فاطمه مهاجرانی سخنگوی دولت:
دولت وفاق ملی سهمساز است نه سهمخواه
نمیتوان از پایداری ایران در تجاوز سنگین دشمنان گفت، اما از یکی از مهمترین عوامل پایداریساز، یعنی دولت نام نبرد. دولت، بویژه حالا که زمان وفاق و انسجام است، اهل طعن یا گلایه یا افتادن در بازیهای وحدتسوز نیست. اما بیانصافی پیشهکردن مقابل دولت و رئیسجمهوری که تا پای جان برای ایران ایستاده، امری است که نه ایرانیان قبول خواهند کرد و نه تاریخ فراموش.
دولت وفاق ملی در بزنگاه خاص تاریخی مسئولیت را برعهده گرفت. این موقعیت را به این دلیل باید «بزنگاه» دانست که انتخابات ریاست جمهوری پس از شهادت رئیس دولت سیزدهم برگزار شد. به یمن درایت رهبر شهید و امانتداری کارگزاران ارشد دولت سیزدهم، فرآیند آرام انتقال قدرت در عالیترین سطح اجرایی کشور درحالی سپری شد که تحولات غرب آسیا به نقطه جوش رسیده بود.
ترور میهمان عالیرتبه جمهوری اسلامی ایران در شب تحلیف رئیسجمهوری مسعود پزشکیان نشان میداد عاملان ناامنی و تروریسم دولتی در غرب آسیا میخواهند آتش این تحولات را به درون مرزهای ایران تسری دهند. «وفاق ملی» مهمترین پادزهر این آتشافروزیها در حوزه داخلی بود.
کمتر از یک سال بعد از آغاز بهکار دولت چهاردهم جنگ تحمیلی 12 روزه علیه ایران آغاز شد و 9 ماه بعد در جنگ رمضان، ایران اسلامی با همه توان نظامی، لجستیک، اقتصادی، اداری و اجتماعی مقابل قویترین ارتش و قویترین اقتصاد جهان ایستاد. ایران در هر دو جنگ همه ظرفیت و همه اندوختههای تاریخیاش را برای دفاع و حفظ استقلال خود بکار گرفت.
مسأله فقط ایستادگی دولت نبود. حتی زنان خانهدار ایرانی هم با مدیریت اقتصاد خانواده، حفظ آرامش خانه، دنبال کردن تحصیل و امنیت روانی فرزندان و درعین حال پشتیبانی از همسرانشان برای نقشآفرینی در سنگرهایی چون حضور در پایگاههای موشکی و پای لانچرها، خاموشکردن آتش بمباران دشمن، رفع خرابیهای تأسیسات برق ناشی از تجاوز دشمن، تأمین امنیت شهرها و حضور در ادارهها نقشآفرینی کردند. اساتید دانشگاهها معانی عمیق ایستادگی را برای ایرانیان و جهانیان تفسیر کردند، رسانهها از مظلومیت ایرانیان نوشتند، نانواها نان پختند و رانندگان کالاها را به نقاط مختلف کشور رساندند.
در دوره استعمار جدید که از حمله نظامی به عراق در سال 2001 آغاز شد و با دستگیری غیرقانونی رئیسجمهوری ونزوئلا به اوج خود رسید، ایران تنها کشور و تنها ملتی است که به رغم تجاوز قویترین نیروی نظامی تاریخ بشر، مقابل این نیروی ویرانگر ایستاد، دشمن را پشت مرزهای کشور متوقف کرد و به رغم زخمهای عمیق و از دستدادن جانهای پاک استقلال خود را تثبیت و تضمین کرد.
دولت چهاردهم با رویکرد «وفاق ملی» عملاً به حلقه پیوند حوزههای مختلف این ایستادگی بدل شد. این حلقه پیوند، گاه از طریق دوری از مجادلات غیرضرور سیاسی عمل کرد، گاه از طریق پیگیری حقوق مردم بویژه زنان و گاه از طریق افزایش همکاری میان قوا و کاهش هرچه بیشتر اختلافات غیرلازم که باعث ناهماهنگیهای آسیبزا میشد.
