رئیس انجمن اتحادیه های علمی انرژی در گفتوگو با «ایران» برای عبور از ناترازی برق پیشنهاد داد
از توسعه تجدیدپذیرها تا هوشمندسازی شبکه
با نزدیک شدن به فصل اوج مصرف برق، بار دیگر موضوع ناترازی انرژی به یکی از دغدغههای اصلی کشور تبدیل شده است؛ مسألهای که هم در سطح مدیریت کلان و هم در حوزه کارشناسی مورد توجه قرار گرفته و نشان میدهد عبور از آن، نیازمند همراهی مردم و اصلاحات ساختاری در بخش تولید و مصرف است.
در همین چهارچوب، رئیسجمهوری در جریان بازدید از وزارت کشور و در گفتوگو با استانداران سراسر کشور، با اشاره به تفویض اختیارات گسترده به مدیران استانی، بر نقش کلیدی آنها در مدیریت شرایط تأکید کرد و گفت استانداران اکنون اختیاراتی همسطح رئیسجمهوری در حوزه مدیریت دارند و میزان موفقیت آنها به توان، خلاقیت و هماهنگیشان با مجموعههای اجرایی وابسته است.
مسعود پزشکیان در ادامه با قدردانی از همراهی مردم، از آنان خواست در آستانه دوره پیک مصرف، با صرفهجویی در مصرف انرژی به مدیریت شرایط کمک کنند. او با بیان اینکه در حال حاضر شاید نیازی به فداکاریهای میدانی نباشد، تأکید کرد که کنترل مصرف برق ضرورتی جدی است. رئیسجمهوری همچنین با اشاره به فشارهای بیرونی و تلاش دشمن برای ایجاد نارضایتی از طریق هدف قرار دادن زیرساختها، خاطرنشان کرد حفظ رضایت عمومی در گرو مدیریت صحیح منابع و جلوگیری از بروز اختلال در تأمین انرژی است.
در کنار این رویکرد مدیریتی، کارشناسان حوزه انرژی نیز بر این باورند که مشکل کمبود برق، صرفاً با اقدامات کوتاهمدت قابل حل نیست و نیازمند برنامهریزی بلندمدت و اصلاحات اساسی است. هاشم اورعی، رئیس اتحادیه انجمنهای علمی انرژی ایران، با اشاره به تداوم چالش کمبود برق در کشور میگوید: «در صنعت برق نباید منتظر بمانیم تا با بحران مواجه شویم و سپس به فکر افزایش تولید بیفتیم، بلکه باید حداقل برای پنج سال آینده برنامهریزی دقیق داشته باشیم.»
به گفته او، اگرچه در برخی فصول مانند بهار امکان تأمین کامل برق وجود دارد، اما در تابستان و زمستان شرایط بهکلی متفاوت است. آمارها نشان میدهد ظرفیت اسمی شبکه برق کشور حدود ۹۵ هزار مگاوات است، در حالی که در اوج مصرف سال گذشته، با وجود ثبت تقاضای حدود ۷۵ هزار مگاوات، تنها ۶۰ هزار مگاوات تأمین شده و در نتیجه حدود ۱۵هزار مگاوات کسری وجود داشته است.
دلایل کمبود برق
در تابستان و زمستان
اورعی تصریح کرد: «در تابستان به دلیل افزایش دما در بخشهای جنوبی کشور، بار سرمایشی بهشدت افزایش مییابد. به طوری که در گرمترین روزهای سال تقریباً از ۶۰ هزار مگاوات برقی که تولید میکنیم حدود ۳۰ هزار مگاوات آن صرف وسایل سرمایشی میشود. در واقع نزدیک به نیمی از برق تولیدی کشور در این دوره صرف سرمایش میشود و همین مسأله باعث میشود در تابستان با حداقل ۱۵ هزار مگاوات کمبود مواجه شویم.»
وی تأکید کرد: «در زمستان نیز مشکل از سمت تقاضای برق نیست بلکه از سمت تولید است زیرا به دلیل وابستگی شدید نیروگاههای کشور به گاز است. در فصل سرد بخش خانگی حدود ۷۰ تا ۷۵ درصد گاز کشور را مصرف میکند و در نتیجه گاز کافی برای نیروگاهها باقی نمیماند. بنابراین تولید برق کاهش قابل توجهی پیدا میکند.»
وابستگی شدید صنعت برق
به گاز و آب
اورعی با اشاره به ساختار تولید برق در کشور گفت: «بیش از ۹۰ درصد برق کشور به گاز و آب وابسته است، در حالی که نه منابع آب قابل پیشبینی هستند و نه وضعیت گاز در سالهای آینده بهتر خواهد شد. حتی با اینکه حدود ۱۴ درصد ظرفیت تولید برق کشور برقآبی است، اما در سالهای کم آبی گاهی تنها 4 درصد برق کشور از این بخش تأمین میشود.»
ضرورت توسعه انرژیهای تجدیدپذیر
وی گفت: «باید در سبد انرژی کشور بازنگری اساسی انجام دهیم و به سمت توسعه انرژیهای تجدیدپذیر حرکت کنیم. بنابراین اگر برنامهریزی درستی انجام شود میتوان در یک افق پنج ساله حدود ۲۰ درصد برق کشور را از انرژیهای تجدیدپذیر تأمین کرد و در افق ده ساله این رقم را به حدود ۴۰ درصد رساند زیرا نمیتوان امیدوار بود که با بارش باران یا شرایط طبیعی مشکل برق حل شود، بلکه باید ساختار تولید برق اصلاح شود.»
