در حافظه موقت ذخیره شد...
رویارویی باتجربهها و جوانان جویای نام
شطرنج داغ لیگ
در این فصل، سکان هدایت تیمها در دستان چهرههایی چون سهراب بختیاریزاده، مهدی تارتار، محرم نویدکیا، محمد ربیعی، مهدی رحمتی، سعید اخباری، حمید مطهری، رسول خطیبی، فراز کمالوند، مازیار زارع، امیر خلیفهاصل، ساکت الهامی، پیروز قربانی، وحید رضایی، عبدالله ویسی، مجتبی حسینی، قاسم شهبا و محمد نوری قرار دارد؛ مجموعهای متنوع از نسلها و سبکهای مربیگری که هر کدام با رویکردی متفاوت به میدان آمدهاند. نگاهی به تاریخ تولد این مربیان نشان میدهد بدنه اصلی نیمکتها را متولدین دهه ۱۳۵۰ تشکیل میدهند؛ مربیانی مانند تارتار، بختیاریزاده، مطهری، کمالوند و خطیبی که سالها در فضای لیگ برتر نفس کشیدهاند و بهعنوان چهرههای «لیگدیده» شناخته میشوند. این نسل، با تجربه عبور از بحران، مدیریت بقا و ساختن تیمهای رقابتی، در عمل ستون فنی لیگ را شکل میدهد و نقش تعیینکنندهای در ثبات تاکتیکی تیمها دارد. در رأس این طیف، عبدالله ویسی قرار دارد؛ مربیای که با قهرمانی تاریخی در لیگ برتر، نام خود را در زمره پرافتخارترین مربیان فعال ثبت کرده است. در کنار او، ساکت الهامی نیز با سابقه فتح جام حذفی، بهعنوان مربیای نتیجهگرا و ساختارمند شناخته میشود. در لایه بعدی، مربیان متولد اواخر دهه ۱۳۵۰ و اوایل دهه ۱۳۶۰ قرار میگیرند؛ چهرههایی مانند نویدکیا و رحمتی که روزگاری ستارههای تأثیرگذار مستطیل سبز بودند و حالا با انتقال تجربه خود به نیمکت، به دنبال تثبیت جایگاهشان در عرصه مربیگری
هستند.
در همین طیف، محمد ربیعی، مجتبی حسینی و مازیار زارع نیز دیده میشوند؛ مربیانی که بیشتر با نگاه تاکتیکی، برنامهمحور و پروژهمحور شناخته میشوند. در سوی دیگر، نسل جوانتر مربیان مانند سعید اخباری و محمد نوری قرار دارند؛ چهرههایی که با تکیه بر دانش روز فوتبال، تحلیلهای مدرن و رویکردهای نوین تمرینی، در پی تثبیت نام خود در سطح اول فوتبال ایران هستند و میکوشند سهم بیشتری از آینده نیمکتها را به خود اختصاص دهند. لیگ بیستوششم را میتوان صحنه تقابل تجربه و جسارت دانست؛ جایی که همزیستی نسلها نهتنها به افزایش تنوع تاکتیکی منجر میشود، بلکه پویایی فنی مسابقات را نیز دوچندان
کرده است.

