آرمان شهادت شهید خامنهای
سید عطاءالله مهاجرانی
کس ندیدست ز مشک ختن و نافه چین
آنچه من هر سحر از باد صبا میبینم
حافظ
شهید امام خامنهای در صبحگاه دهم ماه مبارک رمضان، نهم اسفندماه ۱۴۰۴ در حملات موشکی آمریکا و اسرائیل به شهادت رسید. پیداست ترامپ و نتانیاهو درباره حمله به بیت و دفتر رهبری برنامهریزی کرده بودند. چنانکه حمله به ضاحیه بیروت و شهادت سیدحسن نصرالله هنگامی انجام شد که نتانیاهو در آمریکا بود. منتها به دلیل عدم شناخت کشور ایران، فرهنگ و تمدن ایرانی، عدم شناخت مفهوم شهادت در تاریخ شیعه و عدم شناخت عاشورای امام حسین علیه السلام نتوانستند به اهداف ششگانه خود از حملات سنگین و سهمگین به ایران برسند. ترامپ به تازگی گفته است: «از اینکه دیدم مردم ایران در مراسم تشییع آیتالله خامنهای گریه میکنند غافلگیر شدم. فکر میکردم مردم ایران از آیتالله خامنهای متنفرند.»
گویی با دیدن حضور ملت ایران و چشمان اشکبار آنان پردهای از مقابل چشمان ترامپ برای لحظهای کنار رفته است. البته سبک زندگی و تصور و درک ترامپ از مرگ و فرهنگ و حال و هوای عشرتزدگی و کودک آزاری در جزیره «اپستین» به تعبیر قرآن مجید همانند «اکنّه» قلب تباه ترامپ افتاده است. اکنه جمع کنان، پرده سنگینی است که بر دل انسان میافتد. مانع فهم حقیقت میشود. نکته بسیار مهم این است که در قرآن مجید در موارد چهارگانهای که در سورههای انعام/ ۲۵ و الاسراء / ۴۶ و الکهف/ ۵۷ و فصلت/ ۵ هر دو واژه «اکنه» برای قلب و «وَقْر» برای گوش در کنار هم قرار گرفتهاند.
وَجَعَلْنَا عَلَىٰ قُلُوبِهِمْ أَکنَّةً أَن یفْقَهُوهُ وَفِی آذَانِهِمْ وَقْرًا وَإِذَا ذَکرْتَ رَبَّک فِی الْقُرْآنِ وَحْدَهُ وَلَّوْا عَلَىٰ أَدْبَارِهِمْ نُفُورًا (الإسراء: ٤٦)
«و بر دلهایشان پوششها مینهیم تا آن را نفهمند و در گوشهایشان سنگینی [قرار میدهیم] و چون در قرآن پروردگار خود را به یگانگی یاد کنی با نفرت پشت میکنند.»
نفرت ثمره پردهها و پوششی است که قلب را فرامیگیرد و سنگینی که مانع شنیدن میشود. ناگاه با صحنه حضور یک ملت روبهرو میشود. میبیند یک ملت بزرگ سوگوار است. همه محزوناند و اشک میریزند. به شگفتی میآید. بعد میبیند این تصویر با آنچه نتانیاهو و برخی فارسیزبانان به سیا گفته بودند ناهمخوان است. از سوی دیگر بهرغم اینکه ظاهراً مسیحی است و به تصلیب و شهادت عیسای مسیح علیهالسلام به روایت انجیل باور دارد، نمیتواند از شهادت که در حقیقت پاداش است، تصویر روشنی داشته باشد. گمان میکند انسانها با شهادت حذف میشوند. حذف فیزیکی را حذف حقیقی میپندارد. نمیتواند بفهمد که حذف فیزیکی میتواند موجب بقا شود. داستایوسکی تمثیلی از انجیل یوحنا را در مقدمه برادران کارامازوف روایت کرده است:
«آمین، آمین به شما میگویم، تا دانه گندم که در زمین میافتد نمیرد، همان یک دانه میماند؛ اما اگر بمیرد، ثمر بسیار میآورد.»
