بررسی پیامدهای میان مدت و بلند مدت تغییر ترکیب کنگره بر بازارهای انرژی، طلا، رمزارز و سهام
برندگان و بازندگان اقتصادی انتخابات آمریکا
پیروزی دموکراتها در انتخابات میاندورهای آمریکا و در اختیار گرفتن اکثریت هر دو مجلس کنگره، فراتر از یک تحول سیاسی داخلی، میتواند معادلات اقتصادی و مالی جهان را تحت تأثیر قرار دهد. نوسان قیمت نفت، کاهش قیمت طلا و به هم ریختگی بازار رمزارزها در اولین روزهای پس از انتخابات، بخشی از واکنش سرمایهگذاران به این تحول بود. اما پرسش مهمتر این است که آیا تغییر توازن قدرت در واشنگتن میتواند مسیر بازارهای جهانی را در ماهها و سالهای آینده نیز تغییر دهد؟
ریسک عرضه نفت تداوم مییابد؟
بازار نفت یکی از اولین بازارهایی بود که به نتایج انتخابات واکنش نشان داد. قیمت نفت برنت در معاملات روز چهارشنبه گذشته با افتی نزدیک به ۹ درصد به محدوده ۹۵ دلار در هر بشکه سقوط کرد. در حالی که تنها چند روز پیش از آن، در ۳۰ اکتبر، در سطح ۱۱۷.۶۷ دلار معامله میشد. به گزارش واشنگتنپست، قیمت نفت برنت در فاصله این دو تاریخ بیش از ۱۹ درصد کاهش یافت و به پایینترین سطح بیش از دو ماه گذشته رسید.
هرچند با عبور از شوک اولیه، قیمت نفت دوباره به روند افزایشی برگشت و در زمان نوشتن این گزارش (روز جمعه حوالی غروب) در آستانه 100 دلار قرار دارد و به نظر میرسد با همین قیمت نیز به تعطیلات خواهد رفت. کاهش قیمت نفت پس از انتخابات نشان داد سرمایهگذاران تا چه اندازه به احتمال کاهش تنشهای خاورمیانه و بازگشت ثبات به مسیرهای انتقال انرژی اهمیت میدهند و حالا در میانمدت، اگر فشار سیاسی کنگره بر دولت ترامپ به کاهش تنشهای نظامی و حرکت به سمت توافق یا آتشبس منجر شود، بخشی از صرف ریسک ژئوپلتیک که در ماههای گذشته به قیمت نفت اضافه شده است، میتواند از بازار حذف شود. در افق بلندمدت نیز تغییر توازن قدرت در کنگره میتواند بر سیاست انرژی آمریکا اثر بگذارد. دموکراتها احتمالاً نظارت و محدودیتهای بیشتری بر فعالیتهای مرتبط با سوختهای فسیلی اعمال خواهند کرد و در مقابل، از انرژیهای تجدیدپذیر و زیرساختهای برق حمایت بیشتری خواهند کرد. با این حال، چنین تغییراتی بهسرعت به کاهش تولید نفت آمریکا منجر نمیشود. گزارش «ولز فارگو» نیز تأکید میکند که تغییر ترکیب کنگره میتواند بر سیاستهای بخش انرژی و ترکیب سرمایهگذاریها اثر بگذارد، اما توازن عرضه و تقاضای جهانی نفت همچنان تابع عوامل بنیادی خواهد بود.
طلا، پناهگاه امن
در برابر کسری بودجه
در سوی دیگر بازارها، طلا از مهمترین داراییهای منتفع از تحولات پس از انتخابات بود. قیمت هر اونس طلای نقدی در چهارم نوامبر حدود ۳ درصد افزایش یافت و به بیش از ۴۰۴۶ دلار رسید. این روند در روز بعد نیز ادامه پیدا کرد و قیمت طلا در معاملات پنجم نوامبر تا محدوده ۴۱۴۶ دلار پیش رفت. قیمت فلز زرد با افزایش دوباره قیمت نفت، بشدت کاهش یافت و در مقطعی تا حدود یک درصد افت کرد و هماکنون 4,069.3 در هر اونس معامله میشود.
