«ایران» ناکامی دو دهه اخیر مدیران استقلال و پرسپولیس برای ایجاد زیرساخت را بررسی میکند
وعده درمانی با کلید واژه استادیوم
حمید درخشان: باشگاهها به جای استخدام ستاره، زیرساخت ایجاد کنند
سینا حسینی / بیش از دو دهه از اولین باری که مدیران دو باشگاه استقلال و پرسپولیس از «ساخت استادیوم اختصاصی» سخن گفتند، میگذرد؛ وعدهای که در تمام این سالها بارها تکرار شده، تغییر شکل داده، به سیاستهای کلان همچون خصوصیسازی گره خورده و هر بار با ادبیاتی تازه بازتولید شده، اما در نهایت هیچگاه از سطح اظهارنظر و برنامهریزی فراتر نرفته است. مرور این مسیر تاریخی نشان میدهد «استادیوم اختصاصی» در فوتبال ایران، بیش از آنکه یک پروژه عمرانی با مختصات مشخص باشد، به یک کلیدواژه ثابت در گفتمان مدیریتی دو باشگاه بزرگ پایتخت تبدیل شده است.
آغاز این روایت به اوایل دهه ۱۳۸۰ برمیگردد. موقعی که همزمان با پررنگتر شدن بحث حرفهایسازی فوتبال در ایران، ضرورت برخورداری از زیرساختهای مستقل باشگاهی نیز مورد توجه قرار گرفت. در همان مقطع، در باشگاه پرسپولیس، اکبر غمخوار از نیاز به احداث یک ورزشگاه اختصاصی سخن گفت و آن را از الزامات تبدیل این باشگاه به یک نهاد حرفهای دانست. در سوی دیگر، در باشگاه استقلال، علی فتحاللهزاده نیز از تلاش برای تأمین زمین جهت احداث ورزشگاه خبر داد. این اظهارات، در آن زمان، بیش از آنکه مبتنی بر برنامهای اجرایی و زمانبندیشده باشد، بیشتر جنبه طرح ایده داشت، اما بهعنوان نقطه آغاز مسیری ثبت شد که تا امروز ادامه یافته است.
ولی خروجی عملی این دوره بسیار محدود باقی ماند. در استقلال، برخی زیرساختها نظیر کمپ تمرینی ایجاد شد، اما پروژه ورزشگاه اختصاصی هرگز وارد مرحله اجرا نشد. در پرسپولیس نیز مذاکرات و طرحهای اولیه به نتیجه مشخصی نرسید و در عمل در همان سطح اولیه متوقف ماند.
در دهه ۱۳۹۰، ادبیات مدیران دو باشگاه تغییر محسوسی نسبت به گذشته پیدا کرد. دیگر سخن صرفاً درباره «ضرورت» نبود، بلکه از «تأمین زمین» و «کلنگزنی قریبالوقوع» سخن به میان آمد. محمد رویانیان، مدیرعامل وقت پرسپولیس، از جمله مدیرانی بود که با صراحت بیشتری درباره این پروژه صحبت کرد و حتی از آماده بودن زمین و نزدیک بودن آغاز عملیات اجرایی خبر داد. این اظهارات بازتاب گستردهای در رسانهها داشت، اما در عمل هرگز به مرحله اجرا نرسید. پس از او نیز مدیرانی مانند حمیدرضا سیاسی همین مسیر را ادامه دادند، بیآنکه دستاورد مشخصی در این زمینه ثبت شود.
در باشگاه استقلال نیز شرایط کمابیش مشابهی حاکم بود. علی فتحاللهزاده در دوره دوم مدیریت خود بار دیگر از «خبرهای خوب» درباره ساخت ورزشگاه اختصاصی سخن گفت. پس از او، بهرام افشارزاده با رویکردی محتاطانهتر، با تأکید بر ضرورت این پروژه، به نبود زیرساختها و لزوم حمایتهای کلان اشاره کرد؛ موضعی که در واقع، فاصله قابلتوجه میان طرح ایده و امکان تحقق آن را عیانتر میکرد. در اواخر دهه ۱۳۹۰ و همزمان با جدیتر شدن بحث واگذاری و خصوصیسازی دو باشگاه، روایت تازهای شکل گرفت. در این مقطع، ساخت استادیوم اختصاصی بهعنوان بخشی از پازل اقتصادی باشگاهها و پیششرطی برای موفقیت خصوصیسازی مطرح شد. در پرسپولیس، ایرج عرب این پروژه را در چارچوب مدل اقتصادی جدید قابل تحقق دانست و آن را به فرآیند خصوصیسازی گره زد. در استقلال نیز امیرحسین فتحی از «بررسی شرایط» برای اجرای چنین طرحی خبر داد. ولی این تغییر رویکرد نیز نتوانست گره کار را بگشاید؛ خصوصیسازی بهطور کامل محقق نشد و پروژه ورزشگاه همچنان در حد ایده باقی ماند.
