در حافظه موقت ذخیره شد...
ابراهیم جوادی، دارنده برنز المپیک در گفتوگو با «ایران»:
همیشه به خاک ایران وفادار بود
او در ادامه به خاطراتش با مرحوم عبدالله موحد اشاره میکند: «زمانی که به تیم ملی دعوت شدم، عبدالله موحد تا آن موقع چهار مدال طلای جهانی گرفته و کاپیتان تیم ملی بود. به خاطر دارم برای وزن کشی از اردوی منظریه به سالن هفتتیر میرفتیم که موحد از من، که جوانی تازهکار بودم، خواست با اتومبیل او به پارکشهر برویم. نمیدانید چقدر ذوق کرده بودم؛ انگار دنیا را به من داده بودند. او الگوی من در کشتی بود و از آن پس تمرینات کشتی و بدنسازیام را زیر نظر او انجام میدادم و او نیز به من اعتقاد زیادی داشت.»
دارنده مدال برنز المپیک مونیخ همچنین از رفاقتش با مرحوم میگوید: «برای اولین بار در مسابقات جهانی ۱۹۶۹ آرژانتین همتیمی شدیم و هر دو مدال طلا گرفتیم. سال بعد نیز من، موحد و سیدعباسی در کانادا به مدال طلا رسیدیم. اما در المپیک مونیخ، او در همان کشتی اول برابر حریف استرالیایی دچار آسیبدیدگی کتف شد، با این حال مسابقه را برد. در کشتی دوم به دلیل پارگی تاندون کتف، پزشک تیم اجازه ادامه مبارزه را نداد و دیگر نتوانست کشتی بگیرد. جدا از ورزش، ما با یکدیگر رفیق بودیم و هفتهای سه تا چهار بار پیادهروی و کوهنوردی میکردیم. وقتی هم به آمریکا رفت، وکالت کارهایش را برعهده داشتم و خانوادههایمان نیز با یکدیگر در رفتوآمد بودند.»
جوادی درباره رفاقت صمیمانه موحد و تختی نیز میگوید: «زمانی که آقا تختی در ملبورن قهرمان المپیک شد، موحد تنها ۱۶ سال داشت؛ بنابراین همنسل غلامرضا تختی نبود، اما آخرین حضور جهانی جهانپهلوان با اولین سال عضویت موحد در تیم ملی همزمان شد. طلایهای متوالی و بدون وقفه عبدالله موحد از مسابقات جهانی ۱۹۶۵ منچستر آغاز شد؛ جایی که تختی حضور نداشت. سال ۱۹۶۶ تختی دوباره به تیم ملی بازگشت و موحد در کنار تختی و حبیبی، تاریخساز شدند. این سه نفر، مثلث طلایی کشتی ایران را از المپیک ۱۹۴۸ لندن تا المپیک ۱۹۹۶ آتلانتا شکل دادند؛ مثلثی که امروز دیگر هیچیک از آنها در میان ما
نیستند.»
دارنده چهار مدال جهانی کشتی ایران درباره ویژگیهای عبدالله موحد نیز توضیح میدهد: «آنچه از عبدالله یک نابغه ساخت، سختیهای عجیب و غریبی بود که در همه آنها عزتنفسش را حفظ کرد. ستاره بیبدیل ایران و جهان، بدنی بسیار منعطف و فنونی خاص داشت. عاشقانه کشتی را دوست میداشت و نامش با پیروزی گره خورده بود؛ حتی شنیدن نامش خارج از تشک، لرزه بر اندام حریفان میانداخت. کشتیگیران خارجی ترجیح میدادند کمتر با او روبهرو شوند، چرا که تنه زدن به شیر کشتی ایران، مانند برخورد با دیوارهای بتنی بود. موحد ایراندوست بود و به ریشههایش افتخار میکرد؛ ریشهای که اجازه نداد به خاطر یک مشت دلار، فنون ناب کشتی را به آمریکاییها
بیاموزد.»

