یادداشت سخنگوی دولت در ستون صدای پاستور

سفره مردم، معیار تصمیم‌های دولت

وقتی از معیشت سخن می‌گوییم، از تلاش مردم برای تأمین نیازهای روزمره و حفظ آرامش و کرامت خانواده‌هایشان حرف می‌زنیم. برای ما در دولت، هیچ توضیحی درباره دشواری‌های اداره کشور، جای مسئولیت در برابر این نگرانی‌ها را نمی‌گیرد.
مردم حق دارند بپرسند در برابر افزایش هزینه‌های زندگی، حمایت‌های دولت چه اندازه به حفظ قدرت خرید آنان کمک می‌کند. حق دارند بخواهند نتیجه سیاست‌ها را در سفره، سلامت و آرامش خانواده خود ببینند. وظیفه ما نیز این است که هم برای مهار عوامل گرانی و تقویت تولید و اشتغال تلاش کنیم و هم اجازه ندهیم خانواده‌های کم‌درآمد، زیر فشار نیازهای روزمره، بی‌پناه بمانند.
جنگ و تحریم، فشار بر اقتصاد کشور و زندگی مردم را سنگین‌تر کرده است. آسیب به زیرساخت‌ها و فعالیت‌های اقتصادی، هزینه‌هایی به کشور تحمیل کرده که جبران آنها برای حفظ تولید، اشتغال و خدمات عمومی ضروری است. هم‌زمان، افزایش هزینه‌های زندگی، نیاز خانواده‌ها به حمایت را بیشتر کرده است. در چنین شرایطی، مسئولیت دولت این است که منابع عمومی را با دقت بیشتری به کار گیرد تا حمایت‌ها بتواند اثر ملموس‌تری بر زندگی مردم داشته باشد.
کالابرگ یکی از ابزارهای دولت برای انجام همین مسئولیت است؛ حمایتی برای آنکه خانواده‌ها در تأمین کالاهای اساسی، پشتوانه‌ای داشته باشند و فشار افزایش قیمت‌ها، آنان را به کاستن از نیازهای ضروری غذایی وادار نکند. اهمیت این حمایت را باید در زندگی خانواده‌ای دید که هنگام خرید، ناچار است میان چند نیاز اولیه یکی را انتخاب کند؛ خانواده‌ای که کم‌شدن گوشت، لبنیات یا دیگر مواد غذایی از سفره‌اش، به‌تدریج سلامت اعضای آن را نیز تحت تأثیر قرار می‌دهد.
منطق انتقال حمایت به مصرف‌کننده از مسیر کالابرگ نیز این است که منابع عمومی، روشن‌تر و مستقیم‌تر در خدمت تأمین نیاز مردم قرار گیرد. اما مسئولیت دولت با اختصاص اعتبار پایان نمی‌یابد. باید پیوسته بررسی کنیم که این اعتبار چه اندازه به خرید کالاهای ضروری کمک می‌کند، افزایش هزینه‌ها چه اثری بر ارزش واقعی آن گذاشته و کدام خانواده‌ها برای حفظ حداقل‌های زندگی به پشتیبانی بیشتری نیاز دارند.
کالابرگ زمانی به هدف خود نزدیک‌تر می‌شود که بتواند از قدرت خرید خانواده‌ها، بویژه در تأمین خوراک ضروری، حفاظت کند. برای خانواری که درآمد محدودی دارد، میزان این اعتبار و امکان اتکا به آن در برنامه‌ریزی هزینه‌های ماهانه اهمیت زیادی دارد. از همین رو، تقویت اثر معیشتی کالابرگ و توجه بیشتر به خانواده‌های کم‌درآمد، باید در مرکز ارزیابی و بهبود این سیاست قرار داشته باشد.
 در این مسیر، یک واقعیت را باید با صراحت در میان گذاشت: گرانی بر همه فشار وارد می‌کند، اما شدت و پیامد این فشار برای همه یکسان نیست. خانواده‌ای می‌تواند بخشی از افزایش هزینه‌ها را از پس‌انداز خود جبران کند؛ خانواده‌ای دیگر ناچار می‌شود از مقدار و کیفیت خوراکش بکاهد. بیماری، بیکاری، اجاره‌نشینی و نداشتن درآمد پایدار نیز می‌تواند این فشار را چند برابر کند. سیاست حمایتی عادلانه باید این تفاوت‌ها را ببیند.