اورعی با اشاره به تمرکز زیاد بر انرژی خورشیدی اظهار کرد: «انرژی خورشیدی ظرفیت بسیار خوبی دارد و کشور ما نیز از این نظر در شرایط مناسبی قرار گرفته است. اما تصور اینکه فقط با انرژی خورشیدی میتوان مشکل برق را حل کرد اشتباه است زیرا انرژی خورشیدی در بهترین حالت حدود پنج تا شش ساعت در روز برق تولید میکند و اگر بخواهیم ذخیرهسازی انرژی انجام دهیم هزینهها چندبرابر میشود.»
وی افزود: «در مقابل انرژی بادی معمولاً از بعدازظهر تا صبح زود بیشترین تولید را دارد و در واقع میتواند مکمل انرژی خورشیدی قرار گیرد. در نتیجه در حوزه انرژیهای تجدیدپذیر باید ترکیبی از انرژی بادی، خورشیدی و مقدار محدودی ذخیرهسازی در نظر گرفته شود تا سبد انرژی کشور متعادل شود.»
لزوم هوشمندسازی شبکه برق
اورعی در ادامه به موضوع مدیریت مصرف اشاره کرد و گفت: «در حال حاضر امکان مدیریت دقیق مصرف برق وجود ندارد، زیرا تنها حدود ۱۰ درصد از شبکه برق کشور به سیستمهای هوشمند مجهز شده است. در حالی که اگر شبکه برق هوشمند شود میتوان تعرفههای متفاوتی برای ساعات مختلف شبانهروز تعیین و مصرف را بهتر مدیریت کرد.»
وی تصرح کرد: «در بسیاری از کشورهای دنیا در ساعات اوج مصرف قیمت برق بیشتر است و در ساعات کم مصرف این محصول ارزانتر عرضه میشود و همین مسأله باعث تغییر الگوی مصرف میشود.»
نظام تعرفه گذاری اصلاح شود
اورعی افزود: «برخی معتقدند افزایش قیمت برق هیچ تأثیری بر مصرف ندارد که این تصور اشتباه است. در مقابل برخی هم فکر میکنند تنها راهحل مشکل برق افزایش شدید قیمت است که آن هم به نظر من درست نیست. در واقع دولت باید سازوکاری را در نظر بگیرد که در آن نظام تعرفهگذاری برق اصلاح شود و تصمیمات در این حوزه از فضای سیاسی دور بماند.»
وی تأکید کرد: «در حال حاضر بخش زیادی از فشار افزایش قیمت برق بر صنایع وارد میشود که این رویکرد صحیح نیست زیرا قیمت تمام شده محصولات تولیدی نیز در چنین شرایطی افزایش پیدا میکنند.»
نقش لوازم خانگی و تجهیزات صنعتی در مصرف برق
وی به مصرف انرژی در بخش خانگی و صنعتی اشاره و عنوان کرد: «بخش قابل توجهی از مصرف برق مربوط به تجهیزات و لوازم برقی منازل است که بازدهی پایینی دارند. علت آن نیز این است که مصرفکننده انتخاب زیادی ندارد و محصولی را میخرد که تولیدکننده ساخته و در بازار توزیع کرده است. بنابراین سیاستگذاری باید به گونهای باشد که تولیدکنندگان به سمت ساخت تجهیزات کم مصرف حرکت کنند.»
اورعی همچنین درباره مصرف برق در صنعت نیز افزود: «در بسیاری از صنایع موتورهای الکتریکی و پمپها با راندمان پایین استفاده میشوند و این مسأله مصرف برق را بهشدت افزایش میدهد.»
برش
مدیریت مصرف به اندازه تولید اهمیت دارد
هاشم اورعی کارشناس انرژی میگوید: «اهمیت مدیریت مصرف کمتر از افزایش تولید برق نیست، بلکه حتی در بسیاری موارد مهمتر نیز هست.» اورعی گفت: «اگر سیاستهای درستی در حوزه قیمتگذاری، استاندارد تجهیزات و مدیریت مصرف اجرا شود میتوان طی یک دوره حدود پنج ساله هم وضعیت تولید و هم وضعیت مصرف برق کشور را به شکل قابل توجهی بهبود داد.» اورعی خاطرنشان کرد: «هدف نباید صرفاً کم مصرف کردن باشد، بلکه باید مصرفکنندگان را به سمت مصرف صحیح انرژی هدایت کنیم که این موضوع با استفاده از فناوریهای جدید و سیاستگذاری درست قابل اجراست. در مجموع، آنچه از همسویی اظهارات رئیسجمهوری و دیدگاههای کارشناسی برمیآید، این است که عبور از چالش کمبود برق، نیازمند یک رویکرد دوگانه است: از یک سو مشارکت و صرفهجویی مردم در کوتاهمدت، و از سوی دیگر اصلاحات ساختاری در تولید، توزیع و مصرف انرژی در بلندمدت. تنها با ترکیب این دو مسیر میتوان از فشار پیک مصرف عبور کرد و به پایداری در تأمین انرژی دست یافت.»

