با ورود تدریجی ظرفیتهای تازه تجدیدپذیر امید به کاهش ناترازی بیشتر شده است
مسیر تازه برای پایداری برق تابستان
حدیث حدادی
گروه اقتصادی
تجربه جنگ تحمیلی اخیر یک بار دیگر نشان داد که امنیت انرژی فقط به معنای داشتن ظرفیت تولید بالا نیست، بلکه به نحوه آرایش زیرساختها، میزان تمرکز تولید، وابستگی به سوخت و توان ادامه فعالیت در شرایط غیرعادی هم مربوط میشود. در چنین فضایی، نیروگاههای تجدیدپذیر بیش از گذشته مورد توجه قرار گرفتهاند؛ نیروگاههایی که نهتنها توسعه آنها متوقف نشد، بلکه به دلیل ساختار غیرمتمرکز، وابستگی کمتر به سوخت و سرعت بالاتر اجرا، توانستند جایگاه مهمتری در محاسبات مربوط به پایداری شبکه برق کشور پیدا کنند.
اهمیت این مسأله در آستانه فصل گرم دوچندان میشود؛ فصلی که شبکه برق کشور با افزایش مصرف روبهروست و هر مگاوات ظرفیت تازه میتواند در مدیریت بار نقش مؤثری داشته باشد. مزیت مهم نیروگاههای خورشیدی و بادی این است که بخش مهمی از تولید آنها با ساعات اوج مصرف روزانه همزمان میشود و همین ویژگی، آنها را به یکی از گزینههای جدی برای کاهش فشار تابستانی بر شبکه تبدیل کرده است. از این منظر، تجدیدپذیرها دیگر تنها یک انتخاب زیستمحیطی یا حتی صرفاً اقتصادی نیستند، بلکه بهتدریج به یکی از پایههای مکمل امنیت برق کشور تبدیل میشوند.
تغییر جایگاه تجدیدپذیرها
در سیاستگذاری انرژی
در سالهای گذشته، توسعه انرژیهای تجدیدپذیر بیشتر با هدف کاهش آلودگی، صرفهجویی در مصرف سوختهای فسیلی و متنوعسازی سبد انرژی دنبال میشد. اما تحولات اخیر نشان داده این نیروگاهها کارکردی فراتر از این اهداف دارند. در شرایطی که هرگونه اختلال در زنجیره سوخت، حملونقل یا تأسیسات بزرگ متمرکز میتواند بر کل شبکه اثر بگذارد، توسعه واحدهای پراکنده خورشیدی و بادی میتواند بخشی از ریسکها را کاهش دهد.
معاون وزیر نیرو و رئیس سازمان انرژیهای تجدیدپذیر و بهرهوری انرژی برق (ساتبا) در گفتوگو با خبرنگار «ایران» با اشاره به همین تغییر نگاه میگوید: «جنگ تحمیلی اخیر بار دیگر نشان داد که توسعه انرژیهای تجدیدپذیر تنها یک انتخاب زیستمحیطی یا اقتصادی نیست، بلکه بخشی از معماری امنیت زیرساختی کشور محسوب میشود.»
محسن طرزطلب معتقد است یکی از مهمترین مزیتهای این بخش، پراکندگی جغرافیایی و وابسته نبودن آن به سوختهای حملشدنی است. به گفته او، وقتی تولید برق صرفاً متکی به چند مرکز بزرگ نباشد و واحدهای کوچک و متوسط در نقاط مختلف کشور فعال باشند، احتمال آسیب گسترده کمتر میشود و امکان حفظ پایداری شبکه بالا میرود. او میافزاید: «انرژیهای تجدیدپذیر به دلیل توزیع گسترده، وابسته نبودن به سوختهای فسیلی و نیاز حداقلی به زنجیره تأمین پیچیده، در مواقع بحران پایداری بیشتری ایجاد میکنند.» این نگاه در عمل، جایگاه تجدیدپذیرها را از یک گزینه تکمیلی در حاشیه صنعت برق، به بخشی از سازوکار تابآوری زیرساختی کشور ارتقا میدهد.
چرا پروژههای تجدیدپذیر
در شرایط جنگی متوقف نشدند؟
یکی از نکات قابل توجه در ماههای اخیر، تداوم فعالیت ساختگاههای نیروگاهی تجدیدپذیر است. برخلاف برخی طرحهای بزرگ که در شرایط خاص با اختلال جدی روبهرو میشوند، پروژههای خورشیدی و بادی به دلیل ویژگیهای اجراییشان توانستند روند پیشرفت خود را حفظ کنند. طرزطلب در توضیح این مسأله میگوید: «ماهیت نیروگاههای تجدیدپذیر موجب شد که با وجود محدودیتها و فشارهای بیرونی، صدها ساختگاه فعال باقی بماند.» او سه عامل اصلی را در این زمینه مؤثر میداند: اول، ساختار پیمانکاری غیرمتمرکز؛ دوم، نیاز کمتر به ماشینآلات سنگین و تجهیزات راهبردی؛ و سوم، امکان پیشبرد مرحلهای پروژهها.
