پرویز شهدی در سالروز درگذشت ویکتور هوگو نوشت

از تبعید تا جاودانگی

 

چند سال قبل کتابی از آندره موروا با عنوان «هوگو، زندگی و آثارش»، درباره زندگی ویکتور هوگو ترجمه کردم و نشر «به‌سخن» آن را منتشر کرد. هوگو زندگی حرفه‌ای و شخصیتی چندوجهی داشت. او تنها نویسنده و شاعر نبود؛ در کنار داستان‌نویسی و شاعری، فعالیتی جدی در زمینه مقاله‌نویسی و فعالیت‌ها و مبارزات سیاسی نیز داشت؛ از طرفی نمایشنامه‌نویس هم بوده و تا اندازه‌ای هم فیلسوف. شاید بخشی از راز ماندگاری و جاودانگی این نویسنده فقید فرانسوی را بتوان در همین زندگی چندوجهی و پرفراز و نشیب یافت.
 موروا در این زندگینامه به تفصیل تمامی زندگی هوگو را نوشته و برای علاقه‌مندان فرصتی برای آشنایی با خالق بینوایان، از تولد تا مرگ او را فراهم کرده است. از موروا زندگینامه دیگری که در آن به انوره دو بالزاک پرداخته را نیز ترجمه کرده‌ام، با نام «بالزاک، زندگی و آثارش». نکته قابل توجه آنکه موروا هر دو کتاب را با قلم داستانی نوشته و شاید از این جهت آنها را بتوان بیوگرافی‌هایی داستانی، منتها کاملاً مستند و واقعی دانست. هوگو نه فقط در زمانه زیست خود، بلکه در روزگار ما نیز وزنه‌ای جهانی، در تمامی زمینه‌های کاری‌اش به شمار می‌آید؛ نه فقط در نویسندگی، بلکه حتی به عنوان مبارزی که تا آخرین روزهای زندگی‌اش نیز پای آرمان‌های خود می‌ماند.
 
هم قامت شاتو بریان
ویکتور هوگو از همان دوران نوجوانی تکلیف خود را با زندگی و مسیری که قرار بوده در پیش بگیرد روشن می‌کند؛ جمله‌ای به نقل از او به یادگار مانده که گفته: «من یا شاتو بریان می‌شوم، یا هیچ‌کسی نخواهم شد!»
شاتو بریان ـ بنیانگذار رمانتیسم در ادبیات فرانسه - پیشکسوت هوگو، و بسیار شهیر و بزرگ بوده که هوگو آرزوی آن را داشته که قد و قامتی همچون او در ادبیات و سیاست پیدا کند که در نهایت نیز به آن دست می‌یابد. هوگو از همان ابتدا با شعر و ادبیات سروکار پیدا می‌کند، مقاله‌های او در روزنامه‌های مختلف نیز منتشر می‌شوند تا آنکه به تدریج در زمینه سیاست هم به مقام‌‌ و جایگاهی بسیار مهم و بالا دست پیدا می‌کند؛ در سیاست عضو سرشناس مجلس سنای فرانسه و در زمینه ادبیات هم عضو فرهنگستان ادب آن کشور می‌شود. هرچند که بعدها با ناپلئون سوم درمی‌افتد و هجو او را در کتاب «ناپلئون صغیر» می‌آورد. در نتیجه این اختلافات نیز به جزیره‌ای در اقیانوس اطلس تبعید می‌شود و تا زمانی که جنگ شد و ناپلئون سوم از کشور گریخت و سیستم جمهوری بر نظام سیاسی فرانسه حاکم شد، هوگو آن جزیره را ترک نمی‌کند. جالب است که بدانید همان‌جا دست به خلق شاهکار جهانی‌اش، رمان «بینوایان» می‌زند.
همان‌گونه که اشاره شد، با توجه به جنبه‌های مختلف زندگی و فراز و نشیب‌‌ بی‌شماری که تا لحظه مرگ پشت سر می‌گذارد، در میان مردم فرانسه، حتی در زمان حیاتش جایگاه و مقام بسیار والایی پیدا می‌کند، آنچنان که در سال‌های پایانی زندگی‌اش، وقتی با فرار ناپلئون دوباره به پاریس بازمی‌گردد، کنار پنجره خانه‌اش - همان خانه‌ای که هم‌اکنون در خیابان ویکتور هوگو برقرار است - می‌نشسته و میزبان مردم و علاقه‌مندانی می‌شده که به دیدارش می‌رفتند و با او صحبت می‌کردند. مبارزات او با دیکتاتوری ناپلئون سوم محبوبیت زیادی برای او به ارمغان می‌آورد، آنچنان که جایگاه ملی و جهانی‌اش را نباید فقط به آثار ادبی‌اش محدود دانست. هوگو با طبقات پایین اجتماعی، چون کارگران و فقرا هم سروکار داشت و دغدغه‌های آنان را در آثارش منعکس می‌کرد که این هم عامل مهم دیگری در محبوبیت همگانی هوگو بود؛ مسأله‌ای که در «بینوایان» و «کارگردان دریا» مشهود است. از سوی دیگر هوگو جزو جنبش مشهور رمانتیسم فرانسه نیز بوده که از دیگر چهره‌های سرشناس آن می‌توان به الکساندر دوما و بالزاک هم اشاره کرد. البته بالزاک از میان اینها قدری به سوی رئالیسم متمایل می‌شود و کتاب‌هایی که می‌نویسد بیشتر جنبه واقع‌گرایی دارند.
 
