در وصف یک ا قلیت سیاسی که خود حق پندارانه برای همه تعیین تکلیف می‌کند

به نام پسر علیه پدر

بخش تقطیع شده از اظهار نظر یوسف پزشکیان از سوی جریان سیاسی اقلیت به مستمسکی برای روایت‌سازی ناحق علیه او، ایجاد دوقطبی و هجمه به دولت منتخب مردم تبدیل شده است. او در حالی به «تعیین تکلیف برای کشور» متهم می‌شود که اتهام‌زنندگان بدون داشتن کمترین اطلاعات از شرایط حاکم بر میدان، هم برای تیم دیپلماسی و هم برای فرماندهان نظامی در چگونگی پیش بردن مذاکره و جنگ تعیین تکلیف و تدوین استراتژی می‌‌کنند.

مهراوه خوارزمی
گروه سیاسی


هجمه رسانه‌ای گسترده علیه مواضع یوسف پزشکیان در روزهای اخیر بار دیگر یک پرسش اساسی را به میان کشیده است؛ «اینکه چرا یک اقلیت سیاسی حق ابراز عقیده را صرفاً برای خود آزاد می‌دانند و خود را محق می‌‌دانند از امکانات رسانه عمومی و کرسی‌ها و تریبون‌های دارای جایگاه حاکمیتی برای منکوب ساختن دیگر عقاید موجود در جامعه استفاده کنند؟»
مواضع یوسف پزشکیان از سوی این گروه از منتقدانش در حالی با اصرار بر یادآوری اینکه او فرزند رئیس جمهوری است مورد هجمه قرار می‌گیرد که او خود بارها در حساب‌های کاربری- که مانند هر شهروند دیگری در شبکه‌های اجتماعی دارد- ابراز کرده که «اگر مسئولیت ندارم به عنوان شهروند می‌توانم نظر بدهم.» با این حال حملات نیابتی که به او با همین اصرار بر پسر رئیس جمهور بودنش می‌‌شود، رگه‌هایی از سیاسی‌کارانه بودن این هجمه‌ها را نشان می‌دهد.
اینکه شهروندی از دولت بخواهد «اراده مردم یمن» را داشته باشد و با بیان این نظر حمایت خود از رویکرد مبتنی بر ادامه دادن جنگ در هر صورتی را اعلام کند و شهروندی دیگر یادآور شود که ایستادن در برابر دشمن از سوی دولت نیازمند جان‌فدایی از جنس کاستن از هزینه‌های زندگی و صرفه‌جویی در برق و بنزین و صرف نظر از یارانه در صورت نیاز نداشتن به آن است؛ به خودی خود مسأله نیست. مسأله از آنجا آغاز می‌شود که بخشی تقطیع شده از اظهار نظر شهروند دوم به مستمسکی برای روایت‌سازی ناحق علیه او، ایجاد دوقطبی و هجمه غیرمستقیم علیه دولت منتخب مردم تبدیل شود.
در چنین تصویر کلی است که یکی می‌نویسد «مشخص نیست آقازاده رئیس‌جمهور با کدام صلاحیت و بر اساس چه تجربه‌ای درباره همه‌چیز نظر می‌دهد و برای ملت جان‌فدا نسخه ریاضت می‌پیچد» یا نماینده‌ای، به بهانه پاسخ دادن به «یوسف خان» فهرستی از اتهامات فله‌ای را علیه دولت چهاردهم و مدیرانی از سطوح مختلف ردیف می‌کند؛ بی آنکه لحظه‌ای بیندیشد که چنین اتهام زدن‌هایی - که معمولاً پیگیری حقوقی هم نمی‌شود- چگونه اذهان مردم را مشوش می‌کند و اتفاقاً دو قوه دیگر را با سؤال جدی از چرایی عدم نظارت و برخورد مواجه می‌‌سازد. همچنین اینکه در محتواهای منتشر شده از سوی این جریان علیه یوسف پزشکیان، او به «تعیین تکلیف برای کشور در حالی که مسئولیتی ندارد» متهم می‌شود که اتهام زنندگان خود در موضوعات مختلف در جایگاه تعیین تکلیف‌کنندگان نشسته‌اند. کما اینکه بسیاری از فعالان مجازی‌شان بدون داشتن کمترین اطلاعات از شرایط حاکم بر میدان هم برای تیم دیپلماسی و هم برای فرماندهان نظامی در چگونگی پیش بردن مذاکره و جنگ تعیین تکلیف و تدوین استراتژی می‌‌کنند. با چنین رویکردی است که شاهد آن بوده‌ایم این فقط یوسف پزشکیان