به گفته رئیس ساتبا، پروژههای خورشیدی و بادی معمولاً در قالب دهها و حتی صدها طرح کوچک و متوسط در نقاط مختلف کشور اجرا میشوند و همین مسأله باعث میشود توقف همزمان همه آنها در عمل ممکن نباشد. افزون بر این، بخش مهمی از عملیات اجرایی این نیروگاهها به نصب سازهها، پنلها و تجهیزات قابل مدیریت در مقیاس محلی مربوط است و طی سالهای اخیر نیز بخشی از زنجیره تأمین داخلی در این حوزه تقویت شده است.
او دراین باره میگوید: «مدیریت ریسک و برنامهریزی مرحلهای به پیمانکاران و سرمایهگذاران اجازه میدهد حتی در شرایط ناپایدار نیز روند اجرای پروژهها را ادامه دهند.» همین ویژگی موجب شد در دوره اخیر، توسعه نیروگاههای تجدیدپذیر نهتنها متوقف نشود، بلکه در برخی بخشها با اولویت بیشتری دنبال شود.
مزیت راهبردی
بدون وابستگی به سوخت
یکی از مهمترین مزیتهای نیروگاههای تجدیدپذیر در شرایط خاص، وابسته نبودن آنها به سوختهای حملشدنی مانند گازوئیل و گاز است. در نیروگاههای فسیلی، تأمین سوخت و پایداری انتقال آن یکی از ارکان اصلی تولید به شمار میرود، اما در نیروگاههای خورشیدی و بادی، فرآیند تولید برق متکی به منابع طبیعی در دسترس است. همین ویژگی به آنها امکان میدهد در موقعیتهایی که حملونقل سوخت یا بخشی از زنجیره تأمین دچار مشکل میشود، نقش مکمل مهمتری برای شبکه پیدا کنند.
طرزطلب با تأکید بر همین نکته میگوید: «این شتاب چند دلیل روشن دارد که مهمترین آنها وابستگی صفر به سوختهای حملشدنی، امکان تولید پراکنده در سراسر کشور و زمان ساخت کوتاه نیروگاههای خورشیدی است.» او یادآور میشود که یک نیروگاه خورشیدی ۱۰ تا ۵۰ مگاواتی میتواند در مدت چند ماه ساخته شود و به بهرهبرداری برسد؛ موضوعی که در شرایط نیاز فوری به ظرفیت جدید، اهمیت بسیار زیادی دارد.
نقش تجدیدپذیرها
در عبور از پیک تابستان
اما شاید مهمترین بخش این بحث، نقش نیروگاههای جدید تجدیدپذیر در فصل گرم باشد؛ زمانی که مصرف برق افزایش مییابد و فشار بر شبکه بیشتر میشود. در تابستان، همزمان با افزایش دما، مصرف وسایل سرمایشی بالا میرود و هر ظرفیتی که بتواند در زمان مناسب وارد مدار شود، به مدیریت بار کمک خواهد کرد. رئیس ساتبا دراین باره میگوید: «تابستان همواره فصل اوج مصرف برق در کشور است و هر مگاوات ظرفیت جدید میتواند در مدیریت بار نقش تعیینکننده داشته باشد.» به گفته او، اتصال نیروگاههای جدید تجدیدپذیر به شبکه از چند جهت اهمیت دارد: همزمانی تولید خورشیدی با ساعات اوج مصرف، کاهش بار شبکه انتقال از طریق تولید پراکنده، کمک به آزادسازی ظرفیت نیروگاههای حرارتی و افزایش پایداری در مناطق دورتر از مراکز اصلی تولید. او تأکید میکند که حتی اگر ظرفیتهای جدید بهصورت تدریجی و در مقیاس دهها یا صدها مگاوات وارد مدار شوند، باز هم میتوانند در کاهش ناترازی و تقویت شبکه توزیع مؤثر باشند. صنعت برق برای عبور از تابستان به یک راهحل واحد متکی نیست و توسعه تجدیدپذیرها میتواند در کنار سایر اقدامات، بخشی از فشار موجود را کم کند.
