ضرورت حمایت از مربیان ایرانی
ابراهیم قاسمپور
مربی فوتبال
فوتبال ایران در سالهای اخیر با چالشی جدی در حوزه دانش فنی و بهروز بودن مواجه بوده است. بخش قابلتوجهی از مربیان داخلی، بهدلیل محدودیتهای موجود در ارتباطات بینالمللی، نبود حمایت کافی از سوی فدراسیون و باشگاهها و نیز کمبود انگیزه برای تعامل با جریانهای نوین فوتبال جهان، از روند پیشرفت روز دنیا فاصله گرفتهاند.
این مسأله میتواند در شرایطی که نیمکت هر ۱۸ تیم لیگ برتر در اختیار مربیان ایرانی قرار میگیرد، به شکلگیری فضایی با تفکرات بسته و تکرار تاکتیکی
منجر شود.
در سوی دیگر، تجربه سالهای گذشته نشان داده است که حضور مربیان خارجی فاقد رزومه معتبر، نهتنها کمکی به ارتقای دانش فنی فوتبال ایران نکرده، بلکه در بسیاری موارد به اتلاف منابع مالی منجر شده است.
این در حالی است که جذب مربی خارجی، در صورت انتخابی صحیح و هدفمند، میتواند به انتقال دانش و ارتقای ساختار فنی کمک کند؛ امری که در عمل کمتر محقق شده است. مشکلات ساختاری نیز نقش مهمی در این عقبماندگی دارند.
ضعف زیرساختهای باشگاهی، نبود برنامهریزی کوتاهمدت و بلندمدت، کمبود مدیران کارآمد و فقدان بودجهریزی اصولی، از جمله عواملی هستند که موجب شده فوتبال ایران بیش از نیمقرن از حضور در المپیک بازبماند و در سطوح پایه تا بزرگسالان، چه در عرصه ملی و چه باشگاهی، دستاورد قابلتوجهی در قاره آسیا نداشته باشد.
از سوی دیگر، حضور پررنگ واسطهها و دلالان، چرخهای تکراری از انتخاب مربیان و مدیران فاقد تخصص را شکل داده است. باشگاهها نیز بهجای تمرکز بر اولویتهای بنیادینی چون پرورش بازیکن، توسعه هواداری و تقویت آکادمیها، عمدتاً نتیجهگرایی کوتاهمدت را دنبال میکنند. در چنین فضایی، طبیعی است که با اولین ناکامی، مربی بهعنوان در دسترسترین گزینه کنار گذاشته و بیثباتی روی نیمکتها به یک روند دائمی
تبدیل شود.
هرچند استفاده هدفمند از مربیان ایرانی میتواند از دیدگاه اقتصادی و جلوگیری از خروج بیرویه ارز از کشور توجیهپذیر باشد، اما این امر تنها زمانی سودمند خواهد بود که منابع مالی در مسیری برنامهریزیشده و اصولی هزینه شود.
در غیراین صورت، صرف هزینههای کلان برای جذب بازیکنان خارجی بیکیفیت با ارقام نجومی، نهتنها کمکی به پیشرفت نمیکند، بلکه بار مالی بیشتری نیز به باشگاهها تحمیل خواهد کرد و در نهایت، مربیان ایرانی بهواسطه ناکامی و عدم کسب نتایج استاندارد، از ادامه کار محروم خواهند
شد.
راهحل اساسی برای اصلاح شرایط فوتبال ایران، تغییر تفکر مدیریتی حاکم بر باشگاهها و فوتبال ملی است. ما باید نگرش کلان خود را اصلاح کنیم. بهجای تمرکز صرف بر جذب بازیکن یا مربی خارجی، میتوان با بهکارگیری مدیران توانمند و آشنا به ساختارهای حرفهای فوتبال جهان، مسیر توسعه را بازتعریف کرد. تجربه نشان داده است که حضور مدیران کارآمد، میتواند بنیانهای یک سیستم را متحول سازد.
فوتبال ایران بیش از هر زمان دیگری نیازمند بازنگری عمیق در ساختار مدیریتی خود است. بهرهگیری از چهرههایی آزموده و دارای کارنامه روشن، میتواند به بازسازی اعتماد و اصلاح مسیر کمک کند.
تحول واقعی زمانی رخ خواهد داد که اصلاحات از ریشه آغاز شود؛ در غیراین صورت، چرخه ناکارآمدی همچنان تداوم خواهد داشت و فوتبال ایران از دستیابی به جایگاه شایسته خود بازخواهد
ماند.

