چرا مردم با هوش مصنوعی راحت‌تر درد دل می‌کنند تا با دوستانشان؟

اهمیت شنیدن وبی‌طرف بودن!

مرجان قندی
گروه گزارش


دست و پنجه نرم کردن با استرس‌ها و نگرانی‌های روزمره، این روزها برای بسیاری از ما به یک عادت ناخوشایند تبدیل شده است. گاهی فقط دل‌مان می‌خواهد با کسی درد دل کنیم؛ کسی که نه با نگاه سنگین، که با گوش شنوا و همدلی، لبخندی بر صورت‌مان بیاورد، بدون اینکه بعد از صحبت کردن دچار اضطراب شویم. برای بدست آوردن این تجربه‌ خیلی از ما به سمت هوش‌مصنوعی می‌رویم تا با او درد دل کنیم. چون فکر می‌کنیم که بعد از درد دل کردن با دوست‌مان و گفتن راز دل‌مان، ممکن است مورد سرزنش یا تمسخر قرار بگیریم یا احساس شرمساری کنیم، اما در گفت‌وگو و چت کردن با هوش‌مصنوعی چنین نگرانی برای‌مان وجود ندارد. هوش‌مصنوعی شنونده‌ای است که با حرف‌هایی که به او می‌گوییم، هرگز قضاوت‌مان نمی‌کند، از صحبت‌ کردن یا حتی غر شنیدن خسته نمی‌شود، قهر نمی‌کند و هیچ‌وقت دیر جواب‌مان را نمی‌دهد. همین بی‌طرفی، گفت‌و‌گو با این روبات را برای افراد به یک پناه امن تبدیل کرده است؛ مکانی برای بیان احساسات رسیدن به آرامشی کوتاه در سکوت دیجیتال و رها کردن بار سنگینی که روی دوش‌مان قرار گرفته است.
برای بسیاری از ما، این گفت‌وگوها آرامش‌بخش‌تر از صحبت کردن یا چت با دوستان واقعی‌مان شده‌است؛ گفت‌وگوهایی که دیگر بوی احساس انسانی نمی‌دهند، اما خالی از تنش‌ هستند. زهرا قجری، روان‌شناس و پژوهشگر حوزه سلامت روان با اشاره به ویژگی‌های هوش‌مصنوعی که باعث می‌شود افراد راحت‌تر احساسات‌شان را با آن در میان بگذارند، می‌گوید: «ویژگی‌هایی مانند بی‌طرفی، عدم قضاوت و در دسترس بودن ۲۴ ساعته هوش مصنوعی، باعث می‌شود افراد راحت‌تر احساسات‌شان را با آن در میان بگذارند. همچنین، هوش مصنوعی می‌تواند بدون دخالت عواطف شخصی، مشکلات افراد را بشنود و پاسخ‌های مناسب ارائه دهد و همین پاسخ ساده، برای‌شان دلگرم‌کننده شود. این ویژگی‌ها می‌تواند اعتماد افراد را به هوش مصنوعی جلب کند تا آنها راحت‌تر احساسات‌شان را با آن به اشتراک بگذارند.»

