تغییر الگوی کشت چگونه از روی کاغذ به زمین میرسد؟
آزمون ۱۷۰ هزار هکتاری در جنوب کرمان
تناقضی که در پهناورترین استان کشور و بیش از هر جا در جنوب کرمان خود را نشان میدهد، این است که پنج و نیم میلیارد مترمکعب آب در سال برای کشاورزی استانی مصرف میشود که هنوز نتوانسته ارزش اقتصادی متناسبی از این حجم آب به دست آورد، آن هم وقتی که بالاترین سهم اشتغال بخش کشاورزی را استان کرمان به خود اختصاص داده است. در این استان زمینهای کشاورزی، هزاران شغل و بخش مهمی از تولید محصولات کشور به آب وابسته است. اما وقتی الگوی کشت غالب در استان متناسب با شرایط اقلیمی، کم آبی و ارزش افزوده محصول نباشد، نه آب کمتر مصرف میشود و نه درآمد کشاورز بیشتر میشود.
مسأله کرمان دیگر صرفاً این نیست که چه محصولی در چه زمینی کشت شود، پرسش بزرگتر این است که چگونه میتوان کشاورزی را از یک فعالیت پرمصرف به فعالیتی اقتصادیتر تبدیل کرد، بدون آنکه هزینه این تغییر مستقیماً بر دوش کشاورز گذاشته شود. استان کرمان اگرچه در برخی محصولات رتبههای نخست کشور را دارد، اما به گفته استاندار، رتبه نخست کشاورزی کشور را ندارد اما جایگاه اول کشوری را در سهم اشتغال بخش کشاورزی دارد. از سوی دیگر، حدود ۵.۵ میلیارد مترمکعب آب در این بخش مصرف میشود، در حالی که میزان تولید ریالی و ارزی با این میزان مصرف تناسب ندارد.
همین فاصله، نقطه آغاز طرح تحول کشاورزی کرمان است؛ تحولی که قرار است از مسیر اصلاح الگوی کشت، توسعه گلخانهها، کشاورزی هوشمند و افزایش بهرهوری منابع آب دنبال شود.
اگر قرار باشد موفقیت یا دشواری اجرای الگوی کشت در کرمان در یک نقطه سنجیده شود، جنوب استان یکی از مهمترین میدانهای این آزمون است. برای سال زراعی جاری، برنامه الگوی کشت در بیش از ۱۷۰ هزار هکتار از اراضی زراعی جنوب کرمان ابلاغ شده و تولید بیش از ۳ میلیون و ۲۹۱ هزار تن محصول پیشبینی شده است. این برنامه ۳۱ گروه محصول شامل محصولات استراتژیک، غلات، حبوبات، محصولات صنعتی، سبزیجات، محصولات جالیزی و نباتات علوفهای را شامل میشود.
اما چالش اصلی از جایی آغاز میشود که این الگو باید از پشت میز کارشناسان به زمین کشاورزی برسد. کشاورز باید بداند اگر محصولی را که سالها کشت کرده کنار بگذارد، محصول جایگزین چه میزان آب مصرف میکند، چه میزان درآمد ایجاد خواهد کرد، بازار فروش آن کجاست، نهادههایش چگونه تأمین میشود و در صورت بروز سرمازدگی، خشکسالی یا افت قیمت چه حمایتی از او خواهد شد.
رئیس سازمان جهاد کشاورزی جنوب کرمان نیز از شرایط اقتصادی کشاورزان، کمبود نقدینگی، افزایش شدید هزینههای تولید و پرداخت نشدن کامل مطالبات گندمکاران به عنوان برخی از مهمترین دغدغههای آغاز فصل کشت نام برده است.
بنابراین نخستین مانع الگوی کشت را باید در اقتصاد مزرعه جستوجو کرد.
کشت منهای اقتصاد کشاورز
الگو نمیشود
اصلاح الگوی کشت زمانی موفق خواهد بود که برای کشاورز صرفه اقتصادی داشته باشد. نمیتوان از تولیدکننده انتظار داشت به دلیل محدودیت آب، محصولی را کنار بگذارد که بازار آن را میشناسد و سپس به سمت محصولی برود که درباره قیمت، بازار یا هزینه تولید آن اطمینان ندارد. در شرایطی که قیمت کود، سم و بذر افزایش یافته و سرمایه در گردش به یکی از دغدغههای اصلی تولیدکنندگان تبدیل شده، سیاستگذار باید برای تغییر الگوی کشت یک بسته اقتصادی کامل ارائه کند.
