گزارش «ایران» از مراسم تشییع پیکر محسن راستانی و نگاه چهرههای عکاسی به میراث او
روایتگر هویت ایرانی در قابعکسهای ماندگار
گروه فرهنگی
در روزهایی که جامعه عکاسی و فرهنگی ایران در سوگ محسن راستانی، عکاس برجسته و مستندنگار نامآشنا نشسته است، آیلین راستانی، همسر این هنرمند فقید، در مراسم تشییع او با نواختن ویلنسل و تقدیم قطعاتی به همسرش، فضایی متفاوت برای وداع رقم زد. این مراسم با نوای سنج و دمام و همراهی دوستان و همکاران قدیمی برگزار شد و چهرههای شاخص هنری و مطبوعاتی نیز در گفتوگو با «ایران»، از نگاه انسانی، بینش عکاسانه و پروژههای ماندگار او سخن گفتند.
سیفالله صمدیان، عکاس و فیلمساز، با اشاره به دوستی ۴۰ ساله خود با راستانی، او را چنین توصیف کرد: «خیلی ساده است بچه خرمشهر باشی، عکاس باشی و اسمت محسن راستانی باشد؛ از پس همه کارها برمیآیی.» او معتقد است جامعه مطبوعاتی باید به گذشته خود بازگردد و دریابد چه آدمها و ظرفیتهایی را نادیده گرفته است. به گفته صمدیان، راستانی عکاسی بود که میتوانست شاهزاده مطبوعات باشد، اما در عمل به حاشیه رانده شد. صمدیان تأثیر عکسهای مستند اجتماعی راستانی را برای فرهنگ تصویری ایران ضروری دانست و تأکید کرد آرشیو عکسهای او از پروژه «خانواده ایرانی» ارزشی بیبدیل دارد؛ آثاری که برای موزه عکس ایران و ثبت تاریخ گذشته و آینده کشور اهمیت دارند و باید بهدرستی حفظ و منتشر شوند.
بینش جدید در عکاسی
سعید صادقی، عکاس و مدیر فیلمبرداری سینما و تلویزیون، با اشاره به تناقضها و ضعفهای ریشهای عکاسی ایران، معتقد است ورود نگاه علمی و بینش تازه به این عرصه بهتدریج شکل گرفته است. از نظر او، محسن راستانی با عکسهای پروژه «خانواده ایرانی» بینشی جدید وارد عکاسی ایران کرد و کوشید تجربه جامعهای را بازنمایی کند که جنگ را پشت سر گذاشته و در مسیر سازندگی و ماندن در ایران گام برداشته بود. صادقی نگاه راستانی را در کالبدشکافی دقیق جامعه ایران متمایز دانست.
خالق یکی از مهم ترین پروژه های عکاسی مستند
مهدی وثوقنیا، عکاس، راستانی را پیش از آنکه عکاس بداند، «یک ایرانی کامل» توصیف کرد؛ انسانی که به دیگران احترام میگذاشت و پس از تجربه جنگ و ویرانی تلاش کرد خانواده ایرانی را دوباره به تصویر بکشد. او در انتخاب سوژههای این پروژه به یک نوع خانواده محدود نماند و گونههای مختلف جامعه ایران، از افراد مذهبی تا غیرمذهبی را ثبت کرد. وثوقنیا، پروژه «خانواده ایرانی» را از مهمترین پروژههای عکاسی مستند دانست؛ مجموعهای که مخاطب هنگام تماشای آن، خود و هویت جامعهاش را بازمیشناسد. او همچنین به ویژگیهای بصری عکسها، از جمله استفاده از زمینه سفید و کادر مربع اشاره کرد که به گفتهاش امکان میداد افراد بدون جهتگیری خاص در برابر دوربین قرار گیرند. وثوقنیا همچنین یادآور شد: «راستانی در مطبوعات دهه 70 بهعنوان دبیر سرویس عکس فعالیت داشت و در حوزه فتوژورنالیسم نیز تلاشهای فراوانی کرد.»
از خرمشهر تا آغاز پروژه «خانواده ایرانی»
جاسم غضبانپور، از دوستان نزدیک راستانی، گفت: «او فعالیت هنری خود را از سال ۱۳۵۵ در خانه جوانان خرمشهر آغاز کرد. راستانی ابتدا ادبیات خواند و سپس به فیلمنامهنویسی و کارگردانی روی آورد.» راستانی در ادبیات و طنز نیز توانمند بود و دوستانش خاطرات بسیاری از شوخطبعی او داشتند. غضبانپور همچنین یادآور شد: «راستانی در سال ۱۳۶۲ هتل پرشین خرمشهر، محل گردهمایی بسیاری از نیروهای خرمشهر را ترک و پروژه «خانواده ایرانی» را از همان فضا آغاز کرد؛ جایی که عکاسی از دوستان و ثبت پرترههای آنان، اولین گامهای این مجموعه ماندگار بود.
تفکر عکسهای راستانی
مسعود زندهروح کرمانی، عکاس پیشکسوت و مجری مراسم راستانی در خانه هنرمندان، معتقد است عکسهای او، چه در بوسنی و لبنان و چه در پروژه «خانواده ایرانی»، بازتاب یک اندیشه واحد بودند. از نظر او، عکس، آینه درونیات عکاس است و راستانی در تمام آثارش تفکر شخصی خود را به نمایش میگذاشت. زندهروح کرمانی، فقدان چنین هنرمندی را ضایعهای برای جامعه دانست و تأکید کرد: «شاید یک قرن طول بکشد تا عکاسی با پختگی راستانی ظهور کند.» او وظیفه جامعه عکاسی و انجمنها را ادامه دادن مسیر این هنرمندان و جمعآوری و انتشار اندیشههای آنان دانست. به باور او، «خانواده ایرانی» پروژهای ناتمام است، زیرا خانواده ایرانی همواره در حال تغییر است و نسلهای بعد میتوانند با نگاه خود آن را ادامه دهند.

