انهدام زیرساخت‌های ارتباطی و رادارهای پدافندی آمریکا، نرخ اصابت موشک‌های ایران را بالا برده است

حمله به چشم و گوش دشمن

با آغاز جنگ تجاوزکارانه آمریکا و رژیم صهیونیستی علیه کشورمان، یکی از مهم‌ترین ویژگی‌های حملات متقابل نیروهای مسلح ایران، تمرکز قابل توجه بر زیرساخت‌های ارتباطی و سامانه‌های راداری شبکه پدافند آمریکا بوده است. بررسی گزارش‌های منتشر شده در رسانه‌های بین‌المللی و تحلیل داده‌های ماهواره‌ای نشان می‌دهد که در این حملات، صرفاً باندهای پروازی یا تأسیسات لجستیکی پایگاه‌ها هدف قرار نگرفته‌اند، بلکه بخش مهمی از اهداف، سامانه‌هایی بوده‌اند که در واقع چشم و گوش شبکه دفاع موشکی ایالات متحده در غرب آسیا برای دفاع از اسرائیل به شمار می‌روند. مجموعه‌ای از رادارهای پیشرفته، سامانه‌های هشدار زودهنگام، ایستگاه‌های ارتباطی ماهواره‌ای و زیرساخت‌های فرماندهی و کنترل در پایگاه‌های ایالات متحده در اردن، قطر، امارات، کویت و بحرین مورد اصابت موشک‌ها و پهپادهای انتحاری ایران قرار گرفته و منهدم شده‌اند.
این الگوی حملات از نگاه بسیاری از تحلیلگران نظامی اتفاقی نیست و نشانه یک راهبرد مشخص در مراحل ابتدایی جنگ محسوب می‌شود؛ راهبردی که هدف آن تضعیف لایه شناسایی و هشدار شبکه دفاع موشکی آمریکا و متحدانش پیش از گسترش موج‌های بعدی حملات موشکی ایران است. به‌ویژه اگر بدانیم که در جنگ‌های مدرن، سامانه‌های راداری و ارتباطی نقش حیاتی در کشف تهدید، انتقال داده‌ها و هدایت سامانه‌های رهگیر دارند و از کار افتادن آن‌ها عملاً بخشی از شبکه پدافندی را فلج می‌کند.
در همین چهارچوب، یکی از مهم‌ترین اهداف حملات ایران در روزهای گذشته، رادارهای سامانه پدافندی تاد بوده است؛ سامانه‌ای که آمریکا برای مقابله با موشک‌های بالستیک در ارتفاع بالا در کشورهای مختلف منطقه مستقر کرده و آن را یکی از ستون‌های اصلی دفاع موشکی خود در غرب آسیا می‌داند. حسگر اصلی این سامانه، رادار پیشرفته
 AN/TPY-2 radar است، راداری با دقت بسیار بالا که قادر است موشک‌های بالستیک را در فاصله صدها کیلومتری کشف و مسیر آن‌ها را برای رهگیرهای ضدموشکی محاسبه کند.
حالا طبق اعلام نیروهای مسلح ایران و اذعان رسانه‌های غربی، یکی از این رادارها در پایگاه هوایی «موفق السلطی» در اردن هدف حمله موشکی ایران قرار گرفته و منهدم شده است. این رادار که ارزش آن حدود ۳۰۰ میلیون دلار برآورد می‌شود، بخش حیاتی سامانه تاد در این پایگاه محسوب می‌شد و نقش کلیدی در کشف و رهگیری موشک‌های بالستیک ایفا می‌کرد.
علاوه بر اردن، تصاویر ماهواره‌ای نشان می‌دهد که دو رادار دیگر سامانه تاد در امارات و همچنین در قطر نیز مورد اصابت دقیق موشکی و پهپادی ایران قرار گرفته‌اند. هر یک از این رادارها بخشی از شبکه یکپارچه دفاع موشکی آمریکا هستند که اطلاعات آن‌ها در قالب یک شبکه مشترک میان پایگاه‌های مختلف منطقه تبادل می‌شود.
در کنار رادارهای سامانه تاد، یکی از مهم‌ترین اهداف حملات ایران رادار راهبردی AN/FPS-132  بوده است. سامانه‌ای فوق پیشرفته که در پایگاه العدید قطر مستقر بود. این رادار آرایه فازی عظیم که بخشی از شبکه جهانی هشدار موشکی آمریکا محسوب می‌شود، قادر است پرتاب موشک‌های بالستیک را در فاصله‌ای نزدیک به پنج هزار کیلومتر شناسایی کند و داده‌های حیاتی را برای سامانه‌های رهگیر مانند تاد و پاتریوت ارسال کند.
تحلیلگران نظامی می‌گویند ارزش این سامانه بیش از ۱.۱ میلیارد دلار است و از کار افتادن یا آسیب دیدن آن می‌تواند بخشی از پوشش هشدار زودهنگام آمریکا در منطقه را مختل کند. به همین دلیل است که این رادار در بسیاری از تحلیل‌های نظامی به عنوان یکی از مهم‌ترین حسگرهای راهبردی آمریکا در غرب آسیا شناخته می‌شود.
در کنار این سامانه‌ها، گزارش‌هایی نیز از هدف قرار گرفتن رادار متحرک
 AN/TPS-59  منتشر شده است؛ راداری که برای کشف اهداف بالستیک و هواگردها در ارتفاع بالا استفاده می‌شود و در برخی از پایگاه‌های آمریکا در منطقه مستقر است. این رادارها اگرچه از نظر اندازه و برد به بزرگی AN/FPS-132 نیستند، اما بخش مهمی از لایه میانی شبکه کشف تهدید محسوب می‌شوند.