عدالت در حمایت، یعنی میزان پشتیبانی با شدت نیاز و آسیب‌پذیری خانواده‌ها تناسب داشته باشد. هنگامی که منابع کشور محدود و نیازهای معیشتی گسترده است، باید درباره چگونگی توزیع منابع چنان اندیشید که خانواده‌های دارای پشتوانه کمتر، حمایت مؤثرتری دریافت کنند. این پرسش درباره کالابرگ نیز اهمیت دارد: چگونه می‌توان ظرفیت این طرح را برای حفاظت از سفره خانوارهایی که بیشترین فشار را تحمل می‌کنند، تقویت کرد؟
پاسخ مسئولانه، نیازمند شناخت دقیق وضعیت اقتصادی خانواده‌ها و سنجش اثر حمایت در زندگی آنان است. برای مادری که سرپرست خانوار است، کارگری که درآمدش پاسخگوی هزینه‌های ضروری نیست یا سالمندی که بخش بزرگی از دریافتی‌اش صرف درمان می‌شود، حتی افزایش محدودی در توان خرید کالاهای اساسی می‌تواند معنادار باشد. توجه بیشتر به این خانواده‌ها، باید مبنای تلاش دولت برای اثربخش‌ترکردن حمایت‌های معیشتی باشد.
البته تأکید بر حمایت بیشتر از گروه‌های کم‌درآمد، به معنای کوچک‌شمردن دشواری زندگی دیگر اقشار نیست. می‌دانیم بسیاری از خانواده‌ها، حتی با وجود شغل و درآمد، برای حفظ سطح معمول زندگی خود با مشکل روبه‌رو هستند. دولت در برابر معیشت همه مردم مسئول است؛ از مهار تورم و تأمین دارو تا مسکن، اشتغال و دسترسی به خدمات عمومی. کالابرگ نیز در کنار این مسئولیت‌های گسترده معنا پیدا می‌کند و به‌تنهایی پاسخگوی همه مسائل معیشتی نیست.
از سوی دیگر، زندگی مردم همیشه در اطلاعات و اعداد موجود به‌طور کامل دیده نمی‌شود. ممکن است درآمد خانواری کاهش یافته باشد، یکی از اعضای آن شغلش را از دست داده باشد یا هزینه بیماری، تعادل زندگی‌اش را بر هم زده باشد.هر تلاشی برای عادلانه‌ترشدن حمایت‌ها، باید با دقت در شناسایی نیازها، امکان اصلاح اطلاعات و شنیدن صدای مردم همراه باشد. خانواده‌ای که زیر فشار زندگی است، نباید برای توضیح وضعیت خود با تحقیر، سردرگمی یا رفت‌وآمدهای فرساینده روبه‌رو شود.
به‌عنوان سخنگوی دولت معتقدم گفت‌وگو درباره حمایت‌های معیشتی، باید با پذیرش دشواری زندگی مردم آغاز شود و با توضیح روشن منطق سیاست‌ها ادامه یابد. مردم حق دارند بدانند منابع عمومی چگونه صرف حمایت از زندگی آنان می‌شود و دولت برای افزایش اثربخشی این منابع چه می‌کند. اعتماد، با همین پاسخگویی و با مشاهده نتیجه حمایت‌ها در زندگی روزمره تقویت می‌شود.
 افق تلاش دولت، اقتصادی است که در آن درآمد حاصل از کار، هزینه یک زندگی شایسته را تأمین کند. تا رسیدن به آن افق، مسئولیت حمایت از مردم پابرجاست و کالابرگ باید بتواند سهم مؤثری در انجام این مسئولیت داشته باشد؛ بویژه برای خانواده‌هایی که فشار امروز ممکن است سلامت، آموزش و آینده فرزندانشان را نیز تحت تأثیر قرار دهد. مراقبت از این سفره‌ها، مراقبت از آینده ایران است.