که تجربه مذاکرات مختلف را پشت سر گذاشته و در این سال‌ها، بویژه در یک سال اخیر، اتفاقاتی رخ داده که باعث افزایش نگرانی‌ها شده است؛ تا جایی که برخی مذاکرات حتی با وقوع جنگ همراه شده‌اند. طبیعی است که در چنین فضایی، بخشی از مردم دلسوز کشور نگران باشند که مبادا مذاکرات به ابزاری برای فریب تبدیل شود و طرف مقابل در پوشش گفت‌وگو اهداف دیگری را دنبال کند.
به گفته ایمانی، در چنین شرایطی، مسئولان، سخنرانان و صاحبان تریبون وظیفه سنگینی بر عهده دارند. آنها باید با مردم صادقانه سخن بگویند. نه جامعه را بیش از حد امیدوار کنند و نه به سمت ناامیدی سوق دهند. 
همچنین نباید این تصور را القا کنند که همه راه‌ها بسته شده و هیچ امکانی برای عبور از مشکلات وجود ندارد، همان‌طور که نباید تصویری غیرواقعی از پیروزی کامل و شکست مطلق دشمن ارائه دهند؛ هر دو رویکرد می‌تواند به تاب‌آوری جامعه آسیب وارد کند. 
آنچه امروز بیش از هر چیز اهمیت دارد، آگاه کردن مردم نسبت به شرایط واقعی کشور است. اینکه جامعه بداند در یک وضعیت حساس و ویژه قرار دارد و عبور موفق از این مرحله نیازمند صبوری، انسجام و تحمل سختی‌هاست. 
اگر این مسیر با تدبیر و همبستگی طی شود، می‌توان به آینده‌ای روشن و افق‌هایی گسترده امیدوار بود اما تحقق این آینده، بدون حفظ آرامش اجتماعی و تقویت تاب‌آوری عمومی ممکن 
نخواهد بود.

آرزوها 
جای اهداف عملیاتی را نگیرند
 یک نماینده ادوار مجلس شورای اسلامی هم در این‌باره گفت: در میدان سیاست و امنیت، داشتن توانمندی در دو جبهه مذاکره و قدرت نظامی یک اصل انکارناپذیر است.  ما همزمان، هم مذاکره می‌کنیم و هم در صورت لزوم می‌جنگیم؛ اما مسأله مهم، نحوه ترسیم انتظارات عمومی است. متأسفانه برخی تریبون‌ها، بلندگوها و حتی رسانه‌های رسمی مانند صداوسیما، سطح توقع جامعه را فراتر از واقعیت‌های میدانی و ظرفیت‌های موجود بالا می‌برند و این می‌تواند یک خطای راهبردی باشد.
منصور حقیقت‌پور از مشاوران شهید علی لاریجانی، در گفت‌و‌گو با «ایران» افزود: در ادبیات علمی و دانشگاهی، همواره میان «هدف» و «چشم‌انداز» تفاوت قائل می‌شوند. هدف باید واقع‌بینانه، قابل دستیابی و مبتنی بر امکانات و ظرفیت‌ها طراحی شود؛ اما چشم‌انداز می‌تواند دربردارنده آرمان‌ها و خواسته‌های بلندمدت باشد.  مشکل از جایی آغاز می‌شود که آرزوها جای اهداف عملیاتی را می‌گیرند و تصویری فراتر از توان و امکانات واقعی به جامعه ارائه می‌شود. تردیدی در پیروزی‌ها و توانمندی‌های کشور وجود ندارد؛ اما باید میان اعتماد به توان داخلی و ایجاد انتظارات غیرواقعی تفاوت قائل شد.
این نماینده پیشین مجلس که سابقه نظامی هم در کارنامه خود دارد، ادامه داد: اینکه تصور کنیم می‌توان به‌سادگی قدرتی مانند ارتش آمریکا را به نقطه شکست قطعی رساند یا تمام معادلات را صرفاً با شعار تغییر داد، لزوماً با واقعیت‌های میدانی همخوانی ندارد. آنچه اهمیت دارد، تأمین حداکثری منافع ملی است. سیاست‌گذاری موفق یعنی طراحی اهداف متناسب با توانمندی‌ها. اگر امروز به نقطه‌ای دست یافتیم، باید برای گام بعدی برنامه‌ریزی کنیم؛ اما هدفگذاری بر مبنای آرزوها، نه‌تنها ما را به نتیجه نمی‌رساند بلکه می‌تواند مسیر تصمیم‌گیری را دچار خطا کند.