(یوحنا ۱۲:۲۴)
در حقیقت مفهوم مرگ و زندگی با ملاک و میزان شهادت معنایی به کلی متفاوت پیدا میکند. شهادت حقیقت زندگی در جهان ملکوت است که شایسته سنجش با جهان زندگانی این دنیایی نیست. به همین دلیل عارفان و عاشقان صادق برای درک و دریافت لحظه شهادت عمری مشتاق و بیتاب بودهاند. به روایت سعدی:
من در اندیشه آنم که روان بر تو فشانم
نه در اندیشه که خود را ز کمندت برهانم
به تعبیر شمس تبریزی سه گونه زندگانی را می توان از یکدیگر تفکیک کرد؛ کسی که برای نفسش زندگی میکند. کسی که برای قلبش زندگی میکند و سوم کسی که زندگی او رنگ و رونق و عطر الهی دارد و برای پروردگارش زندگی میکند. کسی که نگاهش و آرمانش خداوند است. شهید خدایی میشود و بلاجویان دشت کربلایی! چنین فردی با شهادت تکثیر میشود و نه متوقف، سعه وجودی ملکوتی مییابد و نه اینکه با متلاشی شدن پیکرش، دیگر نشانی از او برجای نمیماند. تمام عمر مترصد است که آن دم الهی را دریابد. آن نسیم رحمت و عنایت حیاتبخش بر جانش بوزد و روشنایی شعشعه ذات بر قلبش بتابد. از خود بیخود شود!
جلالالدین بلخی در دفتر اول مثنوی این سخن پیامبر(ص) «انّ فی ایام دهرکم نَفَحات» را شرح داده است.
گوش و هُش دارید این اوقات را
در ربایید این چنین نفحات را
در گذار عمر انسان کاه، نسیم الهی میوزد. بایست آن دم را دریافت و آن «آن» را شناخت و مترصد بود و بهره گرفت. فرصت را غنیمت شمردن یعنی همین! به تعبیری که در عوالی آللئآلی ابی جمهور احسایی دیدم: «أَلاَ فَتَعَرَّضُوا لَهَا بِکثْرَةِ اَلاِسْتِعْدَادِ» بایست آماده بود؛ بسیار آماده و خانه را برای میهمان عزیز آماده کرد. این آمادگی در حقیقت آمادگی انسان شاهدی است که شهید میشود. شاهد کسی است که از عمر خویش و روان خویش مراقبت میکند. دمی چشم بر هم نمیگذارد تا آن دم ملکوتی را دریابد.
شهید امام خامنهای چنین بود. عمری مراقب و مترصد آن دم ملکوتی بود تا در صبحگاه نهم اسفند و دهم ماه رمضان بلایی را که میجست یافت. زندگی و شهادت او به ایران و نظام و ملت ایران و نهضت مقاومت حیاتی تازه بخشید. حضور ملت ایران که ترامپ را هم به شگفتی آورده است، نشانهای از این حیات جدید است. ابنابیالحدید، شارح و مفسر نهجالبلاغه درباره شهادت امام علی علیهالسلام از زبانی تصویری و تمثیلی استفاده کرده است. همان تصویر و تمثیل درباره شهادت امام خامنهای نیز صدق میکند.
«امام علی(ع) در میان مردم همانند عطردانی بود که سرشار از عطر است. عطردان را شکستند، بوی خوش عطر عالمگیر شد.»
شهادت آقای شهید ملت ایران روایتی نو از همین تمثیل بود. اگر چشمها را پرده نپوشانیده باشد. اگر گوشها سنگین و از شنیدن محروم نبوده باشد. اگر دلها را پردههای سنگین فرانگرفته باشد. میتوان تجلی شهادت و تکثیر شهید امام خامنهای را در ملت مبعوث ایران دید. در رستاخیز ملت به پا خاسته ایران.
رو قیامت شو قیامت را ببین
دیدن هر چیز را شرط است این
شهادت امام علی علیهالسلام و شهادت امامان معصوم در تاریخ شیعه موجب آفرینش مکتب شهادت شده است. جلوههای این مکتب را در وصیتنامههای شهیدان و نمونه والای آن را در زندگی و شهادت شهید امام خامنهای میبینیم.