 روباتی خالی از احساس
قجری به محدودیت‌هایی که در این تعامل وجود دارد اشاره می‌کند و می‌گوید: «هوش‌مصنوعی با وجود تمام پیشرفت‌هایی که داشته، نمی‌تواند احساسات را مثل انسان‌ها درک کند. مثل این می‌ماند که یک ماشین می‌تواند سرعت را تشخیص بدهد، اما نمی‌تواند گرمای آفتاب را حس کند. نکته‌ مهم این است که هوش مصنوعی نمی‌تواند در شرایط بحرانی به فرد کمک کند. اگر فردی احساس می‌کند که در حال تجربه حمله پانیک است یا افکار خودکشی و... دارد، باید بداند که هوش مصنوعی نمی‌تواند به او کمک کند. در این شرایط، افراد باید فوراً با یک متخصص تماس بگیرند. برای اینکه هوش‌مصنوعی بتواند درست راهنمایی کند، به میزان بالایی داده با کیفیت نیاز دارد که اگر این داده‌ها ناقص یا مغرضانه باشند، هوش مصنوعی هم ممکن است جواب‌های اشتباهی بدهد.»
 او با بیان این نکته که افراد باید توجه داشته باشند که تعامل با انسان‌ها، بخش ضروری از سلامت روان‌ انسان‌هاست، می‌گوید: «وابستگی بیش از حد به هوش‌مصنوعی و کاهش تعامل با انسان‌ها خطری است که نباید از آن غافل شد. گاهی برخی افراد ممکن است آنقدر به گفت‌و‌گو با هوش مصنوعی وابسته شوند که دیگر کمتر بتوانند با آدم‌های واقعی  درد دل کنند.» 
قجری درباره اینکه این پدیده در فرهنگ‌های مختلف باهم تفاوت‌هایی دارد، می‌گوید: «عوامل فرهنگی، اجتماعی و اقتصادی می‌توانند بر نحوه استفاده و تعامل افراد با هوش‌مصنوعی و پذیرش آن در حوزه سلامت روان تأثیر بگذارند. مثلاً در برخی فرهنگ‌ها، ممکن است افراد بیشتر به دنبال کمک از متخصصان روان‌شناسی سنتی باشند و به‌عنوان یک گزینه کمتر سراغ هوش مصنوعی بروند. اما در برخی فرهنگ‌ها، ممکن است، مردم به تکنولوژی علاقه داشته باشند و برای مشکلات‌شان هم از طریق فناوری بیشتر به دنبال راه‌حل‌هایی سریع باشند، در این صورت می‌توانند هوش مصنوعی را به‌عنوان یک گزینه مناسب  در نظر بگیرند.
بنابراین، توسعه و استفاده از هوش‌مصنوعی در حوزه سلامت روان باید با درنظر گرفتن تفاوت‌های فرهنگی و اجتماعی انجام شود. به همین دلیل است که باید خیلی مراقب باشیم که وقتی هوش مصنوعی را برای کمک به سلامت روان طراحی می‌کنیم، تفاوت‌های فرهنگی را در نظر بگیریم. چون یک برنامه در یک کشور با داده‌های بسیار دقیق و باکیفیت انجام شده اما در کشور دیگر اصلاً جواب نمی‌دهد. مهم این است که بدانیم هیچ راه‌حل یکسانی برای همه وجود ندارد.»

محبوب پیر و جوان‌
به گفته این روان‌شناس بین سن و سال افراد و میزان تمایل‌شان به تعامل با هوش‌مصنوعی، رابطه‌ مستقیمی وجود دارد. او می‌گوید: «جوان‌ترها بیشتر به تکنولوژی علاقه دارند و راحت‌تر با هوش مصنوعی ارتباط برقرار می‌کنند. دلیلش هم این است که افراد جوان‌تر و نسل Z بیشتر با فناوری آشنا هستند و ممکن است بیشتر به استفاده از هوش‌مصنوعی برای مشکلات روان‌شناسی تمایل داشته باشند. اما افراد مسن‌تر ممکن است بیشتر به روش‌های سنتی عادت داشته باشند و در استفاده از تکنولوژی در موارد خاص کمی مردد باشند. اما این یک قانون قطعی نیست؛ ممکن است فرد مسنی علاقه‌مند به یادگیری چیزهای جدید مثل استفاده از هوش مصنوعی باشد، یا جوانی هم ممکن است خیلی کم‌تجربه باشد و یا کلاً از تکنولوژی دوری کند. انسان‌ها خیلی متفاوت هستند و سن و سال فقط یکی از عواملی است که می‌تواند روی تمایلات‌مان به استفاده از هوش مصنوعی  تأثیر بگذارد.»
قجری با تأکید بر اینکه هوش‌مصنوعی برای مسائل ساده کارسازاست، توضیح می‌دهد: «هوش‌مصنوعی می‌تواند به‌عنوان یک ابزار مکمل برای افراد استفاده شود، اما نمی‌تواند جایگزین تخصص و تجربه انسانی روان‌شناسان شود. در حوزه سلامت روان روان‌شناسان با تخصص و تجربه در زمینه‌های مختلف روان‌شناسی که دارند، می‌توانند تشخیص‌های دقیق و شخصی‌سازی شده و درمان‌های متناسب با نیازهای فردی را ارائه دهند و رابطه انسانی و اعتماد را با بیماران برقرار کنند. با اینکه هوش‌مصنوعی می‌تواند در خیلی از موارد کمک‌کننده باشد، اما نمی‌تواند جای تخصص و تجربه انسانی متخصصان را بگیرد.»  این روان‌شناس و پژوهشگر حوزه سلامت روان، آینده این نوع ارتباطات بین انسان و هوش مصنوعی را بسیار امیدوارکننده می‌داند و می‌گوید: «آینده‌ این ارتباطات، امیدوارکننده ا‌ست. با پیشرفت تکنولوژی، هوش‌مصنوعی می‌تواند یک همدم و مشاور برای خیلی از آدم‌ها در مسائل باشد. شاید هوش مصنوعی در سال‌های آینده بتواند به طور شخصی‌سازی شده هم به نیازهای هر فرد پاسخ بدهد. مثلاً، اگر فردی از اضطراب رنج می‌برد، هوش مصنوعی می‌تواند تمرین‌های خاصی را با توجه به ویژگی‌های آن فرد پیشنهاد بدهد تا بتواند بهتر با اضطرابش کنار بیاید. با این حال، باید توجه داشت که توسعه فناوری‌ها مثل هوش‌مصنوعی باید با رعایت اصول اخلاقی و حریم خصوصی افراد همراه باشد.»

