تحلیل‌ها و تفسیر‌های بین‌المللی از آتش‌بس یکطرفه ترامپ؛

عقب‌نشینی یاغی

علیرضا حجتی
دبیر گروه بین‌الملل


دونالد ترامپ بعد از همه تهدیدات خود علیه ایران، نهایتاً در واپسین ساعات اتمام آتش‌بس 2 هفته‌ای، آن را به طور یکطرفه تمدید کرد، البته این پیش‌بینی پذیرترین رفتار رئیس‌جمهوری آمریکا بود برای کسی که لاف‌های بزرگ می‌زند و البته نمی‌خواست فعلاً به جنگ ادامه بدهد.
لحن پیام تمدید آتش‌بس ترامپ با اوایل همان روز که ایران را در صورت عدم موافقت با زیاده خواهی‌های آمریکا تهدید به حمله نظامی کرده بود، کاملاً متفاوت بود. ترامپ صبح سه‌شنبه در مصاحبه با شبکه CNBC گفته بود: «من انتظار بمباران دارم. ارتش مشتاق حمله است.»
این بخشی از الگوی آشنای رفتار سیاسی ترامپ است. او ابتدا تهدید می‌کند، سپس عقب‌نشینی می‌کند و سرنوشت مذاکرات یا جنگ را در هاله‌ای از ابهام قرار می‌دهد. اینبار البته تهران دست این آمریکایی جنگ‌طلب را خوانده بود، ترامپ بشدت به میز مذاکراه نیاز داشت تا عدم آمادگی ایالات متحده برای ادامه جنگ را بپوشاند اما تصمیم ایران مبنی بر عدم حضور در اسلام آباد، رئیس‌جمهوری آمریکا را بی‌اعتبار و او را با یک افتضاح بزرگ سیاسی مواجه کرد.
ترامپ یا باید به حملات نظامی ادامه می‌داد که شواهد موجود حاکی از عدم تمایل واشنگتن به ادامه جنگ بود یا یکجانبه آتش‌بس را تمدید می‌کرد و تمام تهدیدهای خود را زیرپا می‌گذاشت؛ هر 2 سناریو برای حاکم کاخ سفید یک شکست آشکار بود.
این در شرایطی است که یک مقام آمریکایی که مستقیماً از اوضاع مطلع است به نیویورک تایمز گفت که بازگشت به جنگ قریب‌الوقوع نیست، حتی با وجود اینکه پنتاگون همچنان به بررسی گزینه‌ها ادامه می‌دهد.
این سرنوشت «جنگ بدون محاسبه» ترامپ است که آن را برای دولتش به یک باتلاق عمیق تبدیل کرده است که حتی می‌تواند به بهای از دست رفتن حیات سیاسی او منجر شود. بدون تردید کسی از دونالد ترامپ که به گزارش رسانه‌ها حوصله جلسات طولانی بریفینگ نظامی-امنیتی را ندارد انتظار درک استراتژیک از محاسبات پیچیده تصمیم‌سازی جنگ را ندارد و چه بسا، رئیس‌جمهوری آمریکا بخواهد دوباره وارد جنگ علیه ایران شود. اما پرسش اینجاست؛ او چه دستاوردی می‌تواند کسب کند؟ عملیات 4 روزه آمریکا طبق برآورد ترامپ-نتانیاهو به یک جنگ 40 روزه تبدیل شد و اهدافی که در 40 روز کسب نشود در 400 روز هم حاصل  نخواهد شد.
اکونومیست در تازه‌ترین گزارش خود از محاسبات نادرست ایالات متحده در جنگ رمضان نوشته است: «پنتاگون برای اطمینان‌بخشی در داخل کشور، دست به کار شد و آمار و ارقام امیدوارکننده‌ای ارائه داد. آنها لیست بمب‌های پرتاب‌شده و اهداف نابودشده را برشمردند. با این حال، هرچه روزهای جنگ به هفته‌ها تبدیل می‌شد، هجوم آمار و ارقام نتوانست این واقعیت سرسخت را پنهان کند؛ آمریکا در برآورد اینکه چه چیزی برای درهم شکستن اراده دشمنش لازم است، دچار اشتباه محاسباتی شده بود.»
ترامپ هر چه فریاد پیروزی در تروث سوشال سر دهد و شبکه‌های اجتماعی را به کارزار جنگی خود تبدیل کند اما واقعیت‌های میدانی اثبات می‌کنند، جنگ اخیر برای او، دست کم از هفته دوم، به مهلکه‌ای تبدیل شد که فقط به دنبال پنجره خروج از آن می‌گشت. شاید به همین دلیل است که پایگاه خبری آکسیوس با استناد به منابع خود ادعا کرده می‌خواهد از این جنگ که به طور فزاینده‌ای منفور می‌شود، خارج شود. در حقیقت به غیر از ترامپ و هگست هیچ کسی در ایالات متحده اعتقاد ندارد این جنگ با پیروزی آمریکا رقم خورده است اما در عوض آمریکایی‌ها اعم از نخبگان، سیاستمداران و افکار عمومی متفق‌القول هستند که جنگ ترامپ علیه ایران، یکی از غیرضروری‌ترین جنگ‌ها در تاریخ این کشور بوده است. جنگی که موقعیت بین‌المللی واشنگتن را به طور فزاینده‌ای تضعیف خواهد کرد؛ چرا که کارزار آمریکا به جای یک طرح «حساب‌شده» به هرج و مرج مطلقی تبدیل شد که بر اساس خلق و خوی رئیس‌جمهوری و شهودات شخصی ترامپ  پیش رفت.
به اذعان روزنامه تلگراف مقامات آمریکایی می‌گویند ترامپ از ساختارهای اداری سنتی که استراتژی واشنگتن در جنگ‌ها را تعیین می‌کنند، جدا شده و در عوض، ناامیدی‌های خود را در رسانه‌های اجتماعی بروز می‌دهد و پست‌های روزانه او به ابزاری برای تعیین مسیر جنگ تبدیل شده است. بر این اساس ترامپ دیگر صبرش در برابر جلسات طولانی و ساختارمند امنیت ملی تمام شده و ترجیح می‌دهد به شهود خود و توصیه حلقه محدودی از وفادارانش که واقعیت جنگ میدانی را برایش «زیباسازی» می‌کنند، تکیه کند.
 فیلیپ گوردون و ربکا لیسنر از اعضای پیشین امنیت ملی کاخ سفید در دولت‌های اوباما و بایدن به تازگی در فارن پالیسی نوشته‌اند جنگ ایران ضربه‌ای بالقوه مرگبار به نظم بین‌المللی تحت رهبری آمریکا وارد کرده است که از قبل در آستانه فروپاشی بود. ایالات متحده اکنون تهدید اصلی برای نظامی است که روزگاری رهبری آن را بر عهده داشت. نظامی که بر پایه اتحادهای تحت رهبری آمریکا و اصول تثبیت‌کننده‌ای مانند عدم تجاوز، حاکمیت و آزادی دریانوردی بنا شده بود. به اعتقاد این دیپلمات‌های آمریکایی، ترامپ با راه‌انداختن یک جنگ پیشگیرانه و بدون هیچ مبنای حقوقی قابل قبول (چه در حقوق داخلی و چه در حقوق بین‌الملل) و با مسدود شدن تنگه هرمز توسط ایران، به عادی‌سازی و تسلیحاتی کردن تنگه‌هایی که اقتصاد جهانی به آنها وابسته است، کمک کرده است.
لیسنر به همراه گوردون- که هماهنگ کننده کاخ سفید در امور خاورمیانه در دولت اوباما بود- هشدار می‌دهند این جنگ همچنین پیامدهایی برای اتحادهای آمریکا در منطقه هند و اقیانوس آرام خواهد داشت. علی‌رغم تمام صحبت‌ها در مورد اولویت دادن به این منطقه، جنگ علیه ایران تمام تمرکز را از این منطقه برداشته است. ترامپ در جنگ ایران مجبور شد حجم عظیمی از دارایی‌های نظامی خود را از منطقه هند و اقیانوس آرام به خاورمیانه منتقل کند. این اقدام، آمادگی آمریکا را برای درگیری احتمالی با چین به خطر انداخته  است.
مرکز مطالعات استراتژیک و بین‌المللی (CSIS) می‌نویسد: در طول هفت هفته گذشته از جنگ، ارتش آمریکا حداقل ۴۵ درصد از ذخایر موشک‌های تهاجمی دقیق خود؛ حداقل نیمی از موجودی موشک‌های تاد (THAAD) که برای رهگیری موشک‌های بالستیک طراحی شده‌اند؛ و نزدیک به ۵۰ درصد از ذخایر موشک‌های رهگیر دفاع هوایی پاتریوت خود را مصرف کرده است. ارتش آمریکا همچنین تقریباً 30 درصد از ذخایر موشک‌های تاماهاوک خود؛ بیش از 20 درصد از ذخایر موشک‌های دوربرد مشترک هوا به سطح خود؛ و تقریباً 20 درصد از موشک‌های SM-3 و SM-6 خود را مصرف  کرده است.