با ورود به دهه ۱۴۰۰، اگرچه ادبیات مدیران حرفهایتر شد و مفاهیمی مانند مدلهای درآمدی، بهرهبرداری اقتصادی و مشارکت سرمایهگذاران به این بحث اضافه شد، اما در عمل تغییری در سرنوشت پروژه ایجاد نشد. در استقلال، مصطفی آجورلو از پیگیری جدی طرح احداث ورزشگاه اختصاصی بهعنوان یکی از برنامههای اصلی باشگاه یاد کرد، اما با تغییر مدیریت، این روند نیز متوقف شد و به سرانجام نرسید.
پس از او، در دوره مدیریتی علی خطیر در سال ۱۴۰۲، بار دیگر موضوع احداث ورزشگاه اختصاصی استقلال در دستور کار قرار گرفت. در این مقطع، حتی یک نشست خبری نیز با محوریت این پروژه برگزار شد و از اقدامات انجامشده و برنامههای پیشرو سخن به میان آمد. ولی این بار نیز موضوع از مرحله طرح و اعلام عمومی فراتر نرفت و نشانهای از ورود به فاز اجرایی مشاهده نشد.
در ادامه، در دوره مدیریتی علی تاجرنیا در بازه زمانی ۱۴۰۳ تا ۱۴۰۴، این وعده بار دیگر تکرار شد و هواداران استقلال مجدداً با همان گزاره آشنا یعنی «ساخت استادیوم اختصاصی» مواجه شدند. اما این دوره نیز تفاوتی با دورههای پیشین نداشت و پروژه، بدون ثبت هیچ پیشرفت عینی، در حد وعده باقی ماند. در باشگاه پرسپولیس نیز دقیقاً همین روند طی شد. مدیران این باشگاه، با تداوم نوعی «وعدهدرمانی»، همچنان از ساخت ورزشگاه اختصاصی سخن گفتند تا نشان دهند در پی تحقق یک پروژه بزرگ هستند، اما در عمل، نشانهای از آغاز ساختوساز دیده نشد. رضا درویش در دوران مدیریت خود از بررسی گزینههای مختلف برای احداث ورزشگاه اختصاصی خبر داد و تلاش کرد این پروژه را به منابع مالی جدید و سازوکارهای اقتصادی پیوند بزند، اما این تلاشها نیز به مرحله اجرا نرسید. پس از کنار رفتن او، در دوره مدیریتی پیمان حدادی در سال ۱۴۰۴، بار دیگر موضوع ساخت ورزشگاه اختصاصی مطرح شد. در این مقطع، حتی طرحهای مفصلتری نیز به رسانهها ارائه شد و از مدلهای متنوع تأمین مالی سخن به میان آمد، اما این مرحله نیز در نهایت به نتیجه عملی منتهی نشد.
مرور این روند بیش از بیستساله نشان میدهد که مسأله، محدود به یک مدیر یا یک مقطع زمانی خاص نیست، بلکه ریشه در ساختارهای کلان فوتبال ایران دارد. فقدان استراتژی حرفهای در مدیریت باشگاهها، نبود استقلال مالی و تصمیمگیری در ساختار اداری آنها، چالش تأمین زمین با مالکیت قطعی، بیثباتی مدیریتی و تغییرات مکرر در سطوح تصمیمگیری هر دو باشگاه و فقدان یک مدل اقتصادی روشن برای بازگشت سرمایه، از جمله مهمترین موانعی هستند که در تمام این سالها بهطور مکرر تکرار شدهاند.
در چنین شرایطی، «استادیوم اختصاصی» برای استقلال و پرسپولیس دیگر صرفاً یک پروژه عمرانی تعریفشده نیست، بلکه به نمادی از وعدههای تحققنیافته در فوتبال ایران تبدیل شده است. طی این سالها، تقریباً هیچ مدیری در این دو باشگاه نبوده که به این موضوع اشاره نکرده باشد، اما تکرار مداوم این وعدهها بدون پشتوانه اجرایی، باعث شده این مفهوم از یک هدف توسعهای، به یک شعار مدیریتی تقلیل یابد.
تا زمانی که مسائل ساختاری مالکیت و اقتصاد باشگاهها، ثبات مدیریتی و تعریف یک مدل درآمدی پایدار حل نشود، به نظر میرسد این روایت همچنان ادامه خواهد داشت؛ روایتی که در آن، استادیومهای اختصاصی استقلال و پرسپولیس، بیش از آنکه در زمین واقعیت ساخته شوند، در سطح گفتار مدیران بازتولید
میشوند.
