گفتوگو با معاون سازمان بهزیستی کشور
هیچ کودک جنگزدهای در بلاتکلیفی نمیماند
سازمان بهزیستی بهتازگی با ابلاغ بخشنامهای به همه استانها اعلام کرده کودکانی که در جنگ والدین خود را از دست دادهاند، نباید حتی یک روز در بلاتکلیفی بمانند. در یکی از همین موارد، کودکی که والدینش در جریان جنگ شهید شده بودند موقتاً تحت حمایت بهزیستی قرار گرفت. کودکی که تا تعیینتکلیف نهایی، همه مراقبتهای اولیهاش برعهده مراکز بهزیستی بود، اما بعد از مدت کوتاهی خالهاش با مراجعه به مرکز، او را به سرپرستی گرفت و کودک به آغوش خانواده بازگشت.
نیلوفر منصوری
گروه گزارش
این روایت، برای سید حسن موسویچلک، معاون سلامت اجتماعی سازمان بهزیستی کشور، فقط یک «نمونه» است؛ نمونهای از سازوکاری که برای روزهای دشوار و ناپایدار بحران طراحی شده تا هیچ کودک جنگزدهای در خلأ حمایتی رها نشود؛ هر چند به گفته او، تشکلهای غیردولتی، برخی نهادها و عموم مردم نیز بخشی از زنجیره حمایتی از این کودکان هستند. موسویچلک با تأکید بر اینکه در هر بحران، برخی گروهها بیش از دیگران در معرض آسیب قرار میگیرند به «ایران» میگوید:«در هر بحرانی، اعم از طبیعی و غیرطبیعی؛ مثل جنگ، سیل، زلزله یا سایر حوادث، برخی گروهها میزان آسیبپذیریشان خیلی بیشتر است. از جمله این گروهها، کودکان، زنان، سالمندان، افراد دارای معلولیت و بیماران خاص هستند که معمولاً در بحرانها بیشتر تحتتأثیر قرار میگیرند.» به گفته او، همین مسأله باعث شده در برنامههای ملی آمادگی و بازسازی کشور، این گروهها در کانون توجه قرار گیرند و برای حمایت ویژه از آنها، تمهیداتی پیشبینی شود. به اعتقاد او، در چنین شرایطی یکی از گروههایی که در بحرانها نیازمند توجه و حمایت ویژهتر است، کودکان هستند؛ این موضوع هم در برنامه ملی بازسازی و هم در برنامههای آمادگی بهدرستی پیشبینی شده است.
مسئولیتی فراتر از کودکان
تحت پوشش
طبق قوانین موجود، سازمان بهزیستی متولی اصلی حمایت از کودکان بیسرپرست و بدسرپرست در کشور است. موسویچلک با اشاره به همین جایگاه قانونی میگوید:«در سازمان بهزیستی به دلیل وظایف قانونی که در حمایت از کودکان داریم، مسئولیت ما طبیعتاً بیشتر است و باید آمادگی بالاتری در این حوزه داشته باشیم؛ فارغ از اینکه در گام اول، کودکان از قبل تحت پوشش ما بودهاند یا نه.» او تأکید میکند در شرایط بحران، مسئولیت بهزیستی نسبت به کودکان دو لایه است:«در بحرانها در قبال دو گروه از کودکان مسئول هستیم؛ گروه اول کودکانی که پیش از بحران تحت پوشش ما بودهاند و در مراکز یا در قالب فرزندخواندگی و امین موقت از آنها حمایت میشده است. گروه دوم، کودکانی هستند که تا پیش از جنگ تحت پوشش بهزیستی نبودهاند، اما در اثر جنگ و تبعات آن آسیب دیدهاند.»
او با بیان اینکه این «تحتتأثیر قرار گرفتن» ممکن است شکلهای مختلفی داشته باشد، میگوید:«گاهی به صورت شهادت والدین است، گاهی به شکل مصدومیت و مجروحیت آنها؛ بهگونهای که برای مدت طولانی نیازمند درمان باشند و در این فاصله، کودکان در عمل کسی را برای مراقبت و حمایت در کنار خود نداشته باشند.»
