استاد دانشگاه خوارزمی به «ایران» از ترکیب آرمانگرایی و واقعگرایی گفت
ضرورت تابآوری، تناسب میان داشتهها و خواستهها
علیاصغر قاسمی، دانشیار علوم سیاسی دانشگاه خوارزمی بر ضرورت ترکیب هوشمندانه آرمانگرایی و واقعگرایی در سیاستگذاری کشور تأکید میکند و با نقد سیاستهای هیجانی و ایدهآلیسم غیر قابل اجرا، راهکارهایی عملی برای افزایش امید به آینده، جلوگیری از تفرقه و تحقق عزت در عرصه داخلی و خارجی ارائه میدهد.
رئیسجمهوری سخنرانیهای اخیر خود با برجسته کردن مفاهیمی همچون ضرورت تغییر الگوی مصرف، بیان واقعیات به مردم و برنامهریزی بر اساس داشتهها و برقراری تناسب میان مقدورات و خواستهها، نوعی واقع بینی در سیاستگذاری را مطرح کرده است. از نگاه شما چه شاخصهایی میتواند کمک کند تا تشخیص دهیم یک سیاست، واقعبینانه است؟
برای پاسخ به این سؤال میبایست بین سه مفهوم «آرمان»، «واقعیت» و «هیجان» تفکیک قائل شویم. در سیاستگذاریهای کشور، به وجود آوردن ترکیبی هوشمندانه و عالمانه و حکیمانه از آرمانگرایی و واقعگرایی ضروری است؛ چرا که آرمانگرایی بدون اتکا به واقعیتهای داخلی و خارجی و توان و امکانات موجود، سیاستهای کشور را به ایدهآلیسم صرف سوق میدهد و در مقابل واقعگرایی بدون اتکا به آرمان نیز کشور را به ورطه پراگماتیسم و عملزدگی و مآلاً فرصتطلبی میکشاند. بنابراین ترکیب هوشمندانه از آرمانگرایی و واقعگرایی برای ترسیم چشمانداز کشور و تعیین ابزارها و راهکارهای مورد نیاز برای تحقق اهداف و چشمانداز ترسیم شده ضروری است. زمانی که سیاستگذاری با اتکا به این دو مؤلفه شکل گرفت آنگاه میتوان از عواطف و هیجانات برای رسیدن به اهداف مورد نظر بهره گرفت.
اگر قرار باشد انتظارات را بالا نبریم و طبق داشتههای کشور تصمیم بگیریم،چگونه میتوان همزمان برای حل مشکلات مردم برنامهریزی کرد بدون اینکه امید کاذب ایجاد شود؟
مطابق تئوریهای روانشناختی ایجاد توازن بین «خواست» و «داشت» برای جلوگیری از ایجاد احساس محرومیت و بروز نارضایتی ضروری است. به بیان دیگر عدم توازن بین انتظارات و توقعات با امکانات و تواناییها باعث ایجاد احساس محرومیت در فرد یا گروه و مآلاً بروز نارضایتی میشود که این نارضایتی میتواند ابعاد و جنبههای اجتماعی و بعضاً سیاسی نیز داشته باشد. آنچه امروز از آن به عنوان تابآوری یاد میشود یکی از همین مقولههاست یعنی متناسب با امکانات و داشتهها، خواستهها و انتظارات خود را تعدیل کنیم اما مقوله امید از جنس دیگری است. بالا بردن سطح امید در جامعه ضروری است و این به معنای افزایش توقعات و انتظارات بیجا نیست بلکه به این معناست که نسبت به آن چیزی که دستیافتنی است، انتظار تحقق داشته باشیم. بنابراین امید از جنس انتظاراتی است که با امکانات و داشتهها منطبق است لذا میتوان گفت امید کاذب عبارتی متناقض است به جای آن بهتر است از عبارتهایی مانند فریب و احاله به آینده ناممکن استفاده کنیم.
با پذیرش این گزاره که «شرایط کشور هنوز به حالت عادی برنگشته است»، به نظر شما مهمترین الزامات رفتاری برای مردم و مسئولین برای جلوگیری از «تفرقه» و تقویت همبستگی اجتماعی چیست؟
برای تحقق همبستگی و پرهیز از تفرقه میبایست به دو اصل مهم توجه کنیم اول اینکه بین همبستگی مکانیکی و همبستگی اندام وار و ارگانیک تفاوت وجود دارد؛ همبستگی مکانیکی با نفی تفاوتها و کثرتها شکل میگیرد و بسیار شکننده است اما همبستگی انداموار با پذیرش کثرتها و تفاوتها به وجود میآید و این نوع همبستگی باثبات و پایدار است. باید دقت کنیم همبستگی انداموار تفرقه نیست بلکه وحدت در عین کثرت است و این تکثر باعث مقاوم و پایدار شدن انسجام در جامعه میشود.