البته یکی از عوامل مهم در تعیین مسیر بلندمدت این فلز گرانبها، وضعیت مالی دولت آمریکا و توانایی این کشور در مدیریت بدهیهای فزاینده است. تصاحب هر دو مجلس کنگره توسط دموکراتها میتواند اختلاف میان کاخ سفید و کنگره را بر سر بودجه، مالیات و هزینههای عمومی افزایش دهد. چنین وضعیتی ممکن است مذاکرات بودجهای و سقف بدهی را پیچیدهتر کند و نگرانی سرمایهگذاران درباره وضعیت مالی آمریکا را افزایش دهد. مؤسسه «بلکراک» در ارزیابی خود از انتخابات تأکید کرده است که «کسری بودجه بزرگ و نیاز مستمر دولت آمریکا به استقراض، حتی پس از تغییر ترکیب کنگره نیز ادامه خواهد یافت.» این مؤسسه همچنین معتقد است که اختلافات سیاسی میتواند خطر تعطیلی دولت و مناقشه بر سر سقف بدهی را افزایش دهد. این شرایط در میانمدت میتواند از تقاضا برای طلا بهعنوان دارایی امن حمایت کند. البته یک متغیر مهم در مقابل این روند قرار دارد: نرخ بهره واقعی. اگر فدرال رزرو برای مهار تورم ناچار به حفظ نرخهای بهره بالا شود، جذابیت طلا در مقایسه با اوراق خزانهداری کاهش خواهد یافت. در بلندمدت نیز اگر کسری بودجه و بدهی آمریکا همچنان افزایش یابد و اعتماد به ثبات مالی این کشور تضعیف شود، طلا میتواند از این وضعیت منتفع شود. به همین دلیل، حتی در صورت کاهش تنشهای سیاسی و نظامی، عوامل ساختاری همچنان میتوانند از قیمت این فلز حمایت کنند. بلکراک با وجود تأکید بر ریسکهای مالی آمریکا، معتقد است که سرمایهگذاران باید در ارزیابی طلا بیشتر به مسیر دلار، نرخ بهره و سیاست مالی توجه کنند تا صرفاً نتیجه انتخابات.
پایان ماهعسل
رمزارزها با دولت ترامپ؟
بازار رمزارزها برخلاف طلا و نفت، واکنشی یکدست به نتایج انتخابات نشان نداد. بیتکوین در ساعات اولیه انتشار نتایج تا محدوده ۷۵ هزار و ۷۰۰ دلار سقوط کرد؛ زیرا برخی سرمایهگذاران نگران بودند کنترل کنگره توسط دموکراتها روند تصویب قوانین مطلوب صنعت رمزارز را کند یا محدود کند.
با در اختیار گرفتن کنگره توسط دموکراتها، احتمال کند شدن تصویب برخی از طرحهای مورد حمایت صنعت رمزارز افزایش یافته است. البته این اتفاق لزوماً به معنای شکلگیری سیاستی ضد رمزارز نیست، چرا که حمایت از نوآوری مالی و ایجاد چارچوبهای قانونی شفاف در میان بخشی از نمایندگان هر دو حزب طرفدار دارد.
در میانمدت، مهمترین مسأله برای بیتکوین و سایر رمزارزها، مشخص شدن سرنوشت قوانین مربوط به ساختار بازار، نظارت بر صرافیها و حدود اختیارات نهادهای نظارتی خواهد بود. اگر کنگره به توافقی برای ایجاد چارچوب قانونی شفاف برسد، حتی با وجود سختگیریهای بیشتر، میتوان انتظار داشت اعتماد سرمایهگذاران نهادی تقویت شود.
در بلندمدت، سرنوشت بیتکوین احتمالاً بیش از آنکه به نتیجه یک انتخابات وابسته باشد، به میزان پذیرش نهادی، توسعه زیرساختهای مالی مبتنی بر بلاکچین، سیاست پولی آمریکا و وضعیت نقدینگی جهانی بستگی خواهد داشت. بنابراین نمیتوان تغییر ترکیب کنگره را بهتنهایی نشانه آغاز یک دوره نزولی یا صعودی برای
رمزارزها دانست.