بخشنامهای برای رفع بلاتکلیفی
موسویچلک توضیح میدهد در جنگ اخیر، بهزیستی با توجه به همین نگرانیها، بهسرعت دستورالعملی سراسری صادر کرده است:«در جنگ اخیر بخشنامهای به همه استانها ابلاغ کردیم و این کار با هماهنگی و همکاری معاونت اجتماعی بنیاد شهید و مدیرکل مددکاری اجتماعی انجام شد. در این بخشنامه اعلام کردیم هر کودک یا نوزادی که تحتتأثیر جنگ قرار میگیرد، تا زمانی که وضعیتش در بنیاد شهید و امور ایثارگران مشخص شود، اگر نیازمند حمایت و مراقبت باشد، سازمان بهزیستی کشور در کنار او خواهد بود.» به گفته او، این اعلام آمادگی به شکلهای مختلف اعم از تلفنی، حضوری و مکتوب به کلیه استانها ابلاغ شده تا هیچ کودکی در این شرایط در وضعیت بلاتکلیفی رها نشود. با وجود این سازوکار رسمی، موسویچلک روی یک واقعیت اجتماعی دست میگذارد که به باور او، یکی از بزرگترین پشتوانههای حمایتی کودکان در ایران است:«خوشبختانه روحیهای که مردم ایران دارند، بویژه در چنین شرایطی، کمنظیر است. وقتی کودکی با چنین موقعیتی وجود داشته باشد، اغلب اقوام و بستگان برای حمایت و مراقبت از او پیشقدم میشوند.» او تأکید میکند همین همبستگی خانوادگی باعث شده تاکنون مواردی از این دست به مراکز بهزیستی گزارش نشود:«خوشبختانه آمار زیادی از این گروه به ما گزارش نشده است. در یکی از موارد، کودکی که والدینش در جنگ شهید شده بودند، در بدو امر تحت حمایت مرکز قرار گرفت، اما خالهاش به مرکز مراجعه کرد و او را تحویل گرفت تا مسئولیت مراقبت از کودک را کاملاً برعهده بگیرد.»
معاون سلامت اجتماعی سازمان بهزیستی با اشاره به اینکه سیاست و برنامه بهزیستی، حول محور «خانواده» میچرخد، میگوید:«سیاست و برنامه ما این است که تا جای ممکن کودکان در خانه و در کنار خانواده باشند؛ چه خانواده زیستی، چه اقوام مورد اعتماد، چه خانوادههای دارای صلاحیت که در قالب فرزندخواندگی یا امین موقت پذیرش میکنند. اما اگر به هر دلیلی کودکی واقعاً نیازمند مراقبت و حمایت باشد و هیچ گزینهای در خانواده و خویشاوندان نباشد، ما به صورت رسمی اعلام کردهایم که آمادگی کامل برای مراقبت از او را داریم.»
او به یکی از نمونههای همیاری اجتماعی اشاره میکند و میگوید:«در یک نمونه، آقای رسول خادم اعلام آمادگی کردند بدون هیچگونه چشمداشتی، هر تعداد کودک با چنین وضعیتی را حمایت و سرپرستی کنند. اینگونه اعلامهای مردمی، در کنار شبکه رسمی بهزیستی و سایر نهادها، بخشی از زنجیره حمایتی کودکان در شرایط بحران است.»
موسویچلک با بیان اینکه بهزیستی در این مسیر تنها نیست، میگوید:«در مورد اینگونه کودکان، همانطور که خود ما در بهزیستی اعلام آمادگی کردیم، تشکلهای غیردولتی که از بهزیستی مجوز فعالیت دارند نیز پای کار آمدند. علاوه بر آن، سایر مراکز فعال در سراسر کشور هم با هماهنگی بهزیستی اعلام آمادگی کردهاند که حمایت از این کودکان را برعهده بگیرند.»
به اعتقاد معاون سلامت اجتماعی سازمان بهزیستی، این همراهی کمترین کاری است که میتوانیم در قبال مردم، بویژه این گروه از جامعه انجام دهیم.