پرداخت بهموقع مطالبات محصولات خرید تضمینی، تأمین نهاده، تسهیلات سرمایه در گردش، بیمه محصولات، تضمین بازار و توسعه صنایع فرآوری، مجموعهای از حلقههایی هستند که باید در کنار الگوی کشت قرار گیرند.
در غیر این صورت، احتمال دارد الگوی کشت در سطح برنامه باقی بماند و کشاورز بر اساس تجربه، نیاز مالی و بازار موجود تصمیم بگیرد. از همین منظر، تأکید رئیس سازمان جهاد کشاورزی جنوب کرمان بر ضرورت تأمین بهموقع نقدینگی و نهادهها، نکتهای کلیدی است؛ زیرا اجرای برنامه کشت و تداوم تولید محصولات راهبردی بدون تأمین مالی کشاورز با دشواری مواجه خواهد شد. در کرمان دیگر افزایش تولید به شیوه گذشته نمیتواند هدف اصلی باشد. مسأله مهمتر، افزایش ارزش تولید به ازای هر مترمکعب آب است. به همین دلیل، توسعه گلخانهها و کشاورزی هوشمند در کنار اصلاح الگوی کشت قرار گرفته است. استان کرمان با وجود جایگاه مهم در تولیدات گلخانهای، همچنان با ظرفیتهای استفادهنشده در این حوزه روبهروست. حرکت به سمت کشتهای گلخانهای میتواند بخشی از فشار بر منابع آب را کاهش دهد و همزمان امکان کنترل بهتر تولید، افزایش عملکرد و برنامهریزی برای بازار را فراهم کند.
اما گلخانه نیز بدون سرمایهگذاری، فناوری، بازار و زیرساخت انرژی نمیتواند به نسخهای عمومی برای همه کشاورزان تبدیل شود. بنابراین سیاستگذار باید متناسب با ظرفیت هر منطقه، ترکیبی از کشت فضای باز، گلخانهای و باغی را تعریف کند.
در واقع، الگوی کشت واحد برای همه کرمان نمیتواند وجود داشته باشد. اقلیم گرم جنوب، مناطق سردتر شمال و ارتفاعات، شرایط متفاوتی دارند و اصلاح الگوی کشت باید بر اساس ظرفیت آب، خاک، اقلیم و بازار هر منطقه طراحی شود.
سرمایههای بزرگ
در خدمت کشاورزی کوچک
یکی از برنامههای جدید استان برای عبور از این وضعیت، استفاده از ظرفیت بنگاههای بزرگ اقتصادی است.
بر اساس برنامه اعلامشده، قرار است طرح تحول بخش کشاورزی استان با مشارکت بنگاههای بزرگ اقتصادی از جمله کشت و صنعت جنوب و شرکت هواپیمایی ماهان اجرا شود، طرحی که افزایش بهرهوری، توسعه تولید و اصلاح الگوی کشت را دنبال میکند.
ورود این سرمایهها میتواند فرصتی برای انتقال فناوری، توسعه کشتهای نوین، ایجاد صنایع تبدیلی و دسترسی به بازارهای بزرگ باشد. اما یک شرط مهم وجود دارد؛ هزاران کشاورز خرد جنوب کرمان باید بتوانند در زنجیرههای جدید تولید، فرآوری و فروش قرار بگیرند. اگر فناوری و سرمایه تنها در اختیار واحدهای بزرگ قرار گیرد، مسأله اصلی کشاورزی سنتی و خرد همچنان باقی خواهد ماند.
برای نمونه، اگر کشت یک محصول به دلیل مصرف آب کمتر توصیه میشود، باید همزمان برای فرآوری، بستهبندی و بازار فروش آن نیز برنامه وجود داشته باشد. در این صورت کشاورز احساس نمیکند که صرفاً برای حفظ منابع آب، درآمد خود را به خطر انداخته است.
به همین دلیل، بانکها نیز باید از پرداخت تسهیلات سنتی برای تداوم وضع موجود فاصله بگیرند و منابع را به سمت طرحهایی هدایت کنند که همزمان آب، اشتغال و ارزش افزوده بیشتری ایجاد میکنند.
