در حافظه موقت ذخیره شد...
حسین علیزاده در مراسم رونمایی از «سیمرغنامه»:
خود ایرانیان باید مفسر و روایتگر میراث فرهنگیشان باشند
ایده این بخش بر پایه جستوجو در هزاران اثر تصویری شکل گرفته است؛ آثاری که در آنها نشانههایی از سازها، نوازندگان، آیینهای بزم و شیوههای اجرای موسیقی دیده میشود. دستاندرکاران پروژه این تصاویر را گردآوری و دستهبندی کردهاند تا از خلال آنها، روایتی تازه از تاریخ موسیقی ایران و نسبت آن با زندگی اجتماعی و فرهنگی ایرانیان ارائه دهند.
این مراسم با حضور چهرههای فرهنگی و هنری از جمله حسین علیزاده، لیلی گلستان، سهراب پورناظری، مجتبی جباری، آوا مشکاتیان، مینا افتاده و جمعی دیگر از هنرمندان برگزار شد؛ نشستی که بیش از آنکه آیین رونمایی باشد، به گفتوگویی درباره هویت فرهنگی و نسبت امروز ما با میراث موسیقایی ایران تبدیل شد.
حسین علیزاده، آهنگساز و نوازنده برجسته، با اشاره به تغییر مفاهیم در گذر زمان گفت:«هر پدیدهای که در جامعه رواج پیدا میکند، بهتدریج دستخوش تغییر میشود و اصالت اولیه آن نیز تحت تأثیر شرایط اجتماعی قرار میگیرد.»
او با بیان اینکه این روند در موسیقی پیچیدهتر است، تأکید کرد:«هنر همواره از شرایط اجتماعی، سیاسی و مذهبی تأثیر میپذیرد و حکومتها نیز در دورههای مختلف تلاش کردهاند آن را در مسیر مطلوب خود هدایت کنند.»
علیزاده با اشاره به تجربه سالهای فعالیتش در سینما افزود:«هر زمان هنر ناچار شود تنها در محدودترین و مجازترین شکل ممکن ارائه شود، بهتدریج از درون تهی خواهد شد؛ هرچند سینمای ایران دورههای درخشانی را نیز پشت سر گذاشته است.»
او سپس به مفهوم «موسیقی جهانی» پرداخت و گفت:«آنچه امروز با این عنوان شناخته میشود، بیش از آنکه بیانگر برتری موسیقی غرب باشد، نتیجه شرایط تاریخی و ساختارهایی است که امکان دیده شدن آن را در جهان فراهم کرده است.» به گفته او، جهانی شدن نباید به معنای نادیده گرفتن هویت ایرانی تلقی شود و این موضوع تقابلی میان شرق و غرب نیست.
بخش دیگری از سخنان این آهنگساز به جایگاه موسیقی نواحی ایران اختصاص داشت. او موسیقی اقوام را هنری عمیق و برخاسته از زندگی مردم دانست و گفت:«نگاه رایج به هنرمندان این حوزه همچنان در شأن جایگاه واقعی آنان نیست.» به باور او، اگر تنها به گردآوری اسناد تاریخی بسنده کنیم و خلاقیت را متعلق به گذشته بدانیم، در حق تاریخ موسیقی ایران جفا کردهایم.
علیزاده پروژه «سیمرغنامه» را تلاشی برای بازشناسی هویت فرهنگی ایران توصیف کرد و گفت:«جامعهای میتواند مدرن باشد که گذشته و سنت خود را بشناسد.» او تأکید کرد:«آهنگسازی که ردیف موسیقی ایرانی را عمیقاً درک کرده باشد، میتواند با اتکا به همان پشتوانه، اثری نو و امروزی خلق کند؛ زیرا ماده اولیه خلاقیت از دل تاریخ و فرهنگ هر سرزمین به دست میآید.»
او همچنین با انتقاد از وابستگی مطالعات دانشگاهی به منابع غربی گفت:«بخش مهمی از شناخت ما از هنر و موسیقی ایران از خلال پژوهشهایی شکل گرفته که پژوهشگران غیرایرانی انجام دادهاند.» به گفته او، هرچند این تحقیقات ارزشمند است، اما نباید روایت فرهنگ ایران تنها از دریچه نگاه دیگران شکل بگیرد؛ بلکه خود ایرانیان باید مفسر و روایتگر میراث فرهنگیشان باشند.
این آهنگساز با اشاره به تنوع قومی و موسیقایی ایران، این سرزمین را نمونهای کمنظیر از گوناگونی فرهنگی دانست و گفت:«از سیستان و بلوچستان تا خراسان، کردستان و دیگر مناطق، گنجینهای از فرهنگ و موسیقی وجود دارد که هنوز آنگونه که باید شناخته نشده است.» او ریشه این مسأله را در نظام آموزشی دانست و بر ضرورت بازنگری در شیوه آموزش موسیقی و هنر در دانشگاهها تأکید کرد.
علیزاده در بخش پایانی سخنان خود، «سیمرغنامه» را نمونهای از همین بازنگری دانست و گفت:«به جای آنکه آثار ایرانی به شکلی پراکنده در موزهها یا ذیل عنوان کلی «هنر اسلامی» معرفی شوند، باید ماهیت مستقل و ویژگیهای واقعی آنها شناخته شود.» او همچنین انتقاد کرد که در آموزش دانشگاهی، موسیقی ایران اغلب به موسیقی دستگاهی محدود شده، در حالی که این تنها بخشی از میراث گسترده موسیقایی کشور است.
مراسم «موسیقی در سیمرغنامه» در پایان با قدردانی از حسین علیزاده، سهراب پورناظری و اعضای گروه «سیمرغنامه» به پایان رسید؛ پروژهای مستقل که میکوشد با گردآوری و روایت دوباره آثار پراکنده تاریخ هنر ایران، پلی میان گذشته و امروز بسازد؛ پلی که بیش از هر زمان دیگری، ضرورت بازشناسی هویت فرهنگی در روزگار معاصر را یادآوری میکند.