 

برش

اوردوز جنگی ترامپ 
در ترجمان سیاست‌ بین‌الملل، وقتی آتش‌بس رخ می‌دهد به این معناست که محدودیت قدرت،‌ درک و این جمع‌بندی حاصل شده است که امکان پیروزی قاطع و کامل وجود ندارد. جنگ رمضان هم از این قاعده مستثنی نیست. بنابراین عدم موفقیت احتمالی روند اسلام‌آباد به احتمال خیلی زیاد به معنای بازگشت به جنگ نخواهد بود و انتقال از فاز «دیپلماسی مسلح» به «فریز مسلح» صورت خواهد پذیرفت.
به دلایل زیادی، ایالات متحده فعلاً ظرفیت تداوم نبرد را ندارد، مگر اینکه نتوان سقفی برای حماقت رئیس‌جمهوری آمریکا قائل شد! ایرادی که به ترامپ وارد است به شیوه اعمال قدرت باز‌می‌گردد. در دوره اول حضور در کاخ سفید و بعد از وضع کارزار فشار حداکثری، آمریکایی‌ها به او هشدار می‌دادند نباید دوز مصرف «تحریم» را زیاد کرده تا کاربردش را از دست بدهد. حالا او با اهرم «جنگ» همین کار را کرده است. ۲ جنگ با ایران در کمتر از یکسال آخرین و بزرگترین ابزار قدرت واشنگتن در برابر تهران را هم بلاموضوع کرده است. ترامپ به طور طعنه‌آمیزی شبیه به ولودیمیر زلنسکی به نظر می‌رسد، زمانی که در اتاق بیضی کاخ سفید با تحقیر خطاب به او گفت: «تو کارتی برای بازی نداری!»

صفحات
  • صفحه اول
  • سیاسی
  • دیپلماسی
  • بین الملل
  • اجتماعی
  • اقتصادی
  • گزارش
  • خودرو
  • حوادث
  • ورزشی
  • علم و فناوری
  • ایران زمین
  • کتاب
  • صفحه آخر
آرشیو تاریخی
شماره نه هزار و هفت
 - شماره نه هزار و هفت - ۰۳ اردیبهشت ۱۴۰۵