الگوی کشت
بهعنوان یک قرارداد اقتصادی
کشاورزی کرمان اکنون در یک دوراهی قرار دارد؛ از یک سو ادامه وضعیت فعلی با مصرف سالانه بیش از ۵ میلیارد مترمکعب آب در بخش کشاورزی، در شرایط محدودیت منابع آب دشوار است و از سوی دیگر، تغییر سریع و بدون پشتوانه اقتصادی الگوی کشت میتواند معیشت کشاورزان را با مشکل مواجه کند.
راه سوم، تغییر تدریجی اما اقتصادی کشاورزی است. تغییری که در آن کاهش مصرف آب، افزایش بهرهوری، افزایش درآمد کشاورز، توسعه گلخانه، صنایع تبدیلی، بیمه و بازار فروش همزمان دیده شود.
جنوب کرمان در این میان اهمیت ویژهای دارد. برنامه کشت بیش از ۱۷۰ هزار هکتار و پیشبینی تولید بیش از ۳.۲ میلیون تن محصول نشان میدهد که با یک بخش کوچک و حاشیهای مواجه نیستیم. بلکه با یکی از مهمترین موتورهای تولید و اشتغال استان روبهرو هستیم.
بنابراین موفقیت الگوی کشت را نباید تنها با میزان سطحی که بر اساس برنامه کشت شده سنجید. معیار واقعی باید این باشد که هر مترمکعب آب چه میزان درآمد، اشتغال و ارزش افزوده برای استان ایجاد کرده است.
بــــرش
یک تجربه از تغییر الگو
تجربه اسفندقه جیرفت نشان میدهد که تغییر الگوی کشت میتواند از دل اقتصاد منطقه نیز شکل بگیرد.
پسته در سالهای اخیر جایگاه ویژهای در سبد باغبانی جنوب کرمان پیدا کرده و سطح زیرکشت آن در منطقه به ۷۸۷ هکتار رسیده است. از این میزان، ۲۵۹ هکتار در مرحله باروری اقتصادی و ۵۲۸ هکتار در مرحله نهال و باغات غیربارور قرار دارد. این تغییر میتواند نشانهای از حرکت بخشی از کشاورزی جنوب به سمت محصولات دارای ارزش افزوده و ظرفیت صادراتی بالاتر باشد، اما همزمان یک هشدار نیز در خود دارد: حتی محصول اقتصادی و صادراتی نیز از ریسکهای اقلیمی مصون نیست.
سرمای دیررس بهاره امسال حدود ۶۰ درصد ظرفیت تولید بالقوه باغهای پسته اسفندقه را تحت تأثیر قرار داد و برآورد تولید امسال را به حدود ۴۳۵ تن محصول تر رساند. این تجربه اهمیت یک موضوع را بیشتر میکند: الگوی کشت آینده کرمان باید علاوه بر آب، ریسک اقلیمی را نیز در محاسبات خود وارد کند. محصولی که روی کاغذ اقتصادی و کمآببر است، اگر در معرض ریسک شدید سرما، گرما یا سایر تنشهای اقلیمی قرار داشته باشد، نمیتواند بدون سازوکار بیمه، فناوری و مدیریت ریسک، جایگزین مطمئنی برای کشاورز باشد.
یکی از ضعفهای ساختاری کشاورزی کرمان، فاصله میان تولید و فرآوری است. استان در محصولاتی مانند خرما، کنجد و محصولات باغی ظرفیت قابل توجهی دارد، اما بخش مهمی از ارزش افزوده همچنان در مراحل پس از تولید ایجاد میشود، مراحلی که زیرساخت آنها در استان متناسب با ظرفیت تولید توسعه نیافته است. محمدعلی طالبی، استاندار کرمان با اشاره به وضعیت خرما گفته است که اگرچه در زمینه سردخانه و نگهداری محصول پیشرفتهایی صورت گرفته، مراحل بعدی فرآوری محدود است. درباره کنجد نیز با وجود جایگاه نخست استان در تولید، وضعیت فرآوری مناسب نیست. در زمینه سورتینگ میوه نیز ظرفیت استان بیشتر از امکانات موجود است. این یعنی حتی اگر الگوی کشت اصلاح شود، بدون توسعه صنایع تبدیلی ممکن است بخشی از ارزش اقتصادی این تغییر از استان خارج شود. برای جنوب کرمان، توسعه سردخانه، بستهبندی، سورتینگ، فرآوری و شبکههای صادراتی میتواند به اندازه خود اصلاح الگوی کشت اهمیت داشته باشد. کشاورزی زمانی اقتصادی میشود که محصول از مزرعه تا بازار یک زنجیره کامل داشته باشد.

