نطق تاریخی پزشکیان و تفرعن ترامپ

سید عطاءالله  مهاجرانی

اصطبل‌های «آژیاس» پادشاه پلوپونز، از کف تا سقف آکنده از سرگین گله‌های بی‌شمار اسبان او بود. آژیاس برای آزار و تحقیر «هرکول»، فرمان داد هرکول بایست در مدت یک روز، انبوه متراکم سرگین را از اصطبل خارج کند. سبدهای محکم از جنس چرم پوست خرس بافته بودند تا هرکول سبدهای پر از سرگین را بر دوش بکشاند و در بیابانی دوردست خالی کند. هرکول در خوان یازدهم خود، مانند هفت خوان رستم و اسفندیار در شاهنامه، مسأله را به گونه‌ای دیگر حل کرد. در نزدیکی اصطبل آژیاس دو رودخانه «آلفه» و «پنه» جریان داشت. هرکول مسیر دو رودخانه را تغییر داد. دو رود را به هم پیوند زد و رود خروشنده و توفنده وارد اصطبل آژیاس شد و انبوه سرگین را شست و بُرد! آژیاس مانند ترامپ دبّه کرد و پاداش هرکول را نداد و گفت هرکول بر خلاف تعهد عمل کرده است! آمریکا، اصطبل آژیاس است. پایگاه‌های آمریکا در سراسر منطقه غرب آسیا، اصطبل‌هایی کوچک و بزرگند. دهان ترامپ محل پرتاب سرگین است. غرور آمریکایی همان بویناکی اصطبل آژیاس را داراست. کتاب «آمریکای» فرانتس کافکا را ببینید. بوی اصطبل و سرگین از آمریکا به مشام می‌رسد. شگفت اینکه کافکا در طول عمر کوتاهش هرگز آمریکا را ندیده بود، اما بوی عفن آمریکا را احساس کرده‌ بود. رمان «آمریکای» کافکا که با نام «مردی که ناپدید شد!» هم مشهور است، داستان نوجوانی به نام «کارل روسمان» است که به آمریکا سفر می‌کند. کافکا رمان را در فاصله سال‌های ۱۹۱۱ تا ۱۹۱۴ نوشته است. کافکا بر خلاف نویسندگان مشهور آن زمان که آمریکا و رویای آمریکایی را در جهان تبلیغ و ترویج می‌کردند، آمریکا را سرزمین تناقض، فضایی خفقان‌آور، سلطه‌گر و سرد و بی‌روح معرفی می‌کند. کارل روسمان قهرمان رمان کافکا در چرخ‌دنده‌های نظام سرمایه‌داری مدرن آمریکایی سرگردان و بی‌هویت و مضطرب و مستأصل می‌شود. دچار بی‌سرانجامی می‌شود. تقریباً همه کسانی که به آمریکا دل بسته‌اند، بی‌سرانجام شده و می‌شوند. گرداب آمریکا که به تعبیر کافکا، سرزمین گناه، رنج و گمگشتگی است؛‌ کارل روسمان را در کام خود می‌کشاند.
اگر کافکا سر برمی‌داشت و پس از بیش از صد سال آمریکای امروز و ترامپ را می‌دید، چه می‌نوشت؟ دیگر ضرورت ندارد کارل روسمان تا آمریکا با کشتی سفر کند و با پدیده آمریکا از نزدیک مواجه شود. در این فاصله بیش از یک قرن، آمریکا با جهانخوارگی و دخالت در سرنوشت کشورها و ملت‌ها، با سازماندهی نزدیک به صد کودتا، از جمله کودتا در کنگو و یونان و ایران و شیلی و پاناما و هائیتی و گواتمالا و... و با اشغال کشورها از ویتنام و افغانستان و عراق و با ساخت پایگاه‌های نظامی به هزینه کشورهای میزبان، پنجه خونین خود را در همه جای جهان نشان می‌دهد.
