استاندار تهران در گفت‌وگو با «ایران» نتایج تفویض اختیار را تشریح کرد

سیاست کانونی دولت برای مدیریت شرایط جنگی

در میانه روزهایی که سایه جنگ، فشارهای اقتصادی و نگرانی‌های معیشتی به‌طور هم‌زمان بر زندگی مردم سنگینی می‌کرد، مدیریت بحران به یکی از حساس‌ترین آزمون‌های حکمرانی تبدیل شده بود. در چنین فضایی رویکرد دولت چهاردهم برای «تفویض اختیار به استانداران» تأثیر چشم‌گیری در مدیریت امور کشور داشت. این را البته محمدصادق معتمدیان، استاندار تهران می‌گوید که خودش این دوره را تجربه کرده است. معتمدیان در این گفت‌وگو معتقد است که بدون این سطح از اختیار، عبور از چنین شرایطی با این میزان از ثبات، در عمل ممکن نبود.

در شرایط پیچیده و پرتنش جنگی، یکی از تصمیمات مهم دولت، تفویض اختیار به استانداران بود؛ تصمیمی که برخی آن را نشانه اعتماد به مدیریت محلی می‌دانند و برخی دیگر آن را ریسک‌پذیر و حتی خطرناک تلقی می‌کنند. شما که خود این مهم را تجربه کرده‌اید، بفرمایید این سیاست دقیقاً چه کمکی به مدیریت بحران کرد؟
اگر بخواهیم دقیق و مبتنی بر واقعیت صحبت کنیم، این تصمیم یکی از ستون‌های اصلی مدیریت بحران در این دوره بود. در دولت چهاردهم، با هدایت مسعود پزشکیان، از همان ابتدا تأکید بر این بود که ظرفیت‌های استانی نباید معطل بوروکراسی‌های مرکز بماند. ما کشوری هستیم با بیش از ۱۵ استان مرزی؛ استان‌هایی که در شرایط تحریم و فشار خارجی، در عمل به خطوط حیاتی تأمین کالا تبدیل می‌شوند.  اگر قرار باشد هر تصمیمی از مرکز گرفته شود، طبیعتاً زمان از دست می‌رود و در شرایط جنگی، زمان یعنی همه‌چیز. 

اما برخی نگران این بودند که این تمرکز‌زدایی ممکن است زمینه‌ساز چندصدایی در مدیریت و چه بسا بی‌نظمی مدیریتی شود؟
این نگرانی قابل درک است، اما در عمل چنین اتفاقی نیفتاد. چون این تفویض اختیار در چهارچوب قانونی مشخص انجام شد، بویژه بر اساس اصل ۱۲۷ قانون اساسی که اجازه می‌دهد در شرایط خاص، اختیارات ویژه‌ای به نمایندگان دولت در استان‌ها داده شود. ما همزمان با واگذاری اختیار، سازوکار نظارتی را تقویت کردیم. یعنی استاندار اختیار داشت، اما بدون نظارت نبود. به صورت مصداقی این تصمیم در حوزه اقتصاد و تأمین کالاهای اساسی، خروجی کاملاً ملموس بود؛ کافی است از مردم سؤال کنید. در اوج فشارهای جنگی چه در دوره کوتاه‌تر جنگ ۱۲‌روزه و چه در بازه طولانی‌تر یعنی همین جنگ رمضان، مردم احساس کمبود گسترده در کالاهای اساسی نداشتند. این اتفاق ساده‌ای نیست. ما با شرایطی مواجه بودیم که دشمن تلاش می‌کرد با فشار روانی، حملات نظامی و محدودیت در مسیرهای تجاری، زنجیره تأمین کشور را مختل کند. درواقع حضور تهدیدآمیز در خلیج فارس و دریای عمان، در عمل حمل‌ونقل دریایی را با چالش مواجه کرده بود. اما در همین شرایط، ما سه وظیفه کلیدی را به‌صورت همزمان مدیریت کردیم: تأمین، توزیع و نظارت. این سه محور اگر یکی‌شان دچار اختلال شود، کل سیستم دچار مشکل می‌شود.
 
