حمله به همگرایی ملت‌ها

امیر مهدی علوی
سخنگوی فدراسیون فوتبال


این پرسش جدی مطرح است که آیا کشور میزبان، یعنی آمریکا، توان تأمین امنیت مسابقات را دارد یا خیر؟ چند سال پیش، در جریان برگزاری رقابت‌های فوتسال امیدهای آسیا در ارومیه، ۱۸ وزارتخانه برای برگزاری این رویداد در سطح بین‌المللی تضمین‌های لازم را ارائه کردند. آن‌وقت چگونه است که رئیس‌جمهوری آمریکا از نبود امنیت برای جام جهانی سخن می‌گوید؟
آقای ترامپ، فوتبال را آلوده نکنید. مگر می‌شود کشوری میزبان جام جهانی باشد و همزمان درگیر تنش‌های نظامی و بحران‌های امنیتی شود؟ در جام جهانی ۱۹۸۶ مکزیک، یکی از معماران سیاست خارجی نوین آمریکا تلاش فراوانی کرد تا کشورش میزبان این رقابت‌ها شود. او حتی دو سال پیش از انتخاب مکزیک، با صراحت گفت که در فوتبال دانشی ندارد، هرچند در سیاست خارجی صاحب‌نظر است. با این حال، تفاوت در این است که او به ناآگاهی خود واقف بود، اما ترامپ در این حوزه نیز بی‌پروا اظهار نظر می‌کند.
به تعبیر فرید ذکریا، از برجسته‌ترین تحلیلگران سیاست خارجی، ترامپ خواهان جهانی است که در برابرش سر تعظیم فرود آورد؛ حال آنکه هنوز نقاطی از جهان وجود دارند که چنین نخواهند کرد.
در ماه‌های اخیر، مرز میان سیاست و ورزش — به‌ویژه در فوتبال — به شکلی نگران‌کننده تضعیف شده است؛ مرزی که فدراسیون بین‌المللی فوتبال (فیفا) همواره کوشیده با وضع مقررات سختگیرانه از آن پاسداری کند. در این میان، اظهارات دونالد ترامپ درباره احتمال حذف تیم ملی ایران از رقابت‌های بین‌المللی، نمونه‌ای روشن از تلاش برای سیاسی‌سازی عرصه‌ای است که ذاتاً باید ورزشی باقی بماند.
فوتبال، به‌عنوان پرمخاطب‌ترین ورزش جهان، صرفاً یک سرگرمی نیست؛ بلکه بستری برای همگرایی ملت‌هاست. از همین رو، قوانین فیفا هرگونه مداخله دولت‌ها در امور فوتبال را صراحتاً ممنوع کرده و اصل «استقلال فدراسیون‌ها» را به‌عنوان یکی از ارکان بنیادین خود تثبیت کرده است. این اصل تضمین می‌کند که رقابت‌ها بر پایه شایستگی‌های ورزشی شکل گیرد، نه ملاحظات سیاسی.
در چنین چهارچوبی، طرح حذف یک تیم ملی به دلایل غیرورزشی — آن هم از سوی یک چهره سیاسی — بیش از آنکه یک موضعگیری معمول باشد، نشانه‌ای از بی‌اعتنایی به قواعد پذیرفته‌شده بین‌المللی است. چنین رویکردی، هرچند ممکن است در فضای داخلی کارکردی تبلیغاتی داشته باشد، اما در سطح جهانی به تضعیف نهادهای تنظیم‌گر و بی‌ثباتی در نظم رقابت‌های ورزشی می‌انجامد.
تجربه‌های تاریخی نیز نشان داده‌اند که هرگاه سیاست به‌طور مستقیم وارد فوتبال شده، نه‌تنها به توسعه این ورزش کمکی نکرده، بلکه به تنش، محرومیت و بی‌عدالتی دامن زده است. از تحریم‌های ورزشی گرفته تا محدودیت‌های میزبانی و صدور روادید، همگی نمونه‌هایی هستند که روح «بازی جوانمردانه» را تحت‌الشعاع قرار داده‌اند.
در مورد ایران نیز، تیم ملی فوتبال در سال‌های اخیر، با وجود چالش‌های فراوان، جایگاه خود را در عرصه بین‌المللی حفظ کرده است. حضور این تیم در رقابت‌هایی چون جام جهانی، حاصل عملکرد فنی و شایستگی ورزشی بوده، نه ملاحظات سیاسی. بنابراین، هرگونه تلاش برای حذف یا تضعیف این حضور، نادیده‌گرفتن اصول حرفه‌ای فوتبال و نقض آشکار عدالت ورزشی است.
تداوم چنین رویکردهایی می‌تواند شکاف میان نهادهای ورزشی و دولت‌ها را عمیق‌تر کرده و حتی اعتبار نهادهایی چون فیفا را نیز با چالش مواجه سازد. اگر این سازمان در برابر فشارهای سیاسی عقب‌نشینی کند، پیامدی جز بی‌اعتبار شدن قوانین و گسترش رویه‌های سلیقه‌ای نخواهد داشت.
در نهایت، حفظ استقلال فوتبال از سیاست، نه یک شعار، بلکه ضرورتی انکارناپذیر برای صیانت از عدالت، رقابت سالم و همبستگی جهانی است. جامعه فوتبال — از مدیران و بازیکنان تا هواداران— باید در برابر هرگونه تلاش برای آلوده‌سازی این عرصه به منازعات سیاسی هوشیار باشد و از اصولی که این ورزش را به زبان مشترک ملت‌ها بدل کرده است، پاسداری کند.