ترامپ، آمریکای بدون روتوش و بی‌پرده است. زبانش زبان تهدید است. نه تنها تهدید دولت‌ها، بلکه تهدید ملت‌ها و حذف کشورها. فراتر از کشور و سرزمین و ملت، از نابودی تمدن سخن می‌گوید! سخن از یک تصمیم بزرگ می‌گوید!
«ایران هرگز به سلاح هسته‌ای دست نخواهد یافت. من اکنون با یک تصمیم بزرگ مواجه هستم؛ یا توافقی با ایران انجام خواهد شد که به این کشور اجازه بازسازی بدهد، یا جمهوری اسلامی را نابود می‌کنم و این کار را سریع انجام خواهم داد.»
در برابر این استکبار و گردن‌کشی و تهدید به نابودی، می‌بایست صدای ایران در اجلاس ۸۱ سازمان ملل طنین می‌افکند. کسانی که از آغاز با سفر ریاست جمهوری دکتر پزشکیان به نیویورک مخالفت می‌کردند، گویی حساسیت موقعیت و شرایط را درک نکرده بودند. البته طعنه و تعریض اینان به پزشکیان به اقتضای طبیعت‌شان بوده و همچنان هست.
خوشبختانه سفر انجام شد. ملاقاتی با ترامپ انجام نشد! اعتبار و استقلال و ارزش‌ها نه تنها آسیب ندید، بلکه سخنرانی پزشکیان صفحه درخشانی از تبیین مواضع جمهوری اسلامی ایران و ملت ایران را رقم زد.
 پیام سخنرانی ترامپ تهدید و تحقیر بود. در برابر چنین پیامی، پیام پزشکیان پیام ایستادگی و مقاومت و عزت و جهاد بود. کشور و ملت ایران و نظام جمهوری اسلامی در برابر آمریکا و هم‌پیمانانش تسلیم نمی‌شود. ترامپ و نتانیاهو تصمیم بزرگ‌شان را در جنگ دوازده‌روزه گرفته بودند. در جنگ چهل روزه تکرار کردند. در محاصره دریایی و اقتصادی و هوایی، در همان حال و هوایند. در واقع روزی بر آمریکا و اسرائیل نگذشته است که در فکر سقوط نظام و تجزیه ایران و نابودی کشور و ملت ایران نبوده باشند. در برابر چنین سبعیت و تجاوزگری و غارتگری می‌بایست صدایی روشن به گوش جهان می‌رسید. می‌بایست جهان سخن ملت ایران را از زبان نماینده دلسوز و دلیر و صادقش می‌شنید. می‌بایست اصطبل سازمان ملل از سرگین تهدید و تحقیر آمریکا پاک و پیراسته می‌شد. می‌بایست با صدای رسا به ترامپ گفته می‌شد که نمی‌تواند کشور و ملت ایران و نظام جمهوری اسلامی را نابود کند. «نابودی سریع» که بماند! ترامپ اگر زنده بماند، کاخ سفید را ترک خواهد کرد و همچنان ایران و ملت ایران و نظام جمهوری اسلامی پایدار خواهد ماند.
نظام جمهوری اسلامی و ایران و ملت ایران و نیروهای مسلح در برابر چنین پلیدی و پلشتی که دنیا را فراگرفته است، در موقعیت دفاع از استقلال و وحدت سرزمینی و وحدت ملی خویش ایستاده است. نطق مسعود پزشکیان بیانیه استقلال و مقاومت و عزت و مظلومیت ایران در برابر آمریکا بود؛ ایران مقاوم، مقتدر و مظلوم، در جهانی که برای متجاوز کف می‌زنند، پنهانی حمایت می‌کنند یا آشکارا به پشتیبانی از جنگ علیه ایران اعتراف می‌کنند. مانند مصاحبه «مارک روته» دبیرکل ناتو که با اشاره به نقش پایگاه‌های اروپایی در تهاجم نظامی آمریکا علیه ایران گفت «از نهم اسفند سال ۱۴۰۴ (۲۸ فوریه ۲۰۲۶) تاکنون حدود ۵ هزار پرواز از پایگاه‌های اروپا در حمایت از عملیات «خشم حماسی» علیه ایران انجام شده است.»