پراکندگی جغرافیایی
و اهمیت در پدافند غیرعامل
رئیس هیأتمدیره انجمن انرژیهای تجدیدپذیر ایران نیز در گفتوگو با خبرنگار «ایران» بر این نکته تأکید میکند که تجدیدپذیرها امروز بخشی از امنیت زیرساختی کشور هستند. داوود مددی میگوید: «انرژیهای تجدیدپذیر تنها یک انتخاب زیستمحیطی نیستند، بلکه بخشی از امنیت زیرساختی کشور محسوب میشوند.» او با اشاره به پراکندگی جغرافیایی این نیروگاهها توضیح میدهد که در صورت بروز حادثه امنیتی، میزان خسارت در این بخش محدودتر است، زیرا این نیروگاهها عمدتاً در مقیاس کوچک و متوسط احداث میشوند و تمرکز بالایی ندارند. از نگاه او، همین ویژگی در حوزه پدافند غیرعامل نیز اهمیت زیادی دارد. مددی همچنین به آسیبهایی که در جریان جنگ اخیر به بخشهایی از شبکه برق وارد شد اشاره میکند و میگوید نیروهای صنعت برق توانستند بهتدریج این خسارتها را ترمیم کنند. او معتقد است تجربه اخیر نشان داد بازیابی سریع برق در مناطق مختلف تا چه اندازه مهم است و نیروگاههای تجدیدپذیر، به دلیل پراکندگی خود، میتوانند در این زمینه کمککننده باشند. به گفته او، «حتی اگر در بخشی از شبکه آسیب ایجاد شود، میتوان سریعتر برق را در همان محدوده بازیابی و مورد استفاده قرار داد.»
سرعت ساخت؛
امتیازی مهم برای شرایط خاص
یکی دیگر از نکاتی که مددی بر آن تأکید دارد، سرعت ساخت و بهرهبرداری نیروگاههای تجدیدپذیر است. او با بیان اینکه در شرایطی که کشور نیازمند افزایش سریع ظرفیت تولید است، نمیتوان تنها به نیروگاههای زمانبر متکی بود، می گوید: «احداث یک نیروگاه حرارتی جدید معمولاً سه تا چهار سال زمان میبرد، اما نیروگاههای تجدیدپذیر با ظرفیتهای سه، پنج یا ده مگاوات را میتوان در مدت سه تا چهار ماه به بهرهبرداری رساند.»
این تفاوت زمانی، مزیتی جدی برای صنعت برق به شمار میرود؛ بویژه زمانی که شبکه برای عبور از دورههای پرمصرف به ظرفیتهای تازه نیاز دارد. از این منظر، پروژههای کوچکتر اما متعدد تجدیدپذیر میتوانند در مجموع، اثری قابلتوجه بر پایداری شبکه بگذارند.
مددی همچنین درباره تداوم تولید این نیروگاهها در دوران جنگ میگوید: «نیروگاههای تجدیدپذیر، اعم از بادی و خورشیدی، وابستگی زیادی به مواد اولیه یا نیروی انسانی گسترده برای بهرهبرداری ندارند.» به گفته او، چالش اصلی در مرحله احداث است و پس از آن، بهرهبرداری از این نیروگاهها با هزینه عملیاتی پایین و بهصورت پیوسته ادامه پیدا میکند. او تأکید میکند که در دوره اخیر نیز این نیروگاهها بدون وقفه به تولید برق ادامه دادهاند و پروژههای در حال ساخت نیز متوقف نشدهاند.
همزمانی تولید با زمان مصرف
مددی در بخش دیگری از گفتوگو، به یکی از مزیتهای عملیاتی مهم انرژیهای تجدیدپذیر اشاره میکند: همزمانی تولید با زمان اوج مصرف. او میگوید: «در تابستان که مصرف به دلیل استفاده گسترده از تجهیزات سرمایشی افزایش مییابد، تولید نیروگاههای خورشیدی و بادی نیز در همین ساعات، بویژه از حدود ساعت ۱۱ تا بعدازظهر، در بالاترین سطح قرار دارد.»
همین ویژگی باعث میشود این نیروگاهها بتوانند بخشی از کسری تولید در ساعات اوج مصرف را جبران کنند و فشار وارد بر شبکه برق کشور را کاهش دهند. به گفته او، در حالی که در برخی شرایط مدیریت شبکه برای حفظ تعادل، ناچار به جابهجایی بار یا مدیریت تولید در بخشهای دیگر است، نیروگاههای تجدیدپذیر به دلیل همخوانی زمانی تولید و مصرف، به متعادلسازی شبکه کمک میکنند.
بخشی از راهحل امروز صنعت برق
نیروگاههای تجدیدپذیر در شرایط فعلی، فقط یک پروژه بلندمدت برای آینده صنعت برق نیستند، بلکه به بخشی از راهحل امروز این صنعت تبدیل شدهاند. توسعه برق پاک دیگر فقط یک انتخاب توسعهای نیست، بلکه به ابزاری عملی برای افزایش تابآوری، کاهش آسیبپذیری و عبور مطمئنتر از دورههای اوج مصرف تبدیل شده است. اگر روند توسعه نیروگاههای بادی و خورشیدی با همین شتاب ادامه پیدا کند، این بخش میتواند سهم پررنگتری در تأمین پایدار برق کشور و تقویت ثبات شبکه در ماههای پیشرو داشته باشد.