وضعیت قرمز
در شرکتهای هوش مصنوعی
در همین حال موج فروش سهام شرکتهای مرتبط با هوش مصنوعی در والاستریت، تنها دو روز پس از انتخابات میاندورهای آمریکا، به یکی از شدیدترین ریزشهای بازار فناوری در ماههای اخیر تبدیل شد. روز پنجشنبه ۵ نوامبر، شاخص نزدک با افت ۵.۵ درصدی بدترین عملکرد روزانه خود در ۱۹ ماه گذشته را ثبت کرد و بیش از ۲ تریلیون دلار از ارزش بازار آن از بین رفت. این شاخص حدود ۱۱.۹ درصد پایینتر از رکورد ثبت شده در ماه اکتبر قرار دارد و وارد محدوده اصلاح قیمتی شده است. شاخص نیمهرساناها نیز در جریان معاملات تا ۱۱ درصد سقوط کرد که از مارس ۲۰۲۰ سابقه نداشت.
در میان شرکتهای بزرگ، سهام انویدیا حدود ۹.۳ درصد و AMD بیش از ۱۷ درصد سقوط کرد. شرکتهای فعال در زنجیره تأمین مراکز داده نیز از این موج فروش در امان نماندند و سهام SanDisk حدود ۲۲ درصد و Western Digital نزدیک به ۱۷ درصد افت کرد. فشار فروش به بازارهای آسیایی هم سرایت کرد و شاخص نیکی ژاپن در معاملات جمعه ۶ درصد پایین آمد و بورس کره جنوبی نیز با افت سنگین سهام شرکتهای فناوری مواجه شد.
این سقوط را نمیتوان صرفاً به نتیجه انتخابات نسبت داد و نگرانی از ارزشگذاریهای بالا، بدهی سنگین شرکتها برای توسعه زیرساختهای هوش مصنوعی و تردید درباره بازده واقعی سرمایهگذاریهای چندصد میلیارد دلاری، از قبل وجود داشت. پیروزی دموکراتها و احتمال افزایش محدودیت بر ساخت مراکز داده، به این نگرانیها دامن زد. به این ترتیب، بازار در حال بازنگری در این فرض است که رشد تقاضای هوش مصنوعی الزاماً هزینههای عظیم توسعه آن را توجیه خواهد کرد.
بازارها
در انتظار تصمیمهای واشنگتن
انتخابات میاندورهای آمریکا را باید آغاز مرحلهای تازه از عدم قطعیت در سیاستگذاری این کشور دانست که میتواند بر بازارهای انرژی، فلزات گرانبها، ارزها، اوراق قرضه و داراییهای دیجیتال اثر بگذارد. در میانمدت، سرنوشت تنشها در خاورمیانه و سیاستهای مالی دولت آمریکا مهمترین متغیرهای تعیینکننده برای بازار نفت، طلا و دلار خواهند بود. در بلندمدت نیز کسری بودجه، نرخ بهره واقعی، تغییرات ساختاری در بازار انرژی و آینده صنعت هوش مصنوعی و رمزارزها اهمیت بیشتری پیدا میکنند.
ممکن است در سالهای ۲۰۲۷ و ۲۰۲۸ شاهد همزمانی روندهای متفاوت در بازارها باشیم: نفت تحت فشار کاهش ریسک ژئوپلتیک قرار گیرد، طلا از نگرانی درباره بدهی آمریکا حمایت شود و بیتکوین به تغییرات نقدینگی جهانی واکنش نشان دهد. پیام اصلی انتخابات برای سرمایهگذاران شاید همین باشد. بازارهای جهانی دیگر با یک متغیر سیاسی یا اقتصادی قابل توضیح نیستند و مسیر آینده آنها به برهمکنش چندین عامل وابسته خواهد بود.