تحلیل تصاویر ماهواره‌ای منتشر شده در رسانه‌های غربی نشان می‌دهد که مجموعه‌ای از سایت‌های راداری و ارتباطی آمریکا در کشورهای اردن، قطر، کویت، امارات و بحرین مورد اصابت قرار گرفته و دچار خسارت شده‌اند.
در همین چهارچوب، گزارش‌هایی نیز درباره هدف قرار گرفتن برخی زیرساخت‌های ارتباطی ماهواره‌ای ارتش تروریستی ایالات متحده در منطقه منتشر شده است. این زیرساخت‌ها که شامل ایستگاه‌های SATCOM و گنبدهای راداری موسوم به رادوم هستند، برای ارتباط امن میان پایگاه‌های آمریکا، ناوهای مستقر در منطقه و فرماندهی مرکزی ارتش آمریکا استفاده می‌شوند. آسیب دیدن چنین تأسیساتی می‌تواند در انتقال داده‌ها و هماهنگی عملیات‌ها اختلال ایجاد کند.
اما ابعاد راهبردی این خسارات در تحلیل‌های برخی رسانه‌های آمریکایی نیز مورد توجه قرار گرفته است. فارین پالیسی در تحلیلی درباره پیامدهای این حملات نوشته است که تخریب یا آسیب دیدن برخی از رادارهای دفاع موشکی آمریکا در منطقه می‌تواند اثرات بلندمدتی داشته باشد. به نوشته این رسانه، جایگزینی برخی از این سامانه‌ها فرآیندی بسیار زمانبر است. بر اساس برآوردهایی که در این گزارش مطرح شده، بازسازی یا جایگزینی رادار راهبردی AN/FPS-132 ممکن است بین پنج تا هشت سال زمان ببرد و هزینه آن حدود ۱.۱ میلیارد دلار باشد. همچنین جایگزینی رادار AN/TPS-59 نیز می‌تواند ۱۲ تا ۲۴ ماه زمان ببرد و هزینه‌ای در حدود ۵۰ تا ۷۵ میلیون دلار داشته باشد.
رسانه‌هایی مانند بلومبرگ نیز در گزارش‌های خود به این نکته اشاره کرده‌اند که پنتاگون در حال بررسی گزینه‌هایی برای جایگزینی سریع برخی از این سامانه‌ها در منطقه است. به گفته برخی مقامات نظامی ایالات متحده که با این رسانه‌ها گفت‌وگو کرده‌اند، از دست رفتن یک رادار کلیدی مانند AN/TPY-2 می‌تواند فشار بیشتری بر سامانه‌های دیگر مانند پاتریوت وارد کند، سامانه‌ای که خودش هم با محدودیت ذخایر موشک‌های رهگیر PAC-3 مواجه است.
اگر این گزارش‌ها را در کنار الگوی حملات ایران قرار دهیم، تصویری نسبتاً روشن از راهبرد عملیاتی ایران در روزهای ابتدایی جنگ شکل می‌گیرد. به نظر می‌رسد تمرکز اصلی عملیات‌های اولیه بر انهدام یا تضعیف لایه حسگر شبکه دفاع موشکی دشمن بوده است. در واقع، نیروهای مسلح ایران در روزهای نخست جنگ تلاش کرده‌اند با هدف قرار دادن رادارها، سامانه‌های هشدار زودهنگام و زیرساخت‌های ارتباطی، شبکه شناسایی و رهگیری آمریکا و اسرائیل در منطقه را تضعیف کنند.
اساساً در حملات موشکی، سرعت تصمیم‌گیری و زمان واکنش سامانه‌های دفاعی نقش تعیین‌‌کننده‌ای دارد. رادارهای هشدار زودهنگام با کشف سریع پرتاب موشک‌ها، چند دقیقه زمان حیاتی برای فعال شدن سامانه‌های رهگیر فراهم می‌کنند. اما اگر این رادارها آسیب ببینند یا بخشی از شبکه آن‌ها از کار بیفتد، زمان واکنش به شدت کاهش می‌یابد و احتمال عبور موشک‌ها از سد پدافند افزایش پیدا می‌کند.
حالا نشانه‌هایی از این موضوع در جنگ فعلی دیده می‌شود. گزارش‌ها حاکی از آن است که با گذشت چند روز از آغاز جنگ تجاوزکارانه آمریکا و اسرائیل و پس از هدف قرار گرفتن بخش قابل توجهی از شبکه راداری و ارتباطی آمریکا در منطقه، نرخ اصابت موشک‌ها و پهپادهای ایرانی به اهداف تعیین ‌شده در پایگاه های آمریکا و سرزمین‌های اشغالی، افزایش قابل‌توجهی یافته است. اکنون نسبت میان تعداد شلیک‌ها و تعداد اصابت‌ها به شکل محسوسی به هم نزدیک‌تر شده است.
این، نشان ‌دهنده اثرگذاری راهبرد ایران است؛ راهبردی که هدف آن کور کردن چشم دشمن پیش از گسترش موج‌های اصلی حملات موشکی بوده است.
به همین دلیل است که کارشناسان نظامی معتقدند آنچه در روزهای ابتدایی جنگ تجاوزکارانه آمریکا و رژیم صهیونیستی علیه ایران رخ داده، صرفاً مجموعه‌ای از حملات پراکنده به پایگاه‌های آمریکا نبوده، بلکه مرحله‌ای از یک دکترین عملیاتی بوده است؛ مرحله‌ای که هدف آن تضعیف زیرساخت‌های شناسایی و هشدار دشمن و افزایش احتمال موفقیت موج‌های بعدی حملات موشکی بوده است.