جمهوریخواهان و جریان «ماگا» به دنبال راه نجات خود از سیاستهای فاجعهبار کاخ سفید به ویژه در خصوص جنگ علیه ایران هستند
ضربه تاریخی دونالد ترامپ نه تنها حزب جمهوریخواه بلکه جریان ماگا را هم نشانه رفته است. از روز چهارشنبه تمامی تحلیلهای داخلی و خارجی پیرامون انتخابات کنگره آمریکا حول این محور میچرخد. در میانه چنین وضعیت خطیری است که جیدیونس به میدان آمد تا جریان ماگا را از ترامپیسم جدا کرده و منجی آن باشد. حالا ترامپ از نگاه یاران، دوستان سابق و رأی دهندگانش خیانتکاری است که به جای «اول آمریکا» و متوقف کردن جنگهای بیپایان، ترجیحات اسرائیلی و بنیامین نتانیاهو را برگزید. پیام رأیدهندگان ماگاییست و جمهوریخواهانی که پای صندوق رأی رفتند همین بود: چیزی که ونس آن را تنبیه و خشم رأی دهندگان ناراضی نامید. حالا حتی تد کروز، سناتور جمهوریخواه تندرو از تگزاس هم اعتراف کرده که انتخابات ۲۰۲۶ نه یک موج آبی، بلکه سونامی آبی و شکستی در حد رسوایی واترگیت بود. یا ران دسانتیس فرماندار جمهوریخواه فلوریدا که زنگ خطر برای انتخابات ریاستجمهوری ۲۰۲۸ و سنای ۲۰۳۲ را در نتیجه عملکرد فاجعهبار ترامپ به صدا درآورد. شاید دیدگاه امروز جریان ماگا به ترامپ چیزی است که متحد سابق او یعنی مارجری تیلور گرین توصیف کرده است: دونالد ترامپ قرار بود شخصیتی باشد که با حکومت پنهان مقابله کند و فساد را از بین ببرد اما مشخص شد که او در واقع یک «اسب تروا» بود. حالا جمهوریخواهان راهی جز فاصلهگذاری با ترامپ و سیاستهایش ندارند، چراکه میدانند ادامه همکاری با کاخ سفید به معنای از دست دادن دو انتخابات بعدی خواهد بود.
در نتیجه این چرخش انتخاباتی، دموکراتها با تصاحب هفت کرسی سنا، بیش از ۲۰ کرسی مجلس نمایندگان و افزایش شمار فرمانداران دموکرات، موقعیت خود را تقویت کردند. در یکی از حساسترین رقابتهای انتخاباتی آن شب، عبدالرحمان ال سید، نامزد دموکرات، در ایالت میشیگان پیروز شد؛ آن هم در شرایطی که کارزار انتخاباتی علیه او به راه افتاده بود. این پیروزی علاوه بر تقویت جایگاه سیاسی دموکراتها و در اختیار گرفتن کنترل هر دو مجلس، قدرت بیشتری برای مقابله با برنامهها و سیاستهای ترامپ و جلوگیری از پیشبرد دستور کار دولت او در اختیارشان قرار میدهد.
اما ابعاد این پیروزی زمانی روشن میشود که به شکستهای کمسابقه جمهوریخواهان در ایالتهای مختلف نگاه کنیم. برای اولینبار در ۹۴ سال گذشته، یک نامزد دموکرات توانست در ایالت کانزاس به کرسی مجلس سنا دست پیدا کند. آدام همیلتون با شکست دادن راجر مارشال این موفقیت را رقم زد. جمهوریخواهان همچنین برای اولینبار در نزدیک به ۳۰ سال گذشته، یک کرسی سنا را در ایالت کارولینای جنوبی از دست دادند. آنی اندروز توانست دارلین گراهام، خواهر لیندسی گراهام و از متحدان نزدیک ترامپ را شکست دهد. جیمز تالاریکو، چهره تازهوارد و ترقیخواه حزب دموکرات، در رقابت انتخاباتی سنا در تگزاس، کن پکستون، دادستان کل محافظهکار این ایالت را شکست داد و به سلطه ۳۸ ساله جمهوریخواهان بر این کرسی پایان داد. آیووا و کارولینای شمالی نیز از سال ۲۰۰۸ تاکنون هیچ سناتور دموکراتی را انتخاب نکرده بودند.