نقش تاریخی و جایگاه ملی که دولت چهاردهم از طریق راهبرد «وفاق ملی» دنبال کرد، ناظر بر این بود که این دولت آنتیتز هیچ دولت و هیچ جریان سیاسی و اجتماعی نبوده و نیست. دولت وفاق ملی برای وصلکردن آمد، نه فصلکردن. طبیعتاً اجتناب از قطبیتهای سیاسی و حرکت مابین خطوط، تا حداکثر منافع و امنیت و آرامش را برای اکثریت ملت ایران تأمین کند، کار سادهای نبود و امری نبود که با الگوهای آموخته شده برخی جریانها سازگار باشد. اما ترکیب دولت چهاردهم و حضور چهرهها و نمایندگی از گرایشهای سیاسی مختلف در همه سطوح، نشان داد حرکت در این راه، به رغم سختیاش، نه تنها ناگزیر، که ناشی از یک «باید تاریخی» برای ایران امروز است.
اکنون با عبور سرافرازانه از دو جنگ تحمیلی، جنگهایی که میتوانست دولتی را به شکست و ملتی را با تسلیم وا دارد، استقلال، امنیت و آزادگی ایران عزیز تضمین شده است. در این پیروزی همه ایستادگیها نقشآفرین بودهاند و همان طور که اشاره شد، حتی زنان خانهدار نیز با مدیریت توأم با امنیت و آرامش خانه، مدافعان خاموش و نادیده این سرزمین بودهاند.
دولت وفاق ملی بیآنکه نقدها را نادیده یا بیپاسخ بگذارد، بیآنکه بخواهد بار ضعفهای خود را بر دشمن یا تجاوز نظامیاش بیندازد و بیآنکه دولت وفاق ملی بخواهد دستاوردها، رهاوردها و حماسهآفرینیهای همه ایرانیان را نادیده انگارد تا عبور از این مرحله حساس و تاریخساز که آینده ما در گرو آن است، از راهبرد اساسی و تاریخی «وفاق ملی» دست نخواهد کشید.
رویکرد وفاق ملی مبتنی بر سهمخواهی نیست، مبتنی بر پیشقدم شدن برای سندزدن هر اقدام و هر دستاورد هم نیست. رویکرد وفاق ملی بر «سهمسازی» مبتنی است؛ یعنی بر ایجاد زمینههای همکاری برای همه، ساختن فرصتهای مشارکت برای همه بازیگران و تعریف زمینههای کار جمعی تا هر ایرانی به قدر وسع و توان، باری را بر دوش گیرد و گرهای را باز کند. چرا که اگر «وفاق ملی» از ابتدا «برای ایران» بوده است، هر کاری در هر جایی، از زیرساخت تا سیاست خارجی و داخلی و دفاع نظامی و دیپلماتیک را هم «برای ایران» میخواهد؛ زیرا براین باور است که ایران اسلامی عالیترین نقطه پیوند و مبناییترین کانون وفاق است.
دولت و رئیسجمهوری از راه وفاق ملی قدمی عقب نخواهند گذاشت و برای کار ایران از هیچ کوششی فروگذار نخواهند کرد. اما نکته این است که نمیتوان از پایداری ایران در تجاوز سنگین دشمنان گفت، اما از یکی از مهمترین عوامل پایداری ساز، یعنی دولت نام نبرد. دولت، بویژه حالا که زمان وفاق و انسجام است، اهل طعن یا گلایه یا افتادن در بازیهای وحدتسوز نیست. اما بیانصافی پیشهکردن مقابل دولت و رئیسجمهوری که تا پای جان برای ایران ایستاده، امری است که نه ایرانیان قبول خواهند کرد و نه تاریخ فراموش.