گفته می‌شود گلوگاه مشکل‌ساز در این فرآیند همان مرحله توزیع است. توضیح دهید چگونه این مرحله را مدیریت کردید؟ 
کاملاً درست است. در استان تهران، به ‌عنوان نمونه، ما با یک شبکه گسترده مواجه هستیم: هزاران فروشگاه زنجیره‌ای، صدها هزار واحد خرده‌فروشی، و شبکه‌های مویرگی توزیع. اینها سرمایه‌های پنهان اقتصاد هستند. در شرایط جنگی، رفتار مردم هم تغییر می‌کند؛ تمایل به تردد کمتر می‌شود. ما این تغییر رفتار را به رسمیت شناختیم و تمرکز را از فروشگاه‌های بزرگ به شبکه‌های محلی بردیم. یعنی مردم بتوانند از سوپرمارکت یا فروشگاه نزدیک محل زندگی‌شان خرید کنند که این اقدام چند مزیت همزمان دارد از جمله کاهش تردد، افزایش امنیت مردم در برابر تهدیدات، کاهش مصرف سوخت، و حتی کاهش ترافیک شهری. این یک نمونه از تصمیم‌گیری سریع در سطح استان بود که اگر قرار بود از مرکز هدایت شود، شاید با تأخیر اجرا می‌شد. همچنین در حوزه سوخت، ما با یک بحران جدی مواجه شدیم. بخش قابل توجهی از ذخایر سوخت در استان تهران از بین رفت؛ این یعنی یک شوک بزرگ به سیستم تأمین. اما به‌واسطه اختیاراتی که داده شده بود، بلافاصله سناریوهای جایگزین فعال شد. استان‌های معین وارد عمل شدند، همکاری بین دستگاه‌ها از وزارت نفت تا حمل‌ونقل به سرعت شکل گرفت و حتی با کمک نیروهای مسلح، تانکرهای سوخت به‌سرعت جایگزین شدند. در حوزه نان، عملکرد حتی بهتر هم بود. ما حدود ۱۱ هزار نانوایی در سطح استان داشتیم. با تأمین مناسب آرد و نظارت دقیق، نه‌تنها کمبودی ایجاد نشد، بلکه حتی صف‌های غیرعادی هم شکل نگرفت. کمتر از ۵۰ نانوایی به دلیل تخلف تعطیل شدند که عدد بسیار کمی است.
 
در روزهای اول جنگ البته برخی رفتارهای هیجانی وجود داشت، اما چگونه موفق شدید نگرانی‌های اولیه را بر طرف کنید؟ 
بله، در ساعات اولیه طبیعی بود. وقتی تقاضا ناگهان افزایش پیدا می‌کند، سیستم نیاز به زمان دارد تا خود را تطبیق دهد. اما همان روز اول، تا بعدازظهر، شرایط مدیریت شد و هیچ جایگاه سوختی تعطیل نشد. این نکته بسیار مهمی است. توجه داشته باشید که هیچ مدیریتی در شرایط جنگی بدون نقص نیست. اما نکته این است که سیستم توانست خودش را سریع اصلاح کند. این همان مزیت تفویض اختیار است: سرعت در تصمیم‌گیری و انعطاف در اجرا.
 
وقتی یک کشور در بحران جنگ قرار دارد یکی از دغدغه‌های اساسی امنیت شهروندان است، آیا در تهران زیرساخت‌های لازم (پناهگاه) برای حفاظت از مردم وجود دارد؟
در این رابطه باید واقع‌بین باشیم. در شهری مثل تهران با جمعیتی بیش از ۱۰ میلیون نفر، امکان ایجاد پناهگاه برای همه وجود ندارد. اما این به معنای بی‌دفاع بودن نیست. بیش از ۳۰۰ پناهگاه وجود دارد که در حال بازبینی و ایمن‌سازی هستند. البته این تعداد کافی به نظر نمی‌رسد به همین دلیل تأکید اصلی بر آموزش عمومی است. 
نهادهایی مثل جمعیت هلال‌احمر ایران و دستگاه‌های امدادی آموزش‌هایی ارائه داده‌اند، اما هنوز کافی نیست. مردم باید بدانند چگونه در خانه خود نقاط امن ایجاد کنند. گاهی یک اقدام ساده مثل چسب زدن به شیشه‌ها می‌تواند از آسیب جدی جلوگیری کند. بنابراین در شرایط فعلی، ترکیبی از آمادگی فردی، همکاری اجتماعی و مدیریت دولتی می‌تواند بیشترین اثر را داشته باشد.

 

بــــرش

دیدار سفیر ترکیه با استاندار تهران

«حیجابی کرلانگیچ» سفیر ترکیه در تهران با محمدصادق معتمدیان استاندار تهران در محل استانداری دیدار کرد. معتمدیان در این دیدار با اشاره به وجود 534 کیلومتر مرز مشترک میان ایران و ترکیه، بویژه با استان آذربایجان غربی، اظهار کرد: «روابط جمهوری اسلامی ایران و ترکیه، روابطی راهبردی و تاریخی است که بر پایه اشتراکات دینی، فرهنگی و همسایگی استوار شده است.» وی با تأکید بر جایگاه ویژه استان تهران به عنوان پایتخت، خاطرنشان کرد: «60 درصد گردش مالی کشور، بیش از یک سوم تولید ناخالص داخلی و 20 درصد جمعیت کشور در استان تهران متمرکز است همچنین 2 درصد شرکت‌های دانش‌بنیان کشور در تهران مستقر هستند که زمینه همکاری مشترک با ترکیه در این حوزه فراهم است.» «حیجابی‌ کرلانگیچ»، سفیر ترکیه در تهران، نیز در این دیدار با ابراز همدردی و تسلیت به مردم ایران، گفت: «ترکیه به عنوان یک کشور برادر و همسایه، ریشه‌ای دیرینه در تاریخ و فرهنگ مشترک با ایران دارد. امیدواریم این حملات هرچه زودتر متوقف و صلحی که در آن حق ایران به‌طور کامل رعایت می‌شود، محقق شود.»