 

خطر وابستگی

«هوش مصنوعی، پدیده‌ جدیدی است، اما چیزی که درباره آن مسلم است و تاکنون به ما ثابت شده این است که گوش دادن، مهم‌ترین مزیتی است که آدم‌ها به آن نیاز دارند.» قجری با بیان این مطلب می‌گوید: «نکته‌ و مزیت مهم دیگر هوش مصنوعی این است که ۲۴ ساعته در دسترس است. فرد هر زمان به صحبت کردن نیاز داشته باشد، آماده‌ گوش کردن است. اما افراد باید حواس‌شان باشد که به گفت‌و‌گو با این روبات وابسته نشوند، چون انسان از طریق همدلی و بازخوردهای عاطفی است که می‌تواند با دیگران ارتباط واقعی برقرار کند، اما اینجا رابطه بر مبنای تبادل اطلاعات صرف شکل می‌گیرد. افراد نباید فراموش کنند که هوش مصنوعی فقط یک ابزار است و باید یاد بگیرند چطور از این ابزار به درستی استفاده کنند. برای افرادی که به سختی احساسات‌شان را بروز می‌دهند، هوش مصنوعی می‌تواند یک شروع باشد؛ مثل پلی که آنها را به سمت صمیمیت و نزدیکی با دیگران هدایت می‌کند. این آگاهی، می‌تواند به آنها کمک کند تا تغییراتی در خودشان ایجاد و روابط بهتری با دیگران برقرار کنند.»
او با تأکید بر اینکه هوش‌مصنوعی نباید جایگزین درمان‌های سنتی شود اما می‌تواند یک مکمل باشد، توضیح می‌دهد: «مثل این می‌ماند که ورزشکاری، علاوه بر تمرینات سختی که مربی به او می‌دهد، از ابزارهای ورزشی مختلف هم کمک می‌گیرد تا عملکردش را بهتر کند. هوش‌مصنوعی می‌تواند به‌عنوان یک ابزار حمایتی، به افراد کمک کند تا مهارت‌های مقابله‌ای را بیاموزند، احساسات‌شان را مدیریت کنند و به مشکلات‌شان به صورت ساختار یافته، نگاه کنند. هوش مصنوعی می‌تواند در مواردی مثل ارائه تمرین‌های آرام‌سازی برای مدیریت استرس و کمک به شناسایی الگوهای فکری و رفتاری ناسالم، ارائه منابع آموزشی و اطلاعاتی در مورد سلامت روان مورد استفاده قرار بگیرد. بازهم تأکید می‌کنم که از این ابزارباید برای مکمل و نه جایگزین استفاده کرد و باید توجه داشت که هوش‌مصنوعی نمی‌تواند جایگزین درمان‌های سنتی روان‌شناسی شود و افراد باید همچنان به دنبال کمک از متخصصان روان‌شناسی باشند.»
این روان‌شناس می‌گوید: «افراد نباید فراموش کنند که اگر احساس می‌کنند در حال گذراندن یک دوره سخت هستند، حتماً به یک متخصص مراجعه کنند. هوش‌مصنوعی می‌تواند کمک کند، اما جایگزین دوست یا درمانگر حرفه‌ای نمی‌شود، هوش مصنوعی صرفاً یک ابزار امید بخش است که می‌تواند به افراد کمک کند تا سلامت روان‌شان را بهتر حفظ کنند. اما باید بدانند که با عقلانیت و آگاهی باید از آن استفاده کنند و همیشه به یاد داشته باشند که در صورت نیاز به کمک حرفه‌ای، این روبات نمی‌تواند پاسخگو باشد.»