جواد میرگلوی بیات از علاقهمندی عمان به همراهی حقوقی - فنی با ایران در تنگه هرمز میگوید
گروه دیپلماسی / رضا عدالتی پور - تنگه هرمز، گلوگاه انتقال نزدیک به یکسوم نفت دریایی جهان، این روزها به کانون تقاطع منافع و تنشهای منطقهای تبدیل شده است. در یک سوی این معادله ایران قرار دارد که با تکیه بر جغرافیای سیاسی، اقتدار خود بر تنگه را اعمال میکند و در سوی دیگر آمریکا که در این محیط امکانی برای تأثیرگذاری ندارد. عمان اما در میانه این کشاکش، موقعیتی منحصربهفرد دارد؛ منطقه موسندام، این برونبوم جداافتاده، بر بخش جنوبی تنگه مشرف است و همین جغرافیا، مسقط را به هدف فشارهای آمریکا و طمع لابی صهیونیستی-اماراتی تبدیل کرده است. جواد میرگلوی بیات، کارشناس مسائل عمان، در گفتوگو با «ایران» توضیح میدهد که عمان اجازه نخواهد داد از خاکش علیه منافع ایران استفاده شود و در عین حال، عمان به همکاری با ایران در مدیریت تنگه علاقهمند است، نه در قالب ائتلاف امنیتی، بلکه در چارچوبی فنی و حقوقی؛ چارچوبی که در آن تسلط سرزمینی مسقط بر بخش جنوبی تنگه رسمیت یابد و عمان بهعنوان کشور ساحلی جنوب هرمز در افکارعمومی و حقوق بینالملل به رسمیت شناخته شود. هدفی که هم درآمد دریایی به همراه دارد و هم سپری در برابر ادعاهای ارضی احتمالی امارات در آینده است.
موضع عمان نسبت به وضعیت تنگه هرمز و رویکردی که ایران در قبال آینده تنگه هرمز دارد، چیست؟
در رابطه با تنگه هرمز، کشور عمان رویکردی مبهم در پیش گرفته است. با توجه به ماهیت دیپلماتیک این کشور، «دیپلماسی پنهان» همواره در دستور کار آن قرار دارد؛ به گونهای که در رسانههای عمانی یا از سوی منابع آگاه این کشور، بهندرت درباره این موضوع سخنی به میان میآید. از این رو، اطلاع از مواضع عمانیها هم دشوار است و هم دیپلماتهای ما در سیاست خارجی با این کشور با احترام و احتیاط رفتار میکنند و اطلاعات بهروزی منتشر نمیشود.
در مجموع، کشف رفتار عمان در تنگه هرمز برای تحلیلگران و کارشناسان دشوار است. از این رو، به عنوان یک ناظر بیرونی که به اطلاعات پشت پرده دسترسی ندارد، میتوان گفت بعید است عمان در طرحهای امنیتی و نظامی در تنگه هرمز مشارکت کند. اگر همکاریای هم صورت گیرد، در سطح فنی و حقوقی خواهد بود چنانکه هیأتی به ریاست کاظم غریبآبادی با هیأت عمانی با حضور بدر البوسعیدی دیدار کرد که ماهیتی فنی و حقوقی داشت. بنابراین سیاست کلی عمان در رابطه با تنگه هرمز مبهم است و برآورد این است که حداکثر همکاری این کشور در مسائل فنی و حقوقی برای ایجاد یک ساختار در تنگه هرمز خواهد بود. عمان میخواهد هم ایران و هم جهان غرب و کشورهای منطقه از این مسأله راضی بمانند و در عین حال، بدش نمیآید برای برخی خدمات دریایی که تاکنون رایگان ارائه میداده، دریافت هزینه کند.
مواضع اخیر ترامپ و کاخ سفید علیه سلطاننشین عمان را در چه چارچوبی باید تحلیل کرد؟
برای درک این موضوع، باید به تحولات پیش از بسته شدن تنگه هرمز و حتی به دوره عملیات طوفانالاقصی بازگشت؛ زمانی که عمان با سیاستهای غربی، عربی و صهیونیستی همراه نشد.
از مسأله سوریه تا حمله عربستان، امارات و آمریکا به یمن و تحولات پس از صلح یمن و تحریم ایران، عمان هیچگاه در این پروندهها با طرف غربی همکاری نکرد. در دوره پساطوفانالاقصی نیز عمان مواضعی همسو با آرمان فلسطین اتخاذ کرد.
به طور کلی اگر محور مقاومت را به مثابه یک اتحادیه بدانیم، متشکل از ایران، لبنان، یمن، عراق و گروههای مرتبط، میتوان گفت عمان در چند سال اخیر به عضو ناظر این پیمان تبدیل شده است.
این موضع پس از طوفانالاقصی برای رژیم صهیونیستی بسیار گران تمام شد. عمان فضای کشور را برای اعتراض ضد اسرائیلی مردم آزاد گذاشت، فضای هوایی را روی هواپیماهای اسرائیلی بست، در تسریع آتشبس یمن با آمریکا نقشآفرینی کرد و در گفتوگوهای ایران با غرب نیز میانجیگری کرد. جالب اینکه انصارالله هم در مسقط دفتر دارد.
این رویکرد مورد تحمل رژیم صهیونیستی نبود و مجموع اینها مانع از این میشود که عمان را یک عضو فعال و کاملاً همسو در بلوک غرب بدانند. آمریکا از عمان انتظار داشت در جنگ رمضان مشارکت فعالی کند، پایگاه در اختیار بگذارد و همکاری لجستیکی داشته باشد؛ اما عمان نه تنها این اجازه را نداد، بلکه هم پیش از جنگ و هم پس از آن، در مواضع دیپلماتیک به نفع جمهوری اسلامی ایران عمل کرد. پس از جنگ دوازده روزه نیز صراحتاً اعلام کرد که دشمن اصلی این منطقه اسرائیل است. مقامات عمانی همچنین نسبت به تکیه بر امنیت خارجی هشدار دادهاند.
به لحاظ عملی نیز در جنگ نه تنها کمکی نکرد، بلکه در چند مورد که تلاشهایی برای ایجاد تنش صورت گرفت، با مواضع محکم جلوی آن را گرفت و به کشورهای دیگر این پیام را داد که وارد چالش با جمهوری اسلامی ایران نخواهد شد. موضوع دیگر در رابطه با تنگه هرمز و عمان، مسأله امارات است. امارات در چند پرونده منطقهای از جمله یمن، سومالی و سودان با عمان دچار چالش و تقابل شده است. سیاستهای عمان در این کشورها با سیاستهای امارات متفاوت است و این عامل دومی است که باید مدنظر قرار گیرد.
تحولات جنگ رمضان چه تأثیری بر مواضع ضد عمانی آمریکا و اسرائیل داشته است؟
جنگ رمضان نشان داد که مسأله جغرافیا بسیار مهم است. تنگه هرمز در جنوب خود خاک عمان را دارد؛ به طور مشخص، منطقه «مسندام» که یک برونبوم جدا افتاده عمان است، مشرف به قسمت جنوبی تنگه هرمز است. این منطقه جغرافیایی امروز مورد طمع اسرائیل است.
در جنگ دوازده روزه و جنگ رمضان دیدیم که فناوری و تجهیزات ناو، هواپیما، ناوچه و پهپاد حریف جغرافیای سیاسی نمیشود. ایران چون جغرافیا و خاک در اختیار دارد، میتواند بر تنگه هرمز اعمال اقتدار کند اما آمریکا نمیتواند. فناوری هنوز جایگزین جغرافیا نشده است. به همین دلیل است که آمریکا امروز فشار میآورد تا عمان اجازه دهد در جنوب تنگه هرمز، در منطقه مسندام، پایگاه داشته باشند و آزادی عمل داشته باشند. به نظر من، فشاری که آمریکا امروز وارد میکند فراتر از این است که بخواهد عمان را در مسدود کردن تنگه هرمز شریک کند؛ چون اساساً آمریکاییها میدانند که عمان نه توان چنین کاری را دارد و نه تمایلی به آن دارد. آنها میدانند که عمان با ایران تعامل دارد و اگر بخواهیم صادقانه بگوییم، یک نوع همگامی دیپلماتیک با ایران دارند. آمریکاییها این را میدانند. آنچه امروز منجر به تهدید عمان از سوی آمریکا شده همان مواردی است که پیشتر عرض کردم، سابقه رفتار عمان پیش از طوفانالاقصی، سابقه رفتار عمان پس از آن، طمع امارات به مسندام، ایستادگی عمان در مقابل اسرائیل، و این واقعیت که آمریکا در باتلاق تنگه هرمز گیر کرده است. آمریکا فکر میکند اگر بتواند جغرافیای سیاسی «مسندام» را تجهیز کند، میتواند در تنگه هرمز اعمال قدرت کند و ایران را پس بزند. در این میان، لابی صهیونیستی-اماراتی را باید در پشت تهدیدات ترامپ بسیار مهم و مؤثر دانست. امارات احتمالاً طرحهای توجیهی با حمایت اسرائیل نزد ترامپ برده است. امارات به منطقه «مسندام» چشم طمع دارد. اگر شرایط منطقه به همین شکل ادامه یابد و قدرت امارات نسبت به سایر کشورهای حاشیه خلیجفارس افزایش یابد و توازن قدرت به هم بخورد، مطمئن باشید که امارات در آینده ادعای ارضی نسبت به آن منطقه مطرح خواهد کرد. پس این یک طرح اماراتی-صهیونیستی است که احتمالاً برای نجات دادن ترامپ از باتلاق تنگه هرمز ارائه شده؛ عمان آن را نپذیرفته و ترامپ این تهدیدات را مطرح کرده است. در جمعبندی باید گفت که تهدید امروز ترامپ علیه عمان نه صرفا به خاطر همکاری عمان در رژیم حقوقی تنگه هرمز، بلکه به خاطر عدم همکاری تاریخی و امروز عمان با آمریکا در مسائل سخت نظامی از جمله استقرار نیروهای نظامی آمریکا در خاک عمان است.
بنابراین موضوع اصلی حول تهدید تمامیت ارضی عمان و تغییر نظم منطقه است؛ در این بین عمان چه ابزارهایی برای مقابله دارد؟
فضای روشنفکری و افکارعمومی عمان نسبت به این مسأله دغدغهمند شده و مباحثی را مطرح میکنند. آنها تنگه هرمز را آب بینالمللی صرف نمیدانند، بلکه آن را آبراهی میان ایران و عمان تلقی میکنند. این نگاه بر سیاستگذاری عمان تأثیر گذاشته و فشار ایجاد کرده است. موضع رسمی عمان هنوز اعلام نشده، اما آنچه از تحلیل اوضاع برمیآید این است که عمان نه به دنبال اعمال سلطه بر تنگه است و نه نگاه امنیتی-سیاسی ما را به آن منطقه دارد بلکه میخواهد هم ایران را راضی نگه دارد و هم از ارائه خدمات دریایی که تاکنون رایگان بوده، درآمدی کسب کند. در بلندمدت، هدف اصلی عمان این است که در افکارعمومی جهان به عنوان کشور ساحلی جنوب تنگه هرمز به رسمیت شناخته شود؛ به گونهای که اگر روزی امارات بخواهد ادعای ارضی مطرح کند یا اقدامی انجام دهد، جامعه جهانی عمان را آنقدر محق و مستحق بداند که امارات از نظر دیپلماتیک نتواند چنین اقدامی انجام دهد. عمان نگرانی جدی از این سناریو دارد و این نگرانی در سیاستگذاریهایش کاملاً محسوس است. اما اینکه عمان تا چه حد میتواند در برابر فشار آمریکا مقاومت کند، باید صادقانه گفت که نه تمایلی به رویارویی با آمریکا دارد و نه توان آن را دارد. اگر فشار افزایش یابد، احتمالاً قضیه همکاری در تنگه هرمز را مسکوت میگذارند، دیپلماتیکتر صحبت میکنند و سعی در کاهش تنش خواهند داشت، چراکه در شرایط کنونی تمایلی به ایجاد چالش بیشتر با غرب، آمریکا و کشورهای منطقه ندارند. با این حال، در مسائل سیاسی-امنیتی به هیچ وجه وارد نخواهند شد و اجازه نخواهند داد که از خاک عمان علیه منافع ایران استفاده شود. این را میتوان تقریباً قطعی دانست و بعید است حتی تحت فشار آمریکا از این خط قرمز عبور کنند.