همچنان جهانی و اثرگذار
با آنکه هوگو سختی و مصائب زیادی را از سرمی‌گذراند، اما بیش از همه تحت‌تأثیر مرگ فرزندش قرار می‌گیرد، دختری به نام لئوپولد. این دو سوار قایق بوده‌اند که طوفان می‌شود، قایق واژگون می‌شود و لئوپولد جانش را مقابل چشمان هوگو از دست می‌دهد؛ غم این فقدان هرگز او را رها نمی‌کند، حتی تا واپسین روزهای زندگی‌اش. هوگو در زمان حیات به یکی از غول‌های ادبی فرانسه تبدیل می‌شود. آثارش به تدریج به زبان‌های مختلف دیگر کشورها ترجمه می‌شوند و در نهایت به چهره‌ای اثرگذار، فراتر از مرزهای وطن خود تبدیل می‌شود. با آنکه از زمان مرگ هوگو در سال 1885 میلادی تا به امروز، نویسندگان شاخص بسیاری در اقصی نقاط جهان قدم به عرصه گذاشته و با خلق آثاری ماندگار درخشیده‌اند، اما ویکتور هوگو همچنان چهره‌ای جهانی و اثرگذار به شمار می‌آید؛ چنانکه اقتباس‌های بی‌شمار سینمایی، تئاتری و حتی داستانی در کتاب‌های او انجام شده است؛ استقبالی که همچنان نیز ادامه دارد.
از دیگر مصادیق محبوبیت هوگو می‌توان به مراسم خاکسپاری او اشاره کرد؛ وقتی هوگو در ۸۳ سالگی، زندگی را وداع می‌گوید، جمعیتی بیش از ۸۰ هزار نفر در تشییع جنازه‌اش شرکت می‌کنند که همین یک نکته را می‌توان سندی بر موفقیت و درخشش او در جنبه‌های مختلف زندگی این نویسنده و سیاستمدار فقید دانست. در نهایت نیز در «پانتئون»، بنایی در محله لاتن پاریس در کنار دیگر مشاهیر فرانسوی به خاک سپرده می‌شود؛ محلی که امروز جاودانگان فرانسوی چون ولتر، ژان ژاک روسو و حتی ماری کوری آنجا آرمیده‌اند. کار بزرگانی چون ویکتور هوگو، حتی در گذر قرن‌های متمادی نیز غبار فراموشی برخود نمی‌گیرد، «بینوایان»، «گوژپشت نتردام»، «کارگران دریا» و «آخرین روزهای یک محکوم به اعدام»، آثاری جاودان و همچنان اثرگذار بر پیکره جهانی ادبیات و کتاب‌هایی خواندنی برای عاشقان ادبیات داستانی بین‌المللی خواهند بود.

صفحات
آرشیو تاریخی
شماره نه هزار و سی و یک
 - شماره نه هزار و سی و یک - ۳۱ اردیبهشت ۱۴۰۵