یا دولت نیست که زیر ضرب حملات قرار می‌گیرند. به عبارتی این حملات از جنس اختلاف نظر با دولت نیست؛ بلکه برآمده از نوعی «خودحق‌پنداری» است که هیچ جریان سیاسی فعالی را از گزند تخریب خود مصون نمی‌گذارد. به همین دلیل حتی مذاکراتی که ریاست تیم دیپلماتیک آن را محمدباقر قالیباف با همه صبغه اصولگرایی‌اش برعهده داشت و با پایبندی به اصول تعیین شده از سوی رهبر انقلاب به تفاهمی منتهی شد که به باور اکثریت کارشناسان و حتی ناظران بین‌المللی یکی از بی‌سابقه‌ترین تفاهم‌ها در متوقف کردن گردن‌کشی‌ها و زیاده‌خواهی‌های دشمن آمریکایی است؛ باز هم این اقلیت سیاسی آن را تخطئه می‌کنند همچنان که اساساً تصمیم‌گیری در عالی‌ترین نهاد امنیتی کشور را نیز برنمی‌تابند.
وجه دیگر از مسأله حملاتی است که علیه یوسف پزشکیان شکل گرفته و معمولاً علیه هر فرد دارای اندیشه متفاوت از این اقلیت سیاسی به راه می‌‌افتد، این است که آنها ید طولایی در مصادره مفاهیم به نفع خود دارند. همچنان که سال‌ها مفهوم انقلابی بودن به جای پیگیری آرمان‌های انقلاب از سوی چنین جریان‌هایی، به نفع برداشت‌های کنترلی و حداقلی‌شان مصادره شد. حالا آنان جان‌فدایی و حضور مردم در خیابان را که از اولین روز آغاز جنگ با حضور اقشار مختلف مردم شکل گرفت به نفع جریان سیاسی و برداشت سیاسی خود تفسیر می‌کنند. حال آنکه اگر خدای ناکرده روزی، چنین رویکردی به میدان سبب کاهش تکثر آن شود؛ متهم ردیف اولش همین معتقدان و مرتکبان به نگاه اقلیتی هستند. کما اینکه در حالی که میدان خیابان از سوی اقشار مختلف مردم با هر عقیده و مرام برای دفاع از تمامیت ارضی ایران و کیان کشور تشکیل شده بود؛ مرتکبان به دوقطبی‌سازی در اقدامی منافی وحدت ملی و انسجام اجتماعی شعار دادن علیه این مقام و آن مسئول را تبلیغ کردند. شعارهایی که تنها دلیلشان مخالفت اقلیتی سیاسی با تناظر و همپوشانی میدان دیپلماسی و میدان نظامی بود و به تعبیر اخیر محمدباقر قالیباف رئیس مجلس شورای اسلامی «با ساده‌انگاری از جنگ سخن می‌گویند اما هیچ افق و سازوکاری برای پایان مقتدرانه آن ندارند» و نمی‌دانند یا نمی‌خواهند بدانند که «نگاه منفی به هرگونه تعامل و دیپلماسی بدون محاسبه مقدورات، در عمل کشور را به سمت فرسایش و جنگ بی‌پایان می‌برد.» مسأله‌ای که در هجمه‌های شکل گرفته علیه موضع یوسف پزشکیان نیز خودنمایی می‌کند، همبسته معرفی کردن مفهوم «جان‌فدایی» با «جنگ از جنس نظامی» است. حال آنکه ایران امروز همزمان در جنگ اقتصادی با دشمن و جنگ با ناترازی‌های انباشتی از سال‌های گذشته قرار دارد. جان‌فدایی برای ایران همان قدر که ایستادن پشت لانچرهای موشک و سیستم‌های پدافندی است، همانقدر هم صرفه‌جویی در برق و بنزین و کاستن از هدررفت منابع کشور است و البته پرهیز از هر رفتار و موضع اختلاف افکن. حرف حقی که اگر قرار باشد در مسلخ مخالف‌خوانی‌های سیاسی و تعیین تکلیف برای نهادهای رسمی ذبح شود، حاصلی جز تضعیف کشور در برابر دشمنانش نخواهد داشت.

صفحات
  • صفحه اول
  • سیاسی
  • دیپلماسی
  • بین الملل
  • اقتصادی
  • علم و فناوری
  • اندیشه
  • ایران زمین
  • کتاب
  • خودرو
  • حوادث
  • دولت چه کار می‌کند
  • اجتماعی
  • صفحه آخر
آرشیو تاریخی
شماره نه هزار و صد و سی
 - شماره نه هزار و صد و سی - ۰۱ مهر ۱۴۰۵