به گفته حقیقت‌پور، امروز فاصله‌ای میان کسانی که واقعیت میدان را می‌بینند و برخی که پشت تریبون‌ها سخن می‌گویند، شکل گرفته است. 
افراد حاضر در میدان، محدودیت‌ها و ظرفیت‌ها را دقیق‌تر درک می‌کنند؛ اما برخی صاحبان تریبون، سطح توقعات عمومی را تا جایی بالا می‌برند که با واقعیات میدانی فاصله پیدا می‌کند؛ این همان نقطه‌ای است که رسانه باید به جای هیجان‌آفرینی، مسئولانه و واقع‌بینانه عمل کند.
 
مقاومت با شناخت واقعیات منافات ندارد
مرتضی مبلغ، فعال سیاسی هم سخنان اخیر رئیس‌جمهوری را ناظر بر این دانست که یکی از چالش‌های مهم امروز، شکل‌گیری نوعی روایت هیجانی از واقعیت‌های کشور در بخشی از فضای رسانه‌ای و سیاسی است؛ روایتی که گاه بیش از آنکه بر تحلیل واقع‌بینانه و شناخت دقیق شرایط استوار باشد، تحت‌تأثیر احساسات و هیجان‌ها قرار می‌گیرد.
معاون سیاسی-‌امنیتی پیشین وزارت کشور در گفت‌و‌گو با «ایران» معتقد است: مسأله این نیست که جامعه امید، مقاومت یا اعتماد به توان داخلی نداشته باشد؛ مسأله آنجاست که هیجان جای عقلانیت را نگیرد و تصویر واقعی از شرایط کشور دچار اغراق یا تحریف شود.
به گفته وی، جامعه‌ای که قرار است در مسیر مقاومت، عزت و پیشرفت حرکت کند، بیش از هر چیز به شناخت واقعی از شرایط نیاز دارد. 
مردم می‌توانند در سختی‌ها ایستادگی و مشکلات را تحمل کنند و در کنار نظام و کشور باقی بمانند، اما لازمه این همراهی، ارائه تصویری صادقانه و واقع‌بینانه از وضعیت است.  مقاومت با شناخت واقعیت منافاتی ندارد؛ اتفاقاً مقاومت پایدار بر پایه درک درست از شرایط شکل می‌گیرد. تصمیم‌گیری در عرصه‌های کلان کشور چه در حوزه مقاومت و مسائل نظامی، چه در دیپلماسی و مدیریت اجرایی، نیازمند عقلانیت، تدبیر، هوشمندی و ابتکار عمل است. 
کشور نمی‌تواند صرفاً با شعار اداره شود. در شرایط پیچیده، تصمیمات بزرگ نیازمند محاسبه دقیق هزینه‌ها، فرصت‌ها و ملاحظات ملی است. مبلغ ادامه داد: مشکل از جایی آغاز می‌شود که افکارعمومی تحت‌تأثیر فضای هیجانی قرار گیرند و این هیجان به‌صورت غیرمستقیم بر روند تصمیم‌سازی‌ها اثر بگذارد. فشارهای ناشی از شعارهای تند، مانند مخالفت مطلق با مذاکره یا تأکید بر رویکردهای حداکثری بدون توجه به واقعیات میدانی، می‌تواند فضای تصمیم‌گیری را تحت‌تأثیر قرار دهد و قدرت مانور تصمیم‌گیران را کاهش دهد. 
از سوی دیگر، این نوع ادبیات بعضاً فرصت بهره‌برداری برای دشمنان نیز ایجاد می‌کند؛ چراکه ممکن است این تصور شکل بگیرد که سیاست‌های کشور بر مبنای هیجانات و شعارها طراحی می‌شود، نه بر پایه محاسبات عقلانی و منافع ملی. این فعال سیاسی تأکید کرد: حفظ انسجام ملی، استمرار مقاومت عزتمندانه و پیشبرد موفق دیپلماسی، نیازمند فضایی آرام، منطقی و مبتنی بر واقعیت است. رسانه‌ها و مسئولان نیز باید در کنار تلاش برای اداره کشور، برای مهار فضای هیجانی و جلوگیری از اثرگذاری نامتوازن برخی جریان‌ها بر افکارعمومی و تصمیم‌سازی‌ها، تدبیر جدی‌تری بیندیشند. 
تنها در چنین شرایطی می‌توان مسیر عزت، امنیت و منافع پایدار ملی را با موفقیت ادامه داد.