تابآوری روانی
بخش دیگری از مداخله بهزیستی در بحران، بر سلامت روان کودکان و خانوادهها متمرکز است؛ موضوعی که موسویچلک آن را جزو «اقدامات تابآوری» میداند:«اگر کودکانی باشند که تحتتأثیر جنگ، نیازمند دریافت خدمات مشاوره باشند، غیر از خط تلفنی 1480، صدای مشاور سازمان بهزیستی که به صورت شبانهروزی و رایگان فعال است، مراکز مشاوره دولتی نیز بهطور رایگان در اختیار مردم قرار دارد.»
او توضیح میدهد:«در مرکز استانها، مراکز مشاوره دولتی فعال هستند و در سایر شهرها نیز شبکه گستردهای از مشاوران خصوصی با مجوز بهزیستی، خدمات ارائه میدهند. در شهرهای دیگر حدود سه هزار مرکز مشاوره داریم که مجوز بهزیستی دارند. اگر کودکی در اثر جنگ دچار ترس، استرس، اضطراب یا سایر مشکلات روانی شود، همراه والدین میتواند به این مراکز مراجعه کند.»
موسویچلک با بیان اینکه هزینه این خدمات برای کودکان جنگزده نیز از طریق سازوکاری مشخص تأمین میشود، میگوید:«ما در قالب یاریبرگ، مراکز مشاوره را مورد حمایت قرار میدهیم؛ یعنی هزینه مشاوره را به مرکز پرداخت میکنیم تا خانواده یا کودک در این زمینه دغدغه مالی نداشته باشند.»
ادامه مسیر خانوادهمحوری
معاون سلامت اجتماعی سازمان بهزیستی از همراهی مردم در این روزهای سخت قدردانی میکند:«لازم است از همه مردم تشکر کنیم که در این شرایط، کنار فرزندان ایرانمان بودند، حمایت کردند و کمک رساندند. این رویکرد، محدود به دوران جنگ نیست. قطعاً امسال این مسیر را بیش از گذشته تقویت خواهیم کرد، چون اعتقاد داریم هر چقدر کودکان در درون خانوادههای واجد شرایط زندگی کنند، طبیعتاً شرایط بهتر و سالمتری برای رشد و آیندهشان فراهم
خواهد شد.»
برش
بازگشت 4 هزار کودک به خانواده
رویکرد خانوادهمحور در سیاستهای بهزیستی فقط محدود به دوران بحران نیست، اما در چنین شرایطی اهمیت بیشتری پیدا میکند. موسویچلک با ارائه آماری از وضعیت کودکان تحت پوشش بهزیستی میگوید:«قبل از جنگ حدود 10 هزار کودک در مراکز بهزیستی بودند. در حال حاضر به واسطه رویکرد خانوادهمحوری که اولویت اصلی ما در حمایت از کودکان است، حدود 4 هزار کودک را به خانوادهها تحویل دادهایم و حدود 6 هزار و 300 نفر در مراکز ما حضور دارند.»
او با بیان اینکه این واگذاریها در قالبهای مختلفی انجام میشود، میگوید:«خانواده میزبان، خانواده امین موقت، فرزندخواندگی، بازپیوند به خانواده زیستی یا اعطای مرخصی به اقوام در شرایط بحران، از جمله سازوکارهایی است که اجرا میکنیم و خانوادهها میتوانند از آنها استفاده کنند.» موسویچلک البته به یک نکته مهم هم اشاره میکند:«معمولاً وقتی اقوام، کودکان را برای یک ماه مرخصی میبرند، ممکن است بخشی از آنها به مرکز بازگردند. اما سیاست ما این است که خانوادههایی که شرایط لازم را دارند و طبق قوانین و مقررات کشور در سامانه ملی فرزندخواندگی پرونده تشکیل دادهاند و صلاحیتشان بررسی شده، در اولویت دریافت سرپرستی قرار بگیرند. همه ویژگیهایی که طبق قانون برای واگذاری کودک به خانواده لازم است، دقیقاً مدنظر قرار میگیرد.»

