فیلسوف کشتی

علی اکبر حیدری
سرمربی اسبق کشتی آزاد


عبدالله موحد را نمی‌توان صرفاً در قاب مدال‌های طلای المپیک و جهان خلاصه کرد؛ او فراتر از یک قهرمان ورزشی، یک پدیده تکرارنشدنی در تاریخ کشتی ایران و جهان بود. موحد در ۲۵ سالگی برای نخستین‌بار دوبنده تیم ملی را بر تن کرد و خیلی زود در سال ۱۹۶۲ با پیروزی برابر زاربگ بریاشویلی در دیداری دوستانه میان ایران و شوروی، نامش را بر سر زبان‌ها انداخت. از همان‌جا مسیر درخشش او آغاز شد؛ مسیری که در کنار غلامرضا تختی و امامعلی حبیبی، مثلث طلایی کشتی ایران را در ادوار المپیک شکل داد؛ نسلی که به «بزرگ‌ترین قهرمانان گوش‌شکسته تاریخ ایران» شهرت یافتند.
اگرچه در آن دوران تداوم قهرمانی‌ها مانند امروز به‌عنوان یک شاخص مطرح نبود، اما هنوز هم هیچ کشتی‌گیر ایرانی نتوانسته است آن‌گونه که موحد انجام داد، پشت سر هم به مدال طلای جهان برسد و برای سال‌های طولانی در اوج بماند. این در حالی است که سطح رقابت در آن زمان بسیار سنگین‌تر بود و کشتی جهان ستاره‌های بزرگی را در خود داشت. والچف، قهرمان بلغاری هر بار که متوجه می‌شد باید در فینال با موحد کشتی بگیرد، با چهره‌ای عبوس روی تشک حاضر می‌شد و حتی به او اشاره می‌کرد که «می‌دانم خواهم باخت.» همین نگاه، به‌خوبی نشان می‌داد که موحد در آن دوران رقیبی هم‌سطح خود نداشت.
او تنها به قدرت بدنی متکی نبود؛ موحد از هوشی مثال‌زدنی برخوردار بود و کشتی‌اش ترکیبی از استراتژی، درک بالا از لحظه و توان فنی کم‌نظیر بود. سرعت عملش در اجرای فنون مثال‌زدنی بود؛ چنان‌که گاهی برای اجرای یک خم می‌رفت اما فن دوخم را به شکلی غافلگیرکننده اجرا می‌کرد؛ تا جایی که حتی مرحوم عطاءالله بهمنش، گزارشگر تلویزیون، در جریان پخش زنده از سرعت و تنوع فنون او جا می‌ماند.
هیچ‌گاه اهل کری‌خوانی نبود. او چهره‌ای آرام، متین و به‌قول حیدری «آدم حسابی کشتی» بود؛ با صلابتی خاص و دیسیپلینی همیشگی. در کنار همه این ویژگی‌ها، روحی ادیبانه نیز داشت؛ اهل شعر و ادب بود و همین نگاه عمیق‌تر به زندگی باعث شد بسیاری او را «فیلسوف تشک کشتی» بنامند؛ کسی که برای مبارزه، نه صرفاً به‌عنوان یک رقابت فیزیکی، بلکه به‌مثابه یک فلسفه نگاه می‌کرد.