نکته دوم اینکه تفرقه در جامعه عمدتاً از تفرقه در درون نهادها و نخبگان حاکم شروع میشود به عبارت دیگر تفرقه و اختلافات، معمولا بازتاب تفرقه در میان مسئولان است بر همین اساس میتوان نتیجه گرفت برای ایجاد وحدت و همبستگی و پرهیز از تفرقه توجه به این دو اصل و پذیرش آنها ضروری است: یکی پذیرش کثرت فکری، فرهنگی، اجتماعی و سیاسی در جامعه و احترام به آن و تلقی آن به عنوان یک فرصت و نه تهدید و دیگری اجماع و همبستگی نخبگان حاکم. بدون همبستگی در سطح حاکمان، همبستگی در جامعه سخت و شاید غیرممکن شود.
رئیسجمهوری بارها تأکید کرده که تلاش دارد کشور را در چهارچوب راهکارهای عزتمندانه از بحرانهای داخلی و خارجی عبور دهد البته با کمک دیگران. مصادیق عملی «عزت» در سیاستهای داخلی و مذاکرات خارجی کدامند؟
در عرصه سیاسی عزت را میتوان معادل مفاهیمی چون سربلندی یا اعتبار و مقبولیت عمومی دانست. عزتمندی درعرصه سیاست داخلی و سیاست خارجی، دو روی یک سکه هستند اگر یک نظام سیاسی میخواهد در عرصه بینالمللی زیست عزتمندانه داشته باشد لاجرم باید در عرصه داخلی عزتمندانه زندگی کند و عزتمندی در داخل به وجود نمیآید مگر با پشتوانه مردمی و تکیه به رأی و خواست مردم. اینکه سیاستمداران حاضر باشند به خاطر جلب رضای خداوند و تحقق خواست واقعی مردم پا روی هوای نفس خود بگذارند و از منافع شخصی و جاهطلبی زراندوزی و زورگویی دست بکشند و خیر عمومی و منافع ملی را بر منافع شخصی و جناحی ترجیح دهند. سیاستمداران بزرگ و تاریخساز و عزتمند کسانی بودهاند که در شرایط سخت و بحرانی که کشور نیازمند اتخاذ تصمیمات مهم و سرنوشتساز است به خاطر تحقق خیرعمومی و منافع ملی به خواستههای شخصی و جناحی خود پشت پا بزنند و جان و مال و آبروی خود را در طبق اخلاص قرار دهند و در این مسیر از اتهام خیانت بدخواهان، که حربهای برای مقابله با انسانهای بزرگ است، هراسی به دل راه ندهند.
پزشکیان با تأیید ظرفیتهای دیپلماسی، گفته است که برای پایان جنگ با عزت گفتوگو میکنیم اما تسلیم نمیشویم و در برابر زیاده خواهیها سر خم نمیکنیم. نظر شما در این باره چیست؟
دستیابی به یک توافق عزتمندانه با آمریکا کار بسیار دشواری است اما غیرممکن نیست.دشوار است به دو دلیل؛ اول دیوار بلند بی اعتمادی که نزدیک به نیم قرن بین طرفین شکل گرفته و دوم کارشکنی اسراییل. اسراییل مترصد فرصتی برای ترور دوباره رهبران سیاسی و نظامی کشور و آمریکا مترصد فرصتی برای ربودن اورانیوم غنی شده یا خارج کردن آن از ایران است.اما حصول این توافق غیرممکن نیست چون قدرت دفاعی خیره کننده ایران ضمن ناامید کردن آمریکا و کشورهای منطقه از فروپاشی جمهوری اسلامی و تجزیه ایران، این کشورها را نسبت به تبعات خسارت بار دشمنی با ایران و منافع سرشار معطوف به همکاری کرد. اما تشخیص اینکه مرزهای عزتمندی کجاست و چگونه میتوان در این چارچوب حرکت کرد و از خطوط قرمز عبور نکرد مستلزم توجه به دو اصل است: اول مشورت با نخبگان فکری و اندیشمندان جامعه در تصمیم سازیها دوم ایجاد اجماع در دایره وسیع نخبگان سیاسی که به دو اصل ایران و جمهوری اسلامی التزام دارند. مشورت با اندیشمندان و اجماع نخبگان سیاسی علاوه بر افزایش امکان و احتمال دستیابی به توافق عزتمندانه، باعث تقویت همبستگی ملی و جلوگیری از تفرقه بین مردم میشود.

