در حافظه موقت ذخیره شد...
علی ربیعی، ماشاءالله شمسالواعظین و عبدالله گنجی در یک نشست تخصصی بررسی کردند
جای درست روزنامهنگار در جنگ کجاست؟
هنوز اهمیت رسانه را
درک نکردهایم
علی ربیعی، دستیار اجتماعی رئیسجمهور به عنوان اولین سخنران در این نشست، با تأکید بر اینکه باید عادت کنیم به یک زیست همراه با انواع و گونههای بحران، گفت: «باید ژورنالیسم و روزنامهنگاری در بحران را بفهمیم و بشناسیم، اما متأسفانه جامعه و حاکمیت ما هنوز اهمیت رسانه را درک نکرده است. یکی از ویژگیهای دو جنگ اخیر که آنها را جنگهای نوین میدانم، تغییر پارادایم به سوی اطلاعات و عملیات روانی روی شهروندان است.» دستیار اجتماعی رئیسجمهور با طرح پرسشی مبنی بر اینکه «روزنامهنگار ایرانی باید چگونه از ذهنیت تحت حمله ایرانیان دفاع کند؟» اظهار کرد: «باید کسانی را که حتی در زندان بودند اما علیه جنگ نوشتند ستایش کنیم، حتی آن فرزند ایران که در خارج کشور ایستاد و برای ایران قلم زد، بسیار قابل تحسین است. اینها همگی دستاوردها و ظرفیتهای رسانهای ما هستند.»
ربیعی با تأکید بر اینکه متأسفانه هنوز نتوانستهایم به خوبی به کودکان میناب بپردازیم و به وجوه انسانی جنگ کمتر پرداختهایم، تصریح کرد: «معتقدم هیچ جنگی بدون توافق به اتمام نرسیده است. از سوی دیگر باید دقت کنیم که نگاه ملامتگرانه را کنار بگذاریم، به هر حال مسیری طی شده که به اینجا رسیدهایم.»
در جنگهای میهنی روزنامهنگاران مجاز به استفاده از موضع جانبدارانه هستند
ماشاءالله شمسالواعظین نیز در این نشست صحبتهای خود را با طرح این پرسش آغاز کرد که «آیا روزنامهنگاری حرفهای، حتی در شرایط بحرانی، میتواند بیطرفی خود را حفظ کند؟» او در پاسخ گفت: «روزنامهنگاری متعهد، در دوران بحران، وظایف و مسئولیتهای متفاوتی بر عهده میگیرد و حفظ بیطرفی مطلق در این شرایط، امری دشوار به نظر میرسد. در چنین شرایطی، جبهه داخلی باید با جبهه نظامی هماهنگ باشد و هرگونه تعلل یا تخلف در این زمینه، پیامدهای جدی خواهد داشت.»
عضو شورای اطلاعرسانی دولت با تأکید بر اینکه در جنگهای میهنی روزنامهنگاران مجاز به استفاده از موضع جانبدارانه هستند، تصریح کرد: «اخلاق حرفهای روزنامهنگاری من ایجاب میکند که در جنگهای میهنی در کنار دولت بایستم. تاریخ جایگاه ما را ثبت خواهد کرد که کجا ایستادهایم؛ آیا در جای درست تاریخ، یعنی در دوران جنگهای میهنی ایستادهایم یا به جاهای دیگر رفتهایم و حتی موضع بیطرفانه اتخاذ کردهایم.» عضو شورای اطلاعرسانی دولت تأکید کرد: «عدم اعلام فوری اخبار توسط رسانه ملی، در دوران جنگهای میهنی، بخشی از پروتکلهای حرفهای روزنامهنگاری محسوب میشود و دیگر سانسور تلقی نمیشود. این امر، بخشی از حفظ تعادل روانی و اجتماعی در دوران جنگهای میهنی و بخشی از اخلاق بینالمللی است.»
پای میز مذاکره رفتیم
تا از وقوع جنگ جلوگیری کنیم
عبدالله گنجی نیز در نشست «از مقاومت تا مذاکره؛ وظیفه روزنامهنگاران چیست؟»، گفت: «در شرایط جنگی، اصل بیطرفی فاقد معنای واقعی است و فراتر از آن، هنگامی که پیچیدگیهای رسانهای با گفتمان روشنفکری در جامعه درهم میآمیزد، همان گرههای شناختی و اجتماعی پدیدار میشود. هر جامعهای از «تعینهای محیطی» ویژهای برخوردار است و چنانچه کنشهای اجتماعی منطبق بر این بسترها نباشد، به ناسازگاری فرهنگی و اجتماعی منجر خواهد شد.»
گنجی با اشاره به راهبردهای رسانهای دشمن گفت: «همانگونه که در سناریوهای طراحی شده توسط موساد تلاش میشود تا میان جمهوری اسلامی و ایران شکاف ایجاد شود، ممکن است برخی نیز از تفکیک این دو در بستر جنگ استقبال کنند؛ اما پیامد این روند، ترور رهبری و فرماندهان نظامی خواهد بود. این افراد اگرچه فرماندهان جمهوری اسلامی هستند، اما زیرساختهایی چون مدارس، بیمارستانها و پتروشیمیها متعلق به ملت ایران است و فارغ از نوع حکومت، پابرجا خواهند ماند. از این رو، این تعارض و تناقض به وضوح قابل مشاهده است.»
وی افزود: «همسویی بخش عمدهای از اپوزیسیون جمهوری اسلامی با مواضع کشور در این جنگ – به استثنای جریان سلطنتطلب – ریشه در این واقعیت دارد که تاریخنگاری آینده ایران را نه متجاوز، بلکه مورد تهاجم ثبت خواهد کرد.»
گنجی یادآور شد: «انسجام ملی در جنگهای ۱۲ روزه و ۴۰ روزه، ریشه در منطق حاکم بر جمهوری اسلامی داشت؛ ما پای میز مذاکره رفتیم تا از وقوع جنگ جلوگیری کنیم. همسویی رسانههای داخلی نیز از همین منطق نشأت میگرفت.»