جنگ علیه ایران
قمار پرهزینه ترامپ
نتایج انتخابات میاندورهای سراسر آمریکا نشان داد که جنگ تا چه اندازه در میان آمریکاییها نامحبوب است و در صورت ازسرگیری حملات به ایران ممکن است با چه میزان واکنش منفی و مخالفتی روبهرو شود. این شکست سیاسی، کار ترامپ را برای پایان دادن به جنگی که خود آغاز کرده بود، دشوارتر کرده است. اختلافات در دولت او بر سر تصمیمش برای آغاز جنگ، که از همان ابتدا بهسختی پنهان مانده بود بلافاصله پس از اعلام نتایج انتخابات آشکار شد. جیدی ونس، معاون رئیسجمهور آمریکا، در پیامی در شبکههای اجتماعی نوشت: «دلیل شکست ما جنگ است. اگر میخواهید استدلال کنید که این جنگ ارزشش را داشت و از دست دادن کنترل سنا برای شش سال آینده بهای قابلقبولی بود، پس این کار را انجام دهید.»
اما چرا جنگ علیه ایران تا این اندازه بر نتیجه انتخابات تأثیر گذاشت؟ پاسخ را باید در پیامدهای اقتصادی این جنگ جستوجو کرد. پس از آنکه ایران در واکنش به حملات آمریکا و اسرائیل، تنگه هرمز را مسدود کرد، قیمت سوخت بهشدت افزایش یافت. این اقدام، یکی از مسیرهای حیاتی انتقال نفت و گاز طبیعی مایع (LNG) در جهان را با اختلال جدی مواجه کرد. از آن زمان تاکنون، رأیدهندگان آمریکایی هزینه این جنگ را هنگام سوختگیری خودروهای خود در پمپبنزینها پرداختهاند. این جنگ در میان اکثریت مردم آمریکا بهطور گستردهای نامحبوب بوده است. حتی برای جمهوریخواهان طرفدار جنبش ماگا نیز این جنگ بهمنزله زیر پا گذاشتن یکی از وعدههای اصلی ترامپ در کارزار انتخاباتی «اول آمریکا» تلقی شد؛ وعدهای که در آن گفته بود: دیگر جنگی در کار نخواهد بود.
حدود ۶ نفر از هر ۱۰ شرکتکننده در یک نظرسنجی انتخاباتی (۶۳ درصد) گفتهاند که تصمیم آمریکا برای انجام اقدام نظامی علیه ایران اشتباه بوده است. در نظرسنجی جداگانهای نیز سهچهارم رأیدهندگان (۷۴ درصد) اعلام کردهاند که این درگیری، عاملی بسیار مهم یا تعیینکننده در رأی آنها برای انتخاب اعضای کنگره بوده است.
این مخالفتها در شرایطی شدت گرفت که پیامدهای اقتصادی جنگ برای آمریکاییها روزبهروز ملموستر میشد. از سواحل شرقی تا سواحل غربی آمریکا، رأیدهندگان با افزایش شدید قیمت کالاها و نیازهای اساسی زندگی دستوپنجه نرم میکردند. نارضایتی و خشم آنها در رقابتهای انتخاباتی حساس کاملاً محسوس بود.
به گزارش بیبیسی، قیمتها در فاصله یک سال منتهی به ماه سپتامبر، ۳.۷ درصد افزایش یافتند که افزایش قیمت سوخت و انرژی عامل اصلی آن بود. بر اساس دادههای دولتی، میانگین قیمت خردهفروشی گازوئیل در آمریکا در اوایل ماه اکتبر، اندکی پایینتر از رکورد تاریخی هر گالن ۶.۵۲ دلار (معادل ۴.۸۳ پوند) بود که در ماه سپتامبر ثبت شده بود. بر اساس نظرسنجیهای انجامشده از رأیدهندگان، تقریباً از هر ۱۰ نفر، ۸ نفر (۷۹ درصد) گفتهاند که تورم در یک سال گذشته، برای آنها و خانوادهشان مشکلات و فشارهای مالی شدید یا متوسطی ایجاد کرده است. همچنین بیش از ۶۰ درصد پاسخدهندگان، ترامپ را مسئول این وضعیت دانسته و معتقد بودهاند که سیاستهای رئیسجمهوری باعث افزایش بیش از حد معمول قیمتها شده است.
حتی میزان محبوبیت ترامپ در میان رأیدهندگان جمهوریخواه نیز کاهش یافته بود. همین مسأله باعث شد برخی از ایالتهایی که در انتخابات سال ۲۰۲۴ از او حمایت کرده بودند، بویژه در برابر شکست جمهوریخواهان آسیبپذیر شوند.
علاوه بر این، دو سال پیش، گرایش بخشی از رأیدهندگان اسپانیاییتبار و سیاهپوست به سمت جمهوریخواهان، به ترامپ کمک کرد تا پیروزی قاطعی به دست آورد. اما به نظر میرسد این روند در انتخابات میاندورهای اخیر معکوس شده است.