دعوای آمریکا با ناتو بر سر این بود که چرا بیشتر حمایت نکرده و مانند آمریکا و اسرائیل و برخی کشورهای عربی، بی‌نقاب وارد نشده‌اند. همان منطق جهنمی. به روایت قرآن مجید، وقتی به جهنم گفته می‌شود: «یوْمَ نَقُولُ لِجَهَنَّمَ هَلِ امْتَلَأْتِ وَتَقُولُ هَلْ مِن مَّزِیدٍ» ﴿ق: ٣٠﴾ «آن روز که به دوزخ می‌گوییم: آیا پر شدی؟ و می‌گوید: «آیا باز هم هست!؟»
در واقع یک جنگ جهانی علیه کشور و ملت ایران و نظام جمهوری اسلامی را سازمان دادند. گمان می‌کردند به اهداف خود می‌رسند. هنوز هم تا حدودی خمار و خواب‌آلود همان خیالاتند. «تونی بلر» اخیراً به داد ترامپ رسید و گفت: «ترامپ در اهدافش علیه ایران جدی است!» تونی بلر در کتابش که با عنوان «یک سفر» منتشر شده است، درباره مشارکت انگلستان و همراهی با آمریکا و حمایت از صدام علیه ایران نوشته است: «این همکاری یک اشتباه استراتژیک بود.» (۱) ظاهراً تونی بلر بیشتر از «بایدن» صهیونیست است! دست‌کم بایدن به صهیونیست بودنش اعتراف کرد. تونی بلر (همان تونی بلایر!) صهیونیست، اندکی پیچیده است. هنوز درس لازم را از تجربه خودش نگرفته است.
بازگردم به افسانه اصطبل آژیاس و هرکول! مجمع عمومی سازمان ملل، که مطابق سنت هر ساله، نطق رئیس‌جمهوری آمریکا در اولین ساعات جلسه اول برگزار می‌شود. سخنان ترامپ چیزی شبیه تولید انبوه سرگین در طویله آژیاس بود. می‌بایست رودخانه خروشانی این سرگین ترامپ زرد را از چهره سالن مجمع عمومی و حافظه تاریخ می‌شست و می‌برد. کاری که مسعود پزشکیان کرد. در بخش پایانی سخن، پزشکیان گفت: «سخنان دیروز رئیس‌جمهوری آمریکا نزد افکار عمومی دنیا، اندیشمندان، سیاستمداران و حقوقدانان، نشانه بارزی از خوی قلدری و منطق زور و مغایر با نص صریح منشور ملل متحد است. ایشان بداند که تهدید، ملت ما را منسجم‌تر می‌کند، قوی‌تر می‌کند و مقاومت ایرانیان را بیشتر می‌کند و ملت ایران در برابر زور، باید بداند که سر خم نخواهد کرد و متجاوزان را پشیمان خواهد کرد. این چیزی است که باید ترامپ و کسانی که می‌خواهند قلدری کنند، بفهمند. ما آماده گفت‌وگو هستیم، اما بدانند که زبان زور را نخواهیم پذیرفت.»
این سخن مخاطبان متعددی داشت. افزون بر آمریکا و ترامپ که مخاطب مستقیم پزشکیان بودند، اروپا و برخی کشورهای عربی منطقه که برده‌وار از آمریکا تبعیت می‌کنند و به روایت وزیر دفاع عربستان، ترامپ هم همیشه به آنان اهانت می‌کند. گاو شیرده محترمانه‌ترین اهانت ترامپ به آنان است. آنان نیز مخاطب پیام بودند. مخاطبان داخلی نیز داشت! آنانی که می‌خواستند از نمد سفر نیویورک برای خود پیراهنی ببافند و پزشکیان را به انحراف از ارزش‌ها متهم کنند. دیدند که چگونه می‌توان با حضور، از ارزش‌ها و انقلاب و نظام دفاع کرد.