صاحبنظران سیاسی در گفتوگو با «ایران» بررسی کردند؛
الزامات حفظ وحدت ملی
در میانه جنگ تحمیلی سوم و در شرایطی که ایران اسلامی با فشارها، تهدیدها و جنگ ترکیبی دشمنان در عرصههای مختلف سیاسی، امنیتی، رسانهای و اقتصادی مواجه است، آنچه بیش از هر عامل دیگری میتواند ضامن عبور کشور از این مقطع حساس باشد، حفظ وحدت ملی، انسجام اجتماعی و همدلی میان همه جریانها و آحاد مردم است. ملت ایران در ماههای اخیر بار دیگر نشان دادهاند که در برابر فشار و تهدید، نهتنها عقبنشینی نمیکنند بلکه با ایستادگی، مقاومت و حضور آگاهانه در صحنه، از امنیت، استقلال و عزت کشور دفاع خواهند کرد. در همین چهارچوب، پیام اخیر رهبر معظم انقلاب اسلامی به نمایندگان مجلس شورای اسلامی را میتوان نقشهراهی مهم برای عبور از شرایط کنونی ارزیابی کرد؛ پیامی که در آن بر ضرورت حفظ آرامش کشور، توجه به اولویتهای معیشتی مردم، تقویت همدلی میان قوا و اجتناب از منازعات فرسایشی سیاسی تأکید شده و نمایندگان به تمرکز بر مسائل اصلی کشور و همافزایی نیروهای سیاسی و اجتماعی فراخوانده شدهاند.
در همین راستا، فعالان سیاسی نیز در یادداشتهایی به روزنامه ایران بر ضرورت حفظ آرامش داخلی، پرهیز از دوقطبیسازی و تقویت همبستگی ملی تأکید کردهاند و معتقدند عبور موفق کشور از شرایط حساس کنونی، بیش از هر زمان دیگری نیازمند عقلانیت، سعهصدر و وحدت میان جریانهای مختلف سیاسی و اجتماعی است. تجربه تاریخی نیز نشان داده هر زمان انسجام ملی تقویت شده، دشمنان در تحقق اهداف خود ناکام ماندهاند و هر جا اختلافات داخلی تشدید شده، زمینه سوءاستفاده و طمعورزی بدخواهان فراهم آمده است. از همین رو امروز پرهیز از اختلافافکنی و منازعات فرسایشی سیاسی، نه صرفاً یک توصیه اخلاقی بلکه ضرورتی راهبردی برای حفظ اقتدار، امنیت و منافع ملی کشور به شمار میرود.
آتشبس داخلی؛ ضرورتی فراتر از اختلافات جناحی
احمد مازنی
نماینده سابق مجلس و فعال سیاسی
یکی از مهمترین ابعاد پیام اخیر آیتالله سید مجتبی حسینی خامنهای، تأکید بر وحدت جریانهای مختلف سیاسی و اجتماعی و پرهیز از تشدید اختلافات ناموجه جناحی در شرایط حساس کنونی کشور است؛ مسألهای که امروز باید آن را یک ضرورت راهبردی برای حفظ انسجام ملی دانست. واقعیت این است که جمهوری اسلامی ایران در کمتر از یک سال گذشته با جنگی نابرابر و تعرض مستقیم مواجه بوده و همچنان در فضای نبرد به سر میبرد؛ چه در عرصه میدانی و امنیتی، چه در حوزه دیپلماسی، چه در میدان رسانه و افکار عمومی و حتی در حوزه خدماترسانی و اداره کشور.
طبیعی است که در چنین شرایطی اگر همه دستگاهها و جریانها تمام ظرفیت خود را به کار بگیرند، باز هم ممکن است با کمبودها و نارساییهایی مواجه باشیم. در این وضعیت اگر بخشی از نیروهای داخلی به جای همافزایی، در مسیر تخریب یکدیگر حرکت کنند نتیجهای جز تضعیف انسجام و هماهنگی ملی نخواهد داشت. تأکید بر وحدت البته به معنای نفی تکثر و اختلافنظر نیست. چه اینکه، خود این نگاه، تکثر سیاسی و وجود جناحهای مختلف را به رسمیت میشناسد؛ چه جریانهایی که اختلافشان موجه تلقی شود و چه آنهایی که مورد نقد باشند. مسأله اصلی این است که بروز اختلافات تابع عقلانیت سیاسی باشد. اینکه در چه زمان و در چه شرایطی اختلافات برجسته شود موضوعی بسیار مهم است. اختلافنظر طبیعی است اما وقتی نحوه طرح آن به سود دشمن و در خلاف جهت حرکت کلی کشور و فرماندهی کلان جامعه باشد، دیگر صرفاً یک اختلاف سیاسی نیست بلکه میتواند به زیان منافع ملی تمام شود. در این میان مسأله «دوقطبیسازی» اهمیت ویژهای دارد. دوقطبی صرف وجود دو نظر مخالف نیست. جامعه زمانی دچار دوقطبی خطرناک خواهد شد که هر جریان، صرفاً برای مخالفت با طرف مقابل حقیقت را وارونه تعریف کند بهگونهای که اگر یک طرف بگوید «ماست سفید است»، طرف مقابل فقط برای تقابل بگوید «ماست سیاه است»؛ این منطق قطبیسازی است؛ منطقی که اگر در جامعه ریشه بدواند میتواند کشور را تا مرز درگیریهای عمیق داخلی پیش ببرد. در یاد داریم که رهبر شهید انقلاب نیز در دیدار با نمایندگان مجلس نسبت به تحریک «گسلهای اجتماعی» هشدار داده بودند؛ گسلهای قومی، سیاسی و اجتماعی که فعال شدن آنها میتواند به مخاطرات تازه تبدیل شود. امروز این هشدار بیش از هر زمان دیگری موضوعیت دارد. وقتی دشمن آشکارا نسبت به تمامیت ارضی، امنیت و ثبات ایران طمعورزی میکند و همچنان از گزینههای فشار و تهدید سخن میگوید، عقلانیت اقتضا میکند که همه جریانهای داخلی نوعی «آتشبس داخلی» را رعایت کنند؛ آتشبسی که شاید حتی از آتشبس خارجی مهمتر باشد. اختلافنظرها میتواند باقی بماند اما اولویت امروز بیرون راندن دشمن از عرصه تهدید و ناکام گذاشتن او در سوءاستفاده از شکافهای داخلی است. هیچ ارزش و مطالبهای بالاتر از حفظ انسجام، همبستگی و امنیت کشور نیست؛ حتی اگر فرد یا جریانی احساس کند حقی از او ضایع شده است. تجربه تاریخی نیز نشان میدهد که در بزنگاههای حساس، صبر و مدارا میتواند مانع از فروپاشی دستاوردهای یک ملت شود. همانگونه که در سیره امیرالمؤمنین(ع) نیز شاهد نوعی «صبر فعال» برای جلوگیری از شکاف در امت اسلامی بودیم، امروز نیز حفظ دستاوردهای انقلاب اسلامی، میراث امام خمینی(ره)، خون شهدا و مجاهدت تاریخی ملت ایران، بیش از هر چیز نیازمند صبوری، سعهصدر، وحدت و پرهیز از التهابآفرینی داخلی است. امروز همه ما در یک کشتی نشستهایم اگر این کشتی آسیب ببیند، هیچ جریان و جناحی از پیامدهای آن مصون نخواهد ماند.
استمرار راه شهدا یک وظیفه ملی است
سیدمحمدرضا میر تاجالدینی
نماینده ادوار مجلس
ملت ایران امروز در شرایط سخت و پیچیده یک جنگ تمامعیار قرار دارد؛ جنگی که از آن به عنوان «جنگ تحمیلی سوم» یاد میشود که قدرتهای مستکبر جهانی آن را بر ملت ایران تحمیل کردهاند تا اراده، استقلال و اقتدار جمهوری اسلامی ایران را هدف قرار دهند. با این حال، تا اینجای مسیر، ملت بزرگ ایران با پایداری و ایستادگی کمنظیر خود و با دفاع جانانه رزمندگان اسلام، عظمت و شکوه ایران اسلامی را بار دیگر به جهانیان نشان داده است. بهگونهای که امروز بسیاری از قدرتها و تحلیلگران جهان به توانمندی، اقتدار و پیروزی ملت ایران اعتراف میکنند. این عزت و پیروزی آسان به دست نیامده است. این موفقیتها در سایه خون پاک شهیدان، خونخواهی از رهبر شهیدمان، ایثار مردم عزیز و مقاومت خانوادههای معظم شهدا حاصل شده است؛ از شهدای مظلوم میناب و دانشآموزان شهید این شهر گرفته تا شهدای ناوچه دنا و دیگر شهدای سرافراز جنگ تحمیلی رمضان. استمرار راه شهیدان و حفظ آرمانهای آنان، امروز به یک مسئولیت ملی تبدیل شده است. اکنون نزدیک به ۹۰ روز است که ملت ایران با حضور حماسی خود در خیابانها و میادین شهرها، پشتیبانی خود را از نظام اسلامی، امنیت کشور و آرمانهای ملی به نمایش گذاشتهاند.
این حضور پرشور مردمی، پیام روشنی برای دشمنان ایران داشته است؛ اینکه ملت ایران در برابر فشارها، تهدیدها و توطئهها عقبنشینی نخواهد کرد. بیتردید همه این دستاوردها در سایه ایمان مردم، وحدت ملی، انسجام اجتماعی و همدلی عمومی شکل گرفته است. طبیعی است که اگر هر کدام از این عناصر اصلی دچار آسیب یا خدشه شود اقتدار و عزت ملی نیز تحت تأثیر قرار خواهد گرفت. اگر انسجام ملی تضعیف شود اگر وحدت جامعه آسیب ببیند و اگر اختلافات داخلی جای همدلی را بگیرد طبیعی است که دشمن احساس طمع و فرصت خواهد کرد. از همین رو یکی از مهمترین ارکان پیروزی ملت ایران در این مقطع تاریخی حفظ اتحاد، همدلی و انسجام ملی است.
رهبر معظم انقلاب آیتالله سید مجتبی خامنهای نیز در پیام خود به اجلاسیه سوم مجلس شورای اسلامی دقیقاً بر همین مسأله تأکید کردند و هشدار دادند که در شرایط حساس کنونی همه جریانها و گروهها باید از هرگونه تنازع، اختلاف آفرینی، رفتارهای جناحی و کشمکشهای سیاسی پرهیز کنند. ایشان تصریح کردند که حتی اگر اختلافنظرهایی وجود دارد نباید این اختلافات به نزاع، تنش و شکاف در جامعه تبدیل شود. این سخن، یک توصیه صرفاً اخلاقی نیست، بلکه یک ضرورت راهبردی برای حفظ امنیت و اقتدار کشور است. اینکه برخی بخواهند با تخریب دیگران، حذف رقیب یا حمله به جناح مقابل، دیدگاه خود را تثبیت کنند، در حقیقت وارد کردن خدشه به وحدت و انسجام ملی است. در شرایط جنگی، هر سخن و رفتاری که جامعه را دچار شکاف و التهاب کند در عمل در راستای خواست دشمن عمل خواهد کرد. البته وجود اختلاف دیدگاه و تنوع نظر در هر جامعهای طبیعی و حتی نشانه پویایی آن جامعه است. در مجلس، در فضای نخبگانی و در متن جامعه باید دیدگاههای مختلف مطرح شود و نقد، پرسش، پیشنهاد و مطالبهگری منطقی وجود داشته باشد. جامعه زنده جامعهای که در آن گفتوگو، نقد منصفانه و تبادل نظر جریان داشته باشد. بنابراین هیچ کس مخالف بیان نقدهای دلسوزانه و ارائه پیشنهادهای اصلاحی نیست.
وحدت ملی و انسجام اجتماعی؛ از نظریه تا عمل
علیرضا شریفی یزدی
جامعه شناس
در اندیشه رهبر انقلاب، «رعایت نعمت عظیم وحدت ملی و انسجام بیبدیل حول پرچم ایران اسلامی» نه فقط یک توصیه اخلاقی یا سیاسی، بلکه کلید اساسی پیروزی در برابر «شیطان بزرگ» و مهمترین عامل مصونیت ملی شمرده میشود. اما این مفهوم از منظر جامعهشناسی سیاسی، چه معنای عینی و عملیاتی دارد؟
از نظر جامعهشناسی سیاسی و جامعهشناسی توسعه و توسعه اجتماعی، مفهوم وحدت ملی و انسجام اجتماعی یکی از بنیادیترین و کلیدیترین مفاهیم به حساب میآید. انسجام اجتماعی از این منظر، محصول اولاً مشارکت اجتماعی، ثانیاً اعتماد متقابل، ثالثاً همبستگی که بین افراد شکل میگیرد و رابعاً میزان احساس تعلق افراد به جامعه است. این چهار مقوله، مسأله انسجام اجتماعی را کامل میکنند.
هرچه در جامعهای ثبات سیاسی و توان حل مشکلات بالاتر باشد، طبیعتاً سرمایه اجتماعی در آنجامعه افزایش پیدا میکند که خودش مقدمه وحدت ملی است. به عبارتی میتوانیم بگوییم که انسجام اجتماعی، بستر تحقق وحدت ملی است.
از منظر جامعهشناسی، واژه وحدت ملی صرفاً یک ترکیب احساسی نیست، بلکه محصول مجموعهای از سازوکارهای فرهنگی، اقتصادی، اجتماعی، سیاسی و آموزشی محسوب میشود. در جامعهای که توزیع متوازن امکانات، قدرت و مسائل اقتصادی وجود داشته باشد، امکان مشارکت تکتک آحاد جامعه در سرنوشت جامعه بالاتر میرود و به طور طبیعی واژه وحدت ملی در آن جامعه به صورت عینی تحقق پیدا میکند.
جنگها در همه جای دنیا اینگونهاند که به طور موقت یک انسجام درونی اجتماعی را ایجاد میکنند. اما اگر این انسجام موقتی تبدیل به یک امر راهبردی و تبدیل به یک مسیر و یک سیاست کلی در جامعه نشود، خیلی سریع دچار مشکل خواهد شد. طبیعتاً در حمله اخیری که توسط آمریکا و اسرائیل به ایران صورت گرفت، یک انسجام اجتماعی موقتی در برابر این تجاوز به وجود آمد؛ همین اتفاقی که ما در جنگ ۱۲ روزه هم شاهد آن بودیم.
از یک سو، انسانهایی که موقعیتها را درک نمیکنند و بیشتر بر قبیلهگرایی سیاسی تأکید دارند؛ یعنی بر اساس ذوق و سلیقه فردی، سعی آنان بر این است که در تجمعات، دیدگاههای سیاسی خودشان را مطرح بکنند؛ اینها کسانی هستند که به این انسجام لطمه میزنند.از سوی دیگر، اگر در بلندمدت امکان مشارکت بیشتر برای مردم فراهم بشود و نیازهای اقتصادی، فرهنگی، آموزشی، سیاسی، بهداشتی و امثال آنها برای مردم برآورده شود، خب جایی برای عنصرهای تندرو باقی نمیماند و در حقیقت این انسجام و وحدت ملی هم حفظ و هم تقویت میشود.
بر اساس دیدگاههای خاص در جامعهشناسی، انسجام اجتماعی و وحدت ملی در جوامع سنتی به دلیل شباهتها شکل میگیرد و در جوامع مدرن بر اساس تقسیم کار و همبستگی و آن نیاز متقابلی که افراد و سازمانها به هم دارند به وجود میآید.
آخرین یافتههای جامعهشناسی نیز بر این باور تأکید دارد که مسأله انسجام اجتماعی و وحدت ملی نه بر حسب تفاوتها، بلکه از یک سو به رسمیت شناختن تفاوتها و از سوی دیگر مدیریت تفاوتها است که میتواند ایجاد شود و شکل بگیرد، تا در نهایت به هویت ملی ختم بشود.
نقش نظام آموزشی در این زمینه بسیار حساس است. نظام آموزشی میتواند با تقویت روحیه مسئولیتپذیری، وطندوستی و پررنگ کردن نقاط مشترک قومیتهای مختلف در یک جامعه چندقومیتی، چندزبانه، چندمذهبی، به آن هویت ملی انسجام بیشتری بدهد و ما یک هویت ملی سراسری را در یک کشور شاهد باشیم. این میتواند کمک باشد برای اینکه در مقابل مشکلات و معضلات بیرونی مثل جنگها و معضلات داخلی که انواع مختلفی دارد (از سیل و زلزله گرفته تا هر رخداد طبیعی و غیرطبیعی دیگر)، جامعه بتواند همگرا شود و حرکت کند. بنابراین ما باید آموزش و پرورش خود را یک بازنگری اساسی در این زمینه داشته باشیم.
برای اینکه ما به این هدف دست پیدا بکنیم یعنی بحث وحدت ملی و انسجام اجتماعی:
- باید شکاف اجتماعی و طبقاتی را تا جایی که ممکن است بتوانیم کاهش بدهیم.
- باید به صداهای مختلف اجازه بروز و ظهور بدهیم. اینگونه نباشد که فقط یک گروه قلیلی امکان و توان این را داشته باشند که از امکانات استفاده کنند.
- در شرایط فعلی جامعه ما، این نکته که سلیقههای سیاسی سبقت نگیرد از منافع ملی، و قرار بر این نباشد که گروه قلیلی از افراد با رفتارهایشان، اکثریت جامعه را برنجانند و به گوشه برانند.
- زمینهای فراهم شود که مردم احساس بکنند بعضی از جملهها و واژههایی که از تریبونهای رسمی شنیده میشود، اولاً درد دل آنها نیز هست و خواست آنهاست و ثانیاً به نفع زندگی مردم و به نفع وحدت ملی، انسجام درونی و در نهایت توسعه ملی است.
- باید به گونهای همه عمل کنند که به انسجام ملی کمک شود. اگر کسی در این راستا حرکت نمیکند و برخلاف آن حرکت میکند، یا انسانی است که ناآگاه است یا اینکه از روی غرض و مرض دارد مسیری را طی میکند.
برای ماندگاری و تقویت انسجام اجتماعی و وحدت ملی، باید هم از تندرویهای حداقلگرایانه جلوگیری کرد، هم نیازهای اساسی مردم را تأمین نمود، هم مشارکت واقعی آنان را در سرنوشت جامعه فراهم آورد، هم نظام آموزشی را بازنگری اساسی کرد، هم به تفاوتها احترام گذاشت و آنها را مدیریت کرد و هم اجازه نداد سلیقههای سیاسی گروههای اندک، بر منافع ملی و خواست اکثریت جامعه غلبه کند. این است مسیر حقیقی تحقق وحدت ملی و انسجام پایدار در ایران.

