در حافظه موقت ذخیره شد...
وقت خانه تکانی رسیده است
رئیس پیشین کمیته استعدادیابی فدراسیون جودو
با ناکامی مطلق تیم ملی جودو در بازیهای آسیایی، زمان گفتاردرمانی و آغاز روند خانهتکانی رسیده است. عذرخواهی واقعی زمانی معنا دارد که با پذیرش مسئولیت و استعفا همراه باشد، نه اینکه بعد از هشت سال، همچنان به جای مدال، وعده آینده بدهند. فرآیند کشف و پرورش اصولی استعداد مشخص است، آنچه امروز تحت عنوان جوانگرایی تبلیغ میشود، پوششی برای ضعفهای ساختاری است. سؤال بزرگ جامعه جودو از وزارت ورزش این است: خروجی هشت سال حضور ممتد افرادی در کادر فنی تیمهای ملی چه بود؟ در کارنامه این سالها، دریغ از یک مدال برنز تیم ملی در رویدادهای المپیک، جهانی، آسیایی و گرنداسلمها. کدام مربی در دنیا بدون حتی یک مدال، چنین حاشیه امنی دارد؟
کمیته فنی فدراسیون کجای این ناکامیهاست؟ وظیفه کمیته فنی در هر فدراسیونی، نظارت، ارزیابی و تصمیمگیری درباره کادر فنی و نتایج است؛ اما متأسفانه در فدراسیون جودو، کمیته فنی در عمل تبدیل به یک نهاد دکوری و فرمایشی شده که شرط نانوشته حضور در آن، عدم دخالت و عدم نظارت بر عملکرد و انتصابات کادر فنی تیم ملی است. وقتی خرد جمعی و کارشناسان واقعی حذف شوند و کمیته فنی حق سؤال و بازخواست نداشته باشد، نتیجهاش همین حاشیه امن بیپایان برای افراد ناکارآمد خواهد بود. پرداخت ماهانه مبلغی حدود شش هزار دلار و بالاتر به مربی آذربایجانی در شرایط کنونی، بدون کمترین خروجی فنی، مصداق بارز هدررفت بیتالمال است. در این شرایط بهترین کار فسخ فوری قرارداد بیبازده است.
بدون شک فاجعه جودوی ایران در تاتامی رخ نداده، بلکه در دفاتر مدیریتی فدراسیون کلید خورده است. اولویت اصلی مدیریت فعلی، به جای تجهیز هیأتها و تقویت فنی، مهندسی انتخابات هیأتهای استانی برای حفظ صندلی مدیریت بوده است. فدراسیون با حذف منتقدان دلسوز و چهرههای مستقل، مجامع استانی را به باشگاهی برای تمدید صندلی خود تبدیل کرده؛ نتیجه این مدیریت انتخاباتمحور، سقوط آزاد فنی در آسیا است. حالا دیگر جامعه جودو تاب شنیدن توجیهاتی مثل ناداوری و بدشانسی را ندارد. ظاهراً وقت خانهتکانی رسیده و وزارت ورزش و کمیته ملی المپیک باید با ورود به این مسأله، با خانهتکانی کامل مدیریتی و عزل کادر فنی ناکارآمد، سکان جودو را به دست متخصصان، خاکخوردهها و بزرگان واقعی آن بدهد.