دموکراتها توانستند در هر سه حوزه انتخابیه مجلس نمایندگان در امتداد مرز تگزاس و مکزیک، که جمعیت آنها عمدتاً اسپانیاییتبار هستند، پیروز شوند. بر اساس گزارش روزنامه نیویورک تایمز، در شهرستانهایی که اکثریت جمعیت آنها اسپانیاییتبار هستند، میزان حمایت از نامزدهای جمهوریخواه در انتخابات سنا، در مقایسه با انتخابات ریاستجمهوری سال ۲۰۲۴، بیش از ۲۲ واحد درصد کاهش یافته است.
جف آدلستون، تحلیلگر دادهها، گفت این تغییر در گرایش رأیدهندگان، از تغییرات مشاهدهشده در میان سایر گروههای جمعیتی عمده در آمریکا بیشتر بوده است. این تغییر در شرایطی رخ داده که نارضایتی گستردهای نسبت به اقدامات اجرایی مربوط به قوانین مهاجرتی وجود دارد. براساس نظرسنجی مرکز پژوهشی پیو، اکثریت آمریکاییها (۵۶ درصد) دیدگاه نامطلوبی نسبت به اداره مهاجرت و گمرک آمریکا (ICE) دارند.
شهرستانهایی که اکثریت جمعیت آنها سیاهپوست هستند نیز در انتخابات سنا بهطور قابلتوجهی به سمت نامزدهای دموکرات گرایش پیدا کردهاند. رقابت انتخاباتی سنا در ایالت میسیسیپی بسیار نزدیک و حساس است. این ایالت با حدود ۳۷ درصد جمعیت سیاهپوست، بیشترین سهم رأیدهندگان سیاهپوست را در میان ایالتهای آمریکا دارد.
آغاز موج جهانی
مخالفت با ترامپیسم
با وجود این پیروزی تا زمانی که دموکراتها بر سر رهبری جدید و چشماندازی مشترک به توافق نرسند، به نظر میرسد مهمترین محدودیتهای پیش روی ترامپ نه از سوی حزب دموکرات یا کنگره، بلکه از دل ساختارهای خود نظام سیاسی آمریکا پدیدار شوند. در زمینه آغاز و ادامه جنگهای خارجی، چه جنگهای موجود و چه درگیریهای تازه، مهمترین عامل بازدارنده کاخ سفید، کاهش تواناییهای پایگاه صنعتی و دفاعی آمریکاست. به گزارش فارن پالیسی، آمریکا از زمان آغاز جنگ با ایران، دوسوم موشکهای رهگیر پاتریوت و یکسوم موشکهای کروز تاماهاوک خود را مصرف کرده است. جبران این ذخایر ممکن است سالها طول بکشد.
فارن پالیسی در تحلیلی مینویسد: سیاستهای تجاری ترامپ نیز بارها در دادگاهها با موانع حقوقی روبهرو شدهاند. نفوذ رئیسجمهوری آمریکا بر رسانهها، از جمله شبکه فاکسنیوز که زمانی از حامیان محبوب او بود، و همچنین مفسران بانفوذ جریان راستگرا نیز رو به کاهش گذاشته است. ران دیسانتیس، فرماندار جمهوریخواه فلوریدا، صبح چهارشنبه در شبکه اجتماعی ایکس نوشت که جبران فاصله گسترده دموکراتها در انتخابات، زمان زیادی خواهد برد. او افزود: «بسیار بعید است که جمهوریخواهان در سال ۲۰۲۸ دوباره کنترل کنگره را به دست بگیرند. شاید تا سال ۲۰۳۲ هم شانسی برای تصاحب اکثریت سنا نداشته باشند.»
اغلب گفته میشود که جهان از آمریکا پیروی میکند. شاید چنین شود؛ اما نکته قابلتوجه این است که انتخابات میاندورهای آمریکا در شرایطی برگزار شد که موجی از اعتراضات و نارضایتیهای عمومی در کشورهای مختلف جهان، از فرانسه تا هند، جریان دارد. کشورهایی مانند صربستان و مجارستان نیز اخیراً شاهد کنار رفتن رهبران خود بودهاند.
از این منظر، شاید مهمترین پیام تحولات اخیر این باشد که جهان در مقطعی از بیثباتی و دگرگونی تاریخی قرار گرفته است. اگر ترامپیسم شناختهشدهترین نماد موج جهانی اعتراض به نظم سیاسی موجود بود، شاید اکنون شاهد شکلگیری موجی در واکنش به همان جریان هستیم. رأیدهندگان به این نتیجه میرسند که کسانی که وعده برهم زدن ساختارهای موجود را میدادند ــ همان طرفداران ترامپیسم ــ لزوماً پاسخی برای مشکلات آنها ندارند.