حمید درخشان، مربی فوتبال در گفتوگو با «ایران»:
باشگاهها به جای ایجاد زیر ساخت، ستاره استخدام میکنند
پریسا غفاری/ سالهاست موضوع ساخت ورزشگاههای اختصاصی برای دو باشگاه استقلال و پرسپولیس، بهعنوان یکی از مطالبات اصلی فوتبال ایران مطرح میشود؛ مطالبهای که با وجود وعدههای متعدد، هنوز رنگ واقعیت به خود نگرفته است. نبود زیرساختهای حرفهای، این دو باشگاه پرهوادار را از ظرفیتهای اقتصادی و ورزشی مهمی محروم کرده و همچنان به یکی از چالشهای جدی فوتبال کشور تبدیل شده است.
حمید درخشان، کارشناس فوتبال، در گفتوگو با «ایران» درباره علت عدم تحقق این وعدهها میگوید: «تا زمانی که باشگاهها وابسته به منابع عمومی هستند و مدیران از امنیت شغلی برخوردار نیستند، هیچ تغییری در روند موجود صورت نمیگیرد. در حالی که ایجاد فضایی مناسب با امکانات حرفهای، نهتنها موجب جذب مربیان و بازیکنان باکیفیت میشود، بلکه بهعنوان یک پایگاه مالی و اقتصادی نیز میتواند به توسعه باشگاه کمک کند.»
او با اشاره به چالش بزرگ اغلب باشگاهها، بویژه پرسپولیس و استقلال، در نداشتن ورزشگاه اختصاصی، توضیح داد: «در حال حاضر، از ۱۸ تیم لیگ برتر تنها چند باشگاه خصوصی هستند و سایر تیمها به بودجه عمومی وابستهاند. به نظر من، هر زمان خصوصیسازی واقعی صورت گیرد، ساختوساز توجیهپذیرتر خواهد شد. در این صورت، باشگاهها میتوانند از دولت وامهای بلندمدت، دریافت کنند؛ همانگونه که در ترکیه و بسیاری از کشورهای صاحبنام فوتبال جهان انجام میشود. آنها با ساخت ورزشگاه، علاوه بر بازپرداخت وام، به درآمدزایی قابل توجهی نیز دست مییابند.» حمید درخشان در ادامه گفت: «بدهیهای سنگین باشگاهها، بویژه دو باشگاه تهرانی، باعث شده رویای ساخت ورزشگاه اختصاصی برای آنها دور از دسترس باشد. ولی مالکان پرسپولیس بهصورت علنی وعده ساخت ورزشگاه اختصاصی دادهاند و در استقلال نیز نشستهای خبری برگزار و حتی ماکت ورزشگاه ارائه شده است؛ اما معمولاً این وعدهها هیچگاه به مرحله اجرا نرسیده و هر سال شاهد بازی کردن آنها در شهرهای مختلف هستیم. در حالی که آنها از یک نیاز بنیادی و اساسی برای موفقیت و رشد فوتبال محروماند.»
حمید درخشان، علاوه بر مسائل مالی، نقش مدیران را در ایجاد شرایط فعلی بسیار تأثیرگذار میداند و در این خصوص میگوید: «مدیران باشگاهها اغلب مصرفکنندهاند و بهینهسازی را نیاموختهاند. البته چندان هم مقصر نیستند، زیرا فضای ورزش ما نتیجهگراست و شغل مدیران تضمینشده نیست، بهطوری که با اولین ناکامی، از کار برکنار میشوند. به همین دلیل، آنها برنامههای کوتاهمدت و بلندمدت چهارساله ارائه نمیدهند و ترجیح میدهند مبالغ هنگفتی برای جذب بازیکنان و مربیان هزینه کنند تا در رقابتها پیروز شوند و جایگاه خود را حفظ کنند. حتی حاضر نیستند با تیمی متوسط در مسابقات شرکت کنند و باقی بودجه را صرف زیرساختها و ساختوساز کنند، چرا که رقبا نیز چنین رویکردی ندارند.»
او در پایان ابراز امیدواری میکند که مسئولان با درک اهمیت این پروژه، همکاری بیشتری با بخش خصوصی داشته باشند: «مسئولان باید تأمین منابع مالی لازم را در اولویت قرار دهند و با همکاری مستمر با بخش خصوصی، این رویای دور از دسترس را به واقعیت تبدیل کنند. با توجه به محبوبیت گسترده فوتبال در میان مردم ایران، ساخت ورزشگاه اختصاصی برای استقلال و پرسپولیس میتواند آغازگر فصلی نو در فوتبال کشور باشد. در این مسیر، بیش از هر زمان دیگری به عزم ملی و ارادهای قوی نیاز داریم.»

