در حافظه موقت ذخیره شد...
«ایران» تلاش رئیس جمهوری آمریکا برای بر هم زدن نظم مسابقات جام جهانی فوتبال را بررسی میکند
قانونگریزی مرد دیوانه
این ایده که از سوی پائولو زامپولی مطرح شده و به نحوی با فضای سیاسی پیرامون دونالد ترامپ همخوانی دارد، بیش از هر چیز بازتابدهنده نوعی رویکرد مبتنی بر «جنجال به شکل ابزار» است. در این چهارچوب، هدف نه اصلاح یا بهبود ساختارها، بلکه تصاحب تیترهای خبری و نمایش قدرت در شکستن هنجارهاست. الگویی که در سالهای اخیر در عرصه سیاست جهانی بارها آزموده شده، اکنون به حوزه ورزش نیز سرایت کرده است.
این در حالی است که ساختارهایی چون فیفا اساساً برای جلوگیری از چنین بینظمیهایی شکل گرفتهاند. قوانین صریح و غیرقابل تفسیر درباره نحوه صعود تیمها، ترکیب مسابقات و حق میزبانی، دقیقاً با هدف حفظ عدالت و پیشبینیپذیری در رقابتها تدوین شدهاند. با این حال، سکوت معنادار جیانیاینفانتینو در قبال چنین اظهاراتی، این نگرانی را تشدید میکند که نهادهای ناظر نیز یا دچار انفعال شدهاند یا در برابر فشارهای سیاسی، انعطافپذیری عجیبی از خود نشان میدهند.
جام جهانی، بهعنوان بزرگترین رویداد فوتبالی جهان، نه صرفاً یک تورنمنت ورزشی، بلکه نمادی از همگرایی ملتها بر پایه قواعد مشترک است. هرگونه خدشه به این قواعد، در واقع ضربهای مهلک و غیر قابل جبران به مفهوم «رقابت عادلانه» است. اگر قرار باشد میزبانی یک کشور بهانهای برای بازتعریف قوانین یا دورزدن آنها شود، به هیچ وجه دیگر نمیتوان از «رقابت سالم ورزشی» سخن گفت، بلکه باید آن را به نمایشی شوم از اراده سیاسی تقلیل داد.
نکته نگرانکنندهتر، عادیسازی این نوع رفتارهاست. هنگامی که ایدههایی از این دست در سطح رسانهای مطرح و بدون واکنش قاطع رها میشوند، به تدریج مرز میان «غیرممکن» و «قابل بررسی» کمرنگ میشود. این همان نقطهای است که فروپاشی نرم قواعد آغاز میشود؛ نه با یک تصمیم ناگهانی، بلکه با انباشت ایدههایی که پیشتر غیرقابل تصور بودند.
تحلیلگران بسیاری بر این باورند که چنین رفتارهایی بخشی از یک الگوی گستردهتر است؛ الگویی که در آن قدرتهای سیاسی میکوشند قواعد بینالمللی را نه بهعنوان چهارچوبی الزامآور، بلکه به شکل ابزاری انعطافپذیر و قابل دستکاری ببینند.نتیجه چنین نگاهی، چیزی جز حرکت به سمت «قانون جنگل» در عرصههای جهانی نیست جایی که نه عدالت، بلکه میزان نفوذ و قدرت تعیینکننده است.
اگر این روند خطرناک خیلی زود مهار نشود، آنچه در معرض خطر قرار میگیرد صرفاً یک تورنمنت یا یک رشته ورزشی نیست، بلکه کل سازوکار اعتماد در رقابتهای جهانی است. ورزشی که زمانی زبان مشترک ملتها بود، ممکن است به صحنهای برای نمایش بیپروای قدرت تبدیل شود؛ جایی که قواعد، نه اصولی ثابت، بلکه موانعی موقت تلقی میشوند.
در چنین شرایطی، مسئولیت نهادهای بینالمللی، رسانهها و افکار عمومی بیش از هر زمان دیگری سنگین است. سکوت، در این مقطع، نه نشانه بیاهمیتی، بلکه حکم تأیید ضمنی تعبیر خواهد شد. اگر قرار است اعتبار مسابقات جهانی حفظ شود، باید در برابر این دست ایدهها-در سطح طرح و گمانهزنی-موضعی روشن، قاطع و مبتنی بر اصول اتخاذ شود. در غیراین صورت، فروپاشی نظم موجود نه یک احتمال دور، بلکه واقعیتی نزدیک
